تبليغاتX
مهتاب شب

 



گزارش‌های رسیده از مشهد حاکی است در روز چهارشنبه 28 مرداد مصادف با پنجاه و سومين سالروز كودتا ننگين امريكايي – انگليسي سال 1332 ، در شهر مشهد و در اطراف پارك ملت، ميدان آزادي ، خيابان آزادي ، بخش هايي از بلوار وكيل آباد و خيابان هاي معلم و آزادشهر مشهد جو امنيتي و نظامي شديد حاكم شد.

به گزارش موج سبز آزادی به نقل از فعالين جنبش سبز شهر مشهد، پيش از اين در فراخوان‌هايي كه در برخي از سايت‌هاي اينترنتي منتشر شده بود، از مردم مشهد دعوت شده بود تا در اين روز تجمع كرده و به دولت كودتاگران 22 خرداد 88 اعتراض كنند.

بنا به اين گزارش، در حالي كه حضور نيروهاي گارد ويژه، لباس شخصي و نيروهاي موسوم به انصار داخل و اطراف پارك ملت مشهد جوي مشابه حكومت نظامي ايجاد كرده بود، معترضان مشهدي به صورت گسترده اما پراكنده در پارك ملت حاضر شدند و اطراف در جنوبي پارك كه محل اصلي تجمع اعلام شده بود، قدم مي‌زدند.

این گزارش حاکی است، هنگامي كه مردم در دسته‌هاي كوچك قصد تجمع داشتند، نيروهاي امنيتي و گارد ويژه با آرايش هجومي به سمت مردم حركت مي‌كردند كه باز منجر به پراكنده شدن جمعيت مي‌شد.

با این حال هيچ گزارشي از بازداشت يا درگيري در اين شب منتشر نشده است. همچنين حضور نيروهاي امنيتي موتورسوار اطراف ميدان تقي آباد و خيابان احمدآباد شهر مشهد در روز چهارشنبه گزارش شده است.

گفتني است پنجشنبه شب نيز جو مناطق مذكور مشهد به شدت امنيتي گزارش شده است. در اين شب همزمان با پخش سخنان رئيس دولت كودتا از تلويزيون فريادهاي «الله اكبر» در تعدادي از محله هاي مشهد شنيده شده است.

+ نوشته شده توسط سعیدسعیدی در شنبه سی و یکم مرداد 1388 و ساعت 23:15 | Donbaleh Balatarin
 


پس از اعلام نظر صریح برخی از علما و مراجع مبنی بر عدم مشروعیت دولت دهم برخی از مقلدان این مراجع از فعالیت های دولتی انصراف داده اند.

به گزارش کرمان نما تا کنون در بسیاری از نهادها و مراکز مهم دولتی تعدادی از مقلدان آیت الله العظمی صانعی یا آیت الله العظمی منتظری از سمت ها و مشاغل دولتی استعفا داده اند.

بر پایه این گزارش پس از برگزاری انتخابات پر حرف و حدیث 22 خرداد آیت الله العظمی حاج شیخ یوسف صانعی در پاسخ به نامه آقایان خاتمی،موسوی و کروبی درتاریخ 4/5/1388 تصریح فرمودند:

" اينجانب به حکم لزوم جلوگيري از ظلم ظالمين به همه کساني که سبباً يا مباشراً در ضرب و جرح و قتل و زنداني کردن انسان ها از اقشار مختلف مردم دخالت می کنند و به اذيت و ايذاء آنها در زندان ها و سلول ها ـ که خود ظلم مضاعفي به آنان مي باشد ـ مي پردازند می گويم که اينگونه ظلم ها به کساني که هيچ پناهگاهي جز خداوند ندارند از گناهان کبيره به شمار می رود و آنقدر بزرگ و خلاف انسانيت و معصيتی فوق العاده است که سه امام معصوم به سه فرزند خودشان(عليهم السلام) که آنها هم امام بوده اند و برای درس به ديگران وصيت کرده اند که بايد از آن فاصله گرفت و به آن نزديک نشد: «اياک و ظلم من لايجد عليک ناصراً الا الله» لذا اميدوارم تا دير نشده زمينه آزادی تمام زندانيان و اجازه برگزاری مراسم به خانواده شهدای حوادث اخير داده شود و آمرين و عاملين و محرکين و همه آنها که به نحوي در بروز حوادث اخير دخيل بوده اند توبه نموده و رضايت مضروبين و آسيب ديدگان را جلب نمايند و در يک جمله به نصايح خيرخواهانه آيت الله هاشمي دامت افاضاته توجه کرده و به آن عمل نمايند تا پرونده دولت بيش از مسئله انتخابات و عدم مشروعيت شرعي و مقبوليت که بوسيله قانون اساسي با رأي قطعي و بدون ترديد توده مردم حاصل مي شود، سنگين تر نگردد و حقوق اوليه مردم تضييع نشود و به جاي توجه به اعتراض توده هاي مردم در داخل و خارج، سينه وقلب جوانان را نشانه نروند که همه ظلم ها و اذيت ها و اعتراف گيريها و دروغ پردازي ها نه تنها منجر به تقويت حکومت نمي شود بلکه موجب ضعف و بغض مردم نسبت به حکام خواهد شد و در نهايت ناله مظلومان، قطعاً ذلت و گرفتاري ستمکاران را در زماني نه چندان دور به دنبال خواهد داشت. "

گزارش تکمیلی حاکی است که این نوع استعفاها اغلب در نهادهایی که ماهیت فرهنگی دارند صورت پذیرفته است.

از سوی دیگر شنیده های خبرنگار ما حکایت از آن دارد که بخشی از پرسنل یکی از نهادهای نظامی به دلیل نارضایتی از حوادث اخیر استعفا یا تقاضای بازنشستگی کرده اند.


 

نامه همسر جلایی پور به صادق لاریجانی: مرتضوی همسرم را به گروگان گرفته است

فاطمه شمس، عضو هسته مرکزی پویش موج سوم و همسر محمدرضا جلایی‌پور در نامه‌ای سرگشاده خطاب به صادق لاریجانی، رئیس جدید قوه قضائیه نگرانی عمیق خود را نسبت به گرونگانگیری مرتضوی اعلام کرد و از شکنجه‌های فیزیکی و روحی همسرش پرده برداشت. او این نامه را در حالی نوشته است که علی‌رغم صدور حکم آزادی جلایی‌پور توسط قاضی حداد در روز چهارشنبه، مرتضوی امروز علنا آزادی او را منتفی اعلام کرد. متن این نامه که در پایگاه اطلاع‌رسانی نوروز منتشر شده به شرح زیر است:


به نام خداوندگار مظلومان
رئیس محترم قوه قضائیه، جناب حجت‌الاسلام والمسلمین صادق لاریجانی
با تقدیم سلام و احترام
اینجانب، فاطمه شمس، همسر محمدرضا جلایی‌پور، مراتب عمیق نگرانی خود را نسبت به وضعیت ایجاد شده اخیر در مورد آزادی همسرم که بیش از ۶۵ روز است، بدون تفهیم اتهام و صادر شدن قرار، در بازداشت غیرقانونی به سر می‌برد، به حضور جنابعالی اعلام می‌کنم.

همسر من، در روز بیست و هفتم خردادماه سال جاری و هنگامی که به همراه یکدیگر، برای ادامه تحصیل قصد بازگشت به انگلستان را داشتیم، در مقابل چشمان بهت‌زده من و مسافران دیگر، توسط نیروهای امنیتی و بدون ارائه حکم در فرودگاه امام‌ خمینی بازداشت و به مکان نامعلومی منتقل شد و از ادامه سفر خود بازماند. او بعد از دو هفته بی‌خبری در تماسی دو دقیقه‌ای با برادرش از سلامتی خود خبر داد، ولی هنوز هم معلوم نبود که در چه محلی نگهداری می‌شود. بعد از گذشت نزدیک به ۲۰ روز و با پیگیری‌های صورت گرفته از سوی خانواده اینجانب و همسرم، معلوم شد که او در بند ۲۰۹ زندان اوین و در سلول انفرادی نگهداری می‌شود.

بعد از چهل و اندی روز حبس در انفرادی، با پیگری‌های صورت گرفته، برخی از اعضای خانواده موفق شدند با همسرم ملاقات کنند و در این ملاقات، به گفته ملاقات‌کنندگان متاسفانه علی‌رغم وضعیت مطلوب روحی همسرم که ناشی از ایمان و اعتقاد وی بود و نه برخوردهای مناسب بازجویان اوین، رنگ و روی او بسیار پریده و زردرنگ بود، اما به دلیل حضور مامور در اتاق، همسرم از گفتن آنچه بر او گذشته بود، بازماند.

بعد از دو جلسه ملاقات با او بود که مطلع شدیم همسر بیگناه مرا ۳ شبانه روز در سلولی داغ معروف به سلول موتورخانه ( که جنب موتورخانه است و پر از بخار و دود و دم است ) حبس کرده بودند تا به زور او را وادار به اعتراف تلویزیونی کنند. شرایط این سلول به قدری نامساعد و مسموم بوده که او حتی توان نفس کشیدن هم نداشته است. به دلیل وضعیت افتضاحی که در این سلول وجود داشته، حتی دل نگهبان سلول به حال همسر مظلومم می‌سوزد و به بازجو و مسوول بند اعتراض می‌کند و می‌گوید که در این وضعیت، او تلف خواهد شد و از بین خواهد رفت و بعد از آن خواستار تغییر سلول و جابجایی همسرم به محل دیگری می‌شود. بازجوی همسرم که ظاهرا بویی از انسانیت نبرده بود در مقابل این اعتراض زندانبان مقاومت می‌کند اما ماموری که برای سرکشی به وضعیت وی بعد از سه روز درب این سلول را باز می‌کند، هوا را به قدری نامساعد و گرم و مسموم می‌یابد که نمی‌تواند حتی پایش را داخل سلول بگذارد و دستور می‌دهد همسرم را از آن جا خارج کنند. بعد از خارج کردن او از این اتاق مخوف که هیچ یک از اصول اولیه نگهداری از زندانی را دارا نبوده و به اصطلاح غیراستاندارد(!) بوده است، او را با همان حال نزار ناشی از گرمای شدید به اتاق بازجویی می‌برند و ۹ ساعت تمام بدون آب و غذا و در حالیکه رکیک‌ترین فحش‌های ناموسی را به همسر، خواهر و مادرش می‌دهند و در تمام طول مدت بازجویی هم با ته خودکار بر سر او می‌کوبیده‌اند، وادار به اعتراف دروغش می‌کنند و وقتی موفق نمی‌شوند او را بی‌جان در سلول انفرادی دیگری رها می‌کنند. قبل از آن ۳ روز مخوف هم به مدت ۲۵ روز او را در حبس انفرادی مطلق و خلا زمانی و مکانی می‌اندازند و حتی یک بازجویی هم از او به عمل نمی‌آورند تا به قول خودشان او را بشکنند تا به باوری نداشته اعتراف کند.

این شکنجه‌های روحی و جسمی در حالی صورت گرفته است که همسر من تمام آنچه به آن باور داشته بود را قبل از این بازجویی مخوف نوشته بود، اما این افراد بی‌وجدان و ظالم با این فشارهای غیر انسانی، به دنبال گرفتن اعتراف دروغ از او بودند و همچنان هم هستند. اما خوشبختانه تا بدین لحظه موفق به انجام این عمل قبیح غیرقانونی، غیراخلاقی و غیر شرعی خود نشده‌اند. من از همین جا اعلام می‌کنم که پس از ۶۵ روز مقاومت همسرم در مقابل سخت‌ترین شرایط روحی و جسمی و شکنجه‌هایی که صورت گرفت او هنوز محکم ایستاده است و به یک کلمه دروغ اعتراف نکرده است و نخواهد کرد و اگر هر چیزی از او به نام جعلی اعتراف شنیدید و دیدید بدانید که از برکات آن سلول داغ و فحش‌های ناموسی و ضرب و شتم‌های فیزیکی و تحقیرهای روحی است.

جناب آقای لاریجانی

روز چهارشنبه هفته گذشته با پیگیری‌هایی که صورت گرفت، قاضی حداد، حکم آزادی همسر مرا که بعد از تامین وثیقه ۲۰۰ میلیون تومانی صادر شده بود، به زندان اوین فرستاد و به پدر همسرم گفت که یک ساعت دیگر به زندان اوین بروید و فرزندتان را تحویل بگیرید. اعضای خانواده ما ۱۱ ساعت را در مقابل درهای بسته اوین و در حالیکه هیچ کس جوابگوی دلیل این همه چشم انتظاری آنان نبود، سپری کردند و سپس در کمال ناامیدی به خانه بازگشتند. این روند چشم‌انتظاری تا ۴۸ ساعت ادامه داشت. آقایان گفتند که همه چیز به دلیل تعطیلی آخر هفته به امروز، یعنی شنبه موکول شده است و مجددا سه روز تمام ما را چشم‌به راه و منتظر گذاشتند. امروز هم پدر و برادر همسرم با مراجعه به دادسرا خواستار روشن شدن تکلیف همسرم شدند. اما در کمال ناباوری به آنها گفته شد که وزارت اطلاعات و دادستان تهران شخصا جلوی اجرای حکم قضایی را گرفته‌اند و نخواهند گذاشت که او آزاد شود. هیچ کس در دادسرا، هیچ جواب روشنی به عنوان دلیل ناتوانی قوه قضائیه از اجرای حکم قضائی صادره توسط قاضی پرونده ندارد. علی‌رغم اینکه سند ۲۰۰ میلیون تومانی را به گرو گرفته‌اند و حکم آزادی داده‌اند، آشکارا سعید مرتضوی، دادستان تهران، همسر مرا به گروگان گرفته‌ است و در کمال ناباوری و تاسف قوه قضائیه که عملا باید نافذترین نهاد در امر پیگیری وضعیت بازداشت‌شدگان باشد هم نمی‌تواند جلوی این اعمال خودسرانه را بگیرد. ایشان با کدام حق قانونی، اخلاقی و شرعی مجاز است که جلوی حکم قاضی دادسرا را بگیرد و مانع آزادی همسر من شود؟ چه کسی به ایشان چنین اختیارات نامحدودی اعطا کرده است؟

جناب آقای لاریجانی

همسر من، یک نخبه علمی و فرهنگی و مذهبی این مملکت و برخواسته از خانواده‌ای اصیل و مذهبیست که برای اسلام و انقلاب سه شهید داده است و پدرش ۱۰ سال تمام از عمرش را وقف دفاع از کیان میهنش در خطرناک‌ترین مناطق جنگی غرب کشور کرده است. همسر جوان من در کمال از خود گذشتگی و وطن‌دوستی و از سر مهری که به سرزمین مادری اش داشت، زندگی‌اش را وقف کار انتخاباتی کرد تا مگر برای اندکی هم که شده جوانان کشورش را به آینده امیدوارتر کند. او در تمام مدت فعالیت انتخاباتی، حتی یک بار هم پای خود را از حدود قانونی فراتر نگذاشت و در فعالیتی کاملا صلح آمیز و مقبول از جناب آقای موسوی، کاندیدای مورد تایید شورای نگهبان که همواره به انقلابی‌گری، دین‌ورزی، اخلاق وصداقت شهرت داشتند حمایت کرد. اعتراف می‌کنم که همسر من مدافع انقلابی است که امام خمینی رهبر آن بود و آقای مهندس موسوی که همسر من از حامیان ایشان است یکی از شخصیت‌های صادق و مومن به راه امام است. من و همسرم به حمایت و پشتیبانی از چنین فردی مفتخریم. من اعتراف می‌کنم که همسر من از مدافعان جمهوری اسلامی تمیز است که امام خمینی وعده آن را داده بود و در شعارهای مهندس موسوی تبلور داشت نه این حکمرانی کثیف که بهترین فرهیختگان این کشور را به بند کشیده است. این شکنجه‌ها و تبعیدها و حبس‌ها یک کلمه از این اعتقاد ما کم و زیاد نخواهد کرد. آنچه در دو ماه اخیر در زندان‌های کشور رخ داد فاجعه‌ای دینی، اخلاقی، قانونی و بشری است که دل هر انسانی را به درد می آورد و چون خوره‌ای به جان و روح آدمی افتاده‌ است.

ریاست محترم قوه قضائیه

سوال من از شما به عنوان مسوول قوه قضاییه این است که آیا نحوه برخورد با یک جوان نخبه که حائز برترین امتیازات علمی از قبیل رتبه یک کنکور سراسری و طلای المپیاد ادبی است و هم‌اکنون نیز دانشجوی ممتاز دانشگاه آکسفورد است و در عین حال همگان به دین‌داری، اخلاقی بودن و اعتقاد وی به نظام جمهوری اسلامی چه در داخل و چه در خارج از کشور گواهی می‌دهد باید تا به این حد پست و حقیرانه باشد؟ آیا اصولا جای کسی با این مختصات در زندان اوین است؟ شاید در زندان اوین دانشگاه زده‌اند و ما بی‌خبریم! چه شد که بعد از سی سال، زندان باید جایگاه شریف‌ترین، مومن‌ترین، انقلابی‌ترین و پاک‌دل‌ترین هم‌نسلان من باشد؟ من از حضور محترم شما سوال می‌کنم آیا نگهداری جوانی ۲۷ ساله به مدت ۷۲ ساعت در فضایی که حتی تحمل یک ثانیه آن برای بازجویش ناممکن بوده است، حبس ۲۵ روزه او در خلا زمانی و مکانی برای شکنجه روحی زندانی، بازجویی‌های طولانی مدت بدون آب و غذا، نثار رکیک‌ترین فحش‌های ناموسی و شکنجه‌های فیزیکی در حین بازجویی مطابق قانون و شرع و اخلاق است؟ از جنابعالی که به تازگی ریاست این قوه را عهده‌دار شده‌اید، می‌خواهم به این سوال من پاسخ دهید که آیا در صورت صدور حکم قضایی برای آزادی زندانی، نهاد موازی دیگر یا شخصی مثل مرتضوی به عنوان دادستان تهران به لحاظ قانونی اجازه دارند جلوی اجرای حکم را بگیرند؟ از شما که در جلسه معارفه خودتان وعده دادید از حق مظلومان دفاع کنید و گفتید که «هیچ کس نباید جرات کند و به خود حق دهد که بر خلاف قانون، حکم و حقوق شهروندان را ضایع کند و من در این ماموریت مهم به احدی رحم نخواهم کرد» می‌خواهم به سوال من که ۶۵ روز است بی‌پاسخ مانده، جواب بدهید که آیا برخورد با یک جوان مومن متعهد نخبه که تنها جرمش فعالیت شفاف و قانونی برای انتخابات بوده است باید مثل یا حتی بدتر و شنیع‌تر از برخورد با یک دزد یا قاچاقچی فراری باشد؟ شما را به معتقداتتان قسم می‌دهم به من که جوانی ۲۵ ساله‌ام و دوست دارم که کشورم را دوست بدارم بگویید که آیا این است معنای عدالت و مهرورزی؟ جرم ما و امثال ما چیست که باید در این سن و سال به این حال و روز بیفتیم، یکی در حبس و دیگری در تبعید؟

جناب آقای لاریجانی

امروز اولین روز ماه مبارک رمضان، ماه رحمت و مغفرت خداوند است. در حالی برایتان این نامه را می‌نویسم که در غربتی عمیق، به حال تبعید دچارم کرده‌اند. حتی برای بازگشت به سرزمین خودم و برای ملاقات با همسرم هم احساس امنیت نمی‌کنم. راه بازگشتم به کشور به خاطر تهدیدهای نیروهای خودسر فشار سد شده است و تمام نگرانی‌ام برای بازگشتن از این است که به اهرم فشاری برای اعتراف‌گیری از همسرم دچار شوم. اکنون ۶۵ روز است که در تنهایی مطلق در این سرزمین غریب برای من هم زندان انفرادی دیگری به دست همین افراد ساخته شده و امکان ملاقات و صحبت با همسرم از من سلب شده است. از شما می‌خواهم در این ماه عزیز و مبارک که ماه غفران الهی و عدالت واقعی علوی است به وضعیت همسر بیگناه من رسیدگی کنید و از مجریان و متصدیان امر بخواهید روشن کنند که چرا علی رغم صدور حکم قاضی دادسرا، قوه قضائیه‌ از اجرای حکم ناتوان است. چرا در حالی که قوه قضائیه موظف است بعد از ۲۴ ساعت برای متهم تعیین تکلیف کند و به او تفهیم اتهام شود، بعد از ۶۵ روز از این کار سر باز زده است؟ چرا در حالی که بعد از سی روز، قرار بازداشت موقت خودبه خود اعتبارش را از دست می‌دهد، هنوز بعد از شصت و پنج روز، همسر مرا با همان حکم منقضی بازداشت موقت حبس کرده‌اند؟ چرا علی‌رغم صدور حکم آزادی او، قاضی پرونده توانایی اجرای حکم را ندارد؟ چه کسانی پشت پرده این بازی کثیفند که نمی‌گذارند قاضی پرونده مستقل عمل کند؟

ریاست جدید قوه قضائیه، جناب آقای لاریجانی

از شما که وعده رسیدگی به وضعیت مظلومان دربند را داده‌اید می‌خواهم که به وضعیت همسر من که یکی از نمونه‌های عینی این مظلومیت‌ها و مورد ظلم واقع‌شدن‌هاست، رسیدگی کنید و آن بازجویان بی‌وجدانی که با همسر من و امثال او چنین رفتارهای وحشیانه‌ای کرده‌اند را قاطعانه مجازات کنید. لطفا نگذارید با ادامه این روند، یاس و نفرت در دل جوانان این مرز و بوم لانه کند و با نخبگانی که مهم‌ترین دغدغه‌شان اصلاح این روند خطرناک و سربلندی کشورشان است و نیز با خانواده‌های آنان مثل یک برده رفتار شود. از شما به عنوان کسی که ریاست قوه قضائیه را که موظف به عدالت‌گستری و بازستاندن داد مظلومان است، به عهده گرفته‌اید خواهانم که همسر مرا که بیگناهی‌اش به وضوح ثابت شده است، در این ماه مبارک به من و خانواده‌اش بازگردانید و به این روند خطرناک غیرقانونی در قوه قضائیه پایان دهید.
از خداوند می‌خواهم که شما را در اجرای عدالت علوی و ستاندن داد مظلوم موفق و توانا بدارد.

با سپاس:
فاطمه شمس، همسر محمدرضا جلایی پور


دکتر محمد ملکی هم بازداشت شد • گفت‌وگو با همسر او

گفتگو با خانم قدسی میرمعز، همسر دکتر ملکی:

چگونه و با چه شرایطی دکتر ملکی را بازداشت کردند؟

ساعت هشت صبح بود. هنوز بیدار نشده بودیم. ایشان سرطان پیشرفته، آریتمی قلب، دیابت و ضعف و پادرد دارد و معمولا در رختخواب است. من در را که باز کردم، دیدم یک آقایی پایش را لای در گذاشته و می‌خواهد بیاید تو. گفتم چه خبر است؟ با لحن توهین آمیز و بی‌ادبانه‌ای گفت: دکتر کو؟ آمده‌ایم او را ببریم. گفتم همین‌جوری که نمی‌شود داخل بیایید. باید حکم داشته باشید. درثانی معمولا می‌روید خانه مردم یک چیزی می‌گذارید و من نمی‌دانم می‌خواهید خانه ما چه بگذارید.

حالا حکمی همراه داشت؟

یک کاغذ معمولی داشت که دستش بود و آن را نشان داد.

چه در آن نوشته شده بود؟

من عینک نداشتم ولی گفتم به‌هرحال نمی شود تو بیایید. همینطور که ما داشتیم صحبت می‌کردیم، دکتر خودش آمد و حکم را دید و گذاشت وارد شوند.

چند نفر بودند؟

پنج نفر. یکی همان فرد بی‌تربیت که پایش را لای در خانه ما گذاشته بود. سه نفر جوان دیگر حدود سی تا سی و پنج ساله و یک آقای مسن و محترم حدود ۶۰ ساله. آنها رفتند اتاق دکتر و گفتند می‌خواهیم خانه را بگردیم. گفتم اجازه نیست خانه مرا به هم بریزید. گفتند هرجا برویم، شما هم بیایید. من گفتم اول باید صبحانه و دواهای دکتر را بدهم. نشستند تا من کارهای همسرم را انجام دادم. بعد شروع کردند به گشتن خانه و زیر و رو کردن کامپیوتر. من اعتراض کردم و گفتم شما آمده‌اید خانه زندگی ما را به هم بریزید یا دکتر را بازداشت کنید. بزرگترشان که مودب‌تر بود گفت ما باید حتما هارد دیسک کامپیوتر را ببریم. من گفتم دست به کامپیوتر نزنید، حتما یک انگولکی می‌کنید و چیزی در کامپیوتر ما می‌گذارید تا مصیبتی برای ما درست کنید.

چیز دیگری هم بردند؟

موبایل دکتر و کتابهایش را برداشتند. به موبایل من که مدت‌ها بود شارژ نداشت، کمی ور رفتند و بعد دیدند به درد نمی‌خورد. کتاب‌ها همه مجاز بودند. من گفتم آقا حیف شد. شما به ته این کتاب‌ها رسیدید. این دفعه پنجم است که خانه ما می ریزید. قبل از شما همه را برده‌اند. دیر رسیدید.

برای بازداشت ایشان چه دلیلی آوردند؟

هیچ. در ضمن رسیور ماهواره را هم بردند. گفتم چرا این را می‌برید. گفتند می‌نشینید فیلم‌های مقاومت را تماشا می‌کنید. من هم گفتم پس شما از این جوان‌های توی خیابان می‌‌ترسید؟ آن جوان بی‌ادب اولی گفت: دکتر ملکی با منافقین است. من گفتم نخیر. ایشان کاملا مستقل است.

بعد چه شد؟

این‌ها در تمام مدت داشتند فیلمبرداری می‌کردند و صداها را هم ضبط می‌کردند. از تمام سوراخ سنبه‌های خانه ما فیلم گرفتند. من آخرش گفتم آقا دوربین را روی من زوم کن. من می‌خواهم جلوی شما به شوهرم بگویم که در زندان زود اعتراف کند تا آزار نبیند. او پیش از انتخابات مریض و بستری بوده و هیچ فعالیتی نداشته و حتی اصلا رای نداده است. همسر من بدون همراهی کسی نمی‌تواند از خانه بیرون برود.

نگفتند به شما که آقای ملکی را کجا می برند؟

آن آقای محترم که بزرگترشان بود گفت ما می‌رویم وزارت اطلاعات نزد آقای حداد. من گفتم به اقای حداد بگویید، شما هم در سال ۸۰ از شوهر من می‌ترسیدید و هم الان. ماموران آقای حداد،  سال ۸۰  زیر بغل همسر مرا که مریض بود، گرفتند و و او را لنگان لنگان آوردند سر عقد پسرم. الان هم دارند زیر بغل‌اش را می‌گیرند تا ببرند دوباره زندان. بعد من به دکتر مولایی وکیل همسرم خبر دادم که مسئله‌اش را پیگیری کند.

خود آقای ملکی هنگام رفتن از خانه چه گفتند؟

دکتر به آنها گفت من از شما تشکر می‌کنم که مرا می‌برید. گفت من فکر می‌کردم اگر با این حال بد در رختخواب بمیرم، وجدانم ناراحت است. اما اگر زیر دست شما بمیرم، پیش این جوان‌ها سربلند می‌شوم که این همه تلاش کردند.

چه احساسی دارید؟

ما به این بازداشت‌ها عادت کرده‌ایم. در سال شصت که ریختند خانه ما، یک کمد وسایل مرا ضبط کردند. هرچه گفتم این‌ها مال من است گوش ندادند. شناسنامه، گواهینامه رانندگی، دفترچه بیمه و بسیار مدارک من در آن کمد بود. هرگز هم آنها را پس ندادند. من مجبور شدم شناسنامه المثنی بگیرم. این وضع زندگی ما در این کشور است. تنها باید تکرار کنم که من پنجاه سال است همسر ملکی هستم. او همیشه سیاسی بوده اما با هیچ دسته و گروهی کار نکرده است. از خیلی‌ها دفاع کرده که حق شان ضایع شده اما خودش همیشه مستقل بوده است.

مهیندخت مصباح

 
 
 
+ نوشته شده توسط سعیدسعیدی در شنبه سی و یکم مرداد 1388 و ساعت 22:57 | Donbaleh Balatarin


بیست و یکم و بیست و چهارم تیرماه در بهشت زهرای تهران چه خبر بوده است؟


پیکر دهها نفر از شهروندان تهرانی در تاریخ های 21 و 24 تیرماه بدون اسم و مشخصات فردی در قطعه 302 بهشت زهرای تهران به خاک سپرده شده است.



نوروز:یکی از پرسنل زحمت کش بهشت زهرای تهران به خبرنگار نوروز گفت:"در روزهای 21 و 24 تیرماه جنازه هایی بدون نام و مشخصات و تحت تدابیر شدید امنیتی، به این قبرستان آورده شده و با صدور اجباری جواز دفن برای آنها در قطعه 302 به خاک سپرده شده است.

با پیگیرهای خبرنگار نوروز از بهشت زهرای تهران، روز بیست و یکم تیرماه از بین جوازهای دفن صادر شده در آن قبرستان، 28 جواز بدون ذکر نام و نام خانوادگی صادر شده و همگی در قطعه 302 به خاک سپرده شده اند. 24 تیرماه نیز 16 جواز دفن با شرایط فوق صادر شده است.

گفتنی است سایت نوروز در تاریخ 24 تیرماه نیز به نقل از خانواده یکی از شهدای حوادث اخیر، از وجود دهها جنازه در سردخانه ای در جموب غربی تهران خبر داده بود، که با تحویل جنازه های منجمد به خانواده ها در روزهای بعدی این خبر تا حدودی مورد تائید قرار گرفت.

لازم به ذکر است، اجساد در سردخانه های پزشکی منجمد نمی شود اما به دلیل اینکه این جنازه های در سردخانه های صنعتی نگهداری شده بودند، اجساد منجمد شده و به فرم خود را از دست داده بودند.

به نظر می رسد پس از دیده شدن جنازه های شهدا در سردخانه های صنعتی و وحشت از انتشار اخبار آن توسط خانواده ها، جنازه ها بدون شناسائی به بهشت زهرا برده شده و به خاک سپرده شده اند.

پی گیری خبرنگار سایت نوروز از مسئولین بهشت زهرا در روزهای اخیر بی نتیجه بوده است و هیچکدام از آنها حاضر به پاسخگویی در مورد این اجساد نبوده اند. با اینحال با همکاری برخی از پرسنل آ سازمان با خبرنگار نوروز، شماره جواز دفن شهدایی که بدون نام در قطعه 302 به خاک سپرده شده اند در اختیار سایت نوروز قرار گرفته است که در صورت لزوم منتشر خواهد شد.


http://www.youtube.com/v/ZHGce6r17Os&hl=sv&fs=1&"> name="allowFullScreen" value="true">http://www.youtube.com/v/ZHGce6r17Os&hl=sv&fs=1&" type="application/x-shockwave-flash" allowscriptaccess="always" allowfullscreen="true" width="320" height="265">


+ نوشته شده توسط سعیدسعیدی در جمعه سی ام مرداد 1388 و ساعت 20:39 | Donbaleh Balatarin

بسمه تعالي

در پي خبر منتشر شده مبني بر تجمع اعتراضي در روز جمعه مورخ 30/5/88 نسبت به سخنراني حضرت آيت الله العظمي صانعي مدظله العالي در گرگان و درخواست تعداد زيادي از روحانيون، دانشجويان و اقشار مختلف مردم جهت حضور و حمايت از معظم له اين دفتر ضمن تشکر از همه اين عزيزان و با توجه به اينکه هدف از اينگونه تجمعات و خبرسازي ها انحراف اذهان عمومي از مسائل پس از انتخابات مي باشد؛ لذا از همه عزيزان درخواست مي شود جهت حفظ آرامش و امنيت و ندادن بهانه به دست بدخواهان از هرگونه حضور متقابل خودداري فرمايند چرا که امروز مهمترين عامل جهت احقاق حق رفتارهاي مسالمت آميز و اخلاق مدارانه مي باشد.


والسلام عليکم و رحمة الله و برکاته
پايگاه اطلاع رساني دفتر حضرت آيت الله العظمي صانعي

 


اظهارات باهنر درباره کابینه:

برخی وزرا رای نمی آورند

فرارو- کابینه دوم محمود احمدی نزاد اکنون در صدر اخبار قرار دارد. رئیس دولت دهم در آخرین لحظات آخرین روز مهلت قانونی معرفی کابینه به مجلس لیست وزرای پیشنهادی خود را ارائه کرد.

این مسئله بهانه شد تا محمد رضا باهنر در اولین نشست جامعه اسلامی مهندسین بعد از انتخابات ریاست جمهوری قسمت اعظم سخنان خود را معطوف به کابینه کند و برخی انتقادات را بیان کند و بگوید:«بنده و برخی از همکارانم بر این اعتقادیم که تعدادی از وزرای پیشنهادی رای اعتماد کسب نخواهند کرد.»

 نایب رئیس دوم مجلس شورای اسلامی صبح امروزاظهار داشت: «مجلس شورای اسلامی در خصوص رای اعتماد به وزرای رئیس جمهور ساختار خودش را دارد که در همین راستا بنده و برخی از همکارانم در خانه ملت بر این اعتقادیم که نزدیک به 5 وزیر پیشنهادی از سوی آقای احمدی نژاد به مجلس شورای اسلامی رای اعتماد اخذ نخواهند کرد.»

وی با اشاره به برخی لابیگری ها افزود: «البته ممکن است افراد بتوانند یک هفته مانده تا رای اعتماد تعداد زیادی از نمایندگان را قانع کنند. ما نیز علاقمندیم که اعضای دولت با رای بالای 200 نفر درمسند وزارت بنشینند ولی بعید است که این اتفاق رخ دهد.»

دبیر کل جامعه اسلامی مهندسین در ادامه سخنان خود با بیان اینکه مجلس تلاش خواهد کرد تا با مماشات با وزرای دولت دهم برخورد کند، گفت: «کارآمدی نظریه اولیه ای بود که رئیس جمهور طرح کرد به طوری که اگر وزیری کارآمدیش احراز شد همکاری صورت بگیرد و همین امر کفایت دارد اما در نظریه های بعدی چنین شد که اگر مجلس تردیدی داشته باشد تلاش خواهد کرد با مماشات با موضوع برخورد نماید ولی اگر عده ای صلاحیتشان احراز نشده و مطمئن شدیم که آقا و یا خانم برای آن وزارتخانه ای مفید نیست قطعا به وی رای نخواهیم داد.»

نایب رئیس مجلس شورای اسلامی در ادامه ضمن انتقاد از عدم مشورت سیستماتیک بین رئیس جمهور و مجلس افزود: «متاسفانه آقای احمدی نژاد به طور سیستماتیک و سامان یافته در خصوص چینش وزرا با مجلس مشورت نکرد البته رایزنی هایش را با برخی از نماینده ها و حتی برخی نمایندگان کمیسیونها انجام داد ولی جلسه سامان یافته ای با هیئت رئیسه فراکسیون های اکثریت و اقلیت انجام نشد.»

باهنر با اعلام این خبر که در آخرین ساعات دیشب رئیس جمهور لیست وزرای پیشنهادیش را به رئیس مجلس شورای اسلامی تقدیم کرده است گفت: «در این دوره دیدیم که رئیس جمهور در اقدامی جدید تعدادی از وزرایش را از طریق صدا و سیما معرفی کرد که البته این کار خلاف قانون نیست اما عرف این بود که اسامی در ابتدا به مجلس و از طریق خانه ملت اعلام شود چرا که با این اتفاق جدید برخی ها سوءتعبیر کردند.»

نایب رئیس مجلس در بخش دیگری از سخنان خود به کنار گذاشتن برخی از وزرای کارآمد دولت نهم از سوی احمدی نژاد اشاره کرد و گفت: «متاسفانه برخی وزرا از جمله آقایان لنکرانی، فتاح و جهرمی که در کار خود موفق بودند کنار گذاشته شدند که این امر برای مجلس هنوز هم مبهم است.» 

وی افزود: «به اعتقاد ما افرادی که جایگزین شدند افرادی کارآمدتر از برکنارشدگان نیستند ولی شاید به قول آقای احمدی نژاد دولت هماهنگ تراست.»

این نماینده مجلس هشتم در ادامه سخنان خود گفت: «بسیاری از نمایندگان تلاش کردند تا در مسائل کلی و هم در مصادیق جزئی مظنه ها را به رئیس جمهور دهند یعنی اینکه آقا و یا خانم معرفی شده به مجلس رای اعتماد کسب خواهد کرد یا خیر.»

نایب رئیس مجلس شورای اسلامی همچنین در خصوص انتخاب وزیر اطلاعات نیز گفت: «یکی از معیارهای انتخاب وزیر اطلاعات مجتهد بودن شخص است والا برای تصدی وزارتخانه محدودیت تحصیلات و کارآمدی وجود ندارد. برای اینکه یک طرف مجلس است و طرف دیگر رئیس جمهور.»

وی با اشاره به لیست داده شده از سوی رئیس جمهور به مجلس شورای اسلامی گفت: «در این لیست تقریبا همان اسامی ای است که خبرگزاری ها و روزنامه ها منتشر کرده اند که به اعتقاد برخی از همکاران بنده تعدادی از این آقایان و خانم ها رای نخواهند آورد و برخی نیز مشکوک می زنند مگر اینکه طی یک هفته باقیمانده به رای اعتما د از سوی مجلس بتوانند خودشان را بشناسانند.»


انتقال غیرمنتظره آيت الله بروجردی به زندان اوين    

 

خبرگزاری هرانا : عصر روز چهارشنبه ‌28 مرداد 1388، آقاي بروجردي پس از گذراندن حدود 9 ماه از دوره 10 ساله حبس در تبعيد، به طور ناگهاني از زندان مركزي يزد به زندان اوين انتقال يافت. بنابر اعلام شاهدان عيني، اين امر تحت تدابير شديد امنيتي انجام شد.

این روحانی ناراضی که حدود سه سال است در زندان به سر می برد، دچار مشکلات روحی و جسمی متعددی شده است، منابع مطلع عنوان میدارند علاوه بر پیگیریهای مستمر خانواده ایشان، آلودگی بالای آب آشامیدنی زندان یزد در کنار عارضه های قلبی و کلیوی ایشان و فقدان امکانات پزشکی مورد نیاز نیز می تواند از دلایل این انتقال باشد.

لازم به ذكر است از روز 15 ارديبهشت ماه سال جاری بعد از انتشار نامه سرگشاده اين زندانی عقیدتی به دبير كل سازمان ملل متحد مبني بر نامشروع دانستن حكومت فعلي ايران و درخواست كمك بين المللي جهت برگزاري رفراندوم آزاد، وی را به بند انفرادي زندان یزد منتقل و تحت انواع فشارهای روحی و روانی قرار دادند، نامبرده در اعتراض به این رویه حدود يك ماه را نيز در اعتصاب غذا به سر برد و چند نوبت نیز در درمانگاه زندان بستری شد

 


+ نوشته شده توسط سعیدسعیدی در پنجشنبه بیست و نهم مرداد 1388 و ساعت 20:12 | Donbaleh Balatarin
 
چینی ها کلمه «الله» را روی جیب های عقب گلدوزی کردند!
عصرایران: انگار چيني ها پس از كشتار ترك هاي مسلمان كشور خودشان، تصميم گرفته اند به مقدسات مردم مسلمان ايران هم به موهن ترين شكل ممكن حمله كنند .

تا قبل از اين Made In China حتی به تسبیح ها و جانمازهاي ايرانيان رسيده بود و حالا كلمه "الله" و عبارت مقدس مسلمانان يعني "بسم الله الرحمن الرحيم" را به قسمت پشت شلوارهای ايرانيان برده اند و عجب آنكه برخي مدعيان كه پيشتر در اعتراض به عبارت كوكاكولاي برعكس شده كفن پوش به خيابان ها مي ريختند و در جهت تحريم كوكاكولا و نستله حركت مي كردند و هم در برابر كشتار مسلمانان چين سكوت كرده اند و هم در برابر اين توهين آشكار.

اين شلوارهاي جين زنانه در فروشگاه هاي افسريه، حوالي خيابان هاي اول و دوم به قيمت 21 هزارتومان در حراجي به فروش مي رسند.

اكثر خريداران هم به نوشتار پشت جيب شلوار توجه نمي كنند و صرفا به خاطر قيمت و دوخت شلوار ان را خريداري مي كنند. فروشنده هم اطلاعات چنداني در خصوص محل خريد شلوارها و ... ارايه نمي دهد. البته برخي از خريداران به دليل عبارت پشت شلوار از خريد آن امتناع مي كنند.

به تصوير اين شلوارهاي جين چيني كه به تازگي به بازار ايران وارد شدند نگاه كنيد، عبارت "بسم الله الرحمن الرحيم" كه "الله" آن دوبار تكرار شده است، روي جيب هاي عقب اين شلوارهاست و يك بسم الله هم برعكس نوشته شده است.

در مكتب اسلام براي كلمه الله حرمت قائل شده اند. به طوري كه حتي براي دست زدن به خط و نوشته آن بايد وضو داشت و... و حالا درست در قسمت نشيمنگاه اين شلوارها اين كلمه گلدوزي شده و بدتر ان که در تهران - که خیلی ها دوست دارند ان را ام القرای جهان اسلام بنامند - به فروش می رسد!

با توجه به اينكه اين شلوارها تازه به كشور وارد شدند، هنوز تعدادشان مشخص نيست ولي به دليل آنكه در مارك داخلي شلوارها، عبارت "Made In P.R.C" مخفف عبارت "People Republic of China" به معني جمهوری خلق چین درج شده است، به نظر مي رسد تكذيب مليت اين كالاهاي موهن و تازه وارد براي مسئولان كمي مشكل شود.

تا پيش از اين واردات پرتقال اسرائيلي توطئه برخي عناصر نامعلوم اعلام شد، واردات سيب از امريكا در هاله اي از ابهام باقي ماند، اما ديگر مارك داخلي اين شلوارها را نمي توان انكار كرد. مگر اينكه مسئولان مدعي شوند اين شلوارها در داخل توليد شده است، كه منطقا، با توجه به عقبه مذهبي مردم ايران، كمتر توليد كننده اي فرض به تعمد، جرات چنين اهانتي را دارد. يا اينكه بايد گفته شود پك اين شلوارها در بين راه باز شده و داخل‌انها مارك چيني درج شده است(مثل توجيهي كه براي واردات پرتقال اسرائيلي آورده شد) !

بنتون تحريمي و چيني هاي برادر

مشخص نيست مسئولان گمرك و ناظران اصناف كجا هستند كه اين شلوارها در بازار عرضه مي شوند؟ و يحتمل در برابر برخي كشورها قرار است سياست يك بام و دو هوا پيشه شود!
حدود دو سال قبل بود كه فردي در مقاله اي، فرياد وااسلاما سر داد و از حضور فروشگاه سبز رنگ بنتون ايتاليايي مقابل جام جم اظهار تعجب كرد، پس از آن بود كه از سايت اقتصاد پنهان(ستاد مبارزه با قاچاق ارز و كالا به رياست غلامحسين الهام) تا روزنامه هاي همسو فرياد برآوردند كه چه شده بنتون در ايران تاسيس شده و خود لوسيانو بنتون ايتاليايي به ايران آمده و ميهمان شهردار تهران است؛ ميهماني ای که البته خيلي زود تكذيب شد.

اين حكايت از آن جهت اينجا قابل ذكر است كه در غائله مذكور، فروشگاه هاي بنتون در ايران تهديد به تخريب شده بود، چراكه بدون ارايه سندي معتبر، بنتون با لابي هاي صهيونيست ارتباط داشت. البته برخي هم گفته بودند بيلبوردها و تبليغات بنتون در شهرهاي اروپايي غير اخلاقي است(البته بر اساس اخلاقي كه در ايران تعريف مي شود) جالب آنكه چين كه راسا و رسما و بدون هيچ پرده پوشي مسلمانان ساكن كشور خود را لت و پار مي كند، و الان هم روي قسمت عقب شلوارهاي جين زنانه عبارت مقدس "بسم الله الرحمن الرحيم" آن هم با دو "الله" گلدوزي مي كند، كالاهايش در سلامت كامل، بدون هيچ ممانعتي، در بازارها به فروش مي رسند.

9 ميليارد دلار واردات از چين در سال 2008

سري به پاساژهاي تهران بزنيد، از ميلاد نور، گلستان، سرخه بازار، بازار صفويه و قائم و... در شمال تهران، تا امامزاده حسن، سلسبيل، هاشمي، 16 متري اميري، بازار دوم، امام حسين، گمرك و... در جنوب شهر. يا نمايندگي هاي بوسيني، هانگ تن، جيوردانو، بالنو، مستر پيچ، تامي و... كه همگي يا چيني هستند يا تحت ليسانس در چين توليد مي شوند به چشم مي خورند. به جنوب شهر هم كه برويد مارك هاي درجه دو و سه چيني فروخته مي شوند. به فهرست گمرك هم كه نگاه كنيد، تنيكه چيني هم به بازار پوشاك ايران رسيده. واردات كفش چيني كه خود قصه مفصلي دارد .... كمر بازار كفش تبريز و تهران را همين كفش هاي چسب و مقوا چيني شكاند.

مجیدرضا حریری نائب‌رییس اول اتاق مشترک بازرگانی ایران و چین در این زمینه ميزان و كيفيت واردات كالا از چين به ايران می‌گوید: با افزایش فشار اقتصادی غرب به ایران، نگاه به واردات از شرق از جمله چین شروع شد که در هر سال به طور متوسط بین 30 الی 45 درصد افزایش حجم واردات داشته‌ایم. در سال 2008 مبادلات ایران با چین 29 میلیارد دلار بوده است که از این رقم صادرات ما به چین حدود 22.20 میلیارد دلار اعلام شد که 47 درصد نسبت به سال 2007 رشد داشته و 7.8 میلیارد دلار از چین به ایران کالا صادر شده که 4.10 درصد نسبت به سال گذشته افزایش داشته است.

او تصریح می‌کند: صادرات ایران به چین بیشتر نفت، گاز و محصولات پتروشیمی است که با توجه به گرانی قیمت نفت در سال گذشته، شاهد افزایش رشد صادرات ایران به چین بودیم. البته آنچه به عنوان کالای بی‌کیفیت چینی در بازار ایران به دست مصرف کننده می‌رسد بخشی از کالاهای چینی است واگرنه پروژه راه‌آهن، مترو، سد،نیروگاه بازسازی پالایشگاه و ماشین آلات، صنایعی هستند که همه از چین وارد می‌شوند.

این در حالی است که به عقیده برخی کارشناسان واردات 13 میلیارد دلاری از امارات نیز عمدتاً کالاهای چینی است كه اول به امارات وارد مي شود و بعد از طريق امارات به كشور می آید. با اين شيوه كشور صادركننده امارات به شمار مي رود، اما جنس كالا و كشور سازنده ان در واقع چين است.

+ نوشته شده توسط سعیدسعیدی در سه شنبه بیست و هفتم مرداد 1388 و ساعت 9:47 | Donbaleh Balatarin

آقای خامنه‌ای شرایط قانونی رهبری را از دست داده است

جمعی از علما و فضلای حوزه‌های علمیه قم، اصفهان و مشهد در نامه سرگشاده‌ای به اعضای مجلس خبرگان رهبری دغدغه‌های خود را با ایشان در میان گذاشته‌اند و خواستار ارزیابی صلاحیت‌های آیت الله خامنه‌ای برای ادامه رهبری جمهوری اسلامی شده‌اند.پس از انتخابات 22 خرداد و وقایع بعد از آن بدنبال حمایت تمام‌قد آیت الله خامنه‌ای از نتایج اعلام شده انتخابات و خطبه‌های تاریخی ایشان در نماز جمعه 29 خرداد و سرکوب‌های خونین خیابانی و بازداشت گسترده فعلان سیاسی منتقد و شکنجه بازداشت شدگان در زندان‌های گاه ناشناس و کشته شدن برخی از بازداشت‌شده‌ها موجی از نارضایتی در میان اقشار مختلف مردم بویژه روحانیون و فقها و مراجع برخاست. فتاوای تاریخی 19 تیر آیت الله العظمی منتظری، نامه‌های آیت الله طاهری اصفهانی، اظهارنظرهای فقهی آیت الله بیات زنجانی، نامه نمایندگان ادوار گذشته مجلس شورای اسلامی و بیانیه اخیر آیت الله سید علی محمد دستغیب نمونه‌های از این اعتراضات رو به گسترش است. به نظر نویسندگان روحانی این نامه، شرائط تدبیر و عدالت رهبری در چند ماه اخیر نقض شده و ایشان با توجه به مبانی فقهی بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران خودبه خود معزولند. منتهی به لحاظ طی مراحل قانونی مجلس خبرگان می‌باید به عنوان نمایندگان عالی مردم به مفاد اصل 111 قانون اساسی درباره عزل رهبری عمل کنند. اسامی امضاکننده‌های این نامه مهم به دلیل خفقان و سرکوب شدید داخل کشور و خطر جانی آنها به تقاضای خود امضاکننده‌ها منتشر نمی‌شود. اما پس از احراز وثاقت نامه به انتشار آن مبادرت شد. متن کامل این نامه که نسخه‌ای از آن در سایت "جرس" منتشر شده به این شرح است:



بسم الله الرحمن الرحیم

قال الله تبارک و تعالی: واذا حکمتم بین الناس فاحکموا بالعدل

حضرات آیات و علمای اعلام اعضای محترم مجلس خبرگان رهبری

سلام علیکم

محترما، با استناد به نهجی که قاطبه علما بر آن وقوف دارند «عدالت» شرط زعامت و امامت است و حتی اگر از امام جماعتی دروغ واحدی مشاهده شود از عدالت ساقط و اقتدا بدو جایز نیست چه رسد که حق الناسی ولو صغیر برعهده او باشد و ستمی بر یک فرد نماید. رهبر فقید انقلاب حضرت آیت اله العظمی امام خمینی می فرمایند:«عالم و عادل بودن از خصال ضروری ولایت فقیه است و فقیه اگر دیکتاتوری کند خودبخود معزول است».

بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران و اکابر علمای صدر انقلاب برای اینکه مانع ظهور مجدد دیکتاتوری آنهم تحت لوای دین شوند مجلس خبرگان رهبری را پیش بینی کردند اما در دوره رهبری [آیت الله] آقای خامنه ای با وضع نظارت استصوابی به نحوی عمل شد که نمایندگان مجلس خبرگان عملا منتخب فقهای شورای نگهبان باشند که فقهای این شورا هم منصوب رهبرند و به عبارت اخری، نمایندگان خبرگان رهبری که باید بر رهبری نظارت کرده و مانع توسل او به زور و دیکتاتوری شوند خود در یک انتخاب دو درجه ای منصوب رهبری هستند و به این وسیله ولایت فقیه، میراث امام راحل را که برای مانع شدن ازدیکتاتوری بود به خلافت و سلطنت روحانی مبدل کردند.

بخاطر تجربه تلخ ديكتاتوري زمان شاه ، خبرگان قانون اساسي تصميم گرفتند نيروهاي مسلح و تلويزيون را كه وسيله اصلي سركوب است و هر كس آنها را داشته باشد قدرت اصلي را در دست دارد از چنگ قواي سه گانه بيرون آورند تا هيچيك نتواند بر ديگري فائق شود و ديكتاتوري به وجود آورد و مجلس خبرگان رهبري را هم قرار دادند تا از جانب ملت بر رهبري نظارت كند كه خود او از اين قدرت براي ديكتاتوري استفاده نكند اما آقاي خامنه اي سپاه را به گارد شخصي خود و راديو و تلويزيون را به مبلغ و مدافع خود و آلات قدرت ملت را به آلات شخصي خود بدل كرده است. در سازمان عظيم راديو و تلويزيون نه تنها مردم بلكه شخصيت هاي انقلاب و نظام كه اندكي با مواضع ايشان زاويه دارند امكان حضور و بحث و نقد ندارند و وسايل قدرت را به وسيله سركوب منتقدان خود تبديل كرده اند.

در سنوات ماضیه کثیراً شاهد ارتکاب ظلم های فاحش و موحش، با نظارت و اطلاع مقام رهبری و امر یا سکوت ایشان نسبت به این امور بوده ایم. از حبس و حصر مراجع متعدد تقلید گرفته تا پادگانی کردن حوزه علمیه قم و سایر حوزه ها که افتخارشان در طول تاریخ، استقلال از حکومت بوده است و بازگذاشتن دست ایادی وابسته به قدرت برای تطاول به حیثیت و امنیت علما و مدارس، و اینکه در سا لهای اخیر روزی نیست که خبر توقیف روزنامه ای یا دستگیری و آزار منتقدانی منتشر نشود. رهبر جمهوری اسلامی بخاطر بیماری "دیگر هراسی" (که فراتر از بیماری "بیگانه هراسی" است و هرکسی را که تابع او نباشد دشمن می پندارد) در هر سخنرانی بیش از همه چیز از "دشمن خارجی" می گوید و تمام دستگاههای امنیتی و تبلیغاتی را به سوی کشف دشمن در همه جا و همه چیز سوق داده است و همه انتقادات را با سلاح انتساب به «دشمن» می کوبد.

چنان دیکتاتوری حاکم شده است که ما نیز به عنوان مدافعان حریم شریعت و دیانت با وجود اینکه با کثیری از شما حضرات مؤانست داریم اما ناچار از تقیه هستیم اما این تقیه دائمی نخواهد بود و این شکایت اگر رسیدگی نشود آخرین نخواهد بود.
در این شکایت از بیان مدلل صدها مصداق ستم ها و دروغ ها و امر به منکر ها و نهی از معروف ها صرفنظر کرده و به جدید ترین مصداق های متأخر اکتفا می کنیم که دستاورد آن بازداشت هزاران شهروند و مجروح شدن صدها تن که بعضا آثار آن تا سالیان متمادی خواهد ماند و شهادت دهها تن از مردم بیگناه و زندانی کردن دهها تن از شخصیت های برجسته سیاسی و علمی کشور که در انقلاب اسلامی و تأسیس جمهوری اسلامی نقش مؤثری داشته اند بوده است. امید داریم با رسیدگی مجلس خبرگان به مرحله بیان کارنامه گذشته نرسیم که خداوند متعال می فرماید «ولاینال عهدی الظالمین».

منع خشونت آمیز حق برگزاری اجتماعات

برگزاری اجتماعات حق قانونی و شرعی است.وفق اصل 27 قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران «تشكيل‏ اجتماعات‏ و راه‏ پيمايي‏ ها، بدون‏ حمل‏ سلاح‏، به‏ شرط آن‏ كه‏ مخل‏ به‏ مباني‏ اسلام‏ نباشد آزاد است‏». خبرگان قانون اساسی در هنگام وضع این قانون تصریح کرده اند که دولت فقط باید از راهپیمایی ها اطلاع قبلی داشته باشد و موظف است امنیت راهپیمایی ها را حفظ کند و پیشنهاد توطئه آمیز نبودن راهپیمایی به بجث گذاشته می شود اما به دلیل اینکه احتمال دادند بهانه ای برای سوء استفاده وجلوگیری از حق تظاهرات مردم گردد با آن مخالف شد و رای نیاورد (جلداول.صص 683 تا685 و 710 تا 721 و جلد 3 صص 1760 تا 1761)

خداوند متعال در آیه شریفه «لا یحب الله الجهر بالسوء من القول الا من ظلم» حتی فریاد زدن را در خصوص کسی که مورد ظلم واقع شده جایز می داند چه رسد که این ظلم به آرای یک ملت و به نظامی اسلامی باشد. ما مجاز نیستیم مشروعیت نظام جمهوری اسلامی را قربانی مشروعیت انتخاب شخصی کنیم که با روش های نادرست و غیر قانونی و شرعی می خواهد سکان دولت را در دست بگیرد.

اجازه خشونت و کشتار مردم توسط [آیت الله ] آقای خامنه ای

رسانه‌هاي انحصاري دولتي مي‌كوشند به مردم نجيب و مسالمت‌جوي ما تهمت اغتشاشگري بزنند اما دو راهپيمايي در روزهاي دوشنبه 25 خرداد و چهارشنبه 27 خرداد خط بطلاني است بر اين اتهامات. هر بار جمعيتي بيش از يك ميليون نفر دست به راهپيمايي زدند و در اين جمعيت عظيم كه مسيري چندكيلومتري را طي كرد حتي يك شيشه شكسته نشد، يك شعار سر داده نشد و خوني از بيني كسي بيرون نيامد. اين دو حركت باشكوه نشان داد كه مردم فقط به انتخاباتي متقلبانه اعتراض دارند و نظام و اسلام و پليس و سپاه و بسيج را از خودشان مي‌دانند اما متاسفانه درپی سخان تند مقام رهبری در نماز جمعه 29 خرداد 88 بود که روز شنبه از سحرگاهان با گسيل ده‌ها هزار نيروي امنيتي و لباس شخصي كه بعضا از نقاط ديگر آورده شده بودند شهر بزرگ تهران را بدون اعلام رسمي تبديل به حكومت نظامي كردند و همان مردم مسالمت‌جو را كه براي تكرار راهپيمايي آرام خود در مسير انقلاب تا آزادي آمده بودند مورد حمله قرار دادند و براي جلوگيري از شكل‌گيري هرگونه تجمع به محض اينكه چند نفر را با همديگر مي‌ديدند با باتوم مورد ضرب و شتم قرار مي‌دادند و با اين رفتار تحريك‌آميز و تحقيركننده خود موجب واكنش مردم شدند. صدها نفر را زخمي و بازداشت كرده يا به شهادت رساندند هم آنان را اغتشاشگر ناميدند.

مسوولاني كه با تدارك اين تحريك‌ها زمينه‌سازحوادث خونين شنبه شدند بايد پاسخگو باشند و با ضرب و زور راديو و تلويزيون و زندان نمي‌توان جاي شاكي و متهم را عوض كرد.

درخطبه هاي نماز جمعه آيت الله خامنه اي (29خرداد1388) آمده است: «درداخل كشور هم عوامل اين عناصر خارجي به كار افتادند و خط تخريب خياباني شروع شد؛ خط تخريب، خط آتش سوزي، اموال عمومي را آتش بزنند، حريم كسب و كار مردم را ناامن كنند، شيشه هاي دكان مردم را بشكنند، اموال بعضي از مغازه ها را به غارت ببرند، امنيت مردم را از جانشان و مالشان سلب كنند؛ امنيت مردم مورد تطاول اينها قرارگرفت. اين ربطي به مردم و طرفداران نامزدها ندارد، اين مال بدخواهان است، مال مزدوران است، مال دست نشاندگان سرويسهاي جاسوسي غربي و صهيونيست است.»

«من از همه ميخواهم به اين روش خاتمه بدهند. اين روش، روش درستي نيست. اگر خاتمه ندهند، آنوقت مسئوليت تبعات آن، هرج و مرج آن،به عهده آنهاست...اين تصور هم غلط است كه بعضي خيال كنند با حركات خياباني، يك اهرم فشاري عليه نظام درست مي كنند و مسئولين نظام را مجبور مي كنند، وادار مي كنند تا به عنوان مصلحت، زيربار تحميلات آنها بروند. نه، اين هم غلط است. اولا تن دادن به مطالبات غيرقانوني، زيرفشار، خود اين، شروع ديكتاتوري است. اين اشتباه محاسبه است؛ اين محاسبه غلطي است. عواقبي هم اگر پيدا كند، عواقبش مستقيما متوجه فرماندهان پشت صحنه خواهدشد. اگر لازم باشد مردم آنها را هم در نوبت خود و وقت خود خواهند شناخت.»

این شیوه برخورد تهدید آمیز با کسانی بود که خواسته روشنی داشتند و می گفتند کار ساده ای مانند تطبیق کدملی رای دهندگان ثبت شده در دسته های تعرفه های رأی با کدملی موجود در رایانه سازمان ثبت احوال انجام گردد اما با جار و جنجال و پیشنهاد های اغوا کننده ای مانند شمارش ده درصد صندوق هایی که سه هفته بود نزد وزارت کشور بود و هر کاری می خواستند با آن کرده اند افکارعمومی را از پیشنهادات اصلاح طلبان منحرف می کردند و به خشونت ها ادامه می دادند.

تهدید به خشونت و مقابله:

برای تحریک احساسات حامیان خود و نشان دادن اینکه برای مقابله با معترضان (نه شنیدن حرف آنان و داوری بیطرفانه)تا پای جان ایستاده است خطبه ها با سخنان زیر تمام شد«يك خطاب آخري هم عرض كنم به مولامان و صاحبمان، حضرت بقيه الله (ارواحنا فداه): اي سيد ما! اي مولاي ما! ما آنچه بايد بكنيم، انجام ميدهيم؛ آنچه بايد هم گفت، هم گفتيم و خواهيم گفت. من جان ناقابلي دارم، جسم ناقصي دارم، اندك آبرويي هم دارم كه اين را هم خود شما به ما داديد؟ همه اينها را من كف دست گرفتم، در راه اين انقلاب و درراه اسلام فدا خواهم كرد؛ اينها هم نثار شما باشد. سيد ما، مولاي ما، دعا كن براي ما؛ صاحب ما توئي؛صاحب اين كشور توئي، صاحب اين انقلاب توئي، پشتيبان ما شما هستيد؛ ما اين راه را ادامه خواهيم داد؛ با قدرت هم ادامه خواهيم داد؛ در اين راه ما را با دعاي خود، با حمايت خود، با توجه خود، پشتيباني بفرما»( كيهان چهارشنبه 3 تیر 1388- شماره 19394)

«اگر قرار باشد بعد از هر انتخاباتي آنهايي كه رأي نياورند، اردوكشي خياباني بكنند، طرفدارانشان را بكشند به خيابان؛بعد آنهايي كه رأي آورده اند هم، در جواب آنها، اردوكشي كنند، بكشند به خيابان، پس چرا انتخابات انجام گرفت؟ تقصير مردم چيست؟ اين مردمي كه خيابان، محل كسب و كار آنهاست، محل رفت وآمد آنهاست، محل زندگي آنهاست، اينها چه گناهي كردند؟ كه ما مي خواهيم طرفدارهاي خودمان را به رخ آنها بكشيم؛ آن طرف يك جور، اين طرف يك جور. براي نفوذي تروريست- آن كسي كه مي خواهد ضربه تروريستي بزند- مسئله او مسئله سياسي نيست؛ براي او چه چيزي بهتر از پنهان شدن درميان اين مردم؛ مردمي كه مي خواهند راهپيمايي كنند يا تجمع كنند. اگر اين تجمعات پوششي براي او درست كند، آنوقت مسئوليتش با كيست؟ الان همين چند نفري كه در اين قضايا كشته شدند؛ از مردم عادي، ازبسيج، جواب اينها را كي بناست بدهد؟ واكنشهايي كه به اينها نشان داده خواهدشد- تو خيابان ازشلوغي استفاده كنند، بسيج را ترور كنند، عضو نيروي انتظامي را ترور كنند- كه بالاخره واكنشي به وجود خواهدآورد، واكنش احساسي خواهدبود. محاسبه اين واكنشها با كيست؟»

قانون ستیزی رهبر در انتخابات ، ریشه اصلی درگیری ها و خونریزی ها:

[آیت الله]آقای خامنه ای در خطبه های نماز جمعه گفتند:«قانون فصل الخطاب است؛ قانون را فصل الخطاب بدانيد. انتخابات اصلا براي چيست؟ انتخابات براي اين است كه همه اختلافها سرصندوق رأي حل و فصل بشود. بايد در صندوقهاي رأي معلوم شود كه مردم چي مي خواهند، چي نمي خواهند؛ نه در كف خيابانها» اما کسی که نخستین گام را برای قانون شکنی برداشت و موجب شد نامزدها و مردم مطمئن شوند که اعتراضات و شکایت بی حاصل است وتصمیم به رئیس جمهور شدن احمدی نژاد از قبل اتخاذ شده است شخص رهبری بود.

شاه بیت فرمایشات ایشان در نماز جمعه تاکید بر رعایت قانون بود. سخنی که این روزها بارها دررسانه ملی! از زبان دیگران هم مطرح شده است تا معترضان را قانون شکن جلوه دهند اما اعتراض ها فقط و فقط بخاطر این بود که در تمام مراحل انتخابات، قانون شکسته شده است و مدارک و دلایل آن تفصیلا در اختیار شورای نگهبان قرار گرفت و منتشر هم شد. تاکید بر رعایت قانون مغتنم بود و به همین دلیل این پرسش به وجود می آید که چرا ایشان برخلاف قانون عمل کرد و با ایجاد بی اعتمادی مطلق راه را برای درگیری مفتوح ساخت. طبق ماده 80 قانون انتخابات ریاست جمهوری، كسانی كه از نحوه برگزاری انتخابات شكایت داشته باشند ، می توانند ظرف سه روز از تاریخ اخذ رأی شكایت مستند خود را به ناظرین شورای نگهبان یا دبیرخانه این شورا نیز تسلیم دارند. وطبق ماده 79 این قانون نیز مقرر می دارد که شورای نگهبان ظرف یك هفته و در صورت ضرورت حداكثر ده روز پس از دریافت نتیجه انتخابات ریاست جمهوری نظر قطعی خود را نسبت به انتخابات انجام شده به وزارت كشور اعلام و وزارت كشور از طریق رسانه های گروهی نتیجه نهایی را به اطلاع مردم خواهد رساند و پس از آن است که از نظر قانونی می توان فرد منتخب را رئیس جمهور نامید، اما برخلاف نص صریح قانون درست یک روز پس از اعلام نتایج و قبل از رسیدگی شورای نگهبان به اعتراضات و شکایات و صحه گذاشتن آن بر انتخابات ، مقام محترم رهبری فرمودند "انتخابات 22 خرداد، با هنرنمائی ملت ایران، نصاب تازه‌ئی در سلسله‌ی طولانی انتخابهای ملّی پدید آورد. مشاركت بیش‌از هشتاد درصدی مردم در پای صندوقها و رأی بیست‌وچهار میلیونی به رئیس جمهور منتخب، یك جشن واقعی است."آیا این سخنان تنفیذ زودهنگام نیست؟

در همین خطبه ها ضمن اینکه دیگران را از اجتماعات اعتراض آمیز که طبق اصل 27 قانون اساسی حق ملت است نهی فرمودنداعلام کردند اگر کسی اعتراضی دارد از مجاری قانونی پیگیری کند اما در همین سخنان تاکید داشتید که نتیجه انتخابات همین است که اعلام شده و امکان تغییر آن وجود ندارد و بدون توجه به انبوه دلایل و مدارک نامزدها درباره اشکالات موجود در انتخابات مجددا بر 24 میلیون رای یک نامزد صحه گذاشتید در حالی که هنوز هم شورای محترم نگهبان نظر قطعی خود را اعلام نکرده است. به عبارت ساده ، فرموده اند معترضین از طریق قانونی شکایت خود را پیگیری کنند اما مطمئن هم باشند که به جایی نمی رسد. بنابراین توصیه ایشان مفهومی جز تسلیم شدن بدون دلیل به نتایج اعلام شده ندارد. اگر فقط یک نفر معترض بود شاید شایبه ای در آن القا می شد اما هر سه نامزد دیگر و حتی نامزدی که به رئیس فعلی دولت تبریک گفته معترض بوده و مدارکی متقنی برای اثبات تقلب ارائه کرده اند. ما با کدام حجت شرعی و قانونی مجاز هستیم تسلیم نتایج نادرست اعلام شده شویم.

اشتباه تایید شمار آراء اعلام شده که درست ساعاتی پس از انتخابات صورت گرفت وقتی که تکرار شد نشان داد دیگر یک اشتباه نیست بلکه یک جباریت است زیرا پس از بروز اعتراضات هم ایشان در همان خطبه های 29 خرداد با وجود اینکه دم از قانون می زد بازهم علیرغم اینکه هنوز شورای نگهبان شکایت را بررسی نکرده و نظر خود را اعلام نکرده بود بر رای 24 میلیونی احمدی نژاد تاکید کرد و گفت:«خط انقلاب، چهل ميليون رأي دارد؛ نه بيست وچهارونيم ميليون كه رأي به رئيس جمهور منتخب است. چهل ميليون به خط انقلاب رأي دادند». این حرف نشان داد علیرغم اینکه به معترضان می گوید باید اعتراض خود را از راه قانونی پیگیری کنید تا تظاهرات خیابانی اما در همان خطبه ها نیز پیشاپیش اعلام می کند که رای احمدی نژاد همان 24 میلیون است و علاوه بر این اعلام می کند که این نتایج تغییر نخواهد کرد و دستکاری نخواهد شد چون اعتماد مردم را از بین می برد:«دشمنان همين اعتماد مردم را هدف گرفته اند؛ دشمنان ملت ايران مي خواهند همين اعتماد را درهم بشكنند. اين اعتماد بزرگترين سرمايه جمهوري اسلامي است، مي خواهند اين را از جمهوري اسلامي بگيرند؛ مي خواهند ايجاد شك كنند، ايجاد ترديد كنند درباره اين انتخابات و اين اعتمادي را كه مردم كردند، تا اين اعتماد را متزلزل كنند.

دشمنان ملت ايران مي دانند كه وقتي اعتماد وجود نداشت، مشاركت ضعيف خواهد شد؛ وقتي مشاركت و حضور در صحنه ضعيف شد، مشروعيت نظام دچار تزلزل خواهد شد؛ آنها اين را مي خواهند؛ هدف دشمن اين است. مي خواهند اعتماد را بگيرند تا مشاركت را بگيرند، تا مشروعيت را از جمهوري اسلامي بگيرند. اين، ضررش بمراتب از آتش زدن بانك و سوزاندن اتوبوس بيشتر است. اين، آن چيزي است كه با هيچ خسارت ديگري قابل مقايسه نيست. مردم بيايند در يك چنين حركت عظيمي اينجور مشتاقانه حضور پيدا كنند، بعد به مردم گفته بشود كه شما اشتباه كرديد به نظام اعتماد كرديد؛ نظام قابل اعتماد نبود. دشمن اين را مي خواهد.

اين خط را از پيش از انتخابات هم شروع كردند؛ از دو سه ماه پيش از اين. من اول فروردين در مشهد گفتم هي دارند دائماً به گوشها مي خوانند، تكرار مي كنند كه بناست در انتخابات تقلب بشود. مي خواستند زمينه را آماده كنند. من آن وقت به دوستان خوبمان در داخل كشور تذكر دادم و گفتم اين حرفي را كه دشمن مي خواهد به ذهن مردم رسوخ بدهد، نگوئيد. نظام جمهوري اسلامي مورد اعتماد مردم است. اين اعتماد آسان به دست نيامده، سي سال است كه نظام جمهوري اسلامي با مسئولانش، با عملكردش، با تلاشهاي فراوانش توانسته اين اعتماد را در دل مردم عميق كند. دشمن مي خواهد اين اعتماد را بگيرد... خواستند كام شما را تلخ كنند و نگذارند بالاترين نصاب مشاركت جهاني را دنيا به نام شما ثبت كند. خواستند اين كارها را بكنند؛ اما به نام شما ثبت شد. نمي شود آن را دستكاري كرد»
بنابراین شورای نگهبان نیز برفرض اینکه می خواست بی طرف باشد با وجود تکرار و تاکید ایشان از فردای انتخابات در مورد میزان آرا و نتایج آن دیگر راهی جز تایید نداشت چون جسارت رعایت قانون را که مقابله کردن با رهبر بود را ندارد.

قانون ستیزی رهبر:

حضرت امام خمینی(ره) در کتاب ولایت فقیه فرموده اند: «حکومت اسلام حکومت قانون و حاکمیت منحصر به خداست و قانون فرمان و حکم خداست . همه افراد از رسول اکرم(ص) گرفته تا خلفای آن حضرت و سایر افراد تا ابد تابع قانون هستند». «حاکم در حقیقت قانون است و همه در امان قانونند». علیهذا قانون، خون جاری در رگ های نظام اسلامی است اما آیا در این سال ها قانون نقض نشده است؟ آیا توقیف یا لغو مجوز بیش از دویست نشریه در چندسال اخیر که بسیاری از آنها قبل از محاکمه، توقیف شدند و یا در محاکمات آنها قانون نادیده گرفته شد (در صورت لزوم تمام موارد را با دلایل و مدارک اعلام خواهیم کرد) و نظرمقامات بلند پایه قضایی هم در بسیاری از این موارد نادیده گرفته شد قانون شکنی نبود و سزاوار اعتراض نیست؟ اگر لازم بدانید صدها مورد قانون شکنی آشکار و نقض گسترده حقوق شهروندان را با دلایل و مدارک ارائه خوام داد که متاسفانه یک بار هم مورد اعتراض واقع نشده اند و اگر شده بود کار ما امروز به اینجا نمی رسید.

بازداشت های گسترده پس از اعلام نتایج انتخابات چه معنایی داشت؟ در حالی که بسیاری از شخصیت های برجسته کشور که التزام قلبی و عملی شان به کشور و نظام بیش از کسانی است که در 4 سال اخیر نظام را با بحران روبرو کرده اند و جرمی جز تلاش برای افزایش مشارکت مردم نداشته اند دستگیر می شوند و در دستگیری آنها قانون حقوق شهروندی مصوب مجلس و شورای نگهبان زیر پا گذاشته می شود و افرادی که با یک احضاریه با پای خود به هر مرجعی می آمدند شبانه و سحرگاه برخلاف اصول 32 و 37 قانون اساسی و قانون حقوق شهروندی بازداشت می شوند که ممنوعیت قانونی دارد و باز هم برخلاف قانون به آنها چشم بند زده می شود تا توهین و تحقیر کنند آیا این رفتارهای قانون شکنانه سزاوار اعتراض نیست؟ چرا [آیت الله]آقای خامنه ای متعرض این بازداشت ها و خشونت ها و قتل ها و قانون شکنی های گسترده در جریان دستگیرها نشدند؟ چرا نام دهها تن از شهروندان عادی که بازداشت شده اند اعلام نمی گردید و اجازه وکیل داشتن که طبق اصل 35 قانون اساسی وبند 3 قانون حقوق شهروندی و ماده واحده مصوب مجمع تشخیص مصلحت درسال 1370 که دادرسی بدون وکیل را باطل می داند و نیزطبق سایر قوانین،حق آنهاست به آنها داده نشد؟ آیا اینها قانون شکنی نیست؟

اعترافات:

در اعترافات افراد بازداشت شده، جملاتی با شباهت فراوان به سخنان زیر از [آیت الله] آقای خامنه ای به چشم می خورد: «ساز و كارهاي قانوني انتخابات در كشور ما اجازه تقلب نمي دهد. اين را هر كسي كه دست اندركار مسائل انتخابات هست و از مسائل انتخابات آگاه است، تصديق مي كند؛ آن هم در حد يازده ميليون تفاوت! يك وقت اختلاف بين دو رأي، صدهزار است، پانصدهزار است، يك ميليون است، حالا ممكن است آدم بگويد يك جوري تقلب كردند، جابه جا كردند؛ اما يازده ميليون را چه جور مي شود تقلب كرد!». این شباهت حیرت انگیز نشان می دهد که هدف از بازداشت اصلاح طلبان این بود که آنان را در شرایط زندان و شکنجه مجبور کنند اظهارات ایشان را در نماز جمعه تصدیق نمایند و این عملی باطل و گناه و مجرمانه است.

هزار سال است فقهای شیعه اقرار در زندان و در شرایط خوف را باطل می دانند و قوانین رسمی کشور هم آن را بی اعتبار می داند اما در دوره زعامت [آیت الله]آقای خامنه ای بارها اشخاصی را به بند کشیده و اقاریر آنها را با هدف های سیاسی از رسانه متعلق به ملت بدون اذن ملت پخش کرده اند هر چند برخلاف شرع و قانون بوده است. در حوادث اخیر نیز عده ای از شخصیت ها و جوانان را به زندان برده و تحت شکنجه جسمی و یا شکنجه روحی قرار داده و از زندان به همراه مامور به بیدادگاه فرمایشی و خلاف شرع آوردند تا آنچه را به آنها دیکته شده بود در مورد پیوند با منافقین و بیگانگان و غیره بر زبان آورند. حال آنکه اگر خود جناب آقای خامنه ای را هم فقط یک هفته به همین سلول ها ببرند به مسائلی بیش از اینها اعتراف خواهند کرد.
تحریف واقعیات:
درخطبه های تاریخی ایشان با اشاره به جنایت هواداران ایشان در کوی دانشگاه به گونه ای سخن گفته ئشده است که گویی هم آنها که مضروب و مجروح و کشته شدند بسیجی بودند و هم آنانکه کشته اند زیرا می گویند:« انسان دلش خون مي-شود از بعضي از اين قضايا؛ بروند توي كوي دانشگاه، جوانها، دانشجوها را- آن هم دانشجوهاي مؤمن و حزب اللهي را، نه آن شلوغ كن ها را- مورد تهاجم قرار بدهند، آنوقت شعار رهبري هم بدهند! دل انسان خون ميشود از اين حوادث». مضمون کلام هم این است که گویا اگر اگربه خانه دانشجویان حمله کرده و معترضان را می زدند اشکالی نداشت. آیا اطلاع ایشان از حادثه خونین کوی دانشگاه از منابع موثق بود؟ اگر از ماهیت مهاجمان اطلاع نداشتند به گزارش کمیته حقیقت یاب مجلس شورای اسلامی مراجعه می کردند تا معلوم شود در این چند روز معترضان به انتخابات اغتشاش و جنایت کردند یا مدافعان دولت کنونی و همان لباس شخصی هایی که سال هاست در کمال امنیت ، امنیت را از مردم سلب کرده خشونت می آفرینند. همان کسانی که عضو شورای شهر را ترور می کنند و مجازات نمی شوند و کوی دانشگاه را در سال 87 به خون کشیدند و تبرئه شدند.
شکستن حریم خصوصی مردم:

در حوادث اخیر گزارش های وافره ای واصل گردیده است مبنی براینکه اگر مردم از چنگ مهاجمان امنیتی یا لباس شخصی به خانه ای گریختند ماموران به آن خانه یورش برده و پناه بردگان و صاحبان خانه را با ضرب و شتم دستگیر کرده اند. همچنین در موارد بسیاری اتفاق افاده است که به خانه کسانی که تنها پناه خود را الله اکبر گفتن بر بام خانه می دانستند حمله ور شده و با خشونت آنها را دستگیر کرده و با خود برده اند. از میان این خشونت ها ماجرای حمله به مجتمع مسکونی سبحان به صحن مجلس کشیده شد و کمیته حقیقت یاب مجلس گزارش تکان دهنده اش را منتشر کرد اما گوش شنوایی وجود نداشت. این حادثه غریبی است که روی بدترین جانیان را سفید کرده است زیرا خانه و حریم خصوصی مردم پناهگاه امن مردم بوده است اما ماموران استبداد می خواهند به مردم بگویند هیچ حریم امنی وجود ندارد و مردم حتی درخانه خودشان هم مرعوب باشند. این جرم در برابر چشمان دیگران صورت گرفت.

حرمت بیماران:

در شرع مقدس اسلام بر حرمت بیماران سفارش شده است به نحوی که حتی در جنگ با کفار نیز اگر برمریضی دست یافتند مجاز به آسیب رساندن به او و اسارتش نیستند. این حکم از پیش از اسلام نیز وجود داشت و قاطبه شیعیان در هزار سال مرثیه خوانی اهل بیت عصمت و طهارات علیهم السلام کرارا از لسان اهل منبر و وعظ استماع فرموده اند که در دشت خونین کربلا هنگامی که سپاه یزید چنان جنایت و قساوتی درباب خانواده و اصحاب امام مظلوم روا داشتند اما هنگامی که به امام زین العابدبن بیمار، چهارمین امام شیعیان، رسیدند هیچ صدمه ای به آن وجود مبارک نزدند اما در حوادث اخیر جهانیان شاهد بودند که چگونه سعید حجاریان را که به ضرب گلوله یکی از همین کودتاگران در چند سال پیش تا آستانه مرگ رفت و زنده ماندن او توام بود با رنج معلولیت و بیماری و ناتوانی در راه رفتن و تکلم و نوشتن و ... و تحت مراقبت دائمی پزشکی بود به اسارت گرفته شد به نحوی احساسات برخی از موافقان کودتا را هم جریحه دار کرده بود. البته بیماران متعدد دیگری هم در میان بازداشت شدگان بودند.

بنابر آنچه تسطیر یافت مضاف بر تخلفات و مظالم گسترده سال های اخیر که باید مبسوطا در رساله شکواییه دیگری به آن پرداخت، مسئول اصلی بروز بی اعتمادی و درگیری و خشونت ها و کشتارها و زندان ها در انتخابات اخیر، شخص [آیت الله] آقای خامنه ای است و صلاحیت بقای در این مقام را ندارد.
مولا علی از ربوده شدن خلخال از پاي يك زن يهودي گريست و فرمود اگر مسلماني به خاطر اين ستم در سايه حكومت اسلامي،بمیرد سزاوار است وامام خميني(ره) ا ين داستان را هم به عنوان نمونه ديگري از جلوه‌هاي الگوي حكومت اسلامي در سال 57 ذكر كردند. (كوثر ج 3 ص 596)

علی هذا در برابر حوادث مؤلمه اخیره، همه حضرات مسئول و مکلف بوده و مجاز به غمض عین نیستند وگر نه شریک آن مظالم خواهند بود. ترس از قدرت و ترس از مخلوق شرک است و عذر مقبولی به درگاه حضرت حق نخواهد گردید.

همانطور که حضرات وقوف دارند در جریان مظالم سال های اخیر و خصوصا ماههای اخیر جناب [آیت الله] آقای خامنه ای شرایط مندرج در اصول پنجم و یکصد ونهم را از دست داده اند و مطاق اصل یکصد و یازده قانون اساسی جمهوری اسلامی خبرگان موظف به برکناری وی هستند و با توجه به اینکه چنین شخصی منعزل است هرنوع تعلل شما که منجر به ادامه وضع موجود و تبعات بعدی خواهد بود مسئولیت دنیوی و اخروی آن مستقیما بر عهده شما خواهد بود.

جمعی از علما و فضلای حوزه های علمیه قم، اصفهان و مشهد

24 مرداد 1388

+ نوشته شده توسط سعیدسعیدی در یکشنبه بیست و پنجم مرداد 1388 و ساعت 12:41 | Donbaleh Balatarin


مطلبی که در زیر آورده‌ام عمق دجالیت و خیانت در دین مبین اسلام است که خواندن آن دل‌ هر

انسان آزاده‌ای را به درد می‌‌آورد.

وقتی‌ فردی همچون احمدی نژاد خود را هم ردیف پیامبر می‌بیند و حتا خامنه‌ای را در جایگاهی

بالاتر تصور می‌کند چه باید گفت در اینجا عین عبارت را میاورم که :

در جريان نامه دکتر به بوش رئيس جمهور امريکا يک بار آقا مدظله العالي با رضايتمندي از اين اقدام دکتر، درباره اين ابتکارش پرسيد. دکتر هم براي ايشان توضيح داد وقتي آقا آن سال را سال پيامبر اعظم اعلام کردند، دکتر ياد نامه هاي حضرت رسول صلي الله عليه و آله و سلم افتاده و با خودش گفته خوب است آقا هم چنين نامه هايي براي سران ابرقدرت هاي مستکبر بنويسد. اما با ملاحظه اينکه ممکن است نامه ها بي پاسخ بماند يا پاسخ نامه ها اهانت آميز باشد و شأن ولايت خدشه دار شود، خودش دست به نوشتن نامه زده.نمیدانم باید چه گفت به این دین فروشان مردم فریب.

«جمعي از دانشجويان مستقل دانشگاه هاي ايران» خاطراتي از محمود احمدي نژاد را گردآوري کردند. اين خاطرات که در 250 بند تنظيم شده، از سوي «رجانيوز» سايت حامي دولت با عنوان «فرزند ملت» منتشر شده است.


بنا بر اين گزارش اين خاطرات طي گفت وگوي دانشجويان با وزرا، منشي و راننده احمدي نژاد در زمان شهرداري و معاونان و مسوولان دفتري احمدي نژاد گردآوري شده است. بخشي از اين روايات را در زير مي خوانيد.

احمدي نژاد شاعر
- از سفر استاني مشهد برمي گشتيم. وقت پياده شدن از هواپيما، دکتر احمدي نژاد چند ورق کاغذ به من داد تا نگه دارم. روي کاغذها دست خط دکتر بود. اشعار زيبايي سروده بود. برايم جالب بود که دکتر شعر هم مي گويد.

- در جشن کتاب سال آقاي حداد و دکتر با هم حضور داشتند. بعد از سخنراني آقاي حداد، دکتر بالاي سن رفت و مشغول سخنراني شد. آقاي حداد که خودش هم اديب است، با يک حالت تعجبي در گوشم گفت؛ آقاي احمدي نژاد خيلي خوب صحبت مي کند،

- در زمان تصدي شهرداري يک بار از راننده اش خواست يک بيل بخرد و بگذارد داخل ماشين. راننده با تصور اينکه دکتر مزاح کرده، قضيه را فراموش کرد. چند روز بعد دکتر از راننده پرسيد بيل را خريده يا نه. راننده بيل را تهيه کرده و پشت ماشين گذاشت، اما هنوز نمي دانسته بيل به چه کار دکتر مي آيد تا اينکه همان شب در گشت شبانه در سطح شهر، متوجه گرفتگي جوي آبي شدند. دکتر از راننده خواست ماشين را نگه دارد. بعد پياده شد و با آن بيل راه آب جوي را باز کرد. از آن به بعد اين کار بارها و بارها تکرار شد.

- دکتر گاهي تسبيح، انگشتر و حتي کاپشني را که مي پوشد، هديه مي دهد. يعني مردم نامه مي نويسند، از او مي خواهند، او هم از ما کارمندان دفتر مي خواهد به آدرس درخواست کننده پست کنيم.

- وقتي دکتر به رياست جمهوري انتخاب شد، مي خواست در همان منزل شخصي اش در نارمک سکونت کند. از لحاظ امنيتي به ايشان چنين اجازه يي داده نشد؛ براي همين مجبور شد به پاستور بيايد. آنجا هم يکي از خانه هاي قديمي را براي سکونت انتخاب کرد که گويا در سال هاي رياست جمهوري آيت الله خامنه يي خانواده ايشان هم آنجا سکونت داشتند. ما بچه هاي محافظ منتظر بوديم دکتر سفارش خريد وسايل زندگي نو را براي خانه جديد به نهاد رياست جمهوري بدهد، اما دکتر مختصري وسايل زندگي از منزل مادر خانمش که گويا بلااستفاده مانده بود، به خانه پاستور آورد. تنها خريدشان در اين خانه آن هم با هزينه شخصي، يک اجاق گاز ايراني بود. در جريان نامه دکتر به بوش رئيس جمهور امريکا يک بار آقا مدظله العالي با رضايتمندي از اين اقدام دکتر، درباره اين ابتکارش پرسيد. دکتر هم براي ايشان توضيح داد وقتي آقا آن سال را سال پيامبر اعظم اعلام کردند، دکتر ياد نامه هاي حضرت رسول صلي الله عليه و آله و سلم افتاده و با خودش گفته خوب است آقا هم چنين نامه هايي براي سران ابرقدرت هاي مستکبر بنويسد. اما با ملاحظه اينکه ممکن است نامه ها بي پاسخ بماند يا پاسخ نامه ها اهانت آميز باشد و شأن ولايت خدشه دار شود، خودش دست به نوشتن نامه زده.

- دکتر بين غذا ها قورمه سبزي و آش را خيلي دوست دارد. چون دستپخت خوبي دارد، خودش هم اين غذاها را آن موقع که فرصت داشت،درست مي کرد.

- يکي از وزرايي که در خيابان پاستور و در همسايگي دکتر زندگي مي کند، تعريف مي کرد؛ يکي از جمعه هاي ماه رمضان بود. دم افطار در زدند. آيفون را که برداشتم، ديدم دکتر پشت در است. رفتم دم در. يک کاسه آش دستش بود. گفت دستپخت خودش است. ظاهراً براي بقيه همسايه ها هم برده بود،

- به خاطر ارادت قلبي و خاصي که دکتر به آقا (مدظله) دارد، بهترين زماني که کارکنان دفتر مي خواهند حرفي يا خطاي کاري را که مرتکب شده اند، به دکتر منتقل کنند، زماني است که ايشان از پيش آقا برمي گردند. دکتر هر هفته يک روز خاص را با آقا ديدار خصوصي دارد. وقتي جلسه شان تمام مي شود و دکتر به نهاد برمي گردد، آنقدر شاد، پرانرژي و بانشاط است که کارمندان مطمئن هستند خطايشان را مي بخشد.

- دکتر عادت ندارد کارهاي شخصي اش را به کسي واگذار کند. خدماتي ها از خدايشان است که دکتر به آنها کار بسپارد. اما بارها شده وقتي مثلاً با تلفن کار دارد و گوشي دور از دسترسش هست، به منشي و خدماتي ها که آنجا براي انجام وظيفه ايستاده اند، نمي گويد گوشي را به من بده، خودش بلند شده، دور زده، گوشي را برمي دارد،

ارادت احمدي نژاد به امام زمان(عج)

- يک بار يکي از روحانيون با لحن طلبکارانه يي به دکتر اعتراض کرد؛ براي چه و به چه حقي اين همه در مورد امام زمان حرف مي زني؟ شما حق نداري، من اجازه نمي دهم.

دکتر فقط لبخندي زد و گفت؛ آقاي... مگر امام زمان را خريدي؟،

- وقتي ماهواره اميد با موفقيت در مدار قرار گرفت، دانشمندان ايراني که در کار ساخت و پرتاب ماهواره بودند، به دکتر گفتند؛ اگر اعتماد شما به ما، پيگيري هاي مداوم و دلسوزي هاي شما نبود، ما هنوز در ابتداي راه ساختن ماهواره بوديم. دکتر هم گفت؛ اشتباه نکنيد بچه ها، هر فيض الهي و خيري که در اين عالم مي رسد از جانب امام زمان حضرت مهدي(عج) است.

- بعد از فوت آيت الله دواني به دکتر گفتم؛ شنيديد مرحوم دواني در مورد فشارهاي سياسي و تخريب هاي رسانه يي که عليه شما مي شود، چه گفتند؟ گفتند؛ به احمدي نژاد بگوييد گمان نکند تنها و غريب است و... ديدم چشم هاي دکتر پر از اشک شد و در حالي که سرش را پايين انداخته بود، گفت؛ غربت و تنهايي ما کجا و هزار و... سال غربت مولا امام زمان حضرت مهدي (عج) کجا؟

خانواده احمدي نژاد

- پدر دکتر مثل مردم عادي زندگي مي کرد. نه محافظي، نه محل زندگي خاصي. دم در يک چارپايه مي گذاشت، مي نشست روي آن و با مردم محل خوش و بش مي کرد. انگار نه انگار که پدًر رئيس جمهور مملکت است.

- خط تلفن پسر دکتر اعتباري 0919 است.

- براي نماز عيد فطر رفته بودم مصلي. آن روز هوا ابري و باراني بود. حين صحبت هاي آقا (مدظله العالي)، باران شديدي گرفت. يکدفعه يکي از پشت زد روي شانه ام. برگشتم ديدم دکتر با دو پسرش هستند. رفتيم نشستيم يک گوشه که موکت پهن بود تا باران بند بيايد. پسر دکتر کفش هايش را درآورد بگذارد روي هم. ديدم کف کفشش سوراخ است. نگاهم سïر خورد به پايش. جورابش هم خيس خالي شده بود. تا دکتر ديد من متوجه پارگي کف کفش پسرش شده ام، سريع کفش را برگرداند. دکتر آن موقع شهردار تهران بود.

ساده زيستي رئيس دولت

ہ-براي کار به عنوان منشي دکتر رفته بودم نهاد رياست جمهوري. قبل ترها از پذيرايي هاي رياست جمهوري و بريزوبپاش هاي آنجا زياد شنيده بودم. اما در دوره رياست جمهوري دکتر احمدي نژاد پذيرايي چايي تلخ با قند بود. بشقاب بيسکويتي روي ميز بود که هر وقت مي رفتم داخل اتاق دکتر، آن را آنجا مي ديدم. يک بار دور از چشم دکتر روي پوشش نايلوني روي بيسکويت ها يواشکي با روان نويس يک ضربدر کوچک کشيدم، مي خواستم مطمئن شوم دکتر واقعاً به اندازه يک بشقاب بيسکويت هم از اموال رياست جمهوري استفاده نمي کند. اما هنوز که هنوز است، سه سال از رياست جمهوري ايشان مي گذرد و خدمتکارها هر ماه بشقاب بيسکويت دست نخورده را عوض مي کنند تا ماه بعد که دوباره بشقاب جديدي روي ميز بگذارند و بشقاب قبلي را دست نخورده ببرند.

- وقتي شهردار بود، در سفرهاي درون شهري اگر بچه ها بيسکويتي چيزي تعارفش مي کردند، اول مي پرسيد مال اداره است يا شخصي است؟ اگر مال اداره بود، نمي خورد. اما اگر شخصي بود، مي خورد و در اولين فرصت پولش را حساب مي کرد.

صرفه جويي در دولت

-دکتر معمولاً وقتي مطلبي مي خواهد بنويسد، حداکثر استفاده را از کاغذ دم دستش مي برد. پاکت هاي نامه را آرام و با احتياط باز مي کند که آسيبي نبيند و بعد از پشت آنها هم براي نوشتن استفاده مي کند و دور نمي اندازد. به کارمندها و منشي هاي دفترش هم سفارش کرده از پشت کاغذهاي باطله که سفيد و قابل استفاده است، استفاده کنند.

- بعد از بدرقه رسمي رئيس جمهور يکي از کشورها در باغ رياست جمهوري، به سمت دفتر برمي گشتيم. يکدفعه دکتر چند قدم عقب برگشت، خم شد از روي زمين چيزي برداشت، گرفت طرف من که مسوول تشريفات بودم. سنجاق کاغذ بود. سنجاق را گرفتم. گفت لازم مي شود، حيف است،

ناگفته هاي سفر کلمبيا

-زماني که دکتر براي سخنراني به دانشگاه کلمبياي امريکا رفته بود، رئيس دانشگاه و دانشجويان که گويا از قبل هماهنگ کرده بودند، شروع به اهانت به دکتر و جمهوري اسلامي کردند، اما دکتر صبور و آرام بدون هيچ واکنشي نشسته بود، فقط گاهي لبخند کمرنگي روي لب هايش ديده مي شد. بعد از اتمام مراسم همراهان از دکتر علت لبخندش را پرسيدند، گفت؛ آن لحظاتي که رئيس دانشگاه به جمهوري اسلامي اهانت مي کرد، با خودم فکر مي کردم امام زمان(عج) چطور مي خواهي حال اينها را بگيري؟، سفر دکتر به ايتاليا فقط 15 ساعت طول کشيد و به کشورهاي امريکاي جنوبي فقط 84 ساعت، که 44 ساعت آن را در هواپيما و در حال پرواز بودند. ما بچه هاي تشريفات به شوخي به هم مي گوييم؛ سفرهاي دکتر به کشورهاي خارجي آنقدر کوتاه مدت اما مفيد و ارزشمند است که بايد در کتاب رکوردهاي «گينس» ثبت شود. براي بار اول که رفته بود نيويورک، دو دست کت و شلوار بيشتر به همراه نداشت. کت و شلوار تيره که رنگ و رورفته بود و روشن. در پروتکل تشريفات و به خصوص امريکايي، رنگ لباس مقامات بايد تيره باشد و رنگ روشن نمي پوشند. دکتر با کت و شلوار رنگ روشن رفت در مجمع عمومي سازمان ملل و سخنراني تاريخي ايراد کرد و سازمان ملل را با اين سوال که اگر کشوري از يکي از اين پنج عضوي که در شوراي امنيت حق وتو دارند، شکايت داشته باشد، به کجا بايد مراجعه کند، به محاکمه کشيد. تحليل رسانه هاي امريکا اين بود که دکتر براي مقابله با سازمان ملل و به خاطر اينکه خلاف جريان آب شنا کند، برخلاف تمام روساي جمهور چنين پوششي داشته، سفر دکتر به امريکا در ماه رمضان بود. دکتر و چند نفر از وزرا و نمايندگان چون دائم السفر هستند، در طول سفر در هواپيما روزه بودند. چون زمين مي چرخد و شب و روز جا به جا مي شود، روزه شان 23 ساعت طول کشيد.

رئيس جمهور کومور و مصباح يزدي

-حافظه قوي دکتر با اينکه براي بچه هاي تشريفات دردسرساز است، گاهي به نفع شان تمام مي شود. رئيس جمهور کومور، مسلمان و شيعه است. در ايران درس خوانده و شاگرد آقاي مصباح يزدي بوده. مي خواست بيايد ايران، اما چون هواپيماي مناسبي براي آمدن به ايران در اختيار نداشت، دکتر دستور داد يک هواپيماي فالکون بفرستند تا او را بياورد. روز بعد روزنامه ها عکس او را در حالي که از يک هواپيماي ديگر پياده مي شد، انداختند. دکتر مسوول تشريفات را صدا کرد، عکس را نشانش داد و پرسيد مگر هواپيماي فالکون نفرستاده بوديد؟ اين فالکون نيست، مسوول تشريفات توضيح داد طبق دستور عمل کرده. بعد دنبال يک توضيح براي عکس روزنامه مي گشت که خود دکتر بعد از کمي مکث گفت؛ قبل از اينکه بيايد تهران رفته بود مشهد و با پرواز داخلي آمد تهران. احتمالاً عکاس روزنامه عکس را در حال پياده شدن از پرواز داخلي گرفته، منشي دکتر که در يکي از جلسات طرح تحول اقتصادي حضور داشته، تعريف مي کرد؛ مسوولان براي جمع و تفريق و ضرب و تقسيم عددهاي ميلياردي که به توان (ايکس) رسيده بود، از کاغذ و قلم و ماشين حساب استفاده مي کردند اما دکتر زودتر از ماشين حساب، ذهني حساب مي کرد و عدد را به آنها مي گفت.

راهپيمايي احمدي نژاد در عراق

-قرار بود دکتر به عراق سفر کند. اطرافيان و دوستان دکتر گفتند اوضاع آنجا ناآرام است. ممکن است از طرف امريکا خطري شما را تهديد کند. دکتر هم خنديد و گفت؛ ما در زمان صدام رفتيم. آنجا راهپيمايي هم راه انداختيم. کسي نتوانست کاري بکند، چه رسد به حالا. بعد خاطره را براي آنها تعريف کرد؛ در زمان صدام، وقتي امکان سفرهاي زيارتي براي ايراني ها فراهم شد، به همراه پدر و مادرم رفتيم عراق براي زيارت عتبات عاليات. آنجا در فرودگاه رفتار بدي با زائران ايراني داشتند و اصلاً رسيدگي نمي کردند. ايراني ها را جمع کرديم. در شرايطي که کسي از ترس صدام جرات نمي کرد صدايش دربيايد، شروع کرديم به الله اکبر گفتن. مسوولان فرودگاه آمدند. سريع رسيدگي کردند. دکتر حساسيت خاصي به پرداخت خمس دارايي اش دارد و براي خودش سال خمسي دارد. هر سال، يک روز جمعه، دکتر و همسرش از صبح تا شب مي نشينند و خمس آن سال را حساب- کتاب مي کنند. حتي اگر يک کيلو برنج اضافي هم باشد، آن را هم حساب مي کنند. بعد مبلغ خمس را مي فرستند دفتر مقام معظم رهبري. دکتر علاوه بر پرهيز از مال و لقمه حرام، از مال شبهه ناک هم پرهيز مي کند. در مهماني هاي رسمي داخل و خارج از کشور طوري با غذا و سالاد بازي مي کند که اطرافيان متوجه نشده و ناراحت نشوند. دکتر بچه هايش را طوري بار آورده که وقتي براي ديدن پدرشان به دفتر رئيس جمهور مي آيند، ما کارمند هاي دفتر، حتي يک فنجان چاي نمي توانيم به آنها بخورانيم. چند بار هم ديدم وقتي از تلويزيون آهنگ هاي خاصي پخش مي شود سريع خاموشش مي کنند. نسبت به صحبت هايي هم که مي کنند فوق العاده مراقبند.

نمونه‌ای دیگر

اطاعت از رئيس‏جمهور اطاعت از خدا نيست

(ديدگاه)
چند روز پيش خبرگزارى دولتى ايرنا در خبرى از قول آيت‌الله مصباح يزدى نقل کرد که اطاعت از رئيس جمهور اطاعت از خداست. که البته چند لحظه بعد اين جمله از روى خروجى خبرگزارى حذف شد اما انتشار چنين اظهارنظر بهت‌آورى آن هم از سوى اين روحانى بلندپايه و اصلى‌ترين حامى احمدى‌نژاد در قم باعث شد برخى سايت‌ها به موضع‌گيرى در اين زمينه بپردازند و سايت الف که منتسب به احمد توکلى است در يادداشتى به انتقاد از سخنان آيت‌الله مصباح يزدى پرداخته و تاکيد کرده است.
1- اولين لازمه پذيرش اظهارات جديد حضرت آيت‌الله مصباح يزدى در مورد «اطاعت از رئيس‌جمهور اطاعت از خداست» اين است که خود رئيس‌جمهور از ولى‌فقيه کاملا اطاعت کند. وقتى تا همين اندازه هم با مشکلاتى (!) مواجه هستيم، از آن پايين‌تر که جاى خود دارد.
2- دومين شرط، اين است که رئيس‌جمهور کاملا در چارچوب قانون دستور دهد؛ که در اين زمينه نيز با مشکلات زيادى درگير هستيم.
3- داستان انتقال اطاعت خداوند به ولى فقيه و ولى فقيه به رئيس‌جمهور، آيا تا همين جا متوقف مى‌شود يا ادامه دارد؟ آيا اين پرتو نور به مراحل پايين‌تر مانند معاونين رئيس جمهور و وزرا و پايين‌تر هم سرايت مى‌کند؟ منطقا و بر طبق اين تئوري، اين پرتو افکنى بايد از بازوى اجرايى رهبرى (تعيين رئيس جمهور) تا پايين هم ادامه پيدا کند زيرا وزرا هم بازوى اجرايى رئيس جمهور هستند. در اين صورت مخالفت با يک وزير و معاون وزير هم، مخالفت با خداوند متعال تعبير مى‌شود.
4- نظر محترم حضرت آيت‌الله مصباح يزدى درخصوص دوران رياست جمهورى آقايان خاتمى و هاشمى رفسنجانى چه بود؟ آيا اطاعت از خاتمى و هاشمى را هم اطاعت از خداوند مى‌دانستند. آنها هم از رهبرى تنفيذ رياست جمهورى گرفتند. تا آنجا که ما به خاطر داريم، ايشان مخالفت‌هاى جدى نظر و عملى با رياست جمهورى آقاى خاتمى داشتند.
در مورد رئيس جمهورى بعد از آقاى احمدى‌نژاد (که نمى‌دانيم چه کسى است) آيت‌الله مصباح چه اعتقادى دارند. آيا اين نظريه پرتو افکنى صرفا در زمان رئيس‌جمهور فعلى صدق مى‌کند؟ در اين صورت تئورى مذکور فقط يک محدوده زمانى دارد.
5- اين اظهارات و سخنانى که در چند هفته اخير و پس از حوادث و تنش‌هاى پس از انتخابات بيان شد و موضوع کهنه، مشروعيت مردمى و الهى ولى فقيه را مطرح کرد، چه مناسبت زمانى دارد؟ آيا اين بيانات در مقطع کنونى که نياز به آرامش فکرى و روانى داريم و هرگونه جنجال و تشنج، به نفع تشنج آفرينان تمام مى‌شود، چنين سخنانى صحيح است؟
+ نوشته شده توسط سعیدسعیدی در یکشنبه بیست و پنجم مرداد 1388 و ساعت 6:23 | Donbaleh Balatarin

قراردادهای خارجی دولت فاقد اعتبار است//نشانه هایی از باج دهی وجود دارد//تعرض به خاتمی ،موسوی و کروبی را بر نمی تابیم


کرمان نما:مجمع نمایندگان ادوار مجلس شورای اسلامی با صدور بیانیه ای جدید نظرات خود را درباره مسائل جاری کشور اعلام کرد.

متن کامل این بیانیه که نسخه ای از ان برای کرمان نما ارسال شده به شرح ذیل است:

باسمه تعالی

حرکت ملت بزرگ ایران در برابر دخالت های سازمان یافته ومصادره آرای مردم حرکتی خودش ، درون زا ، ومبتنی برارزشهای ملی، اسلامی ، وقانونی است .این جنبش بزرگ وفرا گیر به هیچ عنوان دخالت بیگانگان در امور داخلی کشور را برنتافته .فرافکنی ها ی مصادره کنندگان رأی مردم درمورد اثر پذیری حرکت های مردمی از بیگانگان را فاقد ارزش واعتباردانسته وآن را همچون بسیاری ا ز اقدامات ضد قانونی؛ دروغی ساخته وپرداخته عوامل پشت پرده کودتای 22 خرداد به شمار می آورد.

جنبش درون زای ملت ایرا ن حرکتی در راستای تأمین منافع ملی ؛ پا سخگو کردن قدرت وحاکمیت ؛تأکید بررا بطه مسؤلیت وقدرت ، ودر پی به دست آوردن حق تعیین سرنوشت مبتنی برقانون است .

مردم آگاه ایران با هوشیاری در مقابل مصادره رأی خود ؛ قانون شکنی ها ، دستگیری ها ی غیر قانونی ؛ شکنجه های غیر انسانی ؛ ورفتارهای زشت وضد بشری وتجاوزهای بنیان برباد ده ایستادگی کرده ومحاکمه ومجازات عاملان این جنایات ضد بشری را با صدای بلند فریاد می کنند . واینک یاد آوری چند نکته:

1- به رغم شعار های دامن گستر علائمی از برخی ارتباطات پنهانی وبه دور از چشم ملت با برخی مقامات امریکایی وجود دارد.ملت ایران با دیده تیز بین مراقب رفتارها ومراوادات دول خارجی با دولت بوده وبه هیچ عنوان قراردادهایی را که به دلیل ضعف پشتوانه داخلی باباج دهی به بیگانگان همراه باشد به رسمیت نخواهد شناخت وآنهارا از درجه اعتبار ساقط می داند.


2 - مجمع نمایندگان ادوار مجلس شورای اسلامی با تأکید برضرورت توجه به همه اصول قانون اساسی ، از جمله اصول مربوط به حقوق ملت .وآزادی های قانونی ؛ نظارت برکلیه نهادهای قدرت و پاسخگویی همه اجزای قدرت وحکومت از جمله رهبری در برابر مجلس خبرگان تأکید کرده واین را نشانه پشتیانی از جمهوری اسلامی وقانون اساسی می داند .از تعطیل کردن قانون اساسی هیچ کس سود نخواهد برد.

3- ازیاد نبریم که مردمی در روزهای انتخابات درشهر و روستا فریاد می زدند جمهوری اسلامی آزاد باید گردد این پیام مهم را به ما می دادند که با دخالت های سازمان یافته واختیارات فرا قانونی وقانون شکنی ها ی گسترده وقدرت های بدون مسؤلیت نظام جمهوری اسلامی در معرض تهدید و آسیب قرار گرفته است وبایستی جمهوری اسلامی را به جایگاه واقعی ومورد خواست ملت باز گردانید.

4- مجمع نمایندگان ادوار مجلس شورای اسلامی پشتیبانی قاطع وبی دریغ خودرا از جناب آقای مهندس موسوی که مظهر آرای ملت است وازجناب آیت الله کروبی که قاطعانه در همراهی با مردم ودرراه دفاع از حقوق عمومی خطروتهدید را به جان خریده اند واز جناب آقای سید محمد خاتمی که الگوی اخلاق ومدارا ومدافع حقوق مردم است ودرهمراهی بامردم ازهیچ گونه کوششی فرو گذار نکرده اند اعلام کرده وکوچکترین تعرضی به ساحت این بزرگوران ورهبران مورد قبول مردم را بر نمی تابد .

آیت الله هاشمی رفسنجانی که با موضع گیری های خردمندانه راه های برون رفت از بحران را دربرابر حاکمیت قرار داد که متأسفانه با بی توجهی همراه شد از پشتیبانی وهمراهی مجمع نمایندگان برخوردار خواهند بود .همه این بزرگواران ازسرمایه های اجتماعی کشور بوده ونبایست به آسانی سرمایه های کشور را در معرض خطر وتهدید قرار داد .

5- با کمال ناباوری این روزها کسی گفته است که " اطاعت از احمدی نژاد اطاعت از خدا است " این گونه سخنان جز اسیب زدن به باورها واعتقادات مردم نتیجه دیگری در بر ندارد .تا همین جای کارهم تزلزلی بنیان برافکن درباورها مردم پدیدار شده است .انتظار آن است که عالمان بزرگ دینی اجازه ندهند که همه اندوخته های دینی این گونه آسان قربانی قدرت طلبی شود وخود به نحو مناسب از تکرار این گونه سخنان که شاید بتوان گفت شرک آلود است جلوگیری کنند.

با امید پیروز وسربلندی ملت بزرگ ایران
مجمع نمایندگان ادوار مجلس شورای اسلامی



زنجیر انسانی سبز وبلاگ‌نویسان فردا و تجمع حامیان سبز اعتمادملی، دوشنبه زیر پل کریمخان برگزار می‌شود

در پی پخش اعلامیه‌ای توسط حامیان دولت کودتا در نمازجمعه امروز مبنی بر فراخواندن کودتاچیان برای تجمع در مقابل دفتر روزنامه اعتمادملی در روز شنبه، مهدی کروبی از حامیان و هواداران جنبش سبز نیز دعوت کرد که در این تجمع و نیز در تجمعی که برای هواداران در روز دوشنبه تدارک دیده شده است حضوری آرام و مسالمت‌آمیز داشته باشند. در پی پخش این اعلامیه، عده‌ای از وبلاگ‌نویسان نیز خبر از تشکیل زنجیر انسانی سبز در مقابل دفتر روزنامه اعتمادملی در ساعت ۱۶:۰۰ روز شنبه (امروز) داده‌اند.


به گزارش «سحام‌نیوز» دبیر کل حزب اعتمادملی با اشاره به پخش اعلامیه‌ای در نماز جمعه‌ی امروز و انتشار آن در سایت‌های خبری مبنی بر حضور منتقدین روزنامه‌ی اعتمادملی در روز شنبه در مقابل ساختمان این روزنامه گفت: ما از حضور منتقدین استقبال می‌کنیم و از هواداران نیز می‌خواهیم که برای حفظ آرامش روز دوشنبه حضور بیابند.

مهدی کروبی دبیرکل حزب اعتمادملی با اشاره به پخش اعلامیه‌ای در نماز جمعه‌ی امروز و انتشار آن در سایت‌های خبری مبنی بر حضور منتقدین روزنامه‌ی اعتمادملی در روز شنبه در مقابل ساختمان این روزنامه گفت: ما از حضور منتقدین استقبال می‌کنیم و با سعه‌ی صدر، تمام انتقاداها و پیشنهادهای آنان را می‌شنویم و به طور قطع در روزنامه نیز منعکس خواهیم کرد.

کروبی در ادامه گفت:از تمامی هواداران روزنامه‌ی اعتمادملی درخواست می‌کنم فردا از تجمع مقابل روزنامه خودداری نمایند تا با حفظ آرامش و امنیت خبرنگاران ما نظرات منتقدین را بشنوند و بتوانند با آنها گفت و گو نمایند.

ایشان خطاب به هوادارن افزود: بنده نیز به همراه شما برای حمایت و تشکر از دست‌اندرکاران روزنامه اعتماد ملی و بیان نظرات و پیشنهادها، روز دوشنبه ساعت 16مقابل ساختمان روزنامه اعتماد ملی حضور خواهم یافت.

دبیرکل حزب اعتماد ملی در پایان به جوسازان و خشونت‌طلبان هشدار داد که راه تعامل مثبت را در پیش گیرند و فکر نکنند که با فشار،ُ تهدید و تخریب می‌توانند ما را از مسیر دفاع از حقوق مردم خارج نمایند، بلکه بنده یک قدم هم عقب نخواهم نشست.

لازم به ذکر است در اعلامیه‌ها و اخبار منتشر شده از منتقدین روزنامه اعتماد ملی خواسته شده است که شنبه ساعت 16 مقابل ساختمان روزنامه تجمع نمایند،به نقل از بعضی سایت‌های خبری این دعوت توسط انصار حزب الله صورت گرفته است.



خبر تکان‌دهنده‌ای از زندان اوین درباره هنگامه شهیدی

روزنامه‌نگار، پای طناب دار

یک منبع مطلع در گفت‌وگو با خبرنگار «موج سبز آزادی» از شیوه‌ی تکان‌دهنده‌ی بازجویان برای شکنجه‌ی یکی از روزنامه‌نگاران زندانی خبر داد.


به گزارش «موج سبز آزادی» این منبع موثق که نخواست نامش و نحوه‌ی کسب اطلاعش از این موضوع فاش شود، خبر داد که بازجویان برای اینکه هنگامه شهیدی را بشکنند، در یک اقدام آشکارا غیر قانونی و غیر انسانی، به او حکم دروغین اعدام را ابلاغ کرده‌اند.

این گزارش حاکی است بازجویان برای اینکه این بلوف را واقعی جلوه دهند، این روزنامه‌نگار زن زندانی را چند بار تا پای طناب دار نیز برده‌اند و طناب را به گردن او انداخته‌اند.

این در حالی است که خانم شهیدی از یک بیماری قلبی رنج می‌برد و خانواده‌ی او بسیار نگران سلامتی وی هستند.

هنگامه شهیدی سه شنبه شب گذشته بعد از مدت‌ها اجازه یافته بود با خانواده‌اش تماس بگیرد و برای دقایقی با مادرش صحبت کند. مادر خانم شهیدی در گفت‌وگوها از صدای گرفته‌ی او در این تماس تلفنی خبر داده بود.

خانم شهیدی از روزنامه‌نگاران باسابقه سیاسی است که در حزب اعتماد ملی نیز عضویت دارد.

«موج سبز آزادی» خاطرنشان می‌کند که بی‌تردید از صحت و دقت خبرهایی که بدون ذکر صریح نام منبع می‌زند، کسب اطمینان کرده است. اما عموم خوانندگان و علاقه‌مندان نیز شرایط دشوار کنونی و لزوم حفظ هویت و امنیت منابع این‌گونه اخبار را درک می‌کنند. ما اعتماد خوانندگان و امنیت منابع خبری را از سرمایه‌های «موج سبز آزادی» می‌دانیم و به حفظ توأمان هر دو مورد به عنوان وظیفه‌ی خود نگاه می‌کنیم.

عکس: هنگامه شهیدی در کنار مهدی کروبی و غلامحسین کرباسچی


مادران عزادار: از سوگواری ما هم می‌ترسند!

جمعی از مادران عزادار دیروز هم به روال شنبه‌های گذشته، برای سوگواری فرزندان شهید ایران در پارک لاله تهران جمع شدند؛ اما ماموران انتظامی و لباس شخصی‌های حاضر در این پارک با ممانعت از تجمع ایشان آنها را به خارج از پارک هدایت کردند.



به گزارش روزآنلاین، یکی از این مادران در این باره گفت: "حدود ساعت 7 بعد از ظهر نزدیک به 100 زن سیاه‌پوش که در میان آنها خانواده ندا آقاسلطان نیز حضور داشتند، دور آبنمای پارک لاله تهران جمع شدند. برای اینکه از حضورمان جلوگیری نکنند، عده‌ای روی نیمکت‌ها نشستند و عده‌ای شروع کردند به پیاده روی در دورو بر آبنما. اما به هر حال تعداد زنان و نوع جمع‌شدنشان نشان می‌داد که برای چه کاری آمده‌اند. آنها سیاه پوشیده بودند و با مردم درباره آنچه بر فرزندانشان و فرزندان ایران رفته، حرف می‌زدند."

این زن که خود از نخستین کسانی‌ست که به گروه مادران عزادار پیوسته می‌گوید: "بالاخره ماموران طاقت نیاوردند و با ممانعت از ایستادن و حتا قدم زدن ما، به سمت راه خروجی پارک هدایتمان کردند. اینکار با اعتراض برخی از زنان روبرو شد. اما در نهایت آنها مادران عزادار را از پارک لاله بیرون کردند."

 وی می‌افزاید: "ما نه به قصد درگیری ونه به قصد تحمل رفتارهای خشونت بار به پارک می‌رویم، ما می‌رویم که از خون به ناحق ریخته شده فرزندانمان با مردم سخن بگوییم. سوگواری ما نیز همراه با رفتاری مدنی است اما آنها حتا از سکوت ما و از نجوای یک مادر داغدیده هم می‌ترسند."

گروه "مادران عزادار" جمعی از زنان است که پس از شهادت ندا آقاسلطان در روز شنبه 30 خردادماه 88 و شهدای دیگر جنبش سبز، شکل گرفت.هدف از تشکیل این گروه، سوگواری عمومی در حمایت از خانواده‌های داغداری بود که حتا از برگزاری ساده‌ترین مراسم برای فرزندانشان منع شده بودند. آنها اعلام کردند که روزهای شنبه هر هفته در پارک‌های تهران و سایر شهرها گرد هم می‌آیند تا با سیاه پوشیدن و در صورت امکان شمع روشن کردن، خاطره فرزندان شهید جنبش سبز را زنده بدارند.

این گروه همچنین با راه اندازی یک وبلاگ، اخبار مربوط به خانواده‌های عزادار را منتشر می‌کند. در آخرین بیانیه "مادران عزادار"، خبر از ناپدید شدن مادری به نام زهرا (بهجت) نوذری آمده است که فرزندش پویا مقصودبیگی، دانشجوی دانشگاه علوم پزشکی کرمانشاه را در 30 خرداد ماه دستگیر می‌کنند اما وی پس از آزادی از زندان به دلیل فشارهای ناشی از دوران زندان فوت می‌کند. مادر پویا به نشانه اعتراض و عزاداری سنتی، بدن خود را گل می‌مالد و در مقابل اداره اطلاعات کرمانشاه تحصن می‌کند. زهرا که او را بهجت می‌نامند در ساعت 10 شب نخستین روزی که  تحصن کرده بود، دستگیر شده و دیگر کسی از سرنوشت او خبر ندارد. در بخش دیگری از  اطلاعیه مادران عزادار درباره زهرا نوذری آمده است: "زهرا نوذری در جوانی همسر خود را از دست داده  و دو فرزند خردسال اش را  با کار طاقت‌فرسای خیاطی  اداره کرده و در آستانه فارغ التحصیلی فرزند ارشدش او را به طرز فاجعه‌آمیزی از دست داده است. اقوام و آشنایان زهرا به شدت تحت فشار هستند و سکوت اختیار کرده‌اند. مادران عزادار خواهان آزادی فوری این مادر داغدار و عزادار و مجازات عاملان و آمران فجایع پس از انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری هستند."

+ نوشته شده توسط سعیدسعیدی در یکشنبه بیست و پنجم مرداد 1388 و ساعت 5:39 | Donbaleh Balatarin


سه با لئوس شرکت سفیر سوئد در مراسم تحلیف احمدی‌نژاد با وجود مخالفتها در سوئد و برخورد با تظاهرکنندگان در ایران را زیر سوال میبرد.
شرکت سفیر در این مراسم غیر قابل قبول بوده و میشود آن را به منزله تائید جنایت‌های رژیم ایران بر علیه بشریت تعبیر کرد. دموکراسی و احترام به حقوق بشر از اصول اساسی حزب سبزها بوده و معتقدیم که کشور سوئد میبایست از فرایند دموکراسی در ایران حمایت و تاکید کند که استفاده از خشونت، سانسور و اعدام غیر قابل قبول می‌باشد.
بودیل سه با لئوس نماینده پارلمان و سخنگوی سیاست خارجی‌ حزب سبزها
برگردان از مقصود رنجبر (نماینده حزب در شورای شهر اوربرو)
متن سوئدی بیانیهٔ را از طریق لینک زیر میتوانید بخوانید
http://mp.se/templates/Mct_78.aspx?avdnr=13728&number=172971
+ نوشته شده توسط سعیدسعیدی در شنبه بیست و چهارم مرداد 1388 و ساعت 16:7 | Donbaleh Balatarin

برخی منابع قضایی گفته اند که آقای صادق لاریجانی شروع به کار خود را به اتمام کار دادگاه متهمان به اصطلاح "انقلاب مخملی" در دوره آقای شاهرودی منوط کرده و گفته است که اگر قرار باشد در زمان مسئولیت او دادگاه ادامه یابد، متهمان را آزاد خواهد کرد.
در حالی که مراسم معارفه صادق لاریجانی که قرار بود امروز شنبه برگزار شود، لغو شد، برخی منابع از شرط‌هایی خبر می‌دهند که وی برای شروع به کار خویش قرار داده است.

برخی منابع قضایی گفته‌اند که آقای صادق لاریجانی شروع به کار خود را به اتمام کار دادگاه متهمان به اصطلاح «انقلاب مخملی» در دوره آقای شاهرودی منوط کرده و گفته است که اگر قرار باشد در زمان مسئولیت او دادگاه ادامه یابد، متهمان را آزاد خواهد کرد.

بنا به همین گزارش، نظر خاص آقای لاریجانی در مورد ادامه کار دادستان عمومی و انقلاب تهران، عامل دیگر تاخیر در مراسم معارفه و تودیع قوه قضاییه بوده است.

اخبار رسمی حکایت از آن دارد که این مراسم در روز دوشنبه برگزار خواهد شد، اما اگر علل نخستین تاخیر در برگزاری این مراسم تا روز دوشنبه نیز پابرجا بمانند، معارفه آقای لاریجانی باز هم به تاخیر خواهد افتاد.

منبع: سایت فرارو'

+ نوشته شده توسط سعیدسعیدی در شنبه بیست و چهارم مرداد 1388 و ساعت 15:48 | Donbaleh Balatarin