تبليغاتX
مهتاب شب - قونیه دیدار میسر و بوس و کنار هم
سفر پنج است : اول به پای ؛دوم به دل ؛ سوم به همت ؛ چهارم به دیدار ؛ پنجم در فنای نفس .
 

رسیدم نمیدونید دیگه نمی تونستم جلوی خودم رو بگیرم باید می اومدم

فردا قرار بود به قونیه برسم اما دیگه خودش کشید

اینم هدیه به شما عزیزان

شادزی

پرسیدند که غریب کیست؟
گفت:
غریب نه آنست که تنش در این جهان غریبست،
بلکه غریب آنست که دلش در تن غریب بود،
و سرش در دل غریب بود.

 

+ نوشته شده در  یکشنبه هجدهم آذر 1386ساعت 22:6  توسط سعیدسعیدی  |