تبليغاتX
مهتاب شب
اوصيکما بتقوي الله و ان لا تبغيا الدنيا و ان بغتکما و لا تاسفا علي شي‏ء منها زوي عنکما و قولا بالحق و اعملا للاجر و کونا للظالم خصما وللمظلوم عونا.

شما را به تقوي وترس از خدا سفارش مي‏کنم واينکه در پي دنيا نباشيد، گرچه دنيا به سراغ شما آيد وبر آنچه از دنيا از دست مي‏دهيد تاسف مخوريد. سخن حق را بگوييد وبراي اجر وپاداش (الهي) کار کنيد ودشمن ظالم وياور مظلوم باشيد.

اوصيکما وجميع ولدي واهلي و من بلغه کتابي بتقوي الله و نظم امرکم وصلاح‏ذات بينکم، فاني سمعت جدکمصلي الله عليه و آله و سلم يقول:«صلاح ذات البين افضل من عامة الصلاة والصيام‏».

من، شما وتمام فرزندان وخاندانم وکساني را که اين وصيتنامه‏ام به آنان مي‏رسد به تقوي وترس از خداوند ونظم امور خود واصلاح ذات البين سفارش مي‏کنم، زيرا که من ازجد شما صلي الله عليه و آله و سلم شنيدم که مي‏فرمود:اصلاح ميان مردم از يک سال نماز وروزه برتر است.

الله الله في الايتام فلا تغبوا افواههم ولا يضيعوا بحضرتکم.والله الله في جيرانکم فانهم وصية نبيکم.ما زال يوصي بهم حتي ظننا انه سيورثهم.

خدا را خدا را در مورد يتيمان; نکند که گاهي سير وگاهي گرسنه بمانند; نکند که در حضور شما، در اثر عدم رسيدگي از بين بروند.
خدا را خدا را که در مورد همسايگان خود خوشرفتاري کنيد، چرا که آنان مورد توصيه وسفارش پيامبر شما هستند. وي همواره نسبت‏به همسايگان سفارش مي‏فرمود تا آنجا که ما گمان برديم به زودي سهميه‏اي از ارث برايشان قرار خواهد داد.

والله الله في القرآن لا يسبقکم بالعمل به غيرکم.و الله الله في الصلاة فانها عمود دينکم.و الله الله في بيت ربکم لا تخلوه ما بقيتم فانه ان ترک لم تناظروا.

خدا را خدا را در توجه به قرآن; نکند که ديگران در عمل به آن از شما پيشي گيرند. خدا را خدا را در مورد نماز، که ستون دين شماست. خدا را خدا را در مورد خانه پروردگارتان; تا آن هنگام که زنده هستيد آن را خالي نگذاريد، که اگر خالي گذارده شود مهلت داده نمي‏شويد وبلاي الهي شما را فرا مي‏گيرد.

والله الله في الجهاد باموالکم وانفسکم و السنتکم في سبيل الله. وعليکم بالتواصل والتباذل واياکم والتدابر و التقاطع. لا تترکوا الامر بالمعروف و النهي عن المنکر فيولي عليکم شرارکم ثم تدعون فلا يستجاب لکم.

خدا را خدا را در مورد جهاد با اموال وجانها وزبانهاي خويش در راه خدا. وبر شما لازم است که پيوندهاي دوستي ومحبت را محکم کنيد وبذل وبخشش را فراموش نکنيد واز پشت کردن به هم وقطع رابطه برحذر باشيد. امر به معروف ونهي از منکر را ترک مکنيد که اشرار بر شما مسلط مي‏شوند وسپس هرچه دعا کنيد مستجاب نمي‏گردد.

سپس فرمود:

اي نوادگان عبد المطلب، نکند که شما بعد از شهادت من دست‏خود را از آستين بيرون آوريد ودر خون مسلمانان فرو بريد وبگوييد اميرمؤمنان کشته شد واين بهانه‏اي براي خونريزي شود.
...الا لا تقتلن بي الا قاتلي. انظروا اذا انا مت من ضربته هذه فاضربوه ضربة بضربة، و لا تمثلوا بالرجل، فاني سمعت رسول الله صلي الله عليه و آله و سلم يقول:«اياکم و المثلة و لو بالکلب العقور».
رخداد


آگاه باشيد که به قصاص خون من تنها قاتلم را بايد بکشيد. بنگريد که هرگاه من از اين ضربت جهان را بدرود گفتم او را تنها يک ضربت‏بزنيد تا ضربتي در برابر ضربتي باشد. وزنهار که او را مثله نکنيد(گوش وبيني واعضاي او را نبريد)، که من از رسول خدا شنيدم که مي‏فرمود:«از مثله کردن بپرهيزيد، گرچه نسبت‏به سگ گزنده باشد».
منبع : مجذوبان نور
+ نوشته شده توسط سعیدسعیدی در دوشنبه بیست و سوم شهریور 1388 و ساعت 19:48 | Donbaleh Balatarin

به نظر می‌رسد، فضای معنوی ماه مبارک رمضان بر این رسانه‌ها تأثیرگذار بوده و بخشی از ستون‌های خبری را به اخبار مرتبط با این ماه مبارک اختصاص داده‌اند.

تابناک: در پدیده‌ای جالب توجه، رسانه‌های عربی منطقه به طور گسترده به تحلیل مسائل مذهبی و در این میان با ادبیاتی متفاوت به معرفی شخصیت امام علی(ع) پرداخته است.

به نظر می‌رسد، فضای معنوی ماه مبارک رمضان بر این رسانه‌ها تأثیرگذار بوده و بخشی از ستون‌های خبری را به اخبار مرتبط با این ماه مبارک اختصاص داده‌اند.

روزنامه «الاتحاد»، چاپ امارات متحده عربی در اقدامی کم‌سابقه، ستونی را به فضایل علی بن ابیطالب ـ علیه‌السلام ـ اختصاص داده و می‌نویسد: علی بن ابیطالب دارای ده صفت است که کسی تا کنون به آنها دست نیافته و ویژه امیرالمؤمنین است.

علی ـ علیه‌السلام ـ در «لیلةالمبیت» به جای نبی اسلام در بستر وی خوابید تا جان رسول‌الله را نجات دهد.

وی در جنگ احزاب، «عمرو عبدود» را به قتل رساند و با این کار خود اسلام را نجات داد. او امر تجهیز و کفن و خاکسپاری رسول خدا را متکفل شد و این موهبت را تا قیامت برای خود به ثبت رساند.

این روزنامه می‌افزاید: این ده صفت به شرح زیر است:
نخست: پیامبر در جنگ‌ها پرچم اسلام را به دست علی (ع) می‌سپرد و این به معنای اعتماد رسول خدا به علی بن ابیطالب است.

دوم: پیامبر علی (ع) را مأمور تلاوت سوره توبه بر مشرکان کرد و فرمودند: کسی را به سوی دشمنان فرستادم که از من است و من از اویم.

سوم: پیامبر شهادت داده که علی (ع) در دنیا و آخرت همراه اوست.

چهارم: علی (ع) نخستین از مردان است که به نبی اسلام ایمان آورد.

پنجم: پیامبر به او فرمودند: ای علی (ع) مقام تو نسبت به من مانند مقام ‌هارون است نسبت به موسی، به جز این که پس از من پیامبری برانگیخته نخواهد شد.

ششم: علی (ع) برای مناظره با مشرکان پیراهن رسول خدا را می‌پوشید و همانند پیامبر با کافران گفت‌وگو می‌کرد.

هفتم: در هنگام دستور الهی مبنی بر بستن درب‌های منازلی که به مسجد النبی باز می‌شد، رسول اکرم همه درها را بست، جز خانه علی بن ابیطالب.

هشتم: پیامبر فرمودند: من کنت مولاه فهذا علی مولاه؛ هر که من مولای اویم این علی مولای اوست.

نهم: خداوند رضایت خود را از اصحاب بیعت شجره اعلام کرد و علی (ع)، یکی از این افراد است.

دهم: بزرگترین شرف علی بن ابیطالب، همسری و هم‌کفو بودن با سیدة النساء‌العالمین، حضرت فاطمه زهرا، دختر رسول الله است.

گفتنی است، علاوه بر رسانه‌های چاپ شده در منطقه، روزنامه‌های عربی چاپ لندن نظیر الحیات نیز ستون‌هایی را به اخبار و روایات ویژه ماه رمضان اختصاص داده‌اند که تا کنون این کار سابقه نداشته است.

+ نوشته شده توسط سعیدسعیدی در دوشنبه دوم شهریور 1388 و ساعت 22:43 | Donbaleh Balatarin

روز نهم مرداد 1388 در نمازجمعه شهرستان گناباد طوماری علیه دراویش سلسله نعمت اللهی گنابادی به امضا بعضی از حاضرین رسید که سایت مجذوبان نور متن آن را جهت تنویر افکار عمومی  منتشر می نماید

لازم به ذکر است که این طومار پیرو اظهارات آقای موحدی راد در مصاحبه با سایت گناپا در سوم مرداد ماه 1388تنظیم گردیده است که ایشان درمقام دادستانی گناباد !! اظهار می دارد که : «مردم گناباد خودشان بايد غيرت ديني‌شان را قوي‌تر كنند و با اين مسائل برخورد كنند » 

+ نوشته شده توسط سعیدسعیدی در سه شنبه سیزدهم مرداد 1388 و ساعت 13:31 | Donbaleh Balatarin

شنبه 27 تیرماه

احضار خدمه مزار سلطانی بیدخت

مأمورین انتظامی بیدخت با مراجعه به منزل آقای عباس زارع حقیقی بیدختی  ، متصدی دفتر تولیت مزار متبرک سلطانی بیدخت  ، احضاریه ای  را به وی ابلاغ می کنند که براساس آن می بایست ظرف سه روز نزد دادستان گناباد حاضر شود .

 

یکشنبه 28 تیرماه

دفن پيكر يكي از دراويش

در این روز پیکر یکی از دراویش سلسله نعمت اللهی گنابادی درمحل مزارسلطانی بیدخت و درحضور مأمورین امنیتی  به خاک سپرده شد.  مرحوم آقای حسین پایاب 79 ساله، اهل و ساکن بیدخت که به حرفه حفر چاه و قنات اشتغال داشت، امروز با حضور خانواده اش و جمع کثیری از دراویش و اهالی بیدخت و تنی چند از مامورین امنیتی و انتظامی تشییع و در مزار سلطانی بیدخت (در قبر جای ) دفن گردید. به گفته یکی از اعضای خانواده پایاب ، این درویش گنابادی 10 سال قبل اقدام به خرید  قبر در مزار سلطانی بیدخت نمود که بازماندگانش او را در همان محل به خاک سپردند .

 

سه شنبه 30 تیرماه

بازداشت يكي از پرسنل مزار سلطانی بیدخت

آقای عباس زارع حقیقی از دراویش سلسله نعمت اللهی گنابادی و خدمه مزار متبرک سلطانی  ظهر امروز بازداشت شد . وی صبح روز شنبه 27 تیرماه از سوی دادستانی شهرستان گناباد احضاریه ای را دریافت کرد که بر اساس آن می بایست ظرف سه روز خود را به دادستانی معرفی نماید و صبح امروزبه  دستور دادستان گناباد حجت الاسلام علی موحدی راد بازداشت شد. تاکنون خبری از نوع اتهام و دلیل بازداشت آقای حقیقی مخابره نشده اما به گفته برخی اهالی منطقه ، علت بازداشت  این درویش گنابادی ، جریان دفن اموات در مزار سلطانی بیدخت می باشد .

 

 

چهارشنبه 31 تیرماه

1- بازداشت همسر و دو فرزند و يكي از بستگان متوفي در شهرستان گناباد

همسر، دو فرزند و یکی از بستگان مرحوم حسین پایاب از دراویش سلسله نعمت اللهی گنابادی صبح امروز به دستور دادستان گناباد بازداشت شدند . صبح دیروزمأمورین کلانتری بیدخت به دستور دادستان گناباد به  منزل مرحوم پایاب که در روز یکشنبه 28 تیر ماه در مزار سلطانی دفن شد مراجعه و آنها را به دادستانی گناباد احضار می کنند .  خانم هاجر  طاهری (همسر مرحوم) و آقایان حمید و علی پایاب (فرزندان مرحوم ) و آقای عزیز الله صفری از بستگان متوفی، صبح امروز چهارشنبه 31 تیر ماه 1388 نزد حجت الاسلام علی موحدی راد دادستان گناباد حاضر که پس از بازجویی پیرامون دفن مرحوم پایاب در مزار سلطانی به دستور دادستان بازداشت می شوند. خانم طاهری به دلیل کهولت سن و بیماری قلبی در وضعیت نابسامان جسمی قرار دارد .

 

2- برگزاری مراسم ترحیم حسین پایاب مقابل زندان گناباد

مراسم سوگواری و ترحیم حسین پایاب ، شامگاه امروز چهارشنبه 31 تیرماه با حضور جمعی از دراویش سلسله نعمت اللهی گنابادی و بازماندگان آن مرحوم مقابل زندان گناباد برگزار شد . لحظاتی پس از آغاز این مراسم سرهنگ نصیری رییس اداره آگاهی گناباد در محل حاضر و از سوی دادستان گناباد حاضرین را تهدید به برخورد انتظامی و قضایی نمود . اما علیرغم این فشارها ،‌ مراسم کماکان ادامه دارد و جمعیت حاضر مقابل زندان گناباد رو به افزایش است .

 

پنج شنبه 1 مردادماه

حمله گارد ضدشورش به دراویش معترض گناباد و دستگیری شماری از آنها

صبح روز پنج شنبه یکم مرداد ، عده ای از دراویش سلسله نعمت اللهی گنابادی دراعتراض به بازداشت غیرقانونی خانواده مرحوم پایاب ، در مقابل دادسرای عمومی و انقلاب شهرستان گناباد اجتماع نمودند.

نیروهای لباس شخصی و گارد ضد شورش با گاز اشک آور و سلاحهای سرد به دراويش معترض هجوم آوردند و تعدادی قریب به 30  نفر از آنها  دستگیر و با مینی بوس به مکان نامعلومی انتقال یافتند. خواسته تجمع کنندگان ، آزادی بلاقید و شرط  زندانیان است و علیرغم تهدیدهای دادستانی و مقامات انتظامی گناباد ،  اعلام می کنند تا آزادی زندانیان محل را ترک نخواهند کرد . وضعیت سلامت تعدادی ازافراد که توسط نیروهای لباس شخصی و گارد ضد شورش موردهجوم و ضرب و شتم قرار گرفته اند خطرناک است .

اسامي برخي از دراويش بازداشت شده :

بهروز مجاوری ، جعفری ، حجت علی اکبری ، رامین سلطانخواه ، رحمت حسینی ، زیبا هنرور ، سعید شمسائی ، سعید کاشانی ، شکرالله حسینی ، شکوه حقیقت ، ظفر مقیمی ، عباس علی اصغری 90 ساله ، عبدالرضا کاشانی ، علی کاشانی فر ، علیرضا عباسی ، محسن کاشانی ، محمد کاشانی فر ، محمد مروی ، مهدی طاهری ، نواب

شکوه حقیقت و محسن کاشانی كه در اثر حمله نیروهای لباس شخصی و گارد ضد شورش به شدت مضروب شده بودند به بیمارستان منتقل و بستري شدند .

 

شامگاه پنج شنبه 1 مردادماه

آزادی دراویش

+ نوشته شده توسط سعیدسعیدی در شنبه سوم مرداد 1388 و ساعت 2:22 | Donbaleh Balatarin

آقای عباس زارع حقیقی از دراویش سلسله نعمت اللهی گنابادی و خدمه مزار متبرک سلطانی  ظهر امروز بازداشت شد .

به گزارش خبرنگار سایت مجذوبان نور ؛ آقای حقیقی صبح روز شنبه 27 تیرماه از سوی دادستانی شهرستان گناباد احضاریه ای را دریافت کرد که بر اساس آن می بایست ظرف سه روز خود را به دادستانی معرفی نماید و صبح امروزبه  دستور دادستان گناباد حجت الاسلام علی موحدی راد بازداشت شد.

تاکنون خبری از نوع اتهام و دلیل بازداشت آقای حقیقی مخابره نشده اما به گفته برخی اهالی منطقه ، علت بازداشت  این درویش گنابادی ، جریان دفن اموات در مزار سلطانی بیدخت می باشد .

بنابر این گزارش  ، در اسفند ماه 1387 شبکه بهداشت شهرستان گناباد به دستور محرمانه فرمانداری و اداره اطلاعات  ، طی بخشنامه ای ضمن اهانت به مکان متبرکه سلطانی ، دفن اموات در این مکان مقدس را ممنوع اعلام نمود و متعاقب آن حجت الاسلام علی موحدی راد دادستان گناباد ، عباس زارع حقیقی متصدی دفتر تولیت این مکان زیارتی را به اتهام تهدید علیه بهداشت عمومی از طریق دفن اموات در محل ممنوعه تحت پیگرد قضایی قرار داد که منجر به محکومیت قطعی وی به تحمل 4 ماه حبس تعلیقی شد.

از همان زمان تا کنون  کراراً ، نیروهای امنیتی با دفن پیکر مومنین در مزارسلطانی بیدخت مخالفت می کنند که این امر اعتراضات گسترده دراویش و وکلای آنها را در بر داشته است .


امیر اسلامی : بازداشت آقای حقیقی غیرقانونی است

در خبرها آمد که عباس زارع حقیقی از دراویش سلسله نعمت اللهی گنابادی و خدمه مزار سلطانی بیدخت ( مدفن اقطاب و بزرگان این طریقت درویشی ) ظهر روز سه شنبه 30 تیرماه به دستور حجت الاسلام علی موحدی راد ، دادستان شهرستان گناباد ، بازداشت و تاکنون از وضعیت نگهداری و اتهام و دلیل بازداشت وی خبری در دست نیست و تنها برخی منابع غیررسمی علت این امر را دفن اموات در مزار سلطانی عنوان می کنند . آقای حقیقی چندی قبل از سوی دادستان گناباد به اتهام تهدید علیه بهداشت عمومی از طریق دفن اموات در محل ممنوعه تحت پیگرد قضایی قرار گرفت و نهایتاً از سوی دادگاه جزایی به تحمل 4 ماه حبس تعلیقی محکوم شد . در این زمینه گفتگویی داریم با آقای امیر اسلامی ، حقوقدان و وکیل پایه یک دادگستری :

آقای اسلامی ، اتهام و دلیل بازداشت آقای حقیقی را چه می دانید؟

همانگونه که در خبرها نیز منعکس شده تاکنون از نوع اتهام و دلیل بازداشت آقای حقیقی و محل نگهداری و وضعیت سلامتی ایشان اطلاعی در دست نیست . تنها موردی که وجود دارد این است که روز شنبه 27 تیرماه ، احضاریه ای از سوی دادستان گناباد دریافت می نماید . ایشان روز سه شنبه به همراه 2 نفر از دراویش نزد این مقام قضایی حاضر می شوند اما پس از مدتی بازجویی به دستور دادستان 48 ساعت تحت نظر قرار می گیرند .

آیا آقای حقیقی تاکنون محکومیت یا سابقه جزایی هم داشته اند که مرتبط با بازداشت اخیر ایشان باشد ؟

در اسفند ماه 1387 شبکه بهداشت شهرستان گناباد به دستور محرمانه فرمانداری و اداره اطلاعات  ، طی بخشنامه ای ضمن اهانت به مکان متبرکه سلطانی ، دفن اموات در این مکان مقدس را ممنوع اعلام نمود و متعاقب آن حجت الاسلام علی موحدی راد دادستان گناباد ، عباس زارع حقیقی  خدمه این مکان زیارتی را به اتهام تهدید علیه بهداشت عمومی از طریق دفن اموات در محل ممنوعه تحت پیگرد قضایی قرار داد که منجر به محکومیت قطعی وی به تحمل 4 ماه حبس تعلیقی شد. از همان زمان تا کنون  کراراً ، نیروهای امنیتی با دفن پیکر مومنین در مزار مخالفت می کنند که این امر اعتراضات گسترده دراویش و وکلای آنها را در بر داشته است . این مسأله نمی تواند مستمسک و بهانه بازداشت اخیر آقای حقیقی و مرتبط دانستن آن با محکومیت سابق ایشان داشته باشد .

یعنی دادستان گناباد نمی تواند قانوناًٌ حکم 4 ماه زندان تعلیقی آقای حقیقی را به اجرا در آورد؟

خیر ، به استناد مواد 25 و 29 قانون مجازات اسلامی ایران ،‌ در کلیه محکومیتهای تعزیری حاکم می تواند اجرای تمام یا قسمتی از مجازات را از 2 تا 5 سال معلق نماید و دادگاه با توجه به اوضاع و احوال محکوم علیه و محتویات پرونده می تواند اجرای دستوراتی را در مدت تعلیق از محکوم علیه بخواهد و اگر مجرمی که مجازات او معلق شده در مدت تعلیق بدون عذر موجه از دستور دادگاه تبعیت ننماید برحسب درخواست دادستان پس از ثبوت مورد در دادگاه صادرکننده حکم تعلیق ،‌ برای بار اول به مدت تعلیق مجازات او یکسال تا دو سال افزوده می شود و برای بار دوم حکم تعلیق لغو و مجازات معلق به اجرا گذاشته خواهد شد . هرچند ما مغایرت بین حکم صادره علیه آقای حقیقی با موازین شرعی و قانونی را بارها اعلام کرده ایم ولی ملاحظه می فرمایید که در شرایط کنونی ،‌ دادستان گناباد نمی تواند حکم حبس تعلیقی این درویش گنابادی را به اجرا در آورد چراکه عدم تبعیت از دستورات دادگاه که همان دفن اموات در محل ممنوعه باشد می بایست به اثبات برسد و پس از یکبار افزایش مدت تعلیق ، حکم زندان به اجرا گذاشته خواهد شد ولی تاکنون این مسیر قانونی طی نشده است .

بنابراین شما معتقدید که بر اساس اصول محاکمات جزایی ایران ،‌ بازداشت آقای حقیقی از سوی دادستان گناباد به دلیل دفن اموات در مزار سلطانی بیدخت غیرقانونی است ؟

بله  ، دادستان گناباد تحت هیچ شرایطی نمی تواند آقای حقیقی را به این عنوان در بازداشت نگهدارد و اگر آقای حقیقی مرتکب جرم جدیدی شده اند می بایست احضاریه ای قانونی با ذکر اتهام به ایشان ابلاغ می شد تا امکان تدارک دفاع به منظور حضور نزد مقام قضایی فراهم باشد . اما هیچ یک از این حقوق دفاعی متهم برای آقای حقیقی منظور نشده است که ما هم به موقع نسبت به اعلام و گزارش تخلفات دادستان گناباد به مقامات دادسرای انتظامی قضات و  دادسرای کارکنان دولت اقدام خواهیم کرد .


بازداشت همسر وفرزندان مرحوم پایاب در شهرستان گناباد چاپ ارسال به دوست

همسر ، دو فرزند و یکی از بستگان مرحوم حسین پایاب از دراویش سلسله نعمت اللهی گنابادی صبح امروز به دستور دادستان گناباد بازداشت شدند .

 به گزارش خبرنگار سایت مجذوبان نور صبح دیروز مامورین کلانتری بیدخت به دستور دادستان گناباد به  منزل مرحوم پایاب که در روز یکشنبه 28 تیر ماه در مزار سلطانی دفن شد مراجعه و آنها را به دادستانی گناباد احضار می کنند

خانم هاجر  طاهری (همسر مرحوم) و آقایان حمید و علی پایاب (فرزندان مرحوم ) و آقای عزیز الله صفری از بستگان متوفی، صبح امروز چهارشنبه 31 تیر ماه 1388 نزد حجت الاسلام علی موحدی راد دادستان گناباد حاضر که پس از بازجویی پیرامون دفن مرحوم پایاب در مزار سلطانی به دستور دادستان بازداشت میشوند.

گزارش های دریافتی حاکی از آن است که خانم طاهری به دلیل کهولت سن و بیماری قلبی در وضعیت نابسامان جسمی قرار دارد و هم اکنون در محل دادستانی گناباد نگهداری می شود

+ نوشته شده توسط سعیدسعیدی در چهارشنبه سی و یکم تیر 1388 و ساعت 23:31 | Donbaleh Balatarin

ذکر حسین منصور حلاج از کتاب تذکره الاولیاء عطار

نقل است‌ که‌ پرسیدند از صبر؛ گفت‌ آنست که‌ دست‌ و پای‌ برند و از دار آویزند. و عجب‌ آن‌که‌ این ‌همه‌ با او کردند.

نقل است‌ که‌ شبلی‌ را روزی‌ گفت‌ یا ابابکر دستی‌ بر نه‌ که‌ ما قصدی‌ عظیم‌ کرده‌ایم‌ و سرگشته‌ی‌ کاری‌ شده‌ و چنین‌ کاری‌ که‌ خود را کشتن‌ در پیش‌ داریم‌. چون‌ خلق‌ در کار او متحیر شدند منکر بی‌قیاس‌ و مقر بیشمار پدید آمدند و کارهای‌ عجایب‌ از او دیدند. زبان‌ دراز کردند و سخن‌ او به‌ خلیفه‌ رسانیدند و جمله‌ بر قتل‌ او اتفاق‌ کردند، از آن‌که‌ می‌گفت‌ «اناالحق‌». گفتند بگوی‌ «هوالحق‌!» گفت‌ بلی‌ همه‌ اوست‌، شما می‌گویید که‌ گم‌ شده‌ است‌، بلکه‌ حسین‌ گم‌ شده‌ است‌، بحر محیط‌ گم‌ نشود و گم‌ نگردد. جنید را گفتند این‌ سخن‌ که‌ منصور  می‌گوید تأویلی ‌دارد؟ گفت‌ بگذارید تا بکشند که‌ نه‌ روز تأویل‌ است‌. پس‌ جماعتی‌ از اهل‌ علم‌ بر وی‌ خروج‌ کردند و سخن‌ او را پیش‌ معتصم‌ تباه‌ کردند. علی‌بن‌ عیسی‌ را که‌ وزیر بود بر وی‌ متغیر گردانیدند. خلیفه‌ بفرمود تا او را به‌ زندان‌ برند. او را به‌ زندان‌ بردند یکسال‌، اما خلق‌ می‌رفتند و مسایل‌ می‌پرسیدند. بعد از آن‌ خلق‌ را از آمدن‌ منع ‌کردند. مدت‌ پنج‌ ماه‌ کس‌ نرفت‌، مگر یکبار ابن‌عطا و یکبار عبدالله خفیف‌. و یکبارابن‌عطا کس‌ فرستاد که‌ ای‌ شیخ‌ از این‌ سخنی‌ که‌ گفتی‌ عذرخواه‌ تا خلاص‌ یابی‌. حلاج‌ گفت‌ کسی‌ که‌ گفت‌، گو عذرخواه‌! ابن‌ عطا چون‌ این‌ بشنید بگریست‌ و گفت‌ ما خود چند یک‌ حسین‌ منصوریم‌.

نقل است‌ که‌ شب‌ اول‌ که‌ او را حبس‌ کردند؛ بیامدند او را در زندان‌ ندیدند،جمله‌ی‌ زندان‌ بگشتند کس‌ را ندیدند. شب‌ دوم‌ نه‌ او را دیدند و نه‌ زندان‌. هر چند زندان‌ را طلب‌ کردند ندیدند. شب‌ سوم‌ او را در زندان‌ دیدند، گفتند شب‌ اول‌ کجا بودی‌ و شب‌ دوم‌  زندان‌و تو  کجا بودیت‌؟، اکنون‌ هر دو پدیده‌ آمدیت‌، این‌ چه‌ واقعه‌است‌؟ گفت‌: شب‌ اول‌ من‌ به‌ حضرت‌ بودم‌، از آن‌، نبودم‌؛ و شب‌ دوم‌ حضرت‌ این‌جا بود، از آن‌، هر دو غایب‌ بودیم‌؛ شب‌ سوم‌ باز فرستادند مرا برای‌ حفظ‌ شریعت‌؛ بیایید و کار خود کنید.

نقل است‌ که‌ در شبانروزی‌ در زندان‌ هزار رکعت‌ نماز کردی‌، گفتند می‌گویی‌ که‌ من ‌حق‌ام‌ این‌ نماز  که را می‌کنی‌؟ گفت‌: ما دانیم‌ قدر ما.

نقل است‌ که‌ در زندان‌ سیصد کس‌ بودند، چون‌ شب‌ درآمد گفت‌: از زندانیان‌ شما را خلاص‌ دهم‌. گفتند: چرا خود را نمیدهی‌؟ گفت‌: ما در بند خداوندیم‌ و پاس‌ سلامت‌ می‌داریم‌، اگر خواهیم‌ به‌ یک ‌اشارت‌ همه‌ بندها بگشاییم‌. بس‌ به‌ انگشت‌ اشاره‌ کرد، همه‌ بندها از هم‌ فروریخت‌، ایشان‌ گفتند: اکنون‌ کجا رویم‌ که‌ در زندان‌ بسته‌ است‌. اشارتی‌ کرد رخنه‌ها پدید آمد. گفت‌: اکنون‌ سر خویش‌ گیرید، گفتند: تو نمی‌آیی‌. گفت‌: ما را با او سری‌ است‌ که‌ جز بر سر دار نمی‌توان‌ گفت‌. دیگر روز گفتند: زندانیان‌ کجا رفتند؟ گفت‌: آزاد کردیم‌. گفتند: تو چرا نرفتی‌؟ گفت‌: حق‌ را با من‌ عتابی‌ است‌، نرفتم‌. این‌ خبر به‌ خلیفه‌ رسید. گفت‌ فتنه‌ خواهد ساخت‌. او را بکشید یا چوب‌ بزنید تا از این‌ سخن‌ برگردد. سیصد چوب‌ بزدند. به‌ هر چوبی‌ که‌ می‌زدند آوازی‌ فصیح‌ می‌آمد که‌ «لاتخف‌ یا ابن‌ منصور».

+ نوشته شده توسط سعیدسعیدی در دوشنبه دهم فروردین 1388 و ساعت 17:8 | Donbaleh Balatarin


الهی هر که را خواهی براندازی، با درویشانش در اندازی
بنا به گزارش خبرنگار سایت مجذوبان نور از سروستان فارس،روز پنجشنبه 15 اسفند ماه 1387  تنها چند روز بعد از واقعه وفات شیخ بزرگوار سلسله نعمت اللهی گنابادی  جناب آقای ناصر آقا ملکی سروستانی (مهرعلی) ، گروهی متشکل از برخی روسا و کارکنان ادارات دولتی بنا به دعوت نماینده ولی فقیه سروستان(امام جمعه سروستان) اقدام به برگزاری مجلسی هم زمان با مجلس شب جمعه دراویش نموده و بعد از سخنرانی امام جمعه علیه تصوف و درویشی، اقدام به نصب پلاکارت هایی علیه صوفیه نمودند.در همین راستا نیروهای انتظامی با هماهنگی های به عمل آمده هم زمان اقدام به مسدود کردن خیابان ها و کوچه های مشرف به مجلس شب جمعه و توقف و انتقال موتور سیکلت های فقرا نمودند .
درادامه  این گزارش آمده است :  چندی پیش نیزبه دلیل تهدیدات انجام گرفته از  سوی مخالفین تصوف ،دراویش سروستان به اجبار محل انعقاد مجالس شب های دوشنبه  را تغییر دادند

+ نوشته شده توسط سعیدسعیدی در یکشنبه هجدهم اسفند 1387 و ساعت 6:9 | Donbaleh Balatarin