در میان صدا ها و هجا ها کاملاً میتوانی صدای دخترکهای شاد با لباس های بلند و رنگارنگ با موهای بافته و بلند در زیر نور طلایی خورشید سرزمین پارس که با سرودی اهورایی مشغول جمع آوری انگور و چرخش آن برای تهیه شرابی به قدمت تاریخ این سرزمین هستند را بشنون .
هنوز صدای سم اسبان چاپاران که با تعجبل در گذر از تنگه هستند به خوبی به گوش میرسد هر یک حامل پیامی هستند از گوشه ای از سرزمین پارس در چشمانشان هیجان زیادی موج فریب و هر یک عجول تر از دیگری برای رساندن پیغام در مقابل کاخ داریوش صف کشیده اند همان پادشاهی که خدای ر اشکر گذار بود بخاطر آنکه اهورا مزدا اورا سروری داد بر سرزمینی که مردان دلاور و صدیق دارد و اسبانی قوی .......
آری صدای نجوا و شیون زنی را میشنوم در سوگ دخترکش که در طول زمان هنوز بعد از گذشت 7000 سال از تدفین دخترک در این دره طنین انداز است
در میان این هیاهوی صدای برزگران زحمت کش که در حال انبار کردن غله خود در سیلوی پادشاهی هستند نیز کاملاً واضح است
اما گویی ازیکی ازدوستانمان که اینک بر مسندقدرتی تکیه داده اند با انکه میدانم تا کنون به این مکان پای هم ننهادند این صدا ها را با تمام وجود میشویند اما شنیدن انها را انکار میکنند و تمام این حقایق را خیالی خام میدانند.
به حال این دوست سخت ناسف میخورم در برابر قضاوت آیندگان
اما من با تمام وجود این صدا را درک کرده ام و شنیدم و شاید بعد از شنیدن همین نجواهای روحانی بود که قویترو مسرتراز گذشته در این راه گام بر میدارم
درست از مکان آرامگاه کورش کبیر تنگه به خوبی پیداست با منظره ای بسیار زیبا و چشم نواز تنها کافی است در جاده ای خاکی که از روستایی در فاصله5 کیلومتری آرامگاه به نام مبارک اباد است عبور کنی تا به ورودی 700 سال تاریخ تمدن ایران زمین سرزمین پارس برسی در طول تمام این مسیر جاده درست در سمت راست رودخانه ای ادامه پیدا می کند ( البته منظور همان راه شاهی است ) راهی که هیچ مانع طبیعی نتوانست جلوی ساخت آن را بگیرد (اما همان دوستانمان که این روزها خیلی بحث از اوست با دستور تخریب کوه آن راه را بسته گویی میترسد یا نه خجالت میکشد که مردم شاهد کارهای او باشند )
حتی پدران و مادران 2500 سال پیش بر استحکام سنگ خارا نیز پیروز شدند. انرا با مهارتی فوق العاده تراش داده اند تا قدرت خود را برای همیشه در دل این کوه ها ماندگار نمایند گویی داریوش از اتفاقی که قرار بود 2500 سال بعد بیافتد آگاه بوده است . بعد از گذر از گذرگاهی که به دختر بر معروف است چادرهایی در آن سمت رودخانه جلب توجه می کرد که به گفته ای محل استقرار و اسکان نگهبانان و باستان شناسانی بود که به تازگی بقایای کاخی را یافته بودند و در حال برداشتن پرده ای دیگری از اسرار جلال و شکوه باستانی سرزمین پارس بودند خیلی دوست داشتم خود را هر چه نزدیکتر به این سایت باستان ولی به علت آب فراوانی که در اثر بارشهای چند روز گذشته در منطقه بود عبور از رودخانه محال به نظر میرسید لاجرم ادامه مسیر دادیم تا بتوانیم هر چه بیشتر در فضای موجود تنگه در تنگه غرق شویم و سفری داشته باشیم در تاریخ سرزمین پارس ایران زمین
بعد از طی کیلومتر3 از ابتدای جاده علامات سفیدی بر کوه خودنمائی میکرد.خطوطیبا اعداد لاتین که نشانگر سطح ایستابی آب در مرحله ابگیری سد سیوند هستند. از همین نقطه درختان سبز کهن سال محکوم به قطع علامت گذاری شده اند.درختانی بسیار کهن که با تدبیر کاملا زیرکانه سال گذشته بیش از حد از شیره انها برای تهیه سقزاستفاده شده تا حدی که کاملا این سرمایه های ملی خشک شده اند و این راهی است در جهت توجیه گوشه ای از این تخریب بزرگ تخریبی غیر قابل جبران(درخت خشک محکوم به قطع است ) .هر چه در طول تنگه به پیش میرم بر ارتفاع این خطوط افزوده میشود خطوطی که به غیر از انکه درختان جنگلی رانابود میسازد زمینهای کشاورزی را به کام خود میکشاند و شاید به گفته ی همان دوستمان که خود راکارشناس در زمینه ی اب میداند و احداث سد را راهی برای دستیابی به اب وکشاورزی پایدارتر منطقه میداند کسی به اوگوش زد نکرده است که ایا این همه تخریب ارزش انرا دارد که گیریم ما در سال 7000 تن گندم بیشتر تولید کنیم و در قبادل آن 7000سال تاریخ تمدنمان را نابود کنیم.ایرانی همیشه حاضر است و ثابت کرده بارهادرطول همین تاریخ 7000 ساله که برای وطن و تاریخش فرهنگش تلاش اجدادش و هر آنچه که در جای جای این وطن است گشنگی و تشنگی بکشند تمام فشارهای روحی وروانی را تحمل کند اما کس برروی گزینه ی فرهنگیش و اصالتش قلم نکشد.
خطوط سفید رنگ است رنگ صلح اما علائم حک شد بر درختان رنگ خون دارد دوایری قرمز رنگ که به خوبی بر روی تنگه قهوه ای ستبربنه های چند صد ساله نمایان است همچون علامت مرکزی سیبل که تیرانداز رابه هیجان می آوردبرای شلیک هر چه دقیقتر و کاری تر به قلب این درختان .
رودخانه هنوزهم خروشان است همان رودخانه ای که از آبش گل کوزه های 7000 ساله ساخته میشود و صاحبش در همان رودخانه کوزها را پر میگردند و پس از مرگ نیز در همان رودخانه تغسیل داده میشد اما امروزدیگر آن رودخانه شادابی و پاکی تاریخی خود را ندارد و بیشتر سطح ان را خورده های درختان پوشانده که در بالاست به دست جور ستم گری قطع شده اند و در زیرشنهای بلدوزها خورد شده اند و در بین تمام این تخریبها باز هنوز درختانی هستند که سر از اب برافراشته اند تا ثابت کنند که هنوز نیز پس از گذشت سالیان زیاد استقامت ایستادن در برابر هرظلمی را دارند وسبب ان است که هنوز لک لکهای افسانه ای تنگه ی بلاغی و دشت پاسارگاد بر روی همان درختان فرو رفته در اب لانه گزیده اند گویی انها نیز با انکه وجودشان کاملا به این اب وابسته است با این لانه سازی مخالفت خود را با احداث سد اعلام داشته اند.هرچه به پیش میروم سطح ایستابی آب وسیعتر می شود و خط نشانهای اب مرتفع تر گویی این سد برای بلعیدن درختان دره و تاریخ ایران حریص تر میشود.
دیگر که خوبی سد معلوم است استفاده در دهنه ی انتهای تنگه ی بلاغی و در پشت ان هنوز مردم مشغول کشاورزی و دامداری هستند در پشت سد دشتی وسیع واقع شده است که به سمت غرب امتداد و وسعت بیشتری دارد دشتی محصور در بین دو رشته کوه اب با انکه اعلام شده است هنوز دریچه های سد باز است و ابگیری صورت نگرفته است اما قسمت اعظم دشت را پوشانده و قسمتهایی را هم مورد لطف قرار نداده تبدیل به باتلاق کشنده ساخته .یک ردیف درخت بنه کهن سال در مقابل سد قد برافراشته اند در حدود 100 اصله درخت که به همین زودیها انها نیز در زیر اب فرو خواهند رفت.در طول مسیر هر چه که بنگری سفالهای خورد شده به چشم می خورد که بر اثر فرسایش اب به سطح امده اند.
اما با تمام این مسائل و شواهددوستان اعلام میدارند که کارکاوشکاری در منطقه بلاغی به اتمام رسیده است و به قطع هیچ اثر تاریخی دیگری وجود ندارد
پیوست :
کار سیوند به دفتر مقام رهبری کشیده شد...