تبليغاتX
مهتاب شب

 

 

گروه کشی  فدراسيون همبستگی کشورهای اسلامی  در مورد نام خليج پارس

و سکوت حکومت ايران

 

مردم گرامی ايران، در سراسر جهان

         خبری ناخوش به دست ما رسيده است که ضرورت دارد توجه بلافاصله ی شما را به آن جلب کنيم.

همانطور که می دانيد، مدتی است اعلام شده که بزودی «بازی‌های کشورهای اسلامی» ـ که نوعی «المپيک اسلامی» محسوب می شود ـ در تهران انجام گرفته و ايران ميزبان ورزشکاران کشورهای اسلامی خواهد بود.

بنا بر گزارش های رسيده از ايران، روز گذشته، و در اين ارتباط، آقای بشير طرابلس، رییس، و آقای محمد صلاح قذردر، دببرکل فدراسيون همبستگی «کشورهای اسلامی» (آی.اس.اس.اف) که به اتفاق همراهان خود، به منظور بررسی مقدمات اجرای اين مسابقات به تهران رفته، در ديدار خود با معاون رئيس جمهور و  رييس سازمان تربيت بدنی کشور، پيامی را از جانب کشورهای عربی تسليم اين مقامات کرده که طی آن به  مقامات ورزشی ايران اطلاع داده است: «کشورهای عربی مشترکاً خواستار آن شده اند که در همه ی بروشورها، تصاویر و نقشه‏ها و پوسترها و همچنین مدال‏های اين بازی‌ها نام خليج پارس بصورت «خليج» و  يا «خليج عربی» ذکر شود.»

آقای بشير طرابلس، در مقابل اعتراض مقامات ورزشی ايرانی با لحنی تهديدآميز به آنها گفته است که در صورت گرفتن تصميم برای به ‌کارگیری نام خلیج‏ پارس، کشورهای عربی در بازی‌های تهران شرکت نخواهند کرد و به اين ترتيب انجام اين مسابقات بين الملل اسلامی منتفی خواهد بود.

بنظر می رسد که اين «گرو کشی» علنی کشورهای عربی (که اکثريت کشورهای اسلامی را تشکيل می دهند) مقامات حکومت اسلامی را بکلی غافلگير کرده و به همين دليل، پس از جلسه ی روز گذشته و ابلاغ اين پيام تحقير آميز، هيچ يک از مقامات حکومت اسلامی تا کنون کمترين اشاره ای به خواست فدراسيون کشورهای اسلامی نداشته و در اين مورد سکوت کرده اند.

البته، و خوشبختانه، خبرهای رسيده از ايران حاکی است که خواست تحکم آميز فدراسيون کشورهای مزبور ورزشکاران ما را به شدت رنجيده و آن ها مصمم شده اند در هيچ مسابقه ای با اين شرط شرکت نکنند.

بهر حال، اکنون پرسش آن است که واکنش دولت ايران چه خواهد بود. آيا تن به اين خفت بزرگ داده و نام خليج پارس را قربانی حفظ روابط خود  با «کشورهای اسلامی» خواهد کرد و يا خواهد کوشيد اين خواست غير قانونی و غير منطقی را پاسخی درخور دهد؟

بايد توجه داشت که دولت های عربی کاملا  از اشتياق مقامات جمهوری اسلامی برای داشتن جایی در ميان خود آگاهند و برای مقاصد خود در مورد تصاحب ميراث های فرهنگی، تاريخی و طبيعی ايران به خصوص خليج فارس، از در جديدی وارد شده و دست به گروکشی و باج خواهی زده و حکومت اسلامی را بر سر دو راهی مهمی قرار داده اند و تصميم ها و رفتارهای اين حکومت در آينده نشان خواهد داد که رهبران فعلی کشور تا کجا آماده اند منافع و دارایی های مردم  ايران را قربانی خواست های خود کنند.

کميته ی بين المللی نجات پاسارگاد، وظيفه ی خود می داند که در اين لحظات حساس توجه مردم شريف ايران را به اين مسئله ی سرنوشت ساز جلب کرده و خاطرنشان سازد که اينک بزنگاه مهمی در فرا راه کشورمان قرار دارد که در آن مالکيت، حيثيت و هويت تاريخی کشور و مردمان آن در خطر قرار گرفته است و لازم است نسبت به آن صدای اعتراض خود را بلند کرد.

دولت ايران اکنون بايد نشان دهد که در اين گروکشی تا کجا پيش می رود و ملت ايران نيز بايد عزم خود را در حفظ ميراث ها و دارایی های خود بيش از موارد ديگر آشکار سازد.

از سوی کميته بين المللی نجات پاسارگاد

شکوه ميرزادگي

28 آوريل 2009

+ نوشته شده توسط سعیدسعیدی در چهارشنبه نهم اردیبهشت 1388 و ساعت 4:50 | Donbaleh Balatarin
 

 

 

محمد صالحی زاده يکی از همراهان کميته نجات پاسارگاد در پی ديداری از سد سيوند و افراد مطلع  امروز به ما گزارش داد که به احتمال بسيار زياد «سد سيوند تعطيل می شود»

او نوشته که: پس  از گذشت 2 سال از شروع کار سد سیوند با همه ی تلاش های پيمان کارهای سد روشن شده که آب گیری اين سد نا موفق بوده است . صالحی زاده  اضافه می کند که يکی از متخصصين در آن منطقه که نخواسته نامش فاش شود می گويد: «وجود آب های زیرزمینی که از زیر سد می گذرد آب گیری اين سد را غیر ممکن ساخته. در اين مدت حتی با تزریق سیمان به درون آن موفق به مسدود کردن راه های گريز آب نشده اند و آب جلوی سد  به زمين فرو می رود»

صالحی زاده می افزايد که: به همين دليل ناظران در اين منطقه معتقدند که با وجود اين مشکلات و بی بهره بودن اين سد زمزمه هایی جدی از تعطیل شدن همیشگی آن به گوش می رسد . بايد توجه داشت که کارشناسان و همکاران کمیته نجات پاسارگاد، و متخصصينی ديگر در ايران بارها بروز انواع مشکلات و ناکارآمدی های این سد را متذکر شده بودند. هم اکنون نشانه های روشن اين پی آمدها را می شود در  بالا آمدن رطوبت در دشت پاسارگاد ، نابودی محیط زیست آن منطقه ، درختان و گونه های مختلف گیاهی، خشک شدن دریاچه ی بختگان ، مرگ و میر پرندگان و دیگر آبزیان در این دریاچه به روشنی ديد. با اين حال تعطيل اين سد ممکن است اين امکان را بوجود آورد که از ضايعات بيشتر جلوگيری کرد.

www.savepasargad.com

+ نوشته شده توسط سعیدسعیدی در شنبه پنجم اردیبهشت 1388 و ساعت 1:17 | Donbaleh Balatarin

 

saeedsaeedi

بنای يادبود يک بی خردی بزرگ

بر صفحات تاريخ همه ی ملت های جهان، نام مردمان به خاطر کارهايي که در سطح اجتماعی انجام می دهند، چه نيک و چه بد، ثبت می شود: با خطوطی روشن يا تيره.  نام زنان و مردان نيک کردار چونان چراغی هميشه فروزان مسير تاريخ بشری را روشن می کند و عطر جاودانگی بخود می گيرد، و نام بد کرداران تاريخ، به هر مناسبتی  چون سايه از ميان گرد و غبار رخ می نمايد  و لعنتی ابدی را برای خود می خرد.

و چنين است که می بينيم در سراسر جهان بناهای يادبود زيادی نيز به نام مردمان نيک و بزرگ برپا است؛ يا بناهای يادبودی که برای جاودان کردن خاطره ی لحظه های مهم و سازنده ی يک ملت ساخته می شوند: لحظه های بزرگ تاريخی که خبر از مقاومتی انسانی می دهد، يا از رسيدن ملتی به استقلال و آزادی ياد می کنند. بناهايي که حتی اگر در جنگی، در انتقامجويي نامردمانی، و حتی در اثر باد و باران و خشم طبيعت لطمه ای ببينند ديگر باره، به همت مردمان مشتاق، مرمت و باز سازی می شوند.

بناهايي نيز در جهان وجود دارند که برای يادبود دردی و زخمی و آزاری  بنا شده اند؛ بناهایی همچون يادبودهای جنگ ها و يا بيدادگری ها، با اين وظيفه که تصوير بيدادها را، برای عبرت آيندگان يکجا در حافظه ی مردمان زنده نگاه دارند. 

 سد سيوند يکی از اين بناهاست که اگرچه با عنوان «يادبود» ساخته نشده اما بی شک يادبود يکی از بيدادگری های فرهنگی تاريخ معاصر ما خواهد بود. اکنون دو سال از سی ام فروردين 86 می گذرد، روزی که دولت آقای احمدی نژاد به همراهی معاون و رييس سازمان ميراث فرهنگی اش، بدون توجه به هشدارهای مستند کارشناسان در مورد لطمه ها و زيان های آبگيری نابخردانه سد سيوند، و بی اعتنا به مخالفت هزاران هزار مردم فرهنگ دوست در سراسر جهان، و هشدار حقوقدان ها، دست به عملی غير اصولی، غير ملی، و غير فرهنگی زد. ما در اين دو سال شاهد آن بوده ايم که آبگيری سد سيوند موجب چه بلاهايي  در منطقه ی اطراف خود شده است؛ از خشکيدن و سوختن تالاب های بختگان و کر گرفته تا نابودی کیلومترها از زمين های کشاورزی و هزاران هزار درخت کهن، از تأثير رطوبت بر آثار باستانی منطقه، و به ويژه آرامگاه کورش بزرگ، گرفته تا به زير آب رفتن منطقه ی باستانی دشت بلاغی. در اين ميان، سد سيوند و آب انبار شده ی پشت آن بی هيچ سودمندی اقتصادی بيهوده مانده اند.

به اين ترتيب، سد ويرانگر سيوند می تواند  يکی از بناهای يادبودی باشد که خاطره ای تلخ را در ارتباط با مسايل فرهنگی و  سياسی کشورمان با خود دارد.  

چهار سال پيش، ما، در کميته ی نجات پاسارگاد، پيشنهادی را مطرح ساختيم مبنی بر اينکه سد سيوند آبگيری نشود و همانگونه که هست به صورت محلی برای بازديد جهانگردان درآيد تا، علاوه بر نجات ميراث تاريخی و فرهنگی منطقه، از محل درآمد حاصل از اين بازديدها همه ی هزينه های خود را بپردازد و، در عين حال، گردشگرانی که به ديدن آن می آيند به ياد آورند که اين سد در پی تصميمی خردمندانه و به منظور حفظ آثار مهم تاريخی و طبيعی سرزمينی نيمه تمام مانده است.*   

و اکنون، در دومين سالگشت آبگيری سد  سيوند،  کميته ی بين المللی نجات پاسارگاد خطاب به اولين دولت مردمی و واقعی که در آينده بر سر کار خواهد آمد پيشنهاد می کند تا  سد سيوند را از آب خالی کرده و از آن به عنوان بنای يادبودی استفاده کنند.  بنای يادبودی که يادگار و نمودگار دورانی باشد که طی آن مردمانی فرهنگ دوست و علاقمند  برای جلوگيری از آبگيری آن، در مقابل ويرانگران ايستادند،  تا بخش هايي از ميراث فرهنگی، تاريخی و طبيعی بشريت را نجات داده باشند؛ مردمانی که متاسفانه مخاطب شان دولتمردانی بدکردار و ويرانگر بودند.

 

ما اميدواريم در فردايي نه چندان دور، بنای يادبود سيوند، هر روز و هر لحظه، به همه ی گردشگرانی که از مقابل آن گذشته و از آن بازديد می کنند  نام ويرانگران تنگه بلاغی، تالاب بختگان، تالاب کر، درختان قطع شده کهن و زمين های سوخته کشاورزی را لعنت کنان تکرار  کند. و البته همين بنای يادبود بازگوينده ی اين نکته نيز خواهد بود که ايرانيان به عنوان انسان هايي با فرهنگ چنين سد ويرانگری را نيز حفظ کرده و آن را به صفحات تاريخ سپرده اند تا نمونه ای  روشن برای آيندگانی باشد که در راستای نگاهداری و نگاهبانی از ميراث فرهنگی و طبيعی سرزمين شان خواهند کوشيد.

با مهر و احترام

شکوه ميرزادگی

کميته بين المللی نجات پاسارگاد

14 آوريل 2009

+ نوشته شده توسط سعیدسعیدی در سه شنبه بیست و پنجم فروردین 1388 و ساعت 22:50 | Donbaleh Balatarin

پيشنهاد بنياد ميراث پاسارگاد به يونسکو

برای ثبت چهارشنبه سوری در ميراث معنوی جهانی

 

5 فوريه 2009

عالیجناب مدیرکل سازمان آموزشی، دانشی و فرهنگی سازمان ملل متحد

یونسکوپاریس، فرانسه)

رونوشت سازمان های ميراث جهانی، و اداره مرکزی سازمان ملل

موضوع: پیشنهاد ثبت «چهارشنبه سوری» در ميراث معنوی جهانی Intangible Heritage 

 

آقای عزيز

      با توجه به نگرانی های سازمان يونسکو درباره ی نابودسازی ميراث های فرهنگی جوامع مختلف که موجب پيدايش فکر ثبت آثار معنوی جهان گرديده است، و از آنجا که وقتی نابودکنندگان اينگونه آثار دولت هایی باشند که کشورخود را در سازمان يونسکو نمايندگی می کنند، چاره ای جز اين باقی نمی ماند که مردم و سازمان های غير دولتی آنها در اين مورد اقدام کرده و در راستای جلوگيری از نابودی ميراث معنوی خويش اقدام کنند.

      همانطور که يقيناً خود توجه داريد و بنياد ما نيز بارها به شما اطلاع داده است، دولت اسلامی ايران، علاوه بر بی توجهی نسبت به ويرانی های روزافزون ميراث تاريخی و طبيعی ايرانزمين، با بی اعتنایی به ميراث های معنوی و فرهنگی پيش از اسلام، در امر ثبت ميراث فرهنگی (فيزيکی و معنوی) نيز دست به اعمال تبعيض های مذهبی و عقيدتی گسترده ای زده و نه تنها در ارائه ميراث فرهنگی ـ ملی غير مذهبی ما و کوشيدن در راستای افزوده شدن آنها به فهرست ميراث جهانی غفلت می کند بلکه گاه راه را بر مطرح کردن اينگونه پيشنهادها نيز می بندد.

      يکی از اين ميراث های فرهنگی که به شدت مورد بی مهری دولت قرار گرفته جشن سنتی و کهن ايرانی «چهارشنبه سوری» است؛ جشنی که همراه با آيين های خاص خود و به خاطر ارزش های شادی آفرينش در آغاز بهار و در آستانه ی بزرگترين جشن ايرانيان، نوروز، قرن هاست که مورد علاقه مردم اين سرزمين بوده است. و سی سال است که دولت ايران نه تنها چهارشنبه سوری را به رسميت نشناخته بلکه در از بين بردن آن و آزار مردمان به خاطر برگزاری آن کوشا بوده است.

      بنياد ميراث پاسارگاد، به عنوان اولين نهاد غير دولتی بين المللی که از سوی جمعی از فرهنگ دوستان در سراسر جهان و  برای حفظ ميراث فرهنگی و طبيعی ايرانزمين بوجود آمده، به جبران غفلت های غير اصولی و غير قانونی دولت ايران در ارتباط با ميراث فرهنگی ايرانزمين، امسال نيز چون سال گذشته، درخواست ثبت معنوی يکی ديگر از آيين های ملی ايران را به يونسکو می فرستد.

      ما آگاهيم که مقررات يونسکو ايجاب می کند که به جای شنيدن صدای مردمان يک سرزمين به صدای دولت ها توجه شود اما مسلماً خود تصديق خواهيد کرد که اين روند برای کشورهايي چون ايران که دولت بازتاب دهنده ی صدای مردمان نيست کاملا غيرعادلانه است. در نتيجه، همان گونه که تا کنون تلاش کرده ايم، مايليم که اين بار نيز صدای مردمان سرزمين مان را در ارتباط با ميراث فرهنگی خود به گوش شما برسانيم و همچنان اميدوار باشيم که وجدان های بيدار شما و مردمان فرهنگ دوست جهان اجازه ندهند که ميراث فرهنگی ما گرفتار تبعيض های عقيدتی و مذهبی شود.

با مهر و احترام

دکتر تورج پارسی، مسئول بخش تاريخ بنياد ميراث پاسارگاد

شکوه ميرزادگی، مسئول امور اجرايي بنياد ميراث پاسارگاد

www.savepasargad.com


+ نوشته شده توسط سعیدسعیدی در دوشنبه دوازدهم اسفند 1387 و ساعت 12:28 | Donbaleh Balatarin
از سوی بنياد ميراث پاسارگاد
سال 1388 خورشيدی سال ميراث فرهنگی و طبيعی اصفهان نام می گيرد


بنياد ميراث پاسارگاد، بنا بر سنت هر ساله خود، در آستانه ی فرا رسيدن بهار وسال نوی 1388 خورشيدی، (2548 پاسارگادی) امسال را «سال ميراث فرهنگی و طبيعی اصفهان» می نامد تا نظر ايرانيان و همه ی فرهنگ دوستان جهان را نسبت به ستمی که بر اين شهر تاريخی، اين نصف جهان زيبا، می رود بيش از پيش جلب کند.
متاسفانه، در سال های اخير، و به ويژه در سال گذشته، علاوه بر بی توجهی های عمدی و غيرعمدی دولت و مسئولين سازمان های ميراث فرهنگی و محيط زيست ايران نسبت به کل ميراث بشری اين سرزمين، سايه ی سياه اين ويرانگری ها برشهر اصفهان، شهر زيبای پل های منحصر بفرد و گنبدهای فيروزه ای ايرانی، افتاده است. همه ی گزارش ها نشان دهنده ی آن است که ميراث تاريخی و فرهنگی اصفهان ـ که بخشی از آن جزو ميراث جهانی و بشری محسوب می شود ـ به شدت در آستانه ی ويرانی قرار گرفته؛ و اين فاجعه ای است جبران ناپذير که سکوت و بی توجهی نسبت به آن شايسته ی انسان متمدن امروز نيست.
بايد بياد داشته باشيم که انسان پيشرفته ی امروز به تجربه دريافته است که تنها اهميت دادن به مجموعه ای از ارزش های گرانمايه ی بشری می تواند تفاوت معنوی و شگرف او را نسبت به انسان دوران وحش و خارج شونده از ظلمات قرون وسطی آشکار سازد.
اين ارزش ها از آزادی و صلح و حقوق بشر گرفته تا مبارزه با تبعيض های نژادی، مذهبی، جنسيتی، فقر، بی عدالتی، و بالاخره کوشش در راستای حفظ و اهميت ميراث های فرهنگی و طبيعی است که دست آورد سرفرازانه ی او را در طول تاريخ تکاملش نشان می دهند. انسان امروز، با اين که به داشتن بالاترين تکنولوژی های طول تاريخ مغرور است، به خوبی دريافته که بهره وری از اين تکنولوژی ها تنها در سايه ی درک ارزش های فرهنگی بشری و امکان دادن به تبادل اين ارزش ها در بين ملت های جهان امکان پذير است و بس.
و چنين است که ميراث های فرهنگی، تاريخی و طبيعی همه ی جوامع اکنون در زمره ی سرچشمه های ارزش های فرهنگی و دست آوردهای معنوی مردمان جهان قرار گرفته و حفظ و نگاهداری از آن ها از وظايف و حقوق مسلم و جدی هر انسان متمدنی است.

بر اساس اين واقعيت های آشکار، و نيز به احترام شروع سال نوی ايرانی، که نماد انسانی، زيبا و روشن ارزش های زنده و شفاف فرهنگ سرزمين ايران است، و با توجه به نياز شديدی که برای تشويق همگان به کوشش در راستای حفظ و نگاهداری ميراث در خطر شهر زيبای اصفهان وجود دارد، بنياد ميراث پاسارگاد از همگان می خواهد تا در سراسر سال 1388، با هر امکان و وسيله ای که در اختيار دارند، در آگاه سازی مردمان و بسيج همگانی برای نگاهبانی و نجات اين ميراث با ارزش و جهانی پيشقدم شوند.
همچنين، اين «بنياد» و کميته ی وابسته به آن ـ «کميته ی نجات پاسارگاد» ـ اعلام می دارند که آمادگی دارند تا همه ی دادخواست ها و درخواست های سازمان ها، افراد و گروه هايي را که به اين مهم ياری برسانند در مراجع و رسانه های بين المللی منعکس سازند.
با آرزوی اين که سال نوی ايرانی، به عنوان سالی که در آن ملتی برای حفظ ميراث های فرهنگی و طبيعی خويش به پا خواسته است، در تاريخ سرزمين مان بدرخشد و اين نسل را در برابر نسل هایی که خواهند آمد و سند هويت شان را در همين ميراث ها جستجو خواهند کرد سرفراز سازد.
با مهر و احترام
شکوه ميرزادگی
مسئول امور اجرايي بنياد ميراث پاسارگاد
20 فوريه 2009 (اسفند 1387ـ 2547 پاسارگاد)
www.savepasargad.com


+ نوشته شده توسط سعیدسعیدی در جمعه نهم اسفند 1387 و ساعت 0:43 | Donbaleh Balatarin


+ نوشته شده توسط سعیدسعیدی در پنجشنبه پنجم دی 1387 و ساعت 11:55 | Donbaleh Balatarin

 
 
جشن آذرگان فرخنده باد
جشن ها برآیند کار و ابادانی هست و آبادانی روشنایی است
ای خرامنده سر تابان ماه            روز آذر می چو آذر خواه
شادمان کن مرا به می که جهان       شادمان شد به فر دولت شاه
مسعود سعد سلمان
 
+ نوشته شده توسط سعیدسعیدی در سه شنبه پنجم آذر 1387 و ساعت 18:41 | Donbaleh Balatarin



نگرانی مردم محلی برای سرقت آثار کشف شده در سنندج

 

فرستنده: آسو صالح، کردستان

اخيرا در حین عمليات تعريض جاده مسير شهرک حسن آباد- سنندج ، 5 قبر تاریخی کشف شدند.

مسئولان سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري کردستان طبق کارشناسی های اولیه، قدمت این قبرها را 3 هزارسال تخمین زدند. در اين قبرستان كه مردگان به صورت چمباتمه‌اي دفن شده اند، اشيائي همچون نيزه هاي جنگي، دست بند مفرغي و کاسه هاي سفالي نيز يافت شده اند.

 

شاهدان عینی که در ساعات ابتدایی کشف این گورها قادر به دیدن آنها شدند، اظهار می دارند که یکی از این قبرها مربوط به یک پادشاه می باشد. این جسد به صورتی که می بينيد و سالم در یک تابوت قرار داده شده که لایه ی بیرونی آن را سرب و ساروج و لایه ی داخلی آن طلاکاری شده است. طول این تابوت دقیقاً به اندازه ی طول بدن جسد می باشد. در کنار سر این جسد یک(یا دو) جعبه ی طلایی و با محتویات اشیایی از جنس طلا، در کنار آن یک نیزه و در روی سینه و میانه ی بدن آن دو شیه، یکی به شکل ماهی و دیگری به شکل عقاب قرار دارند. روی این دو صفحه کلماتی به زبان میخی حک شده است. همچنین در پشت سر جسد و بر دیواره ی تابوت، تصویری حک شده است.

نکته ی قابل توجه در این جسد، سالم بودن جسم است. این جسد حتی به شیوه ی مومیایی های کشف شده در پارچه ی قرار داده نشده و با این وجود تمام نقاط آن کاملاً سالم مانده اند.

تصاویر مربوط به چهار جسد دیگر در تلویزیون محلی کردستان پخش شده، اما تصویر مربوط به این پادشاه تاکنون در تلویزیون جمهوری اسلامی و شبکه ی محلی کردستان پخش نشده است.

به گفته ی مردم محلی، با توجه به اینکه سرقت آثار تاریخی کردستان همواره از سوی مسئولین نظام صورت گرفته است، این نگرانی وجود دارد که این جسد نیز همچون موارد دیگر به سرقت برود.

قبرستان کشف شده در فاصله 500 متري تپه باستاني زاگرس سنندج قرار دارد که در فهرست آثار ملي ثبت شده است .

سه شنبه 28 آبان 1387

 www.savepasargad.com

 

+ نوشته شده توسط سعیدسعیدی در چهارشنبه بیست و نهم آبان 1387 و ساعت 18:22 | Donbaleh Balatarin

 

به پاس معجزه ی انسان مدارانه اش

 

بيانيه کميته ی بين المللی نجات پاسارگاد به مناسبت 29 اکتبر، روز کورش بزرگ

 

22 اکتبر ـ 2 نوامبر (6 تا 12 آبان)

اکتبر 2008

          کميته ی بين المللی نجات پاسارگاد امسال نيز، همچون سال های گذشته، همگان را برای بزرگداشت کورش بزرگ، مبتکر حقوق بشر، در روز 29 اکتبر، فرا می خواند.

اين روز از آنجا برای ما اهميت دارد که که کورش بزرگ، در آن،  اولين سخنان خود  را درباره ی آزادی مذاهب، آزادی محل زندگی، الغای برده داری، و برقراری صلح و آشتی بيان داشته است، سخنانی که در نوروز همان سال بر استوانه ای گلين نشست، و از گذرگاه هزازه ها و قرون گذشت تا اکنون، به عنوان اثری نادر و قابل تحسين زينت بخش موزه ی بريتانيا شود و چنان فرازی از تاريخ تمدن بشری را نمايان سازد که  سازمان ملل متحد نيز يک نسخه از آن را، همچنان به عنوان «اولين منشور حقوق بشر جهانی»، در ميان دو در ورودی تالارهایی به تماشا بگذارد که در آنها سياست مداران جهان به شور و گفتگو درباره ی اوضاع صلح و جنگ جهانی می پردازند. و  اين محل از آن رو انتخاب شده تا نمايندگانی که وارد تالارها می شوند همواره به ياد آورند که در بيش از دو  هزار و پانصد سال قبل، در دورانی که جهان در هراس جنگ و خشونت و بردگی و بيگاری و تبعيض های مذهبی می سوخت، رهبر سياسی يکی از سرزمين های آزاد و مقتدر جهان سخن از آزادی و آشتی بين ملت ها و نژادها و مذاهب گفته و، در واقع، بازگوينده ی فرهنگ درخشان و خردگرايي بوده است که مردمان سرزمين اش به آن باور داشته و او را در گهواره ای چنين شکوهمند و انسانی پروريده اند.  

و جای بسيار دريغ است که اکنون، در آغاز قرن بيست و يکم، بر سرزمين مان سياست مدارانی  بی خبر حکم می رانند که نه تنها  هنگامی که پای در سازمان ملل می گذارند سری به اين نشانه ی با ارزش ايرانی ـ بشری نمی زنند، بلکه به راحتی فرمان به آب بستن شهر و زادگاه گوينده آن را صادر می کنند و به عمد و آگاهانه در تخريب آرامگاه او می کوشند. 

اما در جاودانگی انسانی و بزرگی خردمندانه ی کورش همين بس که ـ با همه ی بی توجهی ها و ستيزه جويي هايي که حکومت ايران و وابستگانش در راستای پنهان داشتن و محو ارزش های او به عنوان يک رهبر سياسی و، مهم تر از آن، به عنوان يک رهبر فرهنگی به کار می برند، و با همه ی بی اعتنايي هايي که در مورد شناساندن منشور او به جوانان ايران می شود ـ اکنون، پس از دو هزار و پانصد و چهل و هفت سال، گفته های او، چه به عنوان گفته هاي بشردوستانه يک انسان والا، و چه به عنوان رهنمودهای رهبری هدايت گر به سوی تمدنی انسان مدار، همچنان در جهان امروز مطرح و شنودنی است. و آرامگاه او، که آگاهانه در دست تخريب روز افزون حکومت است، بی فرش و چلچراغ و تبليغات و هزينه کردن های سرسام آور، به هر مناسبتی محل ديدار هزاران هزار انسانی است که او را به پاس معجزه ی انسان مدارانه اش ـ که همانا انشای نخستين منشور حقوق بشر باشد ـ ستايش می کنند و گرامی می دارند.

ما می دانيم که در دوران نبود دولتی دلسوز، و باورمند به ارزش های فرهنگی و انسانی، وظيفه ی هر ايرانی با فرهنگی است که به عنوان نگاهبان اين ارزش ها و تحويل دهنده ی آن به آيندگان خود، در زنده نگاهداشتن و بزرگ داشتن آن ها بکوشد.

کميته نجات پاسارگاد به خود می بالد که امسال نيز، همچون سال های گذشته، به کمک اعضا، هواداران و فرهنگدوستان و باورمندان به حقوق بشر، در برگزاری اين روز بزرگ در سراسر جهان، شرکتی فعال خواهد داشت.

شما نيز در بزرگداشت اين روز همراه و ياری دهنده ما باشيد.

با مهر و احترام

شکوه ميرزادگی

کميته بين المللی نجات پاسارگاد

www.savepasargad.com

info@savepasargad.com

admin@savepasargad.com

 

+ نوشته شده توسط سعیدسعیدی در سه شنبه سی ام مهر 1387 و ساعت 22:41 | Donbaleh Balatarin

 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط سعیدسعیدی در پنجشنبه بیست و نهم آذر 1386 و ساعت 16:39 | Donbaleh Balatarin