تبليغاتX
مهتاب شب
محمد صادقی و حسن اسدی زیدآبادی اعضای شورای مرکزی سازمان دانش آموختگان ایران (ادوار تحکیم وحدت) که شنبه شب پس از چهل روز بازداشت آزاد شدهاند، روز گذشته در دیدار با جمعی از اعضای سازمان ادوارتحکیم، ضمن تشکر از مواضع و حمایتهای اعضای سازمان متبوع خود نسبت به ادامه حبس دکتر احمد زیدآبادی دبیرکل و عبدالله مومنی سخنگو و سایر اعضای این سازمان ابراز تاسف کرده و خواستار ادامه تلاشها برای آزادی اعضای زندانی ادوار تحکیم و همچنین سایر زندانیان سیاسی شدند.

به گزارش ادوارنیوز، جمعی از اعضای شورای مرکزی و شورای سیاستگذاری سازمان دانش آموختگان ایران با حضور در منازل محمد صادقی و حسن اسدی زیدآبادی با آنها دیدار و در جریان وضعیت بازداشت آنها قرار گرفتند.

در این دیدارها که به صورت جداگانه انجام شد "محمد صادقی"، مسئول کمیته شعب سازمان ادوار تحکیم وحدت، ضمن تشکر از حمایت همه فعالان سیاسی، گروهها و به ویژه جامعه دانشگاهی کشور که در مدت بازداشت پیگیر وضعیت وی و سایر اعضای سازمان بودهاند، گفت: "آزادی بزرگترین نعمت برای هر انسان است، اما طعم آزادی برای بنده خیلی زود تلخ شد و بسیار غمگین شدم وقتی فهمیدم هنوز دوستانم در آنسوی دیوارها اوین دربند هستند و نا امیدانه در انتظار آزادیاند". وی افزود: "اطلاع ازاحکام سنگین و بی سابقه برای عبدالله مومنی و احمد زیدآبادی واقعا تاسف آور است و امیدوارم مسئولین قضایی در خصوص احکام صادر شده تجدید نظر کنند تا این عزیزان پس از تحمل ماهها زندان به دامان خانوادههای رنج کشیده خود برگردند".

همچنین "حسن اسدی زیدآبادی" در دیدار جمعی از اعضای سازمان متبوعاش گفت: "رویکرد انتخاباتی ما و مواضع سازمان ادوار تحکیم به ويژه در رابطه با وقایع پس از انتخابات و همچنین مسایلی که در رابطه با وضعیت زندانیان سیاسی پیش از بازداشت عنوان کرده بودم، عمده ترین موارد مطرح در پرونده اینجانب است". وی افزود: "از دیگر موضوعات و اتهامات مطرح شده انتشار گزارشی پیرامون طرح امنیت اجتماعی و وضعیت زندان کهریزک از سوی کمیته حقوق بشر سازمان ادوار تحکیم در مردادماه 87 بود که البته اگر در همان زمان به هشدارهای مکرری که در آن گزارش مفصل و تحلیلی ارائه شده بود توجه میشد، حوادث تلخی که یکسال بعد اتفاق افتاد و باعث از دست رفتن جان تعدادی از هموطنانمان شد به وجود نمیآمد و حاکمیت نیز چنین هزینه سنگینی متحمل نمیشد و همین نمونه به خوبی نشانگر آن است که گوش فرا دادن به هشدارهای مدافعان حقوق بشر که بدون هرگونه چشمداشتی فعالیت میکنند نسبت به برخورد با آنها چه امتیازاتی حتی برای حاکمیت میتواند داشته باشد".

این عضو شورای مرکزی سازمان ادوار تحکیم وحدت همچنین احکام صادره برای احمد زیدآبادی و عبدالله مومنی را ناعادلانه خواند و با اشاره به محکومیت دکتر احمد زیدآبادی به محرومیت دائم از فعالیت سیاسی و اجتماعی گفت: "دادگاه تجدید نظر بایستی برای حفظ اعتبار دستگاه قضا این حکم را نقض کند چرا که هیچ انسانی را نمیتوان برای ابد از آزادی بیان که موهبتی الهی است محروم کرد و چنین مجازاتی بی سابقه است" .
+ نوشته شده توسط سعیدسعیدی در سه شنبه بیست و چهارم آذر 1388 و ساعت 14:11 | Donbaleh Balatarin


+ نوشته شده توسط سعیدسعیدی در سه شنبه هفدهم آذر 1388 و ساعت 16:13 | Donbaleh Balatarin

خبر ویژه: ابطحی آزاد شده است

abtahi-freed.jpg
خبرنامه گویا - محمد علی ابطحی، که از پنج ماه پیش در زندان بود، شب گذشته آزاد شده است.

به گفته منابع آگاه، بازجوهای ابطحی از وی و خانواده اش درخواست کرده اند که خبر این آزادی را اعلام نکنند و با کسی نیز دیدار نداشته باشد.

ابطحی از مشاوران ارشد مهدی کروبی در ستاد انتخاباتی وی بود.

+ نوشته شده توسط سعیدسعیدی در شنبه سی ام آبان 1388 و ساعت 12:53 | Donbaleh Balatarin
 

 

شبکه جنبش راه سبز(جرس): شنیده ها ازمنابع آگاه خبری تهران حاکیست خامنه ای دستور بازداشت کروبی را صادر کرده است.

اکبر هاشمی رفسنجانی در دیدار با اعضای مرکز تحقیقات استراتژیک وابسته به مجمع تشخیص مصلحت نظام که ریاست آن را حسن روحانی به عهده دارد با اشاره به جلسه خودش و آیت الله خامنه ای گفته است:  من از همه چیز کناره گیری خواهم کرد ،اجازه اقامت  نماز جمعه را هم که نمی دهند.
اوهمچنین از اینکه همه چیز در اختیار سپاه است و اوضاع توسط نظامیان سپاهی کنترل می شود اظهار نگرانی کرده است.
وی در ادامه اشاره کرده که به آیت الله خامنه ای گفته:  شما نباید دستور دستگیری مهدی کروبی را صادر می کردید.
وی در پایان دیدارش اعلام کرده با ادامه این روند، اوضاع پیچیده تر خواهد شد و پاسخی که آیت الله خامنه ای به او داده تنها سکوت بوده است.


+ نوشته شده توسط سعیدسعیدی در جمعه بیستم شهریور 1388 و ساعت 19:38 | Donbaleh Balatarin
جناب آیت الله صادق لاریجانی
ریاست محترم قوه قضائیه
باسلام و آرزوی قبولی طاعات و عبادات ماه رمضان
همانطور که مستحضرید اینجانب در پی انتخابات پرشبهه ریاست جمهوری اخیر و پیامدهای دردناک و نگران کننده متعاقب آن، نامه های متعددی را به مقامات مسئول نوشته ام تا برخی نکات، انتقادات و اعتراضات را با مسئولان امر درمیان گذاشته و هشدارهای لازم را به آنها داده باشم. آخرین این نامه ها نیز خطاب به شماست که به تازگی قبول مسئولیت کرده و بر صندلی قاضی
القضاتی تکیه زده اید. و اکنون من شرح جلسات خود با نمایندگان جنابعالی و برخی مسائل حاشیه ای آن را که به پلمپ دفتر شخصی و حزبی من منجر شد با شما در میان می گذارم تا به وظیفه شرعی و ملی خود عمل کرده باشم. باشد که آیندگان نگویند مهدی کروبی با فشار و تهدید و بزن و ببند کوتاه آمد و پا پس کشید و درخانه خزید و صدای حق خواهی اش کوتاه شد. که اگر شما ندانید، دیگران میدانند که در سابقه مهدی کروبی، نه تنها فشار و تهدید و محدودیت و محصوریت کارساز نبوده و او را در پیمودن راهی که تشخیص داده سست و لرزان نکرده ، که محکم تر نیز کرده است.
جناب اقای لاریجانی
نمی دانم تا چه حد از آنچه که در جلسات ما با کمیته منصوب جنابعالی برای پیگیری حوادث اخیر گذشت با خبرید. برای آگاهی مردم و همچنین شما عرض میکنم که ما دو جلسه با آقایان محترم "خلفی ، محسنی اژه ای و رئیسی" داشتیم که این جلسات به صورت مطلوب و مناسبی نیز پیش رفت و در آنها گوشه ای و تعدادی اندک از اسنادی که نشانگر برخی اتفاقات ناگوار و غیرقابل
بخشایش در روزهای پس از انتخابات بود ارائه و بازگو شد. در جلسه اول سه سند درباره سه نفر همراه با سی دی و مدارک لازم ارائه شد که نشانگر تجاوز و شکنجه و برخی اعمال رخ داده بر دختران و پسران در بازداشتگاههای مشخص و نامشخص بود. علاوه بر ارائه این سه سند، اشاره ای نیز به صورت شفاهی به اتفاقاتی شد که برای دو دختر یعنی ترانه موسوی «واقعی» و سعیده پورآقایی رخ داده بود. جلسه دوم نیز دوشنبه هفته جاری برگزار شد و حدود سه ساعت نیز به طول انجامید و در این جلسه نیز در کنار بحث های فراوان، من سندی جدید ارائه کردم البته با این قید و شرط که نباید به واسطه این افشاگری و حق خواهی، برای آن فرد و خانواده اش اتفاقی رخ دهد؛ اتفاقاتی از آن دست که پیش از این و در زمان مسئولیت دادستان سابق تهران برای یکی از افرادی
که من به عنوان سند معرفی کرده بودم پیش آمد و برخی مشکلات خانوادگی و شارهای جدید مترتب بر آن خانواده شد. بدین ترتیب این بار سند خود را دادم اما سفارشات لازم را هم کردم که مباد غفلتی که دادستان قبلی تهران مرتکب شده بود تکرار شود و پای واسطه هایی به ماجرا باز شود که به جای دادخواهی و دفاع از حق مظلوم و محاکمه ظالم، دست اندرکار تهدید و بی آبرو
کردن یک فرد در خانواده و نزد آشنایان و همسایگان شوند و از دیگر سوی آبروی دستگاه قضا آن هم در کشوری اسلامی را به قیمت مصون ماندن ظالمان، چنین ارزان بفروشند. البته این را هم بگویم که در این جلسات که برای بررسی گزارش هایی از وقوع شکنجه و اعمال ناشایست انجام گرفته در زندان ها و پیگیری حوادث بعد از انتخابات تشکیل شده بود، باری از من پرسیدند که آیا تداوم جمع آوری اسناد شکنجه و تجاوز و کشتار مردم را به مصلحت می دانید و آیا ممکن نیست که این
اسناد به دست نااهلان بیافتد؟ که من نیز در پاسخ گفتم این اسناد را در مکان محفوظی نگهداری می کنم و در صورت دستیابی به نتیجه، از بین خواهم برد و تاکید کردم که اسناد تجاوز و شکنجه هیچ مایه افتخار نیست که بخواهم آنها را در صندوقچه ای نگهدارم و یا بر دیوار بیاویزم. اسنادی است برای دستیابی به عدالت و ستاندن حق مظلوم از ظالم متجاوز که بعد از دستیابی به نتیجه، مرجح آن است که نابود شود و بوی متعفن و صورت آزاردهنده ظلم نهفته در آن از بین برود.
این را هم بدانید که اگر من در مسیر تحقیق خود به نتیجه ای خلاف نتیجه سابق در خصوص صحت و سقم ادعاهای یکی از شاکیان نیز رسیدم، خود پیش قدم بودم و تصحیح لازم را انجام دادم، از جمله در مورد سعیده پورآقایی که برخی تحقیقات تکمیلی من ناقض گفته های پیشین بود و از این رو تصحیح لازم از سوی خود من و هیات پیگیری، صورت گرفت. به هر حال اما این دوجلسه گذشت
و من در پایان با اشاره به مورد دردناک دیگری که به تازگی گزارش آن به من رسیده بود گفتم که همچنان درصدد پی جویی جوانب این ماجرا هستم و اسناد آن را نیز پس از تحقیق کامل ارائه خواهم کرد. همچنین از من خواسته شد که در یافتن جوانب پنهان ماجرای ترانه موسوی تحقیق بیشتری انجام دهم و دستگاه قضایی را در این مسیر در روشن شدن زوایای پنهان ماجرا یاری رسان باشم. با این حال در پایان همان جلسه دوم پیشنهاد کردم – و این پیشنهاد مورد
استقبال کمیته نیز قرار گرفت - که بیایید و ماجرای سند آوردن و سند بردن را در همینجا خاتمه دهیم و شما نیز در کار کشف حقیقت شوید چرا که همین اسناد و موارد ارائه شده برای برآفتاب انداختن حقیقت و تاباندن نورعدالت بر چهره اصحاب شرارت، کفایت می کند.
جناب اقای لاریجانی
این پیشنهاد را دادم و رفتم و جلسه ما با کمیته منتخب به خوبی خاتمه یافت. اما فردای آن روز ورق برگشت. جمعیتی با حکم دادستانی آمدند و به دفتر من حمله آوردند. آنجا را مورد تجسس قرار دادند و به تجسس در وسایل نیز بسنده نکردند که حتی نوشته ها و نامه های شخصی و چکها و اسناد خصوصی من را نیز مورد تجسس قرار دادند و بردند. آخر امر نیز دفتر را پلمپ کردند و به آذوقه ای که به رسم هرساله برای اطعام مساکین در انجا انبار کرده بودم نیز توجهی نکردند و آنها را نیز مشمول توقیف خود قرار دادند و آقای داوری سردبیر سایت حزب اعتماد ملی را هم دستگیر و با خود بردند. کار پلمپ دفتر شخصی من تمام نشده بود که دفتر حزب اعتماد ملی را نیز که من دبیرکل آن هستم مورد تجسس قرار داده و وسایل و اسناد یک حزب ثبت شده در ذیل قوانین جمهوری اسلامی را نیز برخلاف قوانین کشور ضبط و سرانجام دفتر حزب را هم پلمپ کردند. به اینها نیز بسنده نشد که دکترعلیرضا بهشتی فرزند مرحوم آیت الله بهشتی و مهندس مرتضی الویری با آن سوابق انقلابی و داشتن سابقه نمایندگی مجلس و شهرداری تهران و سفارت جمهوری اسلامی در کشورهای اروپایی را نیز بازداشت کردند و دفتر موسسه نشر آثار مرحوم بهشتی به
عنوان یکی از پایه گذاران جمهوری اسلامی هم در جمهوری اسلامی پلمپ شد. من مانده ام که آیا این اتفاقات که همگی در روز سه شنبه رخ داد نتیجه جلسه ای است که من روز دوشنبه با هیات منتخب شما داشته ام؟ متعجبم ، نه از آن رو که چرا با مهدی کروبی چنین می کنند بلکه از ان رو که چگونه عده ای متوهمانه تصور می کنند مهدی کروبی فرزند احمد با این بگیر و ببندها از
میدان به در می رود و صدایش خفه می شود. حالا برایم روشن شده است که چرا برخی دوستان و مشاوران اصرار داشتند که اسناد مظالم و شکنجه ها و تجاوزها را از زبان راویان مظلوم، به صورت سی دی درآورم و علاوه بر نسخه ای که به دستگاه قضایی تحویل می دهم، نسخه ای از آن را نیز در محلی امن نگهداری کنم. چراکه ماشین مرعوب سازی و رعب انگیزی همچنان درکار است و چه بسا که شاهدانی در زیر فشار و ارعاب، سخن خود را نیز تکذیب کنند. چرا که کار جمهوری اسلامی به آنجا رسیده است که خانه مهدی کروبی هم دیگر در امان نیست. چراکه هراتفاق ناگوار و ناشایستی در جمهوری اسلامی ممکن شده است و دیگر هیچ چیزی دور از انتظار نیست.
جناب آقای لاریجانی
من همچنان بر خواسته اولیه خود که در نامه ای به رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام مطرح کرده بودم، پافشاری می کنم و چرا نگویم که بعد از این ارعاب ها و بگیر و ببندها مصرتر از پیش نیز شده ام. و وقتی می بینم فرماندهی یک نهاد نظامی – که مدارک آن نیز موجود است- در نامه ای به وزارت بهداشت و درمان دستور می دهد که تحویل کپی اسناد و مدارک پزشکی به کلیه مجروحین و مصدومین حوادث اخیر ممنوع است، و بیمارستان ها را از تحویل اسناد به مجروحان و مورد تعدی قرار گرفتگان ممنوع می کند، بیش از پیش مصر می شوم که بفهمم دلیل این تهدیدها و واهمه ها چیست؟ بر پزشکان است که بر اساس سوگند خود تمام تلاششان را برای درمان مصدومان و بیماران حتی اگر آن مصدوم، دشمن پدرشان باشد مبذول دارند. و شما در مقام قاضی القضات داوری کنید چگونه یک پزشکی در مواجهه با چنین نامه هایی از سوی یک نهاد پرقدرت
نظامی، می تواند با امنیت خاطر به وظیفه و سوگند پزشکی خود عمل کند. و اگر مظلومی در بیگناهی کشته شده باشد شما در مقام قاضی القضات چگونه می توانید صدای حق خواهی خانواده او را بشنوید؟ یا اگر کسی مورد شکنجه یا تجاوز قرار گرفته باشد چگونه می تواند در چنین فضای رعب آلودی سند و گواهی خود را از مسئولان پزشکی قانونی دریافت کند و به دست شما برساند؟ پیشتر دعوی ما این بود که نظامیان چرا دخالت در اقتصاد و سیاست می کنند و اکنون می بینیم که اشتهای نظامیان با حسابت و سیاست اشباع نشده و به سراغ طبابت هم آمده اند.
جناب اقای لاریجانی
تصور من این است که شما دعوی عدالت دارید و رجاء واثق دارم که به وظیفه خود در دادخواهی و دفاع از حق مظلوم و محاکمه ظالم آگاهید. از این رو از شما می خواهم که برای روشن شدن افکار عمومی و در راستای انجام تکلیف شرعی و قانونی تان دستور پیگیری اسنادی را بدهید که تاکنون ارائه شده است. و در این مسیر از غالب شدن فضای ارعاب و زد وبند ممانعت به عمل آورید و
نگذارید که نیروهای مسلح و شبه نظامی بعد از فرمانروایی بر عرصه سیاست و طبابت، به فکر دخالت در کار قضاوت بیافتند و قله ای دیگر را به مفتوحات خود از پس انتخابات ریاست جمهوری دهم بیافزایند و کار را از این که هست خراب تر سازند. همچنین به شما توصیه می کنم تا در این فضا که مطبوعات آزاد به لطف دادستان معزول، در محاق توقیف فرو رفته اند مگذارید که برخی
مطبوعات و قلم به دستان که به زعم خود درکار حمایت از اسلام اند و به زعم ما اما در مسیر اهانت به اسلام، بیش از این در حاشیه ای امن، دریده سخن بگویند و عدالت خواهی را به محاق برند و آرزویی دست نیافتنی جلوه دهند و گاهی با زبان ارعاب و گاهی نیز به زبان اهانت، چهره های انقلاب را هدف هتاکی خود سازند. همچنین مگذارید که دروغگویی و جعل سند چنان رایج شود که رسانه ملی کشور با تولید و پخش دوباره ی سناریوهایی نظیر سناریوی ترانه موسوی قلابی، روند حقیقت یابی را مخدوش سازد و ابهام ها و مسائلی جدید بیافریند و سنگ هایی در چاه بیاندازد که بیرون آوردن هریک از آنها همچون ماجرای ترانه موسوی از عهده صد عاقل نیز برنیاید.
جناب آقای لاریجانی
شما هیاتی را تشکیل دادید تا به رخدادهای ناگوار پس از انتخابات و ظلم هایی که شده است رسیدگی شود و آقای خلفی به عنوان نماینده شما در کمیته پیگیری، به نقل از شما مدعی بود که جنابعالی گفته اید باید به شکایات و گزارش ها تا نهایت ماجرا، رسیدگی شود. اما پرسش من این است که آیا با وجود این تهدیدها و توهین ها و ارعاب ها رسیدگی به فجایع و شکنجه های پس
از انتخابات ممکن خواهد بود؟ پاسخ این پرسش بر شماست اما این را بدانید که مهدی کروبی همچنان اصرار بر پیگیری حقوق مظلومان دارد، باشد که نشان داده باشد این ابزارهای نخ نما شده اگر بر کسانی نیز کارساز باشد، بر او کارساز نیست و او همچنان با قدرت و محکم در میدان ایستاده است و نمی گذارد عده ای تازه به دوران رسیده، چوب حراج بر سرمایه نظام و امام و
کشوری بزنند که حاصل یک انقلاب مردمی و خون شهیدان بسیار است.
با آرزوی توفیق شما در امر قضا
21 رمضان1430 مطابق با 20 شهریور1388
مهدی کروبی
+ نوشته شده توسط سعیدسعیدی در جمعه بیستم شهریور 1388 و ساعت 19:28 | Donbaleh Balatarin

حقوق كارمندان رادیو ، تلویزیون و یا روزنامه ها كه برای نشر اكاذیب و دروغ و دوركردن ذهن جامعه از روی واقعیتها دریافت میكنند چگونه است آیا این پول حرام است یا اینكه موردی ندارد؟ حقوق نیروهای انتظامی كه با مردم برخورد شدید میكنند و یا در اعتراف گیری ها كار میكنند چگونه است؟ و مسئولیت خانواده این افراد كه از این پول استفاده میكنند چگونه است آیا فرزندان و همسر این فرد میتوانند این افراد را ترك كنند؟

 

بسمه تعالي

با عرض سلام؛

ج - اخذ اجرت در قبال خدمت به مردم عزيز و انجام كارهاي حلال مانعي ندارد اما ظلم به هر شكل آن حرام و غير جايز است و اجرت دريافتي در قبال ظلم به ديگران هم حرام است «ان الله اذا حرم شيئا حرم ثمنه».

+ نوشته شده توسط سعیدسعیدی در دوشنبه شانزدهم شهریور 1388 و ساعت 12:57 | Donbaleh Balatarin
امروز پیامکی از یک دوست عزیز دریافت کردم، او که بیست روز بی گناه مهمان سلول انفرادی بود، در این پیامک نوشته بود: " برای لاغری دیگر لازم نیست رژیم بگیرید، کافی است چند روز رژیم شما را بگیرد! "  دیدم راست می گوید، پالیزدار 30 کیلو وزن کم کرد و پس از آزادی هیچ یک از لباس هایش به کارش نیامد، اولین کاری که کرد خرید یک دست کت و شلوار با سایز جدید بود،  ابطحی 20 کیلو کاهش وزن داشت، اما جای نگرانی نیست، لباس علما به گونه ای طراحی شده است که جا باز می کند و افزایش یا کاهش وزن زیر 50 کیلو تاثیری در لباس ندارد، درست مثل جیب علما که ما شاءالله کم از عصای موسی نیست، هر چه در آن بریزی هیچ تغییر سایز نمی دهد و به قول عوام الناس قلمبه نمی شود، این هم از معجزات و کرامات لباس العلماست !

  من سه هفته مهمان سوئیت پنج ستاره اوین بودم و حدود پنج کیلو وزن کم کردم، البته وضع من بهتر از هم بود، به قول بعضی ها وضع من کویت بود، آن هم از صدقه سر ابوی گرام است که خدا سایه اش را بر سر ما مستدام دارد.

  فکر می کنم بهتر است نام زندان اوین را به " کلینیک لاغری اوین " تغییر دهند با شعار " هفته ای 2 کیلو کاهش وزن تضمینی"

14/6/1388 - مهدی خزعلی


كروبی در قزوين:
تا عزراييل نيايد به راهم ادامه می دهم
فيلتر مي كنيد، فيلتر شكن هست! هرچه محدوديت قائل شويد فرزندان باهوش سرزمينمان مي دانند چكار كنند. با اين موبايل هايي كه از من فيلم مي گيريد تن و بدنم مي لرزد كه نكند اشتباهي كنم و شما هم ضبط كنيد.
مهدی کروبی دبير كل حزب اعتماد ملي و نامزد معترض به نتيجه انتخابات گفت: تازماني كه حضرت عزرائيل به سراغم نيايد به راه خود ادامه مي دهم.

به گزارش گروه سياسي«فردا» مهدي كروبي در مراسم افطاري سيد ناصر قوامي رئيس كميسيون قضايي مجلس ششم و رئيس ستاد انتخاباتي خود در استان قزوين بر ادامه راه خود در راستاي اهداف و آرمان هاي انقلاب و شهدا تاكيد كرد و افزود: بنا دارم تا زماني كه حيات داشته باشم و حضرت عزاييل به سرغم نيايد حتي يك لحظه هم آرمان ها و اهداف جمهوري اسلامي و شهدا را رها نكنم.

دبير كل حزب اعتماد ملي در اين مراسم كه شب گذشته در قزوين برگزار شد، ضمن اظهار تاثر از حواشی بعد از انتخابات، گفت: متاسفانه برخي فعل و انفعالات در سرنوشت اين انتخابات تاثير گذاشت.

وي با بيان اينكه فضاي انتخابات براي همه مردم و متاسفانه براي دنيا نمايان است، اظهار داشت: به خطر افتادن جهوريت نظام مهمترين عامل نگراني از انتخابات است؛ با توجه به اينكه اسلاميت و جمهوريت از هم ناگسستني هستند براي سرنوشت اسلام هم نگران هستيم.

كروبي با بيان اينكه اسلام در اين كشور ريشه دار است، اظهار داشت: نگران اين هستيم كه جمهوريت از نظر محتوايي به مرور حذف شده و تنها يك چيز سوري و ظاهري از آن باقي بماند.

وي تاكيد كرد: البته وجود نگراني بدين معنا نيست كه مايوس و خانه نشين شويم؛ ضمن داشتن دغدغه نبايد وظيفه و مسئوليت را از گردن خود ساقط كنيم.

دبير كل حزب اعتماد ملي با اشاره به اينكه جامعه ما بسيار بالغ است و از نظر سياسي مسائل را به خوبي متوجه شده و درك مي كند، افزود: مردم براي اقداماتي كه در چارچوب قوانين اسلام باشد، كاملا آماده هستند.

وي با بيان اينكه بايد با تدبير، دور انديشي و با حساب و كتاب، كارهاي خود را به طور قاطع پيش ببريم، گفت: در اين راه مشكلاتي هم وجود دارد كه بايد آن را پشت سر گذاريم؛ نعمتي كه بدون رنج و زحمت بدست بيايد چندان ارزش ندارد و زود هم به باد مي رود.

كروبي تصميم گيري ها را منوط به شرايط زماني دانست و ادامه داد: نمي توانيم بگوييم يك ساعت ديگر چگونه برخورد مي كنيم بنابراين با عزم مسلم و تفكر صحيح جلو مي رويم.

او با بيان اينكه نبايد هياهو كنيم و در عين حال هم نبايد خاكروي قضايا بريزيم و آنها را ناديده بگيريم، گفت: بايد آسيب شناسي كرده و مقصر را پيدا كنيم. بايد معلوم شود چرا و از كجا خورده ايم.

نامزد معترض به نتيجه انتخابات رياست جمهوري، به توقيف روزنامه و سايت حزب خود اشاره و عنوان كرد: مطبوعاتي ها نگران نباشند؛ يك روزنامه تعطيل شد، يك روزنامه ديگر؛ ولايت نشه امامت مي شه.

دبير كل حزب اعتماد ملي خطاب به برخي مسئولان، ادامه داد: فيلتر مي كنيد، فيلتر شكن هست! هرچه محدوديت قائل شويد فرزندان باهوش سرزمينمان مي دانند چكار كنند.

وي تاكيد كرد: محدوديت ضربه مي زند ولي اين ضربه محدوديت كاري ايجاد نمي كند؛ اين روزها سايت ها فراوان است و مخابره خبر ممكن.

كروبي همچنين در خلال سخنان خود به مزاح گفت: با اين موبايل هايي كه از من فيلم مي گيريد تن و بدنم مي لرزد كه نكند اشتباهي كنم و شما هم ضبط كنيد.

+ نوشته شده توسط سعیدسعیدی در شنبه چهاردهم شهریور 1388 و ساعت 19:43 | Donbaleh Balatarin
ايلنا وضعيت ساماندهي دستفروشان را بررسي كرد:
دست‌فروشي‌ با روزي هشت هزار تومان ماليات


دست فروشي، دوره‌گردي، كار كاذب، مهم نيست چه اسمي براي آنها كه صبح تا شب در خيابان‌ها پرسه مي‌زنند تا نان كار خودشان را بخورند، پيدا كنيم. مهم اين است كه سازماني مسئوليت‌پذير پيدا شودتا به زندگي اين افراد سامان دهد.

معضل دست‌فروشي، معضلي همه جايي است كه حتي در سازمان ملل متحدد هم قانوني برايش وضع نشده، شغلي است كه چون شغل نيست زير پوشش هيچ سازمان و وزارتخانه‌اي قرار نمي‌گيرد. در دنيا هزاران نفر به اين شغل كاذب مشغول‌اند آنقدر كاذب كه حتي در هيچ سازمان آمارگيري خصوصي و غيرخصوصي نمي‌توان عددي صحيح براي تعداد آنها يافت. گاهي حتي به نظر مي‌آيد مسئولان نگراني هم در مورد ساماندهي وضعيت اين افرادندارند. انگار مردم عادي با خريد كردن از آنها به مسئوليت خود بيشتر عمل مي‌كنند تا مسئولان اين سازمان و آن وزارتخانه. پياده نه اگر حتي مسئولان يك ثاثيه پشت چراغ خطرهاي 130 ثانيه‌اي تهران بايستند يا در ترافيك‌هاي كيلومتري اين شهر منتظر باشند. محال است با دست‌فروشان در سن‌ها و تيپ‌هاي مختلف برخورد نكرده باشند؛ آيا در آن ثانيه كه نگاهشان به نگاهتان مي‌رسد از خود پرسيده‌ايد كه بايد برايشان چه كنيد؟ آيا از خود پرسيده‌ايد كه مسئوليتتان به عنوان يك مسئول چيست؟
با هشت ميليون بدهي در مغازه‌اش پلمپ‌ شده،‌حالا لوازم‌التحريري را كه تا چند ماه پيش آنجا مي‌فروخت در كنار خيابان مي‌فروشد، مي‌گويد عروس و نوه دارد و هميشه آرزو مي‌كند خانواده عروسش نبيندش، مي‌گويد: دلش براي لبخند مردم تنگ شده. مي‌گويد بنويس مردم ديگر نمي‌خندند. بعد مي‌گويد: چون جنس فرهنگي مي‌فروشم مردم خوب برخورد مي‌كنند اما رفتارشان را باديگر دست‌فروشان ديده‌ام. خوشحال است ‌كه چون تازه وارد است ماموران سد معبرفقط يك بار جنس‌هايش ‌را ضبط كردند.
در پياده‌روها،‌چهارراه‌ها، پل‌هاي عابرپياده هميشه كساني هستند كه جلويتان را بگيرند و التماس كنند چيزي بخريد ؛ آدم‌هايي كه از جنس «ما» هستند اما «ما» هم‌چون بيگانه‌ها با آنها برخورد مي‌كنيم.
مريم يوسفي، روانشناس در رابطه با اين دوره‌گردها به ايلنا گفت: آدم‌هاي زحمتكش هستند كه ناخواسته به جرم اينكه مي‌خواهند نان حلال دربياورند، از جامعه طرد شده‌اند.دست‌فروشان با روحيه شكننده‌‌ي ناشي از آسيب فقر اقتصادي وارد جامعه‌اي غريب مي‌شوند كه مردم به چشم دزد يا پخش‌كننده مواد مخدر به آنها نگاه مي‌كنند و دولت هم هيچ حمايتي از آنها نمي‌كند.
به گفته اين روانشناس،اگر انسان‌هاي بدي بودند به جاي آفتاب خوردن تابستانه و خيس شدن زمستانه، مواد مخدر مي‌فروختند و يك روزه پول يك ماه خود را درمي‌آورند.
در يكي از پياده‌روهاي تهران بزرگ، پدر 42 ساله‌اي ايستاده است، مي‌گويد: من حرف نمي‌زنم،يكبار يكي حرف زده بود 41 روز سد معبر ايستاده بود اينجا نمي‌شد بساط پهن كنم. مي‌گويد: نبايد حرف زد، حرف زدن براي ما يعني 41 روز بي‌پولي،‌من يك روز كار نكنم شب گشنه مي‌مانم، نمي‌توانم پسرم را گشنه ببينم. مي‌گويد: حرف نمي‌زنم،‌اما سفره دلش باز مي‌شود. از مردم مي‌گويد كه روي بساطش راه مي‌روند؛ از آن‌هايي چانه مي‌زنند. از وعده‌هايي حرف مي‌زد كه هيچ وقت عملي نشد، دادن يك دكه،‌ بيمه. از سد معبر‏‏ ،‎‎‏ًٌَُُُ مي‌گويد: ننويسي‌ها! مي‌گويم: من كه چيزي دستم نيست،‌مي‌گويد: پس ضبط هم نكن.
براي همين محمدكمالي،‌جامعه‌شناس، اين فعاليت را اينگونه تعريف كرد: در اكثر كشورهاي دنيا دست‌فروش‌ها ديده‌ مي‌شوند، در «مدل اقتصادي» به علت اين‌كه سيستم اقتصادي نتوانسته فضاي مناسب كسب و كار را فراهم كند، مي‌توان به عنوان يك آسيب به آن نگاه كرد.
او اما در مورد «مدل اجتماعي» پديده دست‌فروشي گفت: هميشه نبايد اين پديده راآسيب اجتماعي خواند؛ در بسياري از كشورها دست فروشان صنف دارند، بيمه مي‌شوند، لباس‌هاي هماهنگ مي‌پوشند و با مجوز دست‌فروشي مي‌كنند؛ اين آسيب اجتماعي نيست.
اين جامعه‌شناس ادامه داد: «دست فروشي» در كشور ما و برخي از كشورها توسعه نيافته آسيب اجتماعي است به اين دليل كه دست‌ف‏روشان هيچ سازماني و ارگاني مسئوليت آنها را قبول نمي‌كند، پس تا هنگامي كه دست‌‏فروشي ملاك قانوني پيدا نكند «آسيب اجتماعي»باقي مي‌ماند.
در همين راستا ايازي معاون فرهنگي اجتماعي شهرداري تهران در گفت‌وگو با خبرنگار ايلنا در مورد معضل دست‌فروشي در تهران،‌گفته بود: برخورد با چنين افرادي در حيطه مسئوليت شهرداري تهران نيست و در اين ارتباط وزارت كار، وزارت رفاه، سازمان بهزيستي و .... مسئوليت مستقيم دارند. نه تنها معضل دست‌فروشي بلكه حل هر گونه آسيب اجتماعي، به همكاري و هماهنگي همه دستگاه‌ها نيازمند است و نمي‌توان به تنهايي از شهرداري تهران توقع داشت معضل را حل كند.
به گفته ايازي، شهرداري تهران تنها مي‌تواند، در اين ارتباط جلوي «سدمعبر» دست‌فروشان را بگيرد،‌ اما از بين بردن اين شغل كاذب و احياي يك شغل آبرومند جديد براي اين‌گونه افراد بر عهده سازمان‌هاي ديگر است.
سازمان هايي كه در پيگيري هاي خبرنگار ايلنا،هيچكدام مسووليت اين موضوع را بعهده نگرفتند.
-يك كارشناس وزارت كار در گفت‌وگو با ايلنا به سادگي گفت: برابر قانون مشاغل غيررسمي تحت پوشش وزارت كار نيستند، در نتيجه دست‌فروشي تحت پوشش اين وزارتخانه قرار نمي‌گيرد.
– روابط عمومي وزارت رفاه، هم خبري از دست‌‏فروشان نداشت و گفت: فكر نمي‌كنم مربوط به اين وزارتخانه شود،‌بايد سراغشان را از شهرداري بگيري.
– براي اجازه مصاحبه با «مدير كل دفتر امور آسيب‌ديدگان اجتماعي» ايلنا با روابط عمومي سازمان بهزيستي تماس گرفت،‌موضوع مورد بحث بايد به تاييد «اداره رسانه» مي‌رسيد. نتيجه رايزني‌هاي روابط عمومي اين سازمان و پيگيري‌هاي ايلنا ،‌ همان نقطه‌ قبلي بود، دست‌‏روشان در حيطه كار سازمان بهزيستي نيستند
– رئيس اداره ارتباط و افكارسنجي كميته امداد هم گفت: فقط مسئوليت خانواده‌هايي را برعهده مي‌گيريم كه نياز مالي‌شان محرز شده باشد: ساماندهي به اوضاع دست‌‏فروشان و درستي يا نادرستي اين كار به كميته امداد مربوط نمي‌شود.
– رئيس شوراي اصناف نيز با بيان اين‌كه ، دست‏ف‌‏روشي شغل نيست پس داراي صنف هم نيست،گفت: دست‌فروشان زير پوشش، شوراي اصناف نيستند.
حميد 24 سال دارد‌‌،‌به سئوال‌هايم پاسخ مي‌دهد به شرط اين‌كه نگويم، چه چيزي را دست‌فروشي مي‌كند،‌مي‌گويد: «پيدايم مي‌كنند». مي‌گويد: مردم بعضي خوب و خوش‌اخلاق و با ادبند، بعضي بي‌ادب، بعضي متواضع، بعضي فكر مي‌كنند ما ارث پدرشان را خورديم.مي گويد: آزاردهنده‌ترين مردم آنهايي هستند كه با ترحم به ما نگاه مي‌كنند. مي‌گويد:‌هم‌سن و سالان من هيچ،‌اما مردم نمي‌دانند اين نگاه چقدر آينده كودكان دست‌فروش را تباه‌تر مي‌كند، مي‌پرسم پس مامور «سدمعبر»ي كه قرار است تو را جمع كند كجاست؟! هيچ‌كس مزاحم كارت نمي‌شود؟! مي‌گويد: اين روزها آنقدر دروغ و دزدي زياد شده، كه با نيمي از فروش روزانه‌ام مي‌توانم چهار سال آينده‌ هم مثل چهار سال گذشته اينجا بياستم. مي‌گويد: فقط فروش روزانه‌ام نبايد كمتر از 16 هزار تومان باشد، چون در هر حال بايد نصف 16 هزار تومان را بدهم بلندبلند مي‌خندد. من فكر مي‌كنم چقدر خوب چيزي را كه آن پدر 41 ساله گفت ننويسم را گفت و نگفت ننويسم و مي‌خندم.
حميد بيشتر توضيح داد، گفت: اين خيابان را بالاتر بروي نرخ گران‌تر مي‌شود پايين‌تر بروي ارزان‌تر. گفت: حتي دوستم برايشان نان و شير مي‌خرد تا بتواند اين جا بياستد،‌گفت: كاش دست‌كم به ما احترام مي‌گذاشتند.
اين زنان و مردان با هر سن و سالي گناهشان فقط زحمت كشيدن است، زحمتي كه اگر حاصلش تمام سهم خودشان مي‌شد هم به جايي نمي‌رسيدند و با اين تفاسير هميشه براي رسيدن بايد بدوند.

گزارش: تارا بنياد
+ نوشته شده توسط سعیدسعیدی در سه شنبه دهم شهریور 1388 و ساعت 11:45 | Donbaleh Balatarin

+ نوشته شده توسط سعیدسعیدی در یکشنبه هشتم شهریور 1388 و ساعت 21:49 | Donbaleh Balatarin

پس از آنکه سایت جهان از نامه و پیغام گلایه آمیز چند مرجع به دلیل معرفی وزیران زن به مجلس خبر داد، این بار مطلع شد که یکی ازمراجع معترض به این موضوع با ارسال پیامی تند و تهدید آمیز خطاب به رئیس مجلس اعلام کرده که در صورتی که حتی یکی از زنان مذکور رای بیاورند تمامی دولت و کابینه را فاقد مشروعیت اعلام خواهد کرد. 


جهان نیوز ، وابسته به علیرضا زاکانی نوشت: هر چند موضع اصلی اغلب کارگزاران نظام نسبت به معرفی چند وزیر، مقدم بودن شایستگی زنان در برابر جنسیت آنان می باشد اما با این حال خبرهای رسیده از منابع موثق حکایت از آن دارد که با وجود اینکه فتوای رهبر معظم انقلاب منعی را نسبت به معرفی وزیر زن اعلام نمی دارد اما با این وجود به دولت مردان اعلام شده که دغدغه های مراجع در نظر گرفته شده و تایید آنان نیز برای همراهی با این تصمیم جنجالی اخذ شود.

پس از آنکه سایت جهان از نامه و پیغام گلایه آمیز چند مرجع به دلیل معرفی وزیران زن به مجلس خبر داد، این بار مطلع شد که یکی ازمراجع معترض به این موضوع با ارسال پیامی تند و تهدید آمیز خطاب به رئیس مجلس اعلام کرده که در صورتی که حتی یکی از زنان مذکور رای بیاورند تمامی دولت و کابینه را فاقد مشروعیت اعلام خواهد کرد. 

در همین حال، خبر می رسد که یکی از نمایندگان شاخص مجلس شورای اسلامی به وزیران زن معرفی شده پیشنهاد استعفا را قبل از هر گونه اتفاق ناخوشایندی داده که این زنان اعلام کرده اند که رئیس جمهور از آنان قول ایستادگی تا آخر را گرفته و در صورت رای نیاوردن آنان دوباره چند وزیر زن به مجلس معرفی خواهند شد.

گفتنی است که بزرگان مجلس شورای اسلامی اعلام کرده اند که تا تاییدیه نهایی مراجع اخذ نشود به زنان پیشنهادی رای نخواهند داد.

 هر چند لیدرهایی چون احمد توکلی علت اصلی رای نیاوردن این زنان را ناتوانی آنان و قدرتمند نبودنشان اعلام کرده و به همین دلیل به مخالفت با معرفی این سه زن پرداخته است.



خبرهایی از بند 209 اوین

مهندس کیوان صمیمی مدت زیادی را در انفرادی به سر برده و مورد ضرب و شتم قرار گرفته است. بازجوها به وی گفته اند حتی آیت ا... هاشمی رفسنجانی هم بازداشت شده است.

به گزارش خبرنگار رویداد با وجود وعده ی سبحانی بازپرس امنیت شعبه ی 3 تهران مبنی بر صدور قرار آزادی کیوان صمیمی، سعید مرتضوی تاکنون از این امر جلوگیری کرده است.
در مدت بیش از 2 ماه و نیم بازداشت ، تنها وی تنها 2 بار با خانواده ملاقات داشته و همچنین اجازه دسترسی به وکیل را در این مدت نداشته است.

یکی از دوستان مهندس صمیمی به خبرنگار رویداد گفت: ما شنیده ایم در ملاقات ها روحیه ی بسیار خوبی دارند اما علاوه بر اینکه مدت زیادی در انفرادی به سر برده ، خبرهای دروغی نیز بازجوها در زندان به وی داده بودند مثلا اینکه حتی آیت ا... هاشمی رفسنجانی هم بازداشت شده است.

همچنین در حالیکه منابع رسمی مدعی برخورد نسبتاً خوب با اسرا در اوین هستند، صمیمی در ملاقات با خانواده اش خبر داده که وی را شدیداً مورد ضرب و شتم قرار داده اند، به طوری که مجبور شده اند وی را برای درمان به بهداری اوین منتقل کنند.



محمدی به پارلمان‌نیوز خبر داد
محافظان احمدی‌نژاد ناچار به ترک صحن علنی مجلس شدند

پارلمان‌نیوز: با تذکر یک عضو فراکسیون خط امام(ره) مجلس و همچنین علی لاریجانی، محافظان محمود احمدی‌نژاد ناچار به ترک صحن علنی مجلس شدند..

به گزارش خبرنگار پایگاه خبری فراکسیون خط امام(ره)مجلس«پارلمان‌نیوز»، در اقدامی بی‌سابقه در طول نه دولت گذشته، محمود احمدی‌نژاد امروز به همراه دو محافظ خود وارد صحن علنی مجلس شده بود که این محافظان در دو امتداد صندلی احمدی‌نژاد در ردیف جلوی پارلمان مستقر شدند.

این موضوع با اعتراض برخی از نمایندگان از جمله اقبال محمدی نماینده مریوان مواجه شد.نماینده مریوان در تذکر خود گفت که :« اینجا خانه ملت و منطقه امنی است و این اطمینان بین مجلس و دولت باید دو طرفه باشد.»

محمدی در گفتگو با «پارلمان‌نیوز»، در مورد تذکرش تاکید کرد که پس از تذکر و اعتراض او به حضور محافظان احمدی‌نژاد در صحن علنی، رییس مجلس توسط یکی از اعضای هیات رییسه به محافظان پیغام فرستاد که صحن علنی را ترک کنند.

عضو فراکسیون خط امام(ره) مجلس با بیان اینکه طبق مواد 6-7-8  آیین‌نامه داخلی مجلس فقط رییس‌جمهور، معاونین و وزرا می‌توانند در صحن علنی مجلس حاضر شوند، گفت:«ورود هرکس به غیر از این افراد طبق آیین‌نامه ممنوع است.»

وی در مورد تعداد محافظان گفت:«دو محافظ بودند که دو طرف آقای احمدی‌نژاد در امتداد صندلی ایشان نشسته بودند، حتی زمانی‌که یکی از نیروهای بخش خدمات به یکی از محافظان گفت آنجا ننشینید گفت من اینجا می‌نشینم.»

نماینده مریوان تاکید کرد:«حضور یک رییس‌جمهور با محافظ در صحن مجلس تاکنون سابقه نداشته است و درباره دلیل این کار آقای احمدی نژاد باید گفت"الله اعلم".»

محمدی تصریح کرد:«بعد از تذکر من، آقای لاریجانی به یکی از اعضای هیات رییسه گفت که به آنها تذکر دادند و به بیرون رفتند.»


افشای نام و نشان یکی شهدایی که مخفیانه در قطعه 302 بهشت زهرا دفن شد

«سعیده پورآقایی» قربانی جنایت لباس شخصی‌ها

اطلاعات جدیدی درباره‌ی یک شهید گمنام جنبش سبز از دو روز قبل به «موج سبز آزادی» رسید که در این دو روز جزئیات آن را مورد بررسی قرار دادیم و از صحت آن مطمئن شدیم. این خبر دردناک حاکی از آن است که یک دختر دیگر، همچون «ترانه موسوی»، قربانی جنایت‌پیشگی برخی بسیجیان شده و پس از آن هم جنازه‌ی وی با اسید سوزانده شده و در نهایت بدون حضور خانواده‌اش به صورت مخفیانه در قطعه 302 بهشت زهرا دفن شده است. جالب است؛ تقدیر این بوده که خبر این جنایت، درست در روزی منتشر شود که دولت کودتا نمایش تشکیل کابینه را در دستور کار دارد؛ دولتی که بی‌اغراق با خون‌ریزی و جنایت بر سرکار آمده است.


به گزارش موج سبز آزادی، سعیده پورآقایی (آمایی) دختر جوانی است که اکنون پیکر او در یکی از قبور گمنام قطعه 302 بهشت زهرا دفن شده است. سعیده پورآقایی تنها فرزند جانباز شهید عباس پورآقایی (آمایی) است که در یکی از شب‌های پس از کودتا در حالی که به الله اکبر گفتن شبانه بر پشت بام خانه‌شان در خیابان دولت تهران مشغول بود، از سوی نیروهای لباس شخصی وابسته به بسیج دستگیر شد و پس از 20 روز جنازه او در یکی از سردخانه‌های جنوب تهران از سوی مادرش شناسایی شد. اما مسئولان ذی‌ربط از تحویل جنازه به مادرش خودداری کردند و حالا پس از هفته‌ها بی‌خبری خانواده‌اش مطلع شده‌اند او به صورت مخفیانه در قطعه 302 بهشت زهرا به خاک سپرده شده است.

بر اساس این گزارش، خانواده این شهید جنبش سبز طی هفته‌های اخیر به شدت تحت فشار بودند تا از افشای ماجرا خودداری کنند. اما بالاخره سکوت درباره این ماجرا شکسته شد و ماجرای تاسف‌برانگیز ظلمی که بر این فرزند شهید رفته، از سوی برخی افراد مطلع، شرح داده شده است که «موج سبز آزادی» برای رعایت مسائل امنیتی از ذکر نامشان معذور است.

به گفته‌ی مطلعان، سعیده پورآقایی پس از بازداشت مورد تجاوز وحشیانه قرار گرفته و سپس به قتل رسیده است. متجاوزان جنازه‌ی وی از زانو به بالا در اسید سوزانده‌اند تا آثار این جنایت شنیع به صورت کامل از بین برود. سپس خانواده‌ی وی تحت فشار قرار می‌گیرند تا علت مرگ دخترشان را بیماری شدید کلیوی اعلام کنند.

این موضوع در حالی اتفاق می‌افتد که جنازه‌ی سعیده اساسا به خانواده تحویل نشده است و شنیدن خبر بیماری سعیده موجب تعجب اقوام وی شده است که اطمینان دارند سعیده سابقه‌ی هیچ نوع بیماری نداشته است؛ و همین دروغ بود که در نهایت به افشای ماجرا منجر شد.

گفتنی است مراسم ختم شهید سعیده پورآقایی (آمایی) روز شنبه هفتم شهریور به صورت محدود در مسجد جامع قلهک (محل زندگی وی) برگزار شد و نمایندگانی از جنبش سبز برای همدردی با خانواده داغدار این شهید مظلوم در این مراسم حضور یافتند.

لازم به ذکر است که برخی اطلاعات تازه که به محض تکمیل منتشر خواهد شد، نشان می‌دهد اکثر کسانی که به صورت مخفیانه و بی‌نام و نشان در بهشت زهرا دفن شدند، دخترانی هستند که مورد تجاوز وحشیانه‌ی نیروهای امنیتی و شبه نظامی قرار گرفته‌اند و دفن شبانه و غیرقانونی آن‌ها نیز برای جلوگیری از افشای ابعاد جنایات رخ داده صورت گرفته است.

«موج سبز آزادی» همچنین جدا از این قبرهای بی‌نام و نشان، از وجود یک گور دسته‌جمعی در نزدیکی بهشت زهرا مطلع شده که به محض تایید و دریافت جزئیات بیشتر، این گزارش نیز به اطلاع خوانندگان خواهد رسید.

 

 


sa

+ نوشته شده توسط سعیدسعیدی در یکشنبه هشتم شهریور 1388 و ساعت 16:54 | Donbaleh Balatarin