ايلنا وضعيت ساماندهي دستفروشان را بررسي كرد:
دستفروشي با روزي هشت هزار تومان ماليات
دست فروشي، دورهگردي، كار كاذب، مهم نيست چه اسمي براي
آنها كه صبح تا شب در خيابانها پرسه ميزنند تا نان كار خودشان را
بخورند، پيدا كنيم. مهم اين است كه سازماني مسئوليتپذير پيدا شودتا به
زندگي اين افراد سامان دهد.

معضل
دستفروشي، معضلي همه جايي است كه حتي در سازمان ملل متحدد هم قانوني
برايش وضع نشده، شغلي است كه چون شغل نيست زير پوشش هيچ سازمان و
وزارتخانهاي قرار نميگيرد. در دنيا هزاران نفر به اين شغل كاذب
مشغولاند آنقدر كاذب كه حتي در هيچ سازمان آمارگيري خصوصي و غيرخصوصي
نميتوان عددي صحيح براي تعداد آنها يافت. گاهي حتي به نظر ميآيد مسئولان
نگراني هم در مورد ساماندهي وضعيت اين افرادندارند. انگار مردم عادي با
خريد كردن از آنها به مسئوليت خود بيشتر عمل ميكنند تا مسئولان اين
سازمان و آن وزارتخانه. پياده نه اگر حتي مسئولان يك ثاثيه پشت چراغ
خطرهاي 130 ثانيهاي تهران بايستند يا در ترافيكهاي كيلومتري اين شهر
منتظر باشند. محال است با دستفروشان در سنها و تيپهاي مختلف برخورد
نكرده باشند؛ آيا در آن ثانيه كه نگاهشان به نگاهتان ميرسد از خود
پرسيدهايد كه بايد برايشان چه كنيد؟ آيا از خود پرسيدهايد كه مسئوليتتان
به عنوان يك مسئول چيست؟
با هشت ميليون بدهي در مغازهاش پلمپ شده،حالا لوازمالتحريري را
كه تا چند ماه پيش آنجا ميفروخت در كنار خيابان ميفروشد، ميگويد عروس و
نوه دارد و هميشه آرزو ميكند خانواده عروسش نبيندش، ميگويد: دلش براي
لبخند مردم تنگ شده. ميگويد بنويس مردم ديگر نميخندند. بعد ميگويد: چون
جنس فرهنگي ميفروشم مردم خوب برخورد ميكنند اما رفتارشان را باديگر
دستفروشان ديدهام. خوشحال است كه چون تازه وارد است ماموران سد معبرفقط
يك بار جنسهايش را ضبط كردند.
در پيادهروها،چهارراهها، پلهاي عابرپياده هميشه كساني هستند كه
جلويتان را بگيرند و التماس كنند چيزي بخريد ؛ آدمهايي كه از جنس «ما»
هستند اما «ما» همچون بيگانهها با آنها برخورد ميكنيم.
مريم يوسفي، روانشناس در رابطه با اين دورهگردها به ايلنا گفت:
آدمهاي زحمتكش هستند كه ناخواسته به جرم اينكه ميخواهند نان حلال
دربياورند، از جامعه طرد شدهاند.دستفروشان با روحيه شكنندهي ناشي از
آسيب فقر اقتصادي وارد جامعهاي غريب ميشوند كه مردم به چشم دزد يا
پخشكننده مواد مخدر به آنها نگاه ميكنند و دولت هم هيچ حمايتي از آنها
نميكند.
به گفته اين روانشناس،اگر انسانهاي بدي بودند به جاي آفتاب خوردن
تابستانه و خيس شدن زمستانه، مواد مخدر ميفروختند و يك روزه پول يك ماه
خود را درميآورند.
در يكي از پيادهروهاي تهران بزرگ، پدر 42 سالهاي ايستاده است،
ميگويد: من حرف نميزنم،يكبار يكي حرف زده بود 41 روز سد معبر ايستاده
بود اينجا نميشد بساط پهن كنم. ميگويد: نبايد حرف زد، حرف زدن براي ما
يعني 41 روز بيپولي،من يك روز كار نكنم شب گشنه ميمانم، نميتوانم پسرم
را گشنه ببينم. ميگويد: حرف نميزنم،اما سفره دلش باز ميشود. از مردم
ميگويد كه روي بساطش راه ميروند؛ از آنهايي چانه ميزنند. از وعدههايي
حرف ميزد كه هيچ وقت عملي نشد، دادن يك دكه، بيمه. از سد معبر
،ًٌَُُُ ميگويد: ننويسيها! ميگويم: من كه چيزي دستم نيست،ميگويد:
پس ضبط هم نكن.
براي همين محمدكمالي،جامعهشناس، اين فعاليت را اينگونه تعريف كرد:
در اكثر كشورهاي دنيا دستفروشها ديده ميشوند، در «مدل اقتصادي» به علت
اينكه سيستم اقتصادي نتوانسته فضاي مناسب كسب و كار را فراهم كند،
ميتوان به عنوان يك آسيب به آن نگاه كرد.
او اما در مورد «مدل اجتماعي» پديده دستفروشي گفت: هميشه نبايد اين
پديده راآسيب اجتماعي خواند؛ در بسياري از كشورها دست فروشان صنف دارند،
بيمه ميشوند، لباسهاي هماهنگ ميپوشند و با مجوز دستفروشي ميكنند؛ اين
آسيب اجتماعي نيست.
اين جامعهشناس ادامه داد: «دست فروشي» در كشور ما و برخي از كشورها
توسعه نيافته آسيب اجتماعي است به اين دليل كه دستفروشان هيچ سازماني و
ارگاني مسئوليت آنها را قبول نميكند، پس تا هنگامي كه دستفروشي ملاك
قانوني پيدا نكند «آسيب اجتماعي»باقي ميماند.
در همين راستا ايازي معاون فرهنگي اجتماعي شهرداري تهران در گفتوگو
با خبرنگار ايلنا در مورد معضل دستفروشي در تهران،گفته بود: برخورد با
چنين افرادي در حيطه مسئوليت شهرداري تهران نيست و در اين ارتباط وزارت
كار، وزارت رفاه، سازمان بهزيستي و .... مسئوليت مستقيم دارند. نه تنها
معضل دستفروشي بلكه حل هر گونه آسيب اجتماعي، به همكاري و هماهنگي همه
دستگاهها نيازمند است و نميتوان به تنهايي از شهرداري تهران توقع داشت
معضل را حل كند.
به گفته ايازي، شهرداري تهران تنها ميتواند، در اين ارتباط جلوي
«سدمعبر» دستفروشان را بگيرد، اما از بين بردن اين شغل كاذب و احياي يك
شغل آبرومند جديد براي اينگونه افراد بر عهده سازمانهاي ديگر است.
سازمان هايي كه در پيگيري هاي خبرنگار ايلنا،هيچكدام مسووليت اين موضوع را بعهده نگرفتند.
-يك كارشناس وزارت كار در گفتوگو با ايلنا به سادگي گفت: برابر قانون
مشاغل غيررسمي تحت پوشش وزارت كار نيستند، در نتيجه دستفروشي تحت پوشش
اين وزارتخانه قرار نميگيرد.
– روابط عمومي وزارت رفاه، هم خبري از دستفروشان نداشت و گفت: فكر
نميكنم مربوط به اين وزارتخانه شود،بايد سراغشان را از شهرداري بگيري.
– براي اجازه مصاحبه با «مدير كل دفتر امور آسيبديدگان اجتماعي»
ايلنا با روابط عمومي سازمان بهزيستي تماس گرفت،موضوع مورد بحث بايد به
تاييد «اداره رسانه» ميرسيد. نتيجه رايزنيهاي روابط عمومي اين سازمان و
پيگيريهاي ايلنا ، همان نقطه قبلي بود، دستروشان در حيطه كار سازمان
بهزيستي نيستند
– رئيس اداره ارتباط و افكارسنجي كميته امداد هم گفت: فقط مسئوليت
خانوادههايي را برعهده ميگيريم كه نياز ماليشان محرز شده باشد:
ساماندهي به اوضاع دستفروشان و درستي يا نادرستي اين كار به كميته امداد
مربوط نميشود.
– رئيس شوراي اصناف نيز با بيان اينكه ، دستفروشي شغل نيست پس داراي صنف هم نيست،گفت: دستفروشان زير پوشش، شوراي اصناف نيستند.
حميد 24 سال دارد،به سئوالهايم پاسخ ميدهد به شرط اينكه نگويم،
چه چيزي را دستفروشي ميكند،ميگويد: «پيدايم ميكنند». ميگويد: مردم
بعضي خوب و خوشاخلاق و با ادبند، بعضي بيادب، بعضي متواضع، بعضي فكر
ميكنند ما ارث پدرشان را خورديم.مي گويد: آزاردهندهترين مردم آنهايي
هستند كه با ترحم به ما نگاه ميكنند. ميگويد:همسن و سالان من هيچ،اما
مردم نميدانند اين نگاه چقدر آينده كودكان دستفروش را تباهتر ميكند،
ميپرسم پس مامور «سدمعبر»ي كه قرار است تو را جمع كند كجاست؟! هيچكس
مزاحم كارت نميشود؟! ميگويد: اين روزها آنقدر دروغ و دزدي زياد شده، كه
با نيمي از فروش روزانهام ميتوانم چهار سال آينده هم مثل چهار سال
گذشته اينجا بياستم. ميگويد: فقط فروش روزانهام نبايد كمتر از 16 هزار
تومان باشد، چون در هر حال بايد نصف 16 هزار تومان را بدهم بلندبلند
ميخندد. من فكر ميكنم چقدر خوب چيزي را كه آن پدر 41 ساله گفت ننويسم را
گفت و نگفت ننويسم و ميخندم.
حميد بيشتر توضيح داد، گفت: اين خيابان را بالاتر بروي نرخ گرانتر
ميشود پايينتر بروي ارزانتر. گفت: حتي دوستم برايشان نان و شير ميخرد
تا بتواند اين جا بياستد،گفت: كاش دستكم به ما احترام ميگذاشتند.
اين زنان و مردان با هر سن و سالي گناهشان فقط زحمت كشيدن است، زحمتي
كه اگر حاصلش تمام سهم خودشان ميشد هم به جايي نميرسيدند و با اين
تفاسير هميشه براي رسيدن بايد بدوند.
گزارش: تارا بنياد