تبليغاتX
مهتاب شب
 

رسیدم نمیدونید دیگه نمی تونستم جلوی خودم رو بگیرم باید می اومدم

فردا قرار بود به قونیه برسم اما دیگه خودش کشید

اینم هدیه به شما عزیزان

شادزی

پرسیدند که غریب کیست؟
گفت:
غریب نه آنست که تنش در این جهان غریبست،
بلکه غریب آنست که دلش در تن غریب بود،
و سرش در دل غریب بود.

 

+ نوشته شده توسط سعیدسعیدی در یکشنبه هجدهم آذر 1386 و ساعت 22:6 | Donbaleh Balatarin

 

 

+ نوشته شده توسط سعیدسعیدی در یکشنبه هجدهم آذر 1386 و ساعت 0:5 | Donbaleh Balatarin
 

انسان های بزرگ، آن ها که رفتارها و کردارها و آثارشان در زمينه ی مسايل فرهنگی و اجتماعی نتايجی به نفع فرهنگ يا زندگی انسان ها داشته است، حتی اگر در روستايي کوچک در گوشه ای از جهان به دنيا آمده باشند متعلق به بشريت و کل جهان اند، چرا که دهش های آن ها راه ها و رسم های نوينی را برای همه ی جهانيان بوجود آورده است.

يکی از اين انسان ها مولانا است. او در بلخ، واقع در شمال شرقی بخشی از سرزمين ايران، به دنيا آمده، در مهاجرت خود به طرف غرب، در شهرهای مختلف ايران و ترکيه زندگی کرده، و در قونيه ساکن شده است. و اگرچه او چندين قرن پيش در اين نقطه چشم از جهان فرو بسته است اما زندگی ادبی و فرهنگی او تا به امروز ادامه داشته است.  دهش های فکری او، که در قالب زبان پارسی به ما به ارث رسيده، اکنون ميراثی بشری بشمار می آيد.

متاسفانه مدتی است که کشور ترکيه مولانا را به عنوان شخصيتی ترکيه ای اعلام کرده  و در فستيوالی  که چند سال است برای بزرگداشت او در قونيه برگزار می شود ترجمه هايي را که از شعرهای او به زبان های مختلف دنيا منتشر کرده اند «ترجمه از اصل ترکی» معرفی کرده اند. حتی شنيده شده که در اين فستيوال زبان مادری او و يا زبان شعری اين شخصيت بزرگ پنهان می شود. و اين در حالی است که بر همه ی فرهنگ دوستان و اهل ادب روشن است که شعرهای مولانا به پارسی بوده و جزو گنجينه های ادبی اين زبان شناخته می شود و منکر شدن آن و يا پنهان کردن آن شايسته کسانی نيست که می خواهند مولانا را قدر بدانند و تفکر او را ارج گذارند.

اگرچه اين وظيفه ی سازمان ميراث فرهنگی ايران است که در ارتباط با اين مسايل اقدامی انجام دهد اما ما نه تنها شاهد هيچ اقدامی در اين مورد نبوده ايم  بلکه ديده شده که عده ای متعصب در حکومت ايران مولانا را کافر دانسته و گفتن و نوشتن از او را کفر به حساب می آورند. به اين دليل ما، دوستداران فرهنگ ايران و جهان، وظيفه ی خود می دانيم که به اين وسيله نسبت به رفتار مسئولين فستيوال ترکيه اعتراض کرده و اعلام کنيم که پنهان کردن بخشی از زندگی  يک فيلسوف و شاعر و اديب جهانی، به خاطر تعصبات قومی يا مذهبی يا ملی، و يا هر دليل ديگری، به طور قطع زيان هايي جدی برای فرهنگ جهانی خواهد داشت.

در آغاز قرن بيست و يکم انتظار می رود که لااقل در زمينه های فرهنگی، پايه و اساس هر کاری  بر شفافيت و عرضه ی اطلاعات درست باشد.

با مهر و احترام

بنياد ميراث پاسارگاد  

 www.pasargadfoundation.com

 

متن انگليسی اين نامه در روز اول فستيوال به مسئولان فستيوال قونيه تحويل داده خواهد شد

شما نيز، اگر با متن اين نامه موافق هستيد،  در هر کجايي هستيد آن را برای اين فستيوال بفرستيد

پيوند به متن انگليسی

 

+ نوشته شده توسط سعیدسعیدی در شنبه هفدهم آذر 1386 و ساعت 13:21 | Donbaleh Balatarin

 

گفت: هر که سفر زمین کند پای آبله شود، و هر که سفر آسمان کند دل آبله شود.

ابوالحسن خرقانی 

عافیت در تنهائی یافتم
و سلامت در خاموشی

ابوالحسن خرقانی

به دريايی در افتادم كه پايانش نمی بينم
به دردی مبتلا گشتم كه درمانش نمی دانم


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط سعیدسعیدی در جمعه شانزدهم آذر 1386 و ساعت 19:54 | Donbaleh Balatarin
 

امروز این نوشته رو در وب لاگ پرواز با پروانه دیدم که لطف فراوانی به من دارند

خوندم یاد خرقان کردم و ابوالحسن خرقانی

 خواستم این رو شما هم بخونید این جمله اول کتابی است با نام نوشته بر دریا

اثر استاد محمد رضا شفیعی کدکنی

،بر همه چیز کتابت بُود
مگر
بر آب
،و اگر گذر کنی بر دریا
از خونِ خویش
بر آب
کتابت کن
تا آن کز پی تو در آید
داند که
عاشقان و
مستان و
سوختگان رفته اند

 

+ نوشته شده توسط سعیدسعیدی در چهارشنبه چهاردهم آذر 1386 و ساعت 14:22 | Donbaleh Balatarin
 

شهری کاملا توریستی و زیبا با کوههای منحصر به فرد در عین حال گران

حدود ۲۵۰ کیلومتر دیگر به قونیه باقی نمانده و هر روز که میگذرد عطشم برای

رسیدن بیشتر میشود

 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط سعیدسعیدی در سه شنبه سیزدهم آذر 1386 و ساعت 18:53 | Donbaleh Balatarin
 

 امروز این ایمیل رو دریافت کردم  همینجوری گفتم شما  دوستان عزیز هم در جریان باشید

من هرچی فکر کردم این برخی عزیزان رو توی زندگی خودم پیدا نکردم

متولدين دی: تعدادي از متولدين تقريبا دنيا ديده اين ماه با بي محبتي و بي توجهي برخي از عزيزان روبرو شده اند و همين مسئله آنها را غمگين و گوشه گير ساخته است. ضمن اينکه به اين عده توصيه مي شود با مشغوليات مختلف از جمله مطالعه سرزدن به دوستان، انجام کارهاي سبک و دوري از فکر کردن بسيار خود را از انزوا خارج سازند و در تغيير فضاي زندگي خود نيز بکوشند.

+ نوشته شده توسط سعیدسعیدی در سه شنبه سیزدهم آذر 1386 و ساعت 10:59 | Donbaleh Balatarin

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط سعیدسعیدی در دوشنبه دوازدهم آذر 1386 و ساعت 13:14 | Donbaleh Balatarin
 

نمیدونم چی باید بگم الان تازه فهمیدم که راه رو اشتباه رفتم و به جای ساگیلان به سارکیسلا رفتم

چیزی نمی تونم بگم به غیر از اینکه خنده داره

امروز روز خیلی خوبی برای دوچرخه سواری به نظر می اومد اما وقتی وارد جاده شدم

اوضاع کاملا تغییر کرد ۳۰ کیلومتر سربالایی همراه با بادی که از مقابل می وزید

خیلی کشنده بود خیلی زیاد تابلو جاده نشون میده ۱۲۰ کیلومتر دیگه تا قیصریه

راه باقی مانده

 

  دیگه امروز نمی تونم دوچرخه سواری کنم چون باران شروع به باریدن کرده

و هوا کاملا در این ساعت روز تاریک شده

 

این هم یه عکس از خودم البته با توجه به اینکه باید اعلام کنم امروز در دمای

منهای ۹ درجه دوچرخه سواری کردم

به سرعت تونستم در این شهر دوستان جدیدی پیدا کنم و با کمک اونها

تونستم در بهترین هتل شهر با یک قیمت خیلی مناسب اتاق بگیرم

+ نوشته شده توسط سعیدسعیدی در شنبه دهم آذر 1386 و ساعت 17:19 | Donbaleh Balatarin
 

بعد از کلی بیچارگی که در اتوبوس کشیدم بالاخره به سیواس سرد رسیدم

همیشه من ماجراها داشتم با اتوبوس ماجراهایی که همیشه برام جالب نبوده

اینبار هم نزدیک ۲۶ ساعت اتوبوس خراب شد و در یک رستوران بین راهی مجبور به توقف

شدیم اونم در شرایطی که اصلا نمی شد از رستوران خارج شد

بالاخره تموم شد و به سیواس رسیدم

تونستم دوستان خوبی در سیواس پیدا کنم که بچه های خیلی خیلی خوبی هستن

با کمک اونها الان در یک مهمانسرا اتاقی دارم وقصد دارم امروز رو هم در سیواس بمونم

و با دوستان جدیدم کشتی در شهر بزنم

دوربینم نمیدونم چی شده نمی تونم عکسهام رو به کامپیوتر منتقل کنم

نمیدونم چکار باید بکنم کسی اگر میتونه کمک کنه خوشحال میشم و ممنون

روشش رو بهم بگه عکسها در دوربین قابل دیدن هست اما وقتی به کامپیوتر وصل میکنم

چیزی نیست

شماره موبایل من در ترکیه :۰۰۹۰۵۳۴۴۰۲۷۱۶۳

 

نمی دونید چقدر این آذرگان به من چسبید در این سرمای ترکیه

+ نوشته شده توسط سعیدسعیدی در جمعه نهم آذر 1386 و ساعت 10:9 | Donbaleh Balatarin