تبليغاتX
مهتاب شب

آقای عباس زارع حقیقی از دراویش سلسله نعمت اللهی گنابادی و خدمه مزار متبرک سلطانی  ظهر امروز بازداشت شد .

به گزارش خبرنگار سایت مجذوبان نور ؛ آقای حقیقی صبح روز شنبه 27 تیرماه از سوی دادستانی شهرستان گناباد احضاریه ای را دریافت کرد که بر اساس آن می بایست ظرف سه روز خود را به دادستانی معرفی نماید و صبح امروزبه  دستور دادستان گناباد حجت الاسلام علی موحدی راد بازداشت شد.

تاکنون خبری از نوع اتهام و دلیل بازداشت آقای حقیقی مخابره نشده اما به گفته برخی اهالی منطقه ، علت بازداشت  این درویش گنابادی ، جریان دفن اموات در مزار سلطانی بیدخت می باشد .

بنابر این گزارش  ، در اسفند ماه 1387 شبکه بهداشت شهرستان گناباد به دستور محرمانه فرمانداری و اداره اطلاعات  ، طی بخشنامه ای ضمن اهانت به مکان متبرکه سلطانی ، دفن اموات در این مکان مقدس را ممنوع اعلام نمود و متعاقب آن حجت الاسلام علی موحدی راد دادستان گناباد ، عباس زارع حقیقی متصدی دفتر تولیت این مکان زیارتی را به اتهام تهدید علیه بهداشت عمومی از طریق دفن اموات در محل ممنوعه تحت پیگرد قضایی قرار داد که منجر به محکومیت قطعی وی به تحمل 4 ماه حبس تعلیقی شد.

از همان زمان تا کنون  کراراً ، نیروهای امنیتی با دفن پیکر مومنین در مزارسلطانی بیدخت مخالفت می کنند که این امر اعتراضات گسترده دراویش و وکلای آنها را در بر داشته است .


امیر اسلامی : بازداشت آقای حقیقی غیرقانونی است

در خبرها آمد که عباس زارع حقیقی از دراویش سلسله نعمت اللهی گنابادی و خدمه مزار سلطانی بیدخت ( مدفن اقطاب و بزرگان این طریقت درویشی ) ظهر روز سه شنبه 30 تیرماه به دستور حجت الاسلام علی موحدی راد ، دادستان شهرستان گناباد ، بازداشت و تاکنون از وضعیت نگهداری و اتهام و دلیل بازداشت وی خبری در دست نیست و تنها برخی منابع غیررسمی علت این امر را دفن اموات در مزار سلطانی عنوان می کنند . آقای حقیقی چندی قبل از سوی دادستان گناباد به اتهام تهدید علیه بهداشت عمومی از طریق دفن اموات در محل ممنوعه تحت پیگرد قضایی قرار گرفت و نهایتاً از سوی دادگاه جزایی به تحمل 4 ماه حبس تعلیقی محکوم شد . در این زمینه گفتگویی داریم با آقای امیر اسلامی ، حقوقدان و وکیل پایه یک دادگستری :

آقای اسلامی ، اتهام و دلیل بازداشت آقای حقیقی را چه می دانید؟

همانگونه که در خبرها نیز منعکس شده تاکنون از نوع اتهام و دلیل بازداشت آقای حقیقی و محل نگهداری و وضعیت سلامتی ایشان اطلاعی در دست نیست . تنها موردی که وجود دارد این است که روز شنبه 27 تیرماه ، احضاریه ای از سوی دادستان گناباد دریافت می نماید . ایشان روز سه شنبه به همراه 2 نفر از دراویش نزد این مقام قضایی حاضر می شوند اما پس از مدتی بازجویی به دستور دادستان 48 ساعت تحت نظر قرار می گیرند .

آیا آقای حقیقی تاکنون محکومیت یا سابقه جزایی هم داشته اند که مرتبط با بازداشت اخیر ایشان باشد ؟

در اسفند ماه 1387 شبکه بهداشت شهرستان گناباد به دستور محرمانه فرمانداری و اداره اطلاعات  ، طی بخشنامه ای ضمن اهانت به مکان متبرکه سلطانی ، دفن اموات در این مکان مقدس را ممنوع اعلام نمود و متعاقب آن حجت الاسلام علی موحدی راد دادستان گناباد ، عباس زارع حقیقی  خدمه این مکان زیارتی را به اتهام تهدید علیه بهداشت عمومی از طریق دفن اموات در محل ممنوعه تحت پیگرد قضایی قرار داد که منجر به محکومیت قطعی وی به تحمل 4 ماه حبس تعلیقی شد. از همان زمان تا کنون  کراراً ، نیروهای امنیتی با دفن پیکر مومنین در مزار مخالفت می کنند که این امر اعتراضات گسترده دراویش و وکلای آنها را در بر داشته است . این مسأله نمی تواند مستمسک و بهانه بازداشت اخیر آقای حقیقی و مرتبط دانستن آن با محکومیت سابق ایشان داشته باشد .

یعنی دادستان گناباد نمی تواند قانوناًٌ حکم 4 ماه زندان تعلیقی آقای حقیقی را به اجرا در آورد؟

خیر ، به استناد مواد 25 و 29 قانون مجازات اسلامی ایران ،‌ در کلیه محکومیتهای تعزیری حاکم می تواند اجرای تمام یا قسمتی از مجازات را از 2 تا 5 سال معلق نماید و دادگاه با توجه به اوضاع و احوال محکوم علیه و محتویات پرونده می تواند اجرای دستوراتی را در مدت تعلیق از محکوم علیه بخواهد و اگر مجرمی که مجازات او معلق شده در مدت تعلیق بدون عذر موجه از دستور دادگاه تبعیت ننماید برحسب درخواست دادستان پس از ثبوت مورد در دادگاه صادرکننده حکم تعلیق ،‌ برای بار اول به مدت تعلیق مجازات او یکسال تا دو سال افزوده می شود و برای بار دوم حکم تعلیق لغو و مجازات معلق به اجرا گذاشته خواهد شد . هرچند ما مغایرت بین حکم صادره علیه آقای حقیقی با موازین شرعی و قانونی را بارها اعلام کرده ایم ولی ملاحظه می فرمایید که در شرایط کنونی ،‌ دادستان گناباد نمی تواند حکم حبس تعلیقی این درویش گنابادی را به اجرا در آورد چراکه عدم تبعیت از دستورات دادگاه که همان دفن اموات در محل ممنوعه باشد می بایست به اثبات برسد و پس از یکبار افزایش مدت تعلیق ، حکم زندان به اجرا گذاشته خواهد شد ولی تاکنون این مسیر قانونی طی نشده است .

بنابراین شما معتقدید که بر اساس اصول محاکمات جزایی ایران ،‌ بازداشت آقای حقیقی از سوی دادستان گناباد به دلیل دفن اموات در مزار سلطانی بیدخت غیرقانونی است ؟

بله  ، دادستان گناباد تحت هیچ شرایطی نمی تواند آقای حقیقی را به این عنوان در بازداشت نگهدارد و اگر آقای حقیقی مرتکب جرم جدیدی شده اند می بایست احضاریه ای قانونی با ذکر اتهام به ایشان ابلاغ می شد تا امکان تدارک دفاع به منظور حضور نزد مقام قضایی فراهم باشد . اما هیچ یک از این حقوق دفاعی متهم برای آقای حقیقی منظور نشده است که ما هم به موقع نسبت به اعلام و گزارش تخلفات دادستان گناباد به مقامات دادسرای انتظامی قضات و  دادسرای کارکنان دولت اقدام خواهیم کرد .


بازداشت همسر وفرزندان مرحوم پایاب در شهرستان گناباد چاپ ارسال به دوست

همسر ، دو فرزند و یکی از بستگان مرحوم حسین پایاب از دراویش سلسله نعمت اللهی گنابادی صبح امروز به دستور دادستان گناباد بازداشت شدند .

 به گزارش خبرنگار سایت مجذوبان نور صبح دیروز مامورین کلانتری بیدخت به دستور دادستان گناباد به  منزل مرحوم پایاب که در روز یکشنبه 28 تیر ماه در مزار سلطانی دفن شد مراجعه و آنها را به دادستانی گناباد احضار می کنند

خانم هاجر  طاهری (همسر مرحوم) و آقایان حمید و علی پایاب (فرزندان مرحوم ) و آقای عزیز الله صفری از بستگان متوفی، صبح امروز چهارشنبه 31 تیر ماه 1388 نزد حجت الاسلام علی موحدی راد دادستان گناباد حاضر که پس از بازجویی پیرامون دفن مرحوم پایاب در مزار سلطانی به دستور دادستان بازداشت میشوند.

گزارش های دریافتی حاکی از آن است که خانم طاهری به دلیل کهولت سن و بیماری قلبی در وضعیت نابسامان جسمی قرار دارد و هم اکنون در محل دادستانی گناباد نگهداری می شود

+ نوشته شده توسط سعیدسعیدی در چهارشنبه سی و یکم تیر 1388 و ساعت 23:31 | Donbaleh Balatarin


 
 محسنی اژه‌ای وزیر اطلاعات کابینه احمدی‌نژاد: همه آزاد شده‌اند، فقط آشوبگران مانده‌اند

کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس شورای‌اسلامی پس از دیدار با محسنی اژه‌ای، وزیر اطلاعات دولت نهم، خواستار پخش اعترافاتی شد که از دستگیرشدگان ناآرامی‌های اخیر گرفته شده است.

 

در حالی که نهادهای مدافع حقوق بشر، آیت‌الله منتظری، میرحسین موسوی، مهدی کروبی و بسیاری دیگر از چهره‌های سرشناس ایرانی اعترافات گرفته شده در زیر شکنجه را بی‌اعتبار دانسته‌اند، زهره الهیان، عضو هیئت رئیسه کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس شورای اسلامی، اعلام کرد که اعترافات دستگیرشدگان از سیمای جمهوری اسلامی پخش خواهد شد. اکبر هاشمی رفسنجانی، رئیس مجلس خبرگان و مجمع تشخیص مصلحت نظام، در نماز جمعه هفته گذشته خواستار آزادی همه دستگیرشدگان شده بود.

 

وزیر اطلاعات: همه آزاد شده‌اند، غیر از عوامل آشوب

 

به گفته زهره الهیان، اعضای هیئت مدیره کمیسیون امنیت ملی، در دیدار دیروز خود با غلامحسین محسنی اژه‌ای، وزیر اطلاعات جمهوری اسلامی، از وی درباره بازداشت شدگان وقایع اخیر توضیح خواستند. وی افزود: «وزیر اطلاعات اعلام کرد که همه بازداشت شدگان وقایع اخیر آزاد شده‌اند و تنها عوامل اصلی آشوب‌ها جهت بازجویی بیشتر، تشکیل پرونده و طی مراحل قانونی در اختیار وزارت اطلاعات هستند».

 

خبرگزاری کار ایران (ایلنا) به نقل از زهره الهیان نوشت: «اعترافات بازداشت شدگان طی روزهای آینده و در زمان‌های مناسب از طریق رسانه‌ملی به آگاهی مردم خواهد رسید. ما امیدواریم که در صورت آگاهی دادن به مردم، قادر به جدا کردن حساب اغتشاش‌گران از مردم باشیم».

 

یک نمونه از اعتراف‌ها

 

غلامحسین محسنی اژه‌ای، وزیر اطلاعات جمهوری اسلامی ایران، چند روز پیش جزئیات یک نمونه از اعترافات کسب شده را به آگاهی همگان رساند. وی گفت که محمد ابطحی، مشاور محمد خاتمی در دوران ریاست جمهوری وی، در بازداشت اعتراف کرده که با کمک  فنی اسرائيلی‌ها پنج قبضه کلت کمری، کلاشینکف و تعدادی نارنجک دستی از طریق ایمیل وارد ایران کرده است!

 

محمد علی ابطحی که جزو نخستین دستگیرشدگان پس از انتخابات ۲۲ خرداد است، در دوران مبارزات انتخاباتی، به عنوان مشاور مهدی کروبی از وی حمایت می‌کرد.

 

اعتراض دیده‌بان حقوق بشر

 

وزارت اطلاعات، سیمای جمهوری اسلامی و کمیسیون امنیت ملی مجلس، در شرایطی خود را برای پخش اعتراف‌ها آماده می‌کنند که سازمان دیده‌بان حقوق بشر دیروز (۲۱ ژوئیه) در بیانیه‌ای مفصل، به این اقدام اعتراض کرده است.

 

جو استورک، معاون بخش خاورمیانه و شمال آفریقای دیده‌بان حقوق بشر، دیروز گفت: «وزیر اطلاعات درباره پخش اعترافات کسانی صحبت می‌کند که هفته‌ها بدون دسترسی داشتن به وکلای خود در زندان بوده‌اند. اظهارات وزیر، نگرانی و هراس ما را از این که چنین اعترافاتی تحت فشار اخذ شده باشد مورد تاکید قرار می‌دهد».

 

در بیانیه دیده‌بان حقوق بشر آمده است: «برخی از رهبران اصلاح‌طلب، مثل مصطفی تاج‌زاده، بهزاد نبوی و حمزه غالبی از یک ماه پیش در پی دستگیری‌شان هیچ تماسی با خانواده‌های خود نداشته‌اند. یکی از افرادی که به تازگی از زندان اوین آزاد شده، وضعیت این افراد را بسیار دشوار اعلام کرد».

 

کمپین بین‌المللی حقوق بشر در ایران نیز در بیانیه‌ای خطاب به زندانیان سیاسی سابق خواستار آزادی فوری همه بازداشت شدگان وقایع اخیر شد.

 

آزادی زندانیان غیرامنیتی

 

همزمان با مقدمه‌چینی برای پخش اعترافات تلویزیونی، آیت‌الله خامنه‌ای در پاسخ به نامه هاشمی شاهرودی، رئیس قوه قضائیه، فرمان بخشش گروهی از زندانیان عادی را صادر کرد. مناسبت صدور این فرمان بعثت پیامبر اسلام بود. محکومان به جرائم امنیتی از این فرمان مستثنی شده‌اند. اکثر بازداشت‌شدگان ناآرامی‌های اخیر، به اقدام علیه امنیت کشور متهم شده‌اند.

 

نویسنده: جواد طالعی

تحریریه: بهنام باوندپور


ادامه تظاهرات ساكنين شهرك آپادانا  31 تيرماه ساعت 22 به وقت تهران

ویژه خبرنامه گویا - ساكنين شهرك آپادانا هر شب ساعت 22 به وقت تهران در محوطه جمع مي‌شوند و به سردادن شعار پرداخته و راهپيمايي مي‌كنند. بعد از انتخابات رياست جمهوري و شروع اعتراضات خياباني ساكنين شهرك آپادانا با تاريك شدن هوا در محوطه شهرك آپادانا جمع مي‌شوند و در بين بلوك‌ها شعار سر مي‌‌دهند. از شعارهاي سر داده شده مي‌توان به "مرگ بر ديكتاتور"، "آزادي انديشه از پنجره نميشه" و "يار دبستاني من" و "سهراب ما نمرده اين دولت است كه مرده" و... اشاره كرد.

همراه با راهپيمايي شبانه مردم، فريادهاي الله اكبر هر شب به صورت گسترده محوطه شهرك را پر مي‌كند. اعتراضات ساكنان شهرك آپادانا به حدي‌ست كه نيروهاي امنيتي با مراجعه به منازل تعدادي از ساكنان مذهبي كه پيشتر شناسايي شده‌اند، آنان را مجبور به دادن اطلاعات مربوط به همسايگان‌شان مي‌كنند.



kj

+ نوشته شده توسط سعیدسعیدی در چهارشنبه سی و یکم تیر 1388 و ساعت 23:2 | Donbaleh Balatarin
نامه یکی از کاربران پس از اتهام افکنی غیرمسئولانه یک مقام؛
مجتبی جان! کجا بودی که تیرخورده حتی فریاد نمیکرد؟
مجتبی جان! کجا بودی که شیرمردان 17 ساله تیر می خوردند و فریاد نمی زدند. حالا تو تیر منافع سیاسی و جناحی ات را می اندازی و پشتش فریاد هم می زنی؟! فریاد نشان مردی نیست.
نامه وارده یکی از کاربران پایگاه اینترنتی دکتر محسن رضایی
پس از اتهام افکنی غیرمسئولانه مجتبی ذوالنوری (لینک خبر) :

هنوز دیدن بچه های قدیمی بزرگترین نعمت است برای کسی مثل من. در جریان انتخابات گفتند بچه ها توی سپاه امام علی کنار بیمارستان ابوذر اهواز جمعند. پرسیدم سخنران کیست؟ گفتند حاج آقا ذوالنور. نمی دانم چرا عادت کرده ام این طور مواقع حافظه ام را مرور کنم تا نام کسی را که می شنوم، در آن دیروزهای سخت حادثه جستجو کنم. بچه ها می گویند یا حافظه تو از کار افتاده یا نسل عوض شده چون هرچه میگردی، چیزی از این سخنران های چند سال اخیر پیدا نمی کنی. ولی من باز هم می گردم. بچه ها می گویند با این زیر و رو کردن اسم ها و کارنامه ها، خودت را اذیت می کنی. ولی من عادت کرده ام چهره شیرمردان دیروز و مستمعین امروز را از جلو چشمم بگذرانم. این بار هم گشتم، نبود. ولی گفتم می آیم؛ برای دیدن بچه های قدیمی.

رفتم. چند نفر از بچه ها را دیدم و بغلشان کردم. هم آن یکی را که پولدار بود و هم آن دیگری را که دنبال 600 هزار تومان پول دستی می گشت. یک گوشم هم به سخنران بود که فریاد می زد برای انتخابات و اینکه فقط فلانی باید رأی بیاورد وگرنه اسلام در خطر است. فریاد، فریاد، فریاد. لابلای صحبت هایش بود یا در پایانش، جمله ای گفت که مرا آتش زد؛ "اگر بچه های جنگ بخواهند به خاطر سابقه درخشان فرماندهی جنگ به ... رأی بدهند، از رأی فلانی کم می شود این خطرناک است". دنیا دور سرم چرخید.

سخنران همچنان فریاد می زد. فریاد، فریاد، فریاد. به دیروزها پرتاب شدم. غواصهای 17 ساله در تاریکی شب به رودخانه زده بودند. توی نیزارها دشمن به هر سایه ای، به هر تکانی شلیک می کرد. گلوله ای تن غواص را اگر می شکافت، حتی برای کمک خواستن از خودی ها فریاد نمی زد. خودش به دست خودش دهانش را پر از گل و لای و لجن می کرد؛ مبادا ناخواسته صدایی از گلویش خارج شود. مبادا جان بچه ها به خطر بیافتد. مبادا دشمن ردمان را بگیرد.

در دلم گفتم: مجتبی جان! کجا بودی که شیرمردان 17 ساله تیر می خوردند و فریاد نمی زدند. حالا تو تیر منافع سیاسی و جناحی ات را می اندازی و پشتش فریاد هم می زنی؟! فریاد نشان مردی نیست. آن هم در همایش هایی که حاضرانش نه برای شنیدن صحبت های دنیایی اهل سیاست و حزب بازی بلکه برای دیدن بچه های قدیمی آمده اند. درست است که نسل عوض شده ولی با خودت فکر کن اگر حتی یکی از آن "غواص های اروند عرفان و معرفت" در مجلس تو حضور داشته باشد، با فریادهای تو یاد چه چیز می افتد؟ مطمئناً یاد آن غواص شهید نمی افتد.

منبع: اختصاصی
+ نوشته شده توسط سعیدسعیدی در چهارشنبه سی و یکم تیر 1388 و ساعت 22:57 | Donbaleh Balatarin

یک نوجوان۱۷ ساله دیگر به نام میثم عبادی در ۲۳ خرداد به ضربه گلوله کشته شده است.

خانواده میثم عبادی از کشته شدن فرزند خود در روز ۲۳ خرداد در فلکه صادقیه تهران خبر دادند.میثم عبادی فرزند عسگر در حالی‌ که از محل کار خود از یک فرش فروشی به خانه بر میگشته در فلکه صادقیه از ناحیه شکم مورد اصابت گلوله قرار گرفته و به علت خونریزی بسیار زیاد در خیابان جان باخته است.پیکر این نوجوان ۱۷ ساله بعداز طی‌ مراحل قانونی در بهشت زهرا دفن شده است


فتوایی تازه علیه رئیس‌جمهور تقلبی و انتخابات کودتایی

آیت‌الله بیات: تنفیذ رهبری برای کسی که با تقلب روی کار آمده، مشروعیت نمی‌آورد

آیت‌الله بیات زنجانی، از مراجع تقلید مخالف کودتا، با صدور فتوای مهمی که در پاسخ به سؤال یکی از مقلدانش صادر شده است، تصریح کرد که تنفیذ رهبری برای رئیس‌جمهور برآمده از انتخابات تقلبی، مشروعیت نمی‌آورد.


به گزارش «موج سبز آزادی» در این فتوا آمده است: اگر کسی اطمینان پیدا کند که فرد مزبور، از راههای نامشروع و بر اساس تقلب روی کار آمده، تنفیذ رهبری و نیز انجام مراسم تحلیف چونکه تمام العلة برای مشروعیت نیستند و این دو زمانی نافذند که شخص بر اساس رای سالم به این مقام دست یافته باشد، مشروعیت آور نیستند.


آیت‌الله بیات همچنین در ادامه‌ی فتوای خود تصریح کرده است: در فرض مذکور از باب نهی از منکر و امر به معروف از هر وسیله ممکن می توان در معرفی نامشروعیت فرد مزبور، استفاده کرد.


«موج سبز آزادی» متن کامل این استفتا و پاسخ آیت‌الله بیات به آن را عینا و بدون ویرایش از سایت این مرجع تقلید نقل می‌کند:


بسمه تعالی حضرت ایت الله العظمی جناب آقای بیات زنجانی (دامه عزه) با عرض سلام و تقدیم احترام سوالات خود را در سه بخش به استحضار حضرتعالی می رسانم و در صورت صلاحدید به اینجانب پاسخ دهید. با توجه به اعلام عدم مشروعیت سیاسی دولت دهم از سوی نامزدهای دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری و تعدادی دیگر از شخصیت های سیاسی کشور و هم چنین عدم مشوعیت شرعی دولت دهم از سوی برخی از مراجع بزرگوار تقلید و فعالان دینی عنوان شده است . در صورتی تنفیذ حکم ریاست جمهوری دولت دهم در 12 مرداد 1388 برگزار شود و ریس جمهوری توسط مقام رهبری حکم تنفیذ خود را دریافت دارد و در مجلس شورای اسلامی مراسم تحلیف و سوگند را اجرا نمایند. 1- آیا با حکم تنفیذ که توسط مقام رهبری صورت می یرد دولت دهم و ریس جمهور مشروعیت خود را باز پس می گیرد؟ 2- در صورتی که بعد انجام مراسم تنفیذ و تحلیف کماکان دولت دهم و ریس جمهور آن مشروعیت سیاسی و شرعی ندارد آیا پرداخت قبوض آب و برق و گاز و مالیات و هر گونه وجوه دیگر که باید از طرف ملت به دولت پرداخت شود پرداخت ان کما کان جایز است و وظیفه ملت است که در هر شرایطی وجوه قبوض مصرفی را پرداخت نمایند و یا اینکه از مصرف کردن خودداری کنند؟ 3- در صورت عدم مشروعیت ریس جمهور و دولت دهم ایا همکاری کردن با دولت دهم در سطوحی حرام است و یا اینکه به علت نیاز باید از روی ناچاری با آن همکاری نمود.ج - 23/04/1388

جواب: مشروعیت و یا عدم مشروعیت دولت از طرق زیر امکان پذیر است: الف) شورای نگهبان که در قانون اساسی مقام رسمی برای اعلام صحت و یا عدم اعلام صحت انتخابات، بویژه انتخابات ریاست جمهوری شناخته شده است. ب)مجلس شورای اسلامی که بر اساس قانون اساسی بررسی صلاحیت و عدم صلاحیت(عدم کفایت سیاسی-اجرائی) رئیس جمهور را بر عهده دارد. ج)اینکه یک فرد علم وجدانی پیدا کند که فرد به ظاهر منتخب، شرایط لازم مشروعیت را ندارد و برای مثال از راههای نامشروع که برای فرد به اثبات رسیده است متصدی امر شده؛ بنابراین صرف اعلام نامزدهای انتخاباتی، برای اعلام عدم مشروعیت کافی نیست مگر اینکه از قول آنان، اطمینان به دست آید. روی این فرض اگر کسی اطمینان پیدا کند که فرد مزبور، از راههای نامشروع و بر اساس تقلب روی کار آمده، تنفیذ رهبری و نیز انجام مراسم تحلیف چونکه تمام العلة برای مشروعیت نیستند و این دو زمانی نافذند که شخص بر اساس رای سالم به این مقام دست یافته باشد، مشروعیت آور نیستند و در فرض مذکور از باب نهی از منکر و امر به معروف از هر وسیله ممکن می توان در معرفی نامشروعیت فرد مزبور، استفاده کرد. در این مورد اگر عدم همکاری در برکناری فرد نامشروع و یا لااقل در کم کردن تصمیمات غیر قانونی او اثرگذار باشد، از باب نهی از منکر لازم است. در پاسخ به سئوال سوم نیز باید توضیح داد که اگر شخص و یا اشخاصی به این نتیجه برسند که رئیس دولت واجد شرایط لازم نیست، این معنا سطوح حوزه ریاست را نا مشروع می سازد ولی دولت و هیات وزیران را نامشروع نمی سازد؛ ولی اگر کسی رئیس دولت و نیز دولت را نامشروع بداند، نمی تواند با آنان کار کند و در صورت همکاری، جزو اعوان ظلمه به شمار می رود مگر آنکه آنقدر اضطرار پیدا کند که ناچار به همکاری شود که در اینصورت مکلف است به حداقل اکتفا کرده و در حد توان موجب تقویت دولت نامشروع نگردد و در حد امکان، برای حل مشکلات افراد صالح از تلاش خویش مضایقه نکند.

 


منبع: http://bayatzanjani.net


+ نوشته شده توسط سعیدسعیدی در چهارشنبه سی و یکم تیر 1388 و ساعت 22:55 | Donbaleh Balatarin

«موج سبز آزادی» همگان را به کمک در جمع‌آوری اطلاعات دعوت می‌کند

اطلاعاتی درباره‌ی سه شهید دیگر جنبش سبز

اطلاعاتی درباره‌ی سه شهید دیگر جنبش سبز به ما رسیده که پس از چند روز نتوانستیم تأیید قطعی آنها را بگیریم. از این رو این اطلاعات را منتشر می‌کنیم و از همگان می‌خواهیم برای تایید این خبرها و جمع‌آوری اطلاعات بیشتر درباره‌ی این سه تن و دیگر شهدای جنبش سبز، ما را یاری کنند.


فضای امنیتی حاکم بر جامعه‌ی ایران مانع از آن می‌شود که منابع خبری بتوانند به راحتی صحت و سقم اخبار را بررسی کنند و درست را از نادرست تشخیص دهند. با این حال گاهی اهمیت بعضی از خبرها به حدی زیاد است که انتشار فوری آنها با همین قید «تأیید نشده» بودن، ضروری می‌شود.


بر اساس اطلاعاتی که به «موج سبز آزادی» رسیده ولی هنوز تایید نشده است، جوانی به نام «رامین قهرمانی» ساکن محله‌ی شهرآرا پس از حدود 15 روز بازداشت، بلافاصله پس از آزادی در منزل دچار تشنج شده و قبل از رسیدن به بیمارستان، جان باخته است. او به خانواده‌ی خود گفته بوده که در زندان او را از پا آویزان کرده بودند.


گزارش دیگری به ما رسیده که حاکی است جوان هجده ساله‌ای به نام «آرمان استخري‌پور» که در جریان ناآرامی‌های شیراز با ضربه‌ی باتوم مأموران از ناحیه‌ی سر مضروب شده بود، پس از چند روز کما به شهادت رسیده است. علت فوت او مرگ مغزی اعلام شده و طبق گزارش رسیده، حمله مأموران به آرمان در محله‌ی ابيوردی شهر شیراز و در منزل یک پیرزن که این جوان از درگیری‌ها به آنجا پناه برده بوده، رخ داده است.


یک گزارش دیگر از درگذشت یک نوجوان۱۷ ساله به نام میثم عبادی خبر می‌دهد که در روز ۲۳ خرداد به ضرب گلوله‌ی افراد ناشناس کشته شده است. بر اساس این گزارش، میثم عبادی فرزند عسگر در حالی‌ که از محل کار خود از یک فرش‌فروشی به خانه برمی‌گشته، در میدان صادقیه تهران از ناحیه‌ی شکم مورد اصابت گلوله قرار گرفته و به علت خون‌ریزی شدید در خیابان جان باخته است. پیکر این شهید نیز پس از طی‌ مراحل قانونی، در بهشت زهرا دفن شده است.


و در نهایت گزارش دیگری حاکی از آن است که در روز تشییع جنازه‌ی سهراب اعرابی، علاوه بر او 10 کشته‌ی دیگر حوادث اخیر هم تشییع شده‌اند، اما نیروهای امنیتی خانواده‌های این شهدا را تهدید کرده‌اند که خبری در این باره به رسانه‌ها اعلام نکنند.

«موج سبز آزادی» از همگان دعوت می‌کند به جمع‌آوری اطلاعات مربوط به شهدا کمک کنند و به خصوص در مورد سه فرد گفته شده در بالا ، هر اطلاعاتی را که در اختیار دارند و یا می‌توانند کسب کنند، به آدرس ایمیل ما (info@mowjcamp.com) بفرستند.

+ نوشته شده توسط سعیدسعیدی در چهارشنبه سی و یکم تیر 1388 و ساعت 22:7 | Donbaleh Balatarin
مير حسين موسوي :
حزب آسيب پذير است، بايد هويت اجتماعي تشكيل داد

سلام: با دولتی سر و كار داریم كه نخبگان تمایلی برای كار كردن در این دولت ندارند و از سوی دیگر دولت نیز تمایلی برای استفاده از تجربه نخبگان ندارد، این یعنی فقدان كارآمدی و مشروعیت.

نخست وزیر سال‌های نخست انقلاب و كاندیدای دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری صبح امروز در دیدار با گروهی از مدیران رسانه‌ها، اساتید دانشگاه و روزنامه‌نگاران بر ادامه پیگیری مدنی مطالبات تاكید كرد و از همه مردم خواست تا در این راه بر تدبر و تدبیر تكیه كنند.

به گزارش سلام مهندس میر حسین موسوی گفت: در حال تدوین منشوری فراتر از بحث جبهه و گروه سیاسی هستیم و در این منشور راهکارهایی را پیشنهاد کرده‌ایم که تمام ظرفیت‌های مغفول قانون اساسی توان اجرایی شدن پیدا کنند.

نخست وزیر کشورمان در دوران دفاع مقدس پیش از ظهر چهارشنبه در دیدار با جمعی از اهالی برخی از رسانه‌های کشور با اعلام اینکه این منشور ظرف چند روز آینده منتشر خواهد شد، تاکید کرد: می‌خواهیم ظرفیت‌های مغفول قانون اساسی را عملیاتی کنیم.

وی با اشاره به نمادسازی‌ها در جنبش اجتماعی مردم اظهار کرد: ما می‌خواهیم این منشور، وجهی از به هم پیوستگی مردم باشد و مشخص باشد که اینها به جنبش سبز پیوسته‌اند. ما به دنبال شعاری هستیم که بتواند پیوستگی مردم را بیشتر کند و مورد استفاده‌ی مردم قرار بگیرد.

موسوی خاطرنشان کرد: فضایی که می‌خواهیم منشور را در آن منتشر کنیم فضایی است که حتی شخصی مثل آقای هاشمی را هم تحمل نمی‌کند. وقتی در بخش‌هایی از حاکمیت امثال آقای هاشمی هم تحمل نشوند جامعه لاجرم به سمت نظامی‌تر شدن و امنیتی‌تر شدن پیش خواهد رفت که هیچ‌کس از این مساله استقبال نخواهد کرد.

عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام همچنین تصریح کرد: ما و کسانی که متعلق به این جنبش هستند باید طوری عمل کنیم که ضمن این‌که ساختارشکنی به مفهوم کسانی که می‌خواهند خارج از قانون اساسی حرکت کنند اتفاق نیفتد، مطالبات مردم لحاظ شود. ما در منشور خود این دغدغه را داریم که هم پیوستگی مردم حفظ شود، هم منافع ملی لحاظ شود و هم به مطالبات مردم پاسخ داده شود.

وی در ادامه سخنان خود با اشاره به تخلفات صورت گرفته در انتخابات اخیر اظهار کرد: این یک ضرورت ملی است که به طور دائم به بحث انتخابات اخیر پرداخته و این مساله زنده نگه داشته شود و این مساله در انبوه وقایع اخبار پس از انتخابات نمیرد و هیچ‌کس فراموش نکند که این دولت در چه فرآیندی شکل گرفته است. با توجه به این‌که مدافعان تقلب تریبون‌هایی نظیر صدا و سیما در اختیار دارند، مطبوعات باید پرداختن به مسایل پیش آمده در این انتخابات را از جمله وظایف خود بدانند.

نخست وزیر کشورمان در دوران دفاع مقدس در ادامه با تاکید بر لزوم توجه به قانون اساسی، تصریح کرد: نیروهای مدافع جامعه باید حامی قانون اساسی باشند؛ چرا که قانون اساسی در خود ظرفیت‌هایی دارد که اگر عملیاتی شود حتی گرایش‌های ساختارشکنانه را هم متقاعد می‌کند.

وی تاکید کرد: اگر از چارچوب قانون اساسی خارج شویم جامعه با یک آنارشی لجام‌گسیخته روبه‌رو خواهد شد که جمع کردن آن غیر قابل پیش‌بینی خواهد بود. بنابراین همه‌ی نیروها باید در چارچوب قانون اساسی حرکت کنند تا خسارت‌های این فضای شبه کودتای تحمیل شده را به حداقل برسانند.

رییس فرهنگستان هنر در بخش دیگری از سخنان خود به حساسیت مردم نسبت به دخالت بیگانگان و تلاش برای گرفتن اعترافات نادرست از بازداشت شدگان اشاره کرد و گفت: اگر از همه بازداشت‌شدگان هم اعتراف بگیرند باز هم افکار عمومی اینها را قبول نمی‌کند؛ چرا که مردم در وقایع اخیر حضور داشته‌اند و دیده‌اند که ابعاد این مساله چقدر بوده است. شعارها و رفتارهای مردم نشان می‌دهد که اگر برخی افراد بخواهند ترفندهایی برای اتصال جنبش سبز مردم به بیگانگان به کار ببندند بیهوده خواهد بود.

وی با اشاره به سفرهای تبلیغاتی خود در ایام پیش از انتخابات اخیر، عنوان کرد: در این سفرها متوجه شدم که مردم چقدر به هویت ایرانی خود اهمیت می‌دهند و در استان‌های مختلف کشور، مردم عرق زیادی بر روی ایرانی بودن خود دارند.

موسوی افزود: دولت پشتیبانی آرای مردم و در نتیجه مشروعیت ندارد، بنابراین در عمل ناچار خواهد بود به کشورهای خارجی امتیازاتی بدهد که به نفع کشور ما نخواهد بود. ما باید طوری عمل کنیم که سرمایه‌های عظیم اجتماعی که در انتخابات شرکت کردند بتوانند منسجم باشند و شرایط مفیدی برای آنها به وجود بیاید.

بر اساس این گزارش، مهندس موسوی در بخش دیگر سخنان خود به فعالیت رسانه‌های مجازی اشاره کرد و گفت: رسانه‌های مجازی تاثیر به‌سزایی در اطلاع رسانی داشتند و این ارتباطات باید تقویت شود و باید فضاسازی لازم در این زمینه صورت گیرد و رسانه‌های مکتوب و خبرگزاری‌ها هم باید مردم را به استفاده از این رسانه‌های مجازی تشویق کنند. یکی از نقاط قوت این فضاهای مجازی این است که اعمال سانسور بر روی آنها دشوارتر است.

نخست وزیر کشورمان در دوران دفاع مقدس در پایان، به مساله بازداشت شدگان روزهای پس از انتخابات اشاره و تاکید کرد: تا وقتی که آخرین نفر از زندانیان روزهای پس از انتخابات آزاد نشود، پرونده‌ی این انتخابات باز خواهد بود، مضافا این‌که مشروعیت این دولت نیز زیر سوال خواهد بود.

موسوي با بيان اينكه قانون اساسی ایران این پتانسیل را دارد كه مردم از هر گروه و طیفی بتوانند دور آن حلقه بزنند و مطالبات خود را پیگیری كنند، تصریح كرد:«در آینده باید ذیل شعارهایی جمع شد كه بتوانند اجماع عمومی را ایجاد كنند. نماد سبز در ماه‌های گذشته نشان داد كه می‌توان افراد بسیاری را با گرایش‌ها و منافع مختلف در كنار یكدیگر قرار داد، به نحوی كه همه آنها بر سر حداقل‌هایی به توافق برسند. چنین چیزی باید مبنای شعارهای آینده باشد و برقرای اجماع بدون شك یكی از اهداف اصلی است.»

وی ادامه داد:«از همین منظر باید به قانون اساسی توجه كرد؛ یعنی آن را مانند نماد سبز در سر لوحه پیگیری مطالبات آینده قرار داد چون خاصیت ایجاد اجماع میان اقشار مختلف اجتماع را دارد.»

 موسوی با اشاره به این كه باید چارچوبی را برای برچیدن حصارها طراحی كرد، خاطر نشان کرد:«ما در انتخابات قدرت همگانی را تجربه كردیم؛ قدرتی كه می‌تواند هیچ قید و بندی نداشته باشد، برای همین می‌خواهیم با یك مركزیت كوچك سیاسی متشكل از برخی چهره‌های سیاسی زمینه تولد یك هویت بزرگ اجتماعی را ایجاد كنیم. به عبارتی جایگزینی هویت اجتماعی به جای یك هویت سازمانی در چشم‌انداز آینده وجود دارد و در این مسیر استفاده از اجماع قانون اساسی بسیار كارساز است.»

نخست‌وزیر دوران امام‌خمینی(ره) ادامه داد:«اگر به این شكل عمل شود، ضریب آسیب‌پذیری نیز كاهش می‌یابد. تجربه نشان داده است كه احزاب در ایران آسیب‌پذیر هستند اما اگر هویت اجتماعی شكل گیرد، نمی‌توان آن را از حركت بازداشت، چون زندگی در هر نقطه‌ای از ان كه قطع شود بقیه اجزا به زندگی خود ادامه می‌دهند؛ یعنی اگر در این حركت ملی 10 نفر نیز كنار زده شوند باز هم این جریان می‌تواند حركت كند. جالب اینجا است كه قانون اساسی نیز این به هویت‌سازی اجتماعی تاكید كرده است.»

موسوی در ادامه سخنانش با اشاره به این كه اصل مردم هستند، یادآور شد:«قدرت همیشه میل به مطلق شدن دارد و تنها تحركات مردمی می‌تواند این میل را مهار بزند. برای همین حضور مردم در شكل‌گیری گفتمان موردنیاز در صدر نیازها قرار دارد، آن هم در وضعی كه این روزها حتی حضور فردی مثل هاشمی رفسنجانی را نیز تحمل نمی‌كنند.»

وی در تحلیل چنین شرایطی كه آستانه تحمل در آن كوتاه شده است، گفت:«در چنین شرایطی آگاهی مردم می‌تواند سرنوشت‌ساز باشد. باید مردم را آگاه و پیرامون گفتمانی رو به كمال نگه داشت تا مشكلات در آینده رشد شدیدی نداشته باشند.»

موسوي ادامه داد:«این رویكرد در حال حاضر بیش از هر زمان دیگری موردنیاز است، چون از این پس با دولتی سر و كار داریم كه نخبگان تمایلی برای كار كردن در این دولت ندارند و از سوی دیگر دولت نیز تمایلی برای استفاده از تجربه نخبگان ندارد، این یعنی فقدان كارآمدی و مشروعیت كه هم می‌تواند مشكلات داخلی را افزایش دهد و هم زمینه رشد مشكلات خارجی را دامن بزند.»

وي تصریح كرد:«در این شرایط تحركات نمایشی دولت نیز نمی‌تواند جوابگوی حل مشكلات باشد و بدون شك پیامد فعالیت‌های دولت بخش‌های زیادی از نظام را در تیررس اتهامات قرار می‌دهد. برای همین تنها شانسی كه برای برون رفت از این بحران وجود دارد اهمیت دادن به علاقه مردم است؛ علاقه‌ای كه با جمع شدن حس اعتراض‌های مدنی در كنار تدبر می‌تواند زمینه شكوفایی سیاست را در آینده مهیا كند.»

نخست‌وزیر سال‌های نخست انقلاب با اشاره به این كه آینده پر از نشاط سیاسی خواهد بود، گفت:«راه برون‌رفت از بحران‌های موجود بازگشت به خواست واقعی مردم است.»

گفتني است  در ابتدای این جلسه، حاضران دیدگاه‌های خود درباره وضعیت سیاسی حال حاضر كشور بیان و راه‌كارهای پیشنهادی برای برون‌رفت از این بحران را ابراز كردند.




درگیری لفظی در هیات وزیران
خبرنگار آینده گزارش داد در جلسه امروز هیات وزیران بین برخی از وزرا و دکتر احمدی نژاد درگیری لفظی رخ داد.
بنابراین گزارش ، در جلسه امروز هیات دولت ، اصرار احمدی نِژاد بر معاونت اولی مشایی با وجود دستور کتبی رهبرانقلاب موجب درگیری لفظی وی با حسین صفار هرندی شده و وزیر ارشاد جلسه هیات دولت را ترک کرده است.
در ادامه این جلسه دکتر احمدی نژاد به انتقاد از دخالت برخی مقامات در کار انتصاب اعضای دولت پرداخته که این اظهارات با واکنش تعدادی از وزرا مواجه شده و وزیر اطلاعات و وزیر کار نیز در اعتراض از جلسه هیات وزیران خارج می شوند.
گفتنی است عصر روز گذشته نیز بنابر خواست احمدی نژاد وی مصاحبه ای با واحد مرکزی خبر انجام داده است که در آن بر ابقای مشایی در معاونت اول تاکید کرده است اما بخش عمده این مصاحبه از صداوسیما اجازه پخش نیافته و دفتر ریاست جمهوری راسا اقدام به انتشار آن در مطبوعات و خبرگزاریها کرده است.

بستری شدن یک فعال آذربایجانی در بیمارستان


بهنام شیخی از فعالین مدنی آذربایجانی در اسلامشهر که در بند ۲۰۹ زندان اوین در بازداشت به سر می برد در اثر اعتصاب غذا دچار ناراحتی حاد کلیوی شده و به بیمارستان منتقل شده است.

خانواده بهنام شیخی پس از ملاقات با او در روز یکشنبه ۲٨ تير ۱٣٨٨ می گویند وی ازابتدای مدت زمان بازداشت در اعتراض به ضرب و شتم خود و برادرش در حین دستگیری و نحوه بازداشت بدون حکم جلب، ۱۵ روز در اعتصاب غذا بوده است که به همین دلیل دچار ناراحتی کلیوی شده و مدت ۲ روز در بیمارستان بستری بوده است.ماموران پس از دو روز دوباره وی را به بند ۲۰۹ زندان اوین منتقل کرده اند.

به گفته پیمان شیخی برادر این فعال آذربایجانی، وی در مدت بازداشت دچار کاهش وزن ۱۵ کیلوئی شده و خانواده بشدت نگران وضعیت جسمی وی می باشد .

خانواده شیخی پس از مراجعه به قاضی سبحانی بازپرس شعبه ۲ دادسرای امنیت تهران در مورد اتهام و علت دستگیری این فعال آذربایجانی هیچ پاسخی از وی دریافت نکرده اند و مسئولین قضایی ایران از جوابگویی در مورد اتهام وعلت دستگیری امتناع می کنند.

همچنین محمود اجاقلو دیگر فعال آذربایجانی که به همراه شیخی در روز ۱۹ خرداد دستگیر و اکنون در زندان اوین است روز یکشنبه ۲٨ تير ۱٣٨٨ با خانواده خود ملاقات کرده است.

بازداشت این افراد در رابطه با دیوار نویسی و نوشتن شعاری با مضمون "خواسته آذربایجانیها: اجرای اصل ۱۵ و ۱۹ قانون اساسی" در سطح محلات اسلامشهر در قالب تبلیغات انتخاباتی ستاد انتخاباتی میرحسین موسوی و همچنین در رابطه با چاپ این شعار بر روی اسکناس ها صورت گرفته است.
s
آيت الله مصباح يزدي : انتخاب و مراجعه به آراي مردم از ديدگاه عقيدتي ما هيچگاه مشروعيت‌آور نيست

خبرگزاري سايوك : پايگاه انصار نيوز صبح امروز طي مقاله اي تحليلي به تفسير آراي آيت الله مصباح يزدي در باب شيوه هاي نوين رفتار حكومتي در نظام اسلامي پرداخت و مدل پيشنهادي ايشان را براي برپايي حكومت اصيل اسلامي مورد بررسي قرار داد ، متن كامل اين مقاله را كه با عنوان "اندیشه سياسي و مدل پیشنهادی آيت ‌الله مصباح ‌يزدي برای حکومت اسلامی " به نشر رسيده است در ادامه مي خوانيد :

 آيت‌اللـه محمدتقي مصباح‌يزدي فقط يك عالم ديني يا رئيس يك مركز‌آموزشي، با نام «موسسه آموزشي و پژوهشي امام خميني» نيست، او صاحب و مولد يك گفتمان و نظام سياسي است. اگرچه شايد در محافل، نهادها و مراكز سياسي و حوزوي حاميان اين گفتمان در اقليت باشند و مدافعان تشكيلاتي آن اندك، اما زنده است و سير آن ميرا نيست. اهداف و برنامه‌هاي سازمان تحت نظر آيت‌اللـه كه شاخه‌اي است، فقط به حضور صاحبان اين تفكر در اين نهاد و آن نهاد خلاصه نمي‌شود، بلكه آيت‌اللـه و هوادارانش كلان‌نگر هستند و آراي آنان به عناصر جزئي خلاصه نمي‌شود؛ اگرچه براي مصاديق هم برنامه دارند.

نظام سياسي ايده‌آل آيت‌اللـه محمدتقي مصباح‌يزدي آنچنان با مدل فعلي جمهوري اسلامي ايران همسان نيست؛ البته اشتراكات زيادي هم دارد. آيت‌اللـه سعي مي‌كند بر بستر فعلي سخن گويد و بر اين بستر، بستر آتي را براساس نظرات خود طراحي كند.

جمهوري اسلامي ايران از ابتدا تاكنون براساس نظام ولايت فقيه اداره مي‌شود كه عالي‌ترين مقام حكومتي آن، ولي فقيه (رهبر) است و او از سوي «مجلس خبرگان رهبري» انتخاب مي‌شود. اگرچه از نظر عملي همين مدل پياده شده است و هر هشت سال نمايندگان اين مجلس از ميان كانديداهاي مورد تاييد شوراي نگهبان توسط مردم انتخاب مي‌شوند، اما در حوزه نظر، آراي متفاوتي درباره نظريه ولايت فقيه، نظام ولايت فقيه و مشروعيت آن و ولي فقيه و اختيارات آن ارائه شده است.

آيت‌اللـه محمدتقي مصباح‌يزدي در جايگاه تئوريسين گفتمان نيمه مسلط دهه سوم جمهوري اسلامي ايران، آرايي در اين باب دارد كه آوانگارد است. شايد بتوان به صراحت گفت كه آيت‌اللـه در جايگاه عضو مجلس خبرگان رهبري، صاحب يك گرايش آوانگارد درباره توسعه اختيارات ولي فقيه و قدرت مطلقه او است و نظامي آلترناتيو هم براي نظام كنوني جمهوري اسلامي ايران طراحي كرده است.

در اين ميان ابتدا بايد بستر نظام سياسي ايده‌آل آيت‌اللـه را شناخت و سپس به چارچوب عملي آن پرداخت و مدل را تشريح كرد؛ البته درباره مختصات همه‌جانبه ولي فقيه و مجلس خبرگان رهبري.

كليد نظام نظري و عملي سياسي آيت‌اللـه محمدتقي مصباح‌يزدي در اين كلام نهفته است: «ما در فعاليت‌هايمان فقط «نظام اسلامي» را مي‌خواهيم و بس. هرچيز ديگري كه مي‌خواهيم، يا مقدمه است براي تحقق «نظام اسلامي» يا لوازمش است و اصالت ندارد.»(1) نظام اسلامي مدنظرش «ولايت مطلقه فقيه» است.(2) او درباره حكومت رهبر اين نظام كه «ولي فقيه» است، مي‌گويد: «حكومت ولي فقيه در زمان غيبت امام معصوم(ع) با نصب عام از طرف امام معصوم انجام شده است كه خود وي منصوب خداست (3)... در هر زماني «فقيه اصلح» براي اداره جامعه اسلامي از سوي امام زمان(ع) منصوب شده است(4)» آيت‌اللـه تفاوتي ميان نصب امامان معصوم با نصب ولي فقيه مي‌گذارد: «معصومان (ع) به صورت معين نصب شده‌اند، ولي نصب فقها عام بوده و در هر زماني برخي آنها مأذون به حكومت هستند.»(5)

بر اين اساس او، با ابراز خرسندي از انتخاب غيرمستقيم رهبري، معتقد است: «فقهاي عضو خبرگان، كمتر تحت تاثير تبليغات و جوسازي‌ها واقع مي‌شوند و در نتيجه در جو آرام و مطلوبي ولي فقيه را كشف و به مردم معرفي مي‌كنند.»(6) چرا كه آيت‌اللـه بر اين باور است كه خبرگان رهبري، رهبري منصوب شده از سوي امام زمان را «كشف» مي‌كند و انتخابي وجود ندارد.

از اين‌رو، به «مشروعيت مردمي» نه‌تنها معتقد نيست، بلكه «مقبوليت» را نيز از آن مردم نمي‌داند؛ فقط معتقد است كه مردم به ولي فقيه «عينيت» مي‌بخشند: «مردم هيچ مشروعيتي به حكومت فقيه نمي‌دهند، راي و رضايت آنان باعث به وجود آمدن آن مي‌شود... با اين تحليل، انتخابات زمينه‌اي براي كشف رهبري مي‌شود، نه اينكه به او مشروعيت ببخشد(7)... مردم اصلا حق حاكميتي از خودشان ندارند تا به كسي اعطا كنند (8)... حاكم را بايد خدا تعيين كند و مشروعيت حكومت از طرف اوست. مردمي كه اختيار خود را ندارند، چگونه مي‌توانند اختيار خلق خدا را به دست كسي بدهند؟!(9)»

بدين‌سان، مهم‌ترين كار ويژه مجلس خبرگان رهبري از منظر آيت‌اللـه براي جلوگيري از اختلاف پس از انتخاب رهبري است؛ چرا كه پيش از اين خود به خود رهبر از سوي امام زمان نصب شده است: «تشكيل مجلس خبرگان مبتني بر نظريه انتصاب است... و خبرگان براي اينكه اختلافي پيش نيايد انتخاب مي‌شوند. (10)... [همچنين] ارزش مراجعه به آراي عمومي كمتر از راي خبرگان است... (11) و انتخاب غيرمستقيم بيشتر قابل اطمينان است.(12)»

مصباح‌يزدي معتقد است كه «در نظام سياسي اسلام حجيت كلام رهبر به راي مردم نيست و اعتبار و مشروعيت نظام و رهبر برگرفته و ناشي از راي خبرگان نمي‌باشد، زيرا خبرگان مقام ولايت را به رهبر اعطا نمي‌كنند. وظيفه خبرگان فقط تشخيص مصداق رهبري الهي است كه شرايط آن را ائمه اطهار بيان كرده‌اند. خبرگان موظفند كسي را كه امام معصوم براي ولايت و رهبري شايسته مي‌داند، به مردم معرفي ‌كنند... بنابراين اعتبار رهبري به سبب صلاحيت‌هاي او و نصب الهي است. بايد افزود: ديگر امور و مناصب با واسطه حجيت رهبر اعتبار پيدا مي‌كند.(13)»

آيت‌اللـه با توجه به اين نظر، «انتخاب» را داراي دو فايده مي‌انگارد و راي منفي مردم را باعث ابطال نظام اسلامي نمي‌داند: «انتخاب و مراجعه به آراي مردم از ديدگاه عقيدتي ما هيچگاه مشروعيت‌آور نيست، تا با منفي شدن آراي عمومي، مشروعيت نظام باطل گردد... انتخابات از نظر ما دو فايده دارد؛ يكي اينكه با برگزاري آن و توجه به آراي مردم، آنها خود را در ايجاد حكومت ديني سهيم خواهند دانست و در نتيجه بيشتر و بهتر در حمايت از نظامي كه به دست خودشان تحقق يافته، مي‌كوشند و آنگاه آرمان‌هاي مهم حكومت ديني تحقق مي‌يابد. فايده ديگر اين است كه امام راحل(ره)- بنيانگذار اين نظام الهي – با تاكيد بر اهميت نقش مردم و آراي آنان مخالفان نظام را خلع سلاح كردند، زيرا آنا با تبليغات مسموم خود قصد داشتند، نظام اسلامي را مستبد جلوه دهند، ولي هنگامي كه آراي مردم در اين نظام مورد احترام و اهتمام باشد، حربه مخالفان از كار خواهد افتاد.(14)»

با توجه به اينكه مصباح‌يزدي اينگونه به راي مردم و انتخابات مي‌نگرد، در باب نظام «جمهوري اسلامي ايران» كه اين نام مورد تاكيد بنيانگذار انقلاب بود، مي‌گويد: «نبايد گمان كرد كه «جمهوري» دقيقا شكل خاصي از حكومت است تا نظام فعلي ما- كه جمهوري است- همان شكل را تقليد كند(15)... ممكن است سوال كنيد؛ پس چرا امام فرمود: «جمهوري اسلامي» و نفرمود «اسلام» يا «حكومت اسلامي»؟ انتخاب واژه «جمهوري» براي نفي سلطنت بود... اين رژيم در ادبيات سياسي اسمش «جمهوري» است، اما نه جمهوري‌اي كه در غرب است، «جمهوري دموكراتيك»، جمهوري‌اي كه همه چيزش و اختيارش در دست مردم باشد و تابع آرا و هوس‌هاي ‌مردم باشد؛ نه. جمهوري‌اي كه محتوايش اسلام باشد. پس هدف برقراري اسلام در يك نظام حكومتي است كه امروز وقتي سلطنتي نبود، اسمش «جمهوري» است؛ نه اينكه در كنار اسلام ما يك هدف ديگري به نام جمهوري داشته باشيم اين تفكري است شرك‌آميز...(16)»

 

اختيارات ولي فقيه از منظر آيت‌اللـه

آيت‌اللـه محمدتقي مصباح‌يزدي در باب اختيارات ولي فقيه، معتقد به مطلقه بودن آن در چارچوب احكام اسلامي است و حتي «مصلحت» را نيز نمي‌پذيرد و مي‌گويد:‌ «حكومت ديني كه ما مي‌گوييم معنايش اين نيست كه كسي كه در راس حكومت قرار مي‌گيرد و به نام دين حكومت مي‌كند، هرچه دلش خواست راي بدهد.» (17) او براي رد «مصلحت‌ورزي» توسط حاكم اسلامي به قرآن استناد مي‌كند: «خدا به پيغمبرش مي‌فرمايد: تو براي مصلحت‌انديشي نزديك بود اندكي از پيشنهادهاي كفار را بپذيري.»(18)

اما در محدوده احكام اسلامي، دايره اختيارات ولي فقيه را وسيع مي‌بيند و معتقد است: «فقيه واجد شرايط [ولي فقيه] اختيار جان و مال مسلمان‌ها را دارد. (19)» آيت‌اللـه در اين راستا، با اشاره به «عملكرد امام خميني» و استناد به آن مي‌گويد: ‌«اختيارات ولي فقيه فراتر از آن چيزي است كه در قانون اساسي آمده است. (20)» او به صراحت اعلام مي‌كند: «آنچه امام(ره) در طول زندگي‌شان و امامت‌شان و رهبري‌شان عمل فرمودند، تقيد به قانون اساسي نبود.(21)» مصباح اعتبار قانون اساسي و تمامي قوانين را هم به تنفيذ و تاييد ولي فقيه مي‌داند: «به نظر ما تمام مقرراتي كه در كشور اسلامي اجرا مي‌شود، همه اعتبارش به امر ولايت فقيه و امضاي اوست. اگر بدانيم در جايي در يك مورد راضي نيست، هيچ اعتباري ندارد... اينكه امام قانون اساسي را تصويب كرد؛ اين يعني من دستور مي‌دهم اينگونه عمل كنيد و اعتبار پيدا مي‌كند، چون او امضا كرده است، اگر امضا نكرده بود، هيچ اثري نداشت. حتي اگر تمام مردم هم راي مي‌دادند هيچ اعتبار قانوني و شرعي نداشت، همانطور كه خودش فرمود.»(22)

او «راي دادن» مردم را هم در حوزه اختيارات ولي فقيه قلمداد مي‌كند كه براساس نظر او به مردم واگذار شده است: «ولي فقيه يعني جانشين امام معصوم، يعني كسي كه مي‌خواهد حق را تعيين كند. او گاهي مصلحت مي‌بيند، بگويد شما راي بدهيد... انتخابات رياست‌جمهوري اعتبارش به رضايت اوست [ولي فقيه]، مصلحت ديده كه در اين شرايط مردم راي بدهند(23)... [رئيس‌جمهور هم] اعتبارش به نصب رهبر است(24)»

 

روش مقابله با مخالفان حكومت اسلامي

بدين‌سان، آيت‌اللـه برخورد با مخالفان حكومت اسلامي را پس از تشكيل اين حكومت، اينگونه تجويز مي‌كند: «وقتي حكومت اسلامي صحيح تشكيل شد، مسوول آن حكومت بايد از اين حكومت تا آخرين لحظه دفاع كند. حكومت حقي است، بايد اين حكومت وجود داشته باشد. آن كساني كه مخالفت مي‌كنند؛ آنها آشوبگرند، ضدرژيم‌اند، هيچ رژيمي ضد خودش را تحمل نمي‌كند، حق ندارد تسليم زورگويان بشود. تا كي؟ تا آنجا كه قدرت دارد... پس وقتي حكومت حق تشكيل شد، مادامي كه يار و ياور دارد، رئيس حكومت بايد از نظام دفاع كند. پس از تشكيل حكومت اسلامي صحبت از رفراندوم، راي اكثريت و اين حرف‌ها براي تغيير حكومت اسلامي نيست. چون وقتي حكومت حق و الهي تشكيل شد بايد از آن دفاع كرد كار تا هر جا بكشد... پس بعد از اينكه حكومت اسلامي در اين قطعه از زمين خدا به نام كشور امام زمان(عج) تشكيل شد، هر كس مخالفت با حكومت اسلامي كند، محكوم است و بايد با او مبارزه كرد؛ كم باشند يا زياد.(25)» آيت‌الله مصباح يزدي تعداد مخالفان وموافقان را ملاك نمي‌داند و مي‌گويد: «براي حفظ حكومت كميت ملاك نيست. ملاك اين است كه تعدادي از افراد از امام(ع) يا ولايت فقيه مشروع حمايت كنند كه بتوانند حكومت را حفظ كنند. گاهي ممكن است با 90 درصد و گاهي با 80 درصد و گاهي با 50 يا 40 درصد. او مامور است كه حكومت اسلامي را حفظ كند...(26)»

 

نظام سياسي پيشنهادي آيت‌الله

اگرچه آيت‌الله محمدتقي مصباح‌يزدي، سعي مي‌كند براساس بستر فعلي جمهوري‌اسلامي ايران، نظراتي را ابراز كند كه حكومت فعلي به نظام اسلامي مدنظرش نزديك شود، اما از مدل ايده‌آل خود نيز غافل نمي‌شود و به طور كامل روش انتخاب مسوولان كشوري از يك كارمند جزء تا رهبري نظام را پيشنهاد مي‌كند. از آن رو كه «انتخاب غيرمستقيم» را بهترين روش براي انتصاب يا انتخاب مسوولان كشور مي‌داند، در اين نظام پيشنهادي اين روش از ابتدا تا انتها پيگيري مي‌شود. در مدل ايده‌آل او؛ «حكومت ديني، حكومتي است كه نه تنها همه قوانين و مقررات اجرايي آن برگرفته از احكام دين است، بلكه مجريان آن نيز مستقيما از طرف خدا منصوبند، يا به اذن خاص يا عام منصوب‌شده‌اند، چنين حكومتي «حكومت ديني» ايده‌آل و كمال مطلوب است...(27)»

او پيش از ارائه مدل پيشنهادي خود، به صراحت اعلام مي‌كند: «شايد يك شرايطي پيش بيايد كه ما بايد اصلا نظام پارلماني را عوض كنيم...(28)» سپس «تغيير قانون اساسي» را درتمامي اصول آن جز اصل چهارم، ممكن مي‌داند و اين اتفاق را بديهي تفسير مي‌كند: «در خود قانون اساسي هم پيش‌بيني شده كه مي‌شود تغييراتي داد، اصلاحاتي كرد، پس انتخاب عنوان جمهوري، انتخاب پارلماني، حكومت پارلماني، به شكل پارلمان غربي و... مسائلي بوده كه امام در آن زمان تشخيص داده‌اند... [البته] الان ما وظيفه‌مان اين است كه نظام جمهوري‌اسلامي را به همان ترتيبي كه در قانون اساسي آمده محترم بشماريم. چرا محترم بشماريم؟ براي ما احترامش از اين است كه ولي فقيه كه منصوب از طرف خداست و مشروعيتش از طرف خداست، او دستور مي‌دهد...(29)»

اما مدل آيت‌الله محمدتقي مصباح‌يزدي؛ در اين مدل(30) شهروندان دو دسته‌اند: دسته اول: اقشار و اصناف غيرروحاني و دسته دوم روحانيت.

دسته اول: غير روحانيون

براساس مدل آيت‌اللـه، در ميان افراد غيرروحاني مراحل زير براي شكل‌گيري چارچوب كلي نظام اسلامي پياده مي‌شود:

گام اول: ابتدا در هر ده، شهر و منطقه‌اي، از همه مردم خواسته شود كه از ميان خود افراد عادي را كه مي‌شناسند، معرفي كنند.

گام دوم: افراد منتخب، ساير افراد عادل گمنام را شناسايي كنند.

گام سوم: جمع افراد عادل اين منطقه براساس تخصص‌ها دسته‌بندي شوند و انجمن‌هاي تخصصي را تشكيل ‌دهند كه رده‌بندي اعضاي انجمن‌ها براساس نظر اعضا صورت مي‌گيرد و افراد براساس اين رده‌بندي سمت‌هاي اجرايي شهر را برعهده مي‌گيرند.

گام چهارم: رده يك‌ها به استان‌ها مي‌روند و مسووليت‌هاي استاني را برعهده مي‌گيرند و رده يك‌هاي استاني به مركز كشور مي‌روند.

گام پنجم: رده يك‌هاي در مركز، در نهادهاي كشوري مسووليت مي‌پذيرند و گروهي از آنان مشاور رهبري مي‌شوند كه مسووليت قانونگذاري در بخش تخصصي خود را برعهده مي‌گيرند كه اين قوانين با تنفيذ رهبري قابل اجراست.

 

دسته دوم: روحانيت

همين سلسله مراتب از ده، شهر و مناطق شروع مي‌شود و عدول روحانيون اين مناطق انجمني محلي روحانيت را تشكيل مي‌دهند و در نهايت از ميان آنان دانشمندترين به مركز استان‌ها معرفي مي‌شوند. همچنين مراكز استان خبره و دانشمندترين روحانيون را به مركز معرفي مي‌كنند كه مجلس خبرگان را تشكيل مي‌دهد. مجلس خبرگان از ميان خود با تقواترين، عالم‌ترين و كارآمدترين فرد را به عنوان رهبر كشف مي‌كند. اين مجلس به دو دسته تقسيم مي‌شود.

دسته اول كه در فقه صاحب تخصص و نظر هستند، شوراي افتاء را تشكيل مي‌دهند و بازوي مشورتي رهبر در اعلام فتواي او به حساب مي‌آيند.

دسته دوم كه در قانونگذاري و مسائل كشوري تخصص دارند، شوراي نگهبان را شكل مي‌دهند و بر قوانيني كه توسط شوراي قانونگذاري تصويب مي‌شود، نظارت مي‌كنند تا مخل مباني اسلام نباشد، اين شورا هم بازوي رهبري شمرده شده است.

 

پي‌نوشت‌ها:

1 – هفته‌نامه پرتو سخن (ارگان سياسي موسسه آموزش و پرورش امام‌خميني)، 17 اسفند 79

2 – مصباح‌يزدي، محمدتقي، پرسش‌ها و پاسخ‌ها، ج 1، انتشارات موسسه آموزشي و پژوهشي امام خميني، قم، پاييز 77، صص 60 – 59

3 – همان، ص 16

4 – همان، ج 2، ص 51

5 – همان، ج 1، ص 18

6 – همان، ص 86

7 – همان، ص 25

8 – همان، ج 2، ص 50

9 – نادري، محمدمهدي، در پرتو ولايت، انتشارات موسسه آموزشي و پژوهشي امام خميني، قم، 1382، ص 254

10 – پرسش‌ها و پاسخ‌ها، ج 2، ص 56

11 – همان، ص 59

12 – همان، ج 1، ص 85

13 – همان، ص 88

14 – همان، صص 33 – 32

15 – همان، ص 30

16 – هفته‌نامه پرتو سخن، 17 اسفند 79

17 و 18 – ماهنامه معرفت ارگان تئوريك موسسه آموزشي و پژوهشي امام خميني، مرداد 82، ش 68، صص 12 – 11

19 – هفته‌نامه پرتو سخن، 7 دي 84، ش 310

20 – پرسش‌ها و پاسخ‌ها، ج 1، ص 58

21 – صنعتي، رضا، گفتمان مصباح، مركز اسناد انقلاب‌اسلامي، تهران، تابستان 87، پاورقي ص 577

22 – هفته‌نامه پرتو سخن، 7 دي 84، ش 310

23 – همان

24 – پرسش‌ها و پاسخ‌ها، ج 2، ص 57

25 – هفته‌نامه پرتو سخن، 30 خرداد 80، ش 83

26 – روزنامه ايران، 10 آذر 79

27 – پرسش‌ها و پاسخ‌ها، ج 1، ص 45

28 و 29 – گفتمان مصباح، ص 663

 فريد مدرسي


a
بایکوت احمدی‌نژاد در خبرگزاری حامی دولت
در ادامه بایکوت خبری اظهارات رئیس جمهور درباره مشایی در روزنامه های ایران و وطن امروز، خبرگزاری فارس که به شدت حامی دولت است، مراسم تودیع و معارفه رحیم مشایی را هیچ گونه پوشش خبری ندادند.

به گزارش خبرنگار تابناک، خبرگزاری فارس که یکی از رسانه های اصولگرایان بوده و حامی سرسخت دولت احمدی نژاد است، هیچ گونه خبری درباره مراسم تودیع و معارفه رئیس سازمان میراث فرهنگی منتشر نکرده است.

بنابر این گزارش، رئیس جمهور در مراسم مذکور که عصر امروز برگزار شده، به شدت از مشایی حمایت کرده و آشنایی با اسفندیار رحیم مشایی را موهبت الهی برای وی خوانده است.

گفتنی است، خبرگزاری فارس نه تنها خبری درباره این مراسم منتشر نکرده، بلکه در حدود 40 خبر علیه معاون اول دولت دهم(مشایی) در خروجی خود قرار داده است.

+ نوشته شده توسط سعیدسعیدی در چهارشنبه سی و یکم تیر 1388 و ساعت 21:43 | Donbaleh Balatarin
احمدی نژاد در سخنرانی خود در این مراسم از فعالیتهای رحیم مشایی در سازمان میراث فرهنگی و گردشگری تقدیر کرد و با تجلیل از شخصیت وی تاکید کرد که بیان خدمات مشایی و تقدیر از آن فرصتی مستقل و جداگانه می طلبد.


رئیس جمهور در مراسم تودیع و معارفه معاون خود و رئیس سازمان میراث فرهنگی و گردشگری ضمن تقدیر از فعالیت اسفندیار رحیم مشایی در این سمت گفت : علی‌الظاهر آقای مشایی در جای دیگری خدمت خواهد کرد.

به گزارش مهر، مراسم تودیع اسفندیار رحیم مشایی رئیس سابق سازمان میراث فرهنگی و گردشگری و معاون رئیس جمهور و معارفه حمید بقایی دراین سمت عصر چهارشنبه با حضور رئیس جمهور در محل ریاست جمهوری برگزار شد.

دکتر محمود احمدی نژاد در سخنرانی خود در این مراسم از فعالیتهای رحیم مشایی در سازمان میراث فرهنگی و گردشگری تقدیر کرد و با تجلیل از شخصیت وی تاکید کرد که بیان خدمات مشایی و تقدیر از آن فرصتی مستقل و جداگانه می طلبد.

رئیس جمهور که در پی انتقادات فراوان علما، چهره های سیاسی و نمایندگان مجلس همچنین ابلاغیه دیدگاه رهبر معظم انقلاب در مخالفت با انتصاب رحیم مشایی به سمت معاون اول خود سخنرانی می کرد در این مراسم از ذکر سمت جدید مشایی خودداری کرد و صرفا به بیان این جمله بسنده نمود که : "علی الظاهر آقای مشایی در جای دیگری خدمت خواهند کرد."

طرح احمدی نژاد برای مادام العمر شدن ریاست جمهوری

متن پيام:
سلام: در جلسه انتخاباتي مهمي كه با حضور محمود احمدي نژاد، مجتبي هاشمي ثمره، اسفنديار رحيم مشايي، غلامحسين الهام و برخي نمايندگان مجلس كه مورد اعتماد احمدي نژاد هستند (چون آقا تهراني و اسماعيل كوثري) و چند تن از مسئولان مهم ستاد انتخاباتي محمود احمدي نژاد برگزار شده است، احمدي نژاد از قصد خود براي تغيير قانون اساسي خبر داده و گفته است كه هيچ معنايي ندارد رياست جمهوري در ايران دو دوره اي باشد و همان گونه كه نمايندگي مجلس در ايران نامحدود است، دوران رياست جمهوري هم بايد نامحدود باشد.

در اين جلسه انتخاباتي كه چند روز پيش از استعفاي مجتبي هاشمي ثمره از مقام مشاورت رياست جمهوري برگزار شده است، احمدي نژاد گفته است كه ماموريت همه طرفداران دولت به ويژه نمايندگان مجلس اين است كه زمزمه هاي تغيير قانون اساسي را سر بدهند.
در اين جلسه غلام حسين الهام با طرح مباحث حقوقي و اسماعيل كوثري با طرح مباحث سياسي گفته اند كه در سال آخر رياست جمهوري هاشمي رفسنجاني هم برخي نمايندگان در مجلس نطق كردند و گفتند كه مي بايد شرايط قانوني براي حذف محدوديت دو دوره اي انتخابات رياست جمهوري فراهم شود؛ اما افكار عمومي، احزاب و گروههاي سياسي از اين ايده استقبال نكردند؛ لذا طرح ياد شده در همان ابتدا مسكوت گذاشته شد.

احمدي نژاد پاسخ مي دهد اشتباه آنان اين بود كه طرح شان را پيگيري نكردند و مي بينيد كه تاوان آن را هم پس مي دهند كه انشاالله در دوره دوم تمامي پست هاي سياسي و مراكز مهم مالي را كه در اختيار آنان است، از دست شان خارج مي كنيم و در اختيار خود خواهيم گرفت.
احمدي نژاد مي افزايد: البته آنان در انتخابات شوراي شهر دوم هم همين اشتباه استراتژيك را مرتكب شدند و در واقع با برگزاري آن انتخابات در حالي كه مي توانستند فضا را مديريت كنند، ولي اين كار را نكردند و يك سنگر مهم را از دست دادند و آن سنگر سكوي پرش ما به مراحل بعدي شد و اكنون به جايي رسيده ايم كه آنان ديگر از نظر سياسي مرده اند و كارشان تمام است؛ البته اين سنگر هم سكوي پرش ما به مرحله نهايي خواهد بود.

احمدي نژاد سپس به تجارب سياسي خود اشاره مي كند و مي گويد البته فكر نكنيد به اين راحتي به اينجاها رسيده ايم. كساني كه به ظاهر دوست ما هستند اما در پشت ديوار خانه مان « اشاره به مجلس » مي نشينند و طرح مي دهند كه مثلاً به بهانه تجميع انتخابات طول دوره رياست جمهوري بنده را كم بكنند تا شايد زودتر از دست من خلاص شوند، اما ديديد كه به نتيجه نرسيدند و نمي دانستند كه ما حالا حالا ها در خدمت آنان خواهيم بود. در اين لحظه حضار مي خندند و احمدي نژاد ادامه مي دهد اولين اشتباه در سياست آخرين اشتباه هم خواهد بود. به نظر شما چرا هرچقدر به ما فشار آوردند كه يكي از نزديكترين همراهان حاضر در اين جمع (اشاره به مشايي) را از قطار دولت پياده كنيم، زير بار نرفتيم؟ چون اگر زير بار مي رفتيم داستان ادامه پيدا مي كرد و روياي كساني كه مي خواستند زمستان ٨٧ دولت را از اكثريت بيندازند تحقق پيدا مي كرد و شكست طرح آنان به خاطر ايستادگي ما بود وگرنه معلوم نبود اين دولت الان به چه سرانجامي رسيده بود.

احمدي نژاد مي گويد كساني بودند كه مي خواستند با اختياراتي كه با امضاي ما به دست آورده بودند با اين تصور كه از قدرت فراواني برخوردارند، مسير پرونده هسته اي را عوض كنند؛ ولي ديديد نتوانستند و ناچار صحنه را ترك كردند؛ هر چند اكنون در جاي ديگري مشغول حفر سنگر براي مقابله با دولت اند و برخلاف قول و قرارها، كارهايي مي كنند كه قول داده بودند، انجام ندهند. البته اين اقدامات از ديد ما پنهان نيست و ان را به حسابشان مي گذاريم.
احمدي نژاد به ماجراي كردان اشاره مي كند و مي گويد البته در جاهاي ديگري هم گفته ام و مي گويم من حاضر بودم جناب كردان را در كابينه دهم هم جا بدهم و اگر مجلس استيضاح نكرده بود، قطعاً او اكنون وزير كشور باقي مانده بود؛ چرا كه همه شما مي دانيد من در عزل و نصب مقامات دولت هيچ ملاحظه يي ندارم؛ اما به همان ميزان هم كه از ناحيه خارج حتي آن بالايي ها يا قم به بنده براي عزل و نصب ها توصيه يا فشار وارد شود، من زير بار نمي روم و محترمانه مي گويم "شما يا كاره اي نيستيد كه در اين صورت الزامي به پذيرش راي شما ندارم و اگر هم قانون به شما اجازه عزل و نصب داده است، خوب خودتان از اختيار قانوني تان استفاده كنيد، چرا مي خواهيد بنده مايه بگذارم، در حالي كه به همكارانم اعتماد كامل دارم."

احمدي نژاد مي افزايد: البته به شما بگويم من برخي از اين آدم ها را از عرصه خارج كرده ام، فعلاً با برخي مدارا مي كنم تا موقع مناسب برسد و آنان را غربال خواهم كرد و يك سرندي را با سوراخ هاي ريز درست كرده ام كه آدم ها به اين راحتي ها نتوانند از آن عبور كنند. هركس از اين سرند عبور كرد دوست ما محسوب مي شود ولاغير!

الهام پاسخ مي دهد كه اما تغيير قانون اساسي شرايطي دارد كه ممكن است با مقاومت مجلس مواجه شود. احمدي نژاد مي گويد كه ما بايد از تجارب دوستان مان در آمريكاي لاتين ياد بگيريم. مگر آقاي چاوز نبود كه با مقاومت وصف ناشدني همين تغييرات را در قانون اساسي خودشان اعمال كردند، پس ما هم مي توانيم چنين اقداماتي را انجام دهيم؛ فقط يك شرط دارد و آن هم نترسيدن است.

بر اساس این گزارش، احمدي نژاد به حاضران مي گويد پيروزي ما در انتخابات رياست جمهوري دوره دهم قطعي است و ما اهدافي بسيار فراتر از اين انتخابات داريم كه از جمله آن به دست گرفتن برخي مراكز مالي مهم است؛ چرا كه هيچ دليلي ندارد چنين مراكزي خارج از اختيار دولت باشد.
منبع: سلام


شعار « مرگ بر دیکتاتور» بر در اتاق احمدی نژاد در دانشگاه علم و صنعت، دانشکده عمران 


در يک درگيری در اروميه دو نفر کشته و شماری بازداشت شدند 

 فرماندهی نيروی انتظامی آذربايجان غربی به خبرگزاری فارس گفته است که ساعت هشت ديشب (سه شنبه) دو نفر که او آنها را اعضای يک تيم ضد انقلاب خوانده، در درگيری در شهرک ولی عصر اروميه کشته و يک نفر دستگير شد. اين مسئول نيروی انتظامی افزوده که در پی کشته شدن و دستگيری اعضای اين تيم ، عده ای که او آنها را اراذل و اوباش خوانده، در شهرک ولی عصر اروميه با تحريک چند نفر از «عوامل ضد انقلاب»، اقدام به تخريب اموال عمومی کردند که ۱۵ نفر از «تحریک کنندگان» شناسايی و بازداشت شدند


آیت‌الله علی‌ محمد دستغیب هم به جنبش مقاومت سبز پیوست  


 

يولداش:

آیت‌الله سید علی‌محمد دستغیب، از مراجع بزرگوار تقلید که در شهر شیراز ساکن است، با انتشار پیامی خطاب به هاشمی رفسنجانی، حمایت خود را از سخنان وی و خواسته‌های نامزدهای معترض به نتایج انتخابات، اعلام کرد.

به گزارش «یولداش» به نقل از موج سبز آزادی، آیت‌الله دستغیب در حالی به حمایت از جنبش سبز ضد کودتا برخواسته که اخبار متعدد رسیده حاکی از فشار گسترده حاکمیت بر علمای قم برای جلوگیری از موضع‌گیری ایشان علیه کودتا و یا به نفع حامیان جنبش سبز است.


با این حال، آیت‌الله دستغیب در پیام خود به صراحت از دیگر مراجع تقلید نیز خواسته تا در برابر کودتا به نفع مردم موضع بگیرند و نگذارند شائبه‌ی جدایی مراجع از مردم پیش بیاید.


«موج سبز آزادی» متن کامل پیام این مرجع شجاع را که خطاب به آیت‌الله هاشمی رفسنجانی و در حمایت از بیانات او در نماز جمعه تهران صادر شده، عینا و بی‌هیچ ویرایشی از سایت این مرجع تقلید نقل می‌کند:


بسمه تعالی

قال الله تعالی: (ابلّغکم رسالات ربّی و انا لکم ناصحٌ امین)اعراف68


حضور محترم حضرت آیة الله هاشمی رفسنجانی
رئیس مجلس خبرگان رهبری و تشخیص مصلحت نظام و یار دیرین امام راحل (رحمة الله ) و انقلاب اسلامی ایران


نصایح خیر خواهانه جنابعالی در نماز جمعه تهران در روز بیست و ششم تیر ماه را همه شنیدند و آنچه پیش آمده از نگرانی بسیاری از مردم این سرزمین که همه مسلمان و دوستداران اهل بیت پیغمبر اسلام (صلی الله علیه و آله) هستند بازگو کردید . و رنجش خاطر آن عده کثیر از مردم را تذکر دادید. ما شاهد ضرب و شتم مردم بی دفاع بخصوص دانشگاهیان بودیم. پر کردن زندان ها و باز جوئی های آنچنانی که بر کسی پوشیده نیست.


شما پیشنهادهای خوبی برای التیام نسبی دادید، آزادی همه ی زندانیان ، دلجوئی از آنها و خانواده آنها و اینکه بتوانند آزادانه حرف منطقی خود را بزنند و همچنین رسانه های جمعی قضاوت یکطرفه نداشته باشند.



این جانب عرض می کنم از گذشته تا به امروز مردم پشتیبان فقهاء عدول بوده اند. بکار بردن سلاح سرد و یا احیاناً گرم و زندان برای مقلّدین آقایان و دوستداران اسلام و روحانیت یعنی برگشت از دین و تنها ماندن ،و این نه تنها نفعی ندارد که ضرر هم خواهد داشت و معنی حفظ نظام این نیست و این گونه نمی شود اسلام و انقلاب را حفظ کرد. این قبیل رفتارها دور نمودن مردم از نظام و اسلام است. آمریکا ، روسیه ، چین و هر ابرقدرت دیگری هیچگاه دوست ما نبوده و در آینده هم نخواهند بود . خیر در دوستی و همدلی با مردم است . این جانب آنچه از سخنان حضرت آیة الله هاشمی رفسنجانی شنیدم خیر خواهانه بود . نهیب دادن به ایشان و هتک حرمت ایشان به خاطر سخنان حق جایز نیست .


به هر حال لازم است به خواسته های منطقی دوستداران امام و انقلاب آقایان میرحسین موسوی و حجت الاسلام و مسلمین کروبی و محسن رضایی که عده ی بسیاری به آنها رأی داده اند گوش فرا داد که یقینا با دوستی بسیاری از مردم مواجه خواهیم شد. ضمنا متذکر می شوم تاریخ مسلمین به خصوص شیعه شهادت می دهد که تا به امروز مرجع و ملجأ مردم ،علما و مراجع بوده اند ،لذا قلم و بیان خیرخواهانه و حق طلبانه مراجع و علما ،باید مستمر بر این معنا باشد تا هیچ شائبه ی جدایی مراجع و علما از مردم حاصل نشود.


سید علی محمّد دستغیب

29/4/88


خبر مهم: فشار چندجانبه‌ی علمای قم بر رهبری  


يولداش:

خبرهای رسیده حاکی از آن است که چند تن از علمای برجسته قم به آیت‌الله خامنه‌ای فشار می‌آورند تا به جای ادامه جانبداری از احمدی‌نژاد، اعتراضات مردم و انتقادات علما را بپذیرد و بحران سیاسی موجود را با تدبیر حل کند.

طبق گزارش‌های رسیده، قرار است به زودی آیت‌الله جوادی آملی و آیت‌الله امینی به نمایندگی از طرف جمعی از علما که به درخواست هاشمی رفسنجانی برای پیگیری حل بحران کنونی تشکیل شده‌اند، با آیت‌الله خامنه‌ای دیدار کنند و دیدگاههای آن جمع را به وی منتقل سازند.

در همین حال خبرهای دیگر حاکی است تعداد دیگری از روحانیون بلندپایه نیز به طور جداگانه در جلساتی با رهبری، انتقادات تندی به وی وارد كرده اند. در یكی از این موارد، آیت الله خرازی، عضو برجسته جامعه مدرسین، دیه‌ی خون‌های ریخته شده را به گردن رهبری دانسته است.

همچنین یك منبع موثق نیز خبر داده که در جلسه سه شنبه گذشته هاشمی با رهبری كه فضای تلخی هم بر آن حاکم بوده، رهبری از هاشمی خواسته كه در مراسم تنفیذ شركت كند، اما وی با عصبانیت از پذیرش این درخواست امتناع ورزیده و به دلیل تلخی فضا، رهبر در مورد خطبه‌های نماز جمعه هم بحثی را پیش نكشیده است.


 

+ نوشته شده توسط سعیدسعیدی در چهارشنبه سی و یکم تیر 1388 و ساعت 17:51 | Donbaleh Balatarin
وزارت اطلاعات مشهد

بنا بر خبر دريافتي ,يكشنبه شب 21 تيرماه, درب اصلي ستاد وزرات اطلاعات مشهد مستقر در خيابان اديبات ، توسط افرادي به آتش کشيده شد .
به گزارش خبرنگار آژانس ايران خبر از مشهد ، اين اقدام در حالي صورت ميگيرد که شنبه جاري ، با به قتل رسيدن مهرداد حيدري جريانات متعددي در شهر به وجود آمد شد .
به آتش کشيدن درب اصلي ستاد وزارت اطلاعات در مشهد که همزمان توسط 3 دوربين مدار بسته کنترل ميشد نيروي نظامي مشهد را به همراه وزارت اطلاعات به فکر واداشت که چرا دوربين هاي اصلي کارشده در مقر ستاد به هيچ عنوان کار نکرده و غيرفعال شده اند .
خبرهاي دريافتي از مشهد حاکي است وزارت اطلاعات مشهد با صدور بيانيه اي که نسخه اي از آن به حفاظت اطلاعات مشهد , سپاه پاسداران و نيروي انتظامي ارسال شد هرگونه ارتباط قتل مهرداد حيدري - خبرنگار و نويسنده خراساني را به دولت و افراد دولتي رد کرد و بر لزوم دستگيري قاتل يا قاتلان اين پرونده تاکيد داشت !!
همچنين نيروي انتظامي مشهد که تا روز گذشته با تشکيل تيمي زبده به پيگيري قتل اين روزنامه نگار مشهدي پرداخته بود فعاليت اين تيم را منحل و پيگيري جريان اين قتل را تنها به دادسراي انقلاب مستقر در خيابان کوهسنگي مشهد که مسئوليت آن را يک سرهنگ دوم برعهده دارد واگذاشت .
در پي آتش گرفتن درب اصلي ستاد وزارت اطلاعات مشهد که همه جريانات قتل روزنامه نگار خراساني را به سوي خود جلب کرد , نيروي انتظامي در خيابان هاي اصلي بلوار سجاد - آزادشهر و شهرک غرب مشهد به حالت آماده باش در آمدند.
همچنين خبرهايي ديگر از مشهد حاکي است که دفتر اصلي نشريه نسيم مستقر در خيابان قاضي طباطبائي از سوي مسئول مشهد بسته شد.

نامه دکتر ایرج فاضل وزیر سابق فرهنگ و آموزش عالی و وزیر اسبق بهداشت: از بي‌ادبي كه در حق مردم به ويژه جوانان رشيد و آگاه روا داشته ايد پوزش بخواهيد

دکتر ایرج فاضل رئیس فرهنگستان علوم پزشکی، استاد دانشگاه شهید بهشتی، وزیر سابق فرهنگ و آموزش عالی و وزیر اسبق بهداشت،درمان و آموزش پزشکی این اطلاعیه را روز گذشته صادر کرده و به اوضاع پیش آمده بعد از انتخابات اعتراض خود را اعلام داشته است.
پس از انقلاب به ياد ماندني بهمن ماه 1357ملت ايران و به منظور احياء و پاسداري از حقوق مردم نجيب اين سرزمين قرار شد:

حكومت مردم سالار باشد
ميزان رأي ملت باشد
به كمك مردم، توي دهن دولت‌هاي فاقد مشروعيت زده شود
بند بند قانون اساسي بدون كم و كاست به اجرا درآيد
نيروي انتظامي و نيروهاي مسلح در كنار مردم و حافظ مال و جان آنان باشند
اجتماعات مسالمت آميز جزء حقوق مسلم مردم باشد
روزنامه‌ها و مطبوعات آزادي كامل داشته باشند تا مردم بتوانند از طريق آن آزادانه بر نحوه كار مسئولين انتقاد كنند
صدا و سيما با مردم صادق باشد و به مردم درس راست گوئي و درست انديشي بدهد و بزرگترين دانشگاه باشد
قرار شد........

آيا حقيقتاً چنين شد؟

چرا كار ما به اينجا كشيد كه در كمتر ا ز سه دهه سوگوارانه شاهد ريخته شدن خون جوانان معصوم و بي‌گناهمان باشيم ؟

چرا دانشجويان عزيز و دختران و پسران پاك انديش و نگران ما بايد بي‌دليل مورد حمله وحشيانه قرار گرفته و راهي سياه چالها شوند؟

به كدام دليل ملتي كه هنوز خستگي يك انقلاب بزرگ را به تن دارد بايد اين همه زنداني سياسي داشته باشد؟

چه كساني مسئول اين جفاها در حق اين ملت شريف حق جو هستند؟

و چه راهي براي مردم باقي مانده است تا بتوانند خواست‌هاي مشروع خود را بيان كنند! مگر مردم ايران چه مي‌خواهند؟

آيا شعار دروغ ممنوع از زيباترين و مسالمت آميزترين و خداپسندانه ترين شعارها نيست؟

و حمل اين شعار توسط جوانان پر شور و با كمال و پاكدل ما يك افتخار بزرگ و يك جهش بلند اخلاقي در جامعه‌اي متأثر از انواع بداخلاقي ها بشمار نمي‌رود؟

من به عنوان يك خدمتگزار ناچيز و عاشق مردم اين سرزمين و ايران عزيز و ميليونها نفر مانند من درد و فرياد مان را به كجا ببريم و اين همه كج روي‌ها را در چنين مدتي كوتاه چگونه توجيه كنيم. با توجه به مسائل ايجاد شده به نظر مي‌رسد براي جلب اعتماد عمومي و حل مشكلات موجود ، حكومت بايد صادقانه و با درستي و شفافيت با مردم روبرو شود و از اين همه بيدادگري و گستاخي و بي‌ادبي كه در حق مردم به ويژه جوانان رشيد و آگاه و افتخار آفرين كه صاحبان اصلي اين ديارند انجام شده است پوزش بخواهد و با دلجوئي از خانواده‌هاي محترمي كه عزيزشان را از دست داده‌اند و آزاد كردن بي‌قيد و شرط زندانيان سياسي و دانشجويان در بند و تأمين حقوق ذكر شده در قانون اساسي زمينه‌اي فراهم كند تا در سايه بزرگواري و دريادلي مردم بتواند به حيات سياسي خود ادامه دهد و در جهت تحقق اهداف ياد شده گام بردارد.

دكتر ايرج فاضل


+ نوشته شده توسط سعیدسعیدی در سه شنبه سی ام تیر 1388 و ساعت 23:23 | Donbaleh Balatarin
اکبر هاشمی‌رفسنجانی، رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام و رئیس مجلس خبرگان رهبری یک روز پس از آنکه در نماز جمعه تهران راهکارهایی برای عبور از وضع موجود که به اعتقاد وی می‌توان آن را «بحران» نامید، ارائه کرد راهی مشهد شد تا با بزرگانی که در این شهر به‌سر می‌برند درباره حوادث پس از اعلام نتایج دهمین دوره انتخابات ریاست‌جمهوری رایزنی کند. اکنون آیات عظام ناصر مکارم شیرازی و لطف‌الله صافی گلپایگانی، دو نفر از مراجع تقلید ساکن قم در پی تعطیلات تابستانی حوزه و به میمنت زیارت ماه رجب در جوار حرم رضوی حضور دارند. همچنین سایت سلام، از مراجعت محمود هاشمی شاهرودی که اکنون آخرین روزهای ماموریتش در دستگاه قضایی را سپری می‌کند، به بیتش در مشهد خبر داد، براساس گزارش این سایت آیت‌الله سیدعزالدین زنجانی و آیت‌الله موسوی خلخالی از مراجع تقلید ساکن مشهد، همچنین آیت‌الله عباس واعظ طبسی، تولیت آستان قدس رضوی و نماینده ولی فقیه در خراسان نیز با هاشمی رفسنجانی دیدار خواهند کرد. به این ترتیب کانون هم‌اندیشی‌های غیررسمی روحانیون بلندپایه کشور این روزها از قم به جایی منتقل شده که پس از استقرار نظام‌جمهوری اسلامی، «پایتخت معنوی» ایران لقب گرفته است. البته این نخستین‌بار نیست که خراسان مورد توجه محافل سیاسی و رسانه‌ای قرار می‌گیرد و به صحنه رویدادهای تاثیرگذار کشور تبدیل می‌شود؛ نسخه مهروموم شده وصیتنامه امام خمینی در زمان حیات ایشان در آستان قدس رضوی نگهداری می‌شد. نخستین دیدار عمومی مقام معظم رهبری پس از آغاز سال نو همواره در حرم رضوی برگزار می‌شود و ایشان معمولا محورهای پیام نوروزی‌شان را برای در دستور کار قرار گرفتن در این اجتماع مردمی تشریح می‌کنند. محمود احمدی‌نژاد هم پس از آنکه روی کار آمد، نخستین نشست هیات وزیرانش را به صورت نمادین در مشهد برگزار کرد و سرآخر اینکه پس از تولید نخستین سوخت هسته‌ای در کشور، این دستاورد در مراسمی ویژه برای نگهداری به موزه آستان قدس رضوی سپرده شد. اکنون هاشمی رفسنجانی به خراسان رفته است تا درباره پیشنهادهایی که در نماز جمعه هفته گذشته تهران برای برون‌رفت از بحران ارائه کرده بود، مذاکره کند. پایبندی به قانون، فراهم شدن امکان مباحثه معترضان و مدافعان نتایج انتخابات در صداوسیما، آزادی بازداشت‌شدگان، لغو محدودیت رسانه‌ها، دلجویی از خانواده‌های عزادار و آسیب‌دیدگان حوادث اخیر، محورهای پیشنهادی امام جمعه تهران را تشکیل می‌داد. وی خاطر نشان کرده بود این راهکارها را پس از همفکری با جمعی از اعضای مجمع تشخیص مصلحت نظام و مجلس خبرگان رهبری ارائه داده است. رئیس مجمع تشخیص مصلحت در پاویون ‌فرودگاه شهید هاشمی‌‌نژاد مشهد در جمع خبرنگاران درباره اهداف سفرش گفت: «هدف اصلی‌ام زیارت حرم حضرت امام‌رضا(ع) است، همچنین در این سفر با مسوولان و علمای گرانقدر حاضر در این آستان درباره مسائل جاری کشور مذاکراتی خواهم داشت. سفر رئیس مجلس خبرگان تنها یک روز پس از بازگشت هیات دولت از مشهد صورت گرفت. برگزار نشدن دیداری میان محمود احمدی‌نژاد و عباس واعظ طبسی تولیت آستان قدس رضوی از جمله حاشیه‌های این سفر بود که از چشم محافل سیاسی و رسانه‌ای دور نماند. به گزارش خبرگزاری مهر، هاشمی رفسنجانی در بدو ورود به استان خراسان رضوی از سوی قائم مقام تولیت آستان قدس‌رضوی، استاندار و جمعی از مسوولان رده اول استان مورد استقبال قرار گرفت. وی در کنار مذاکرات غیررسمی‌‌اش با گروهی از دست‌اندرکاران دانشگاه آزاد نیز دیدار کرد. هاشمی‌رفسنجانی با اعضای ستاد برگزاری اولین کنگره بین‌المللی زمین‌شناسی کاربردی که قرار است اردیبهشت سال آینده از سوی دانشگاه آزاد مشهد برگزار شود، گفت: «دانشگاه آزاد ظرفیت و توانایی انجام کارهای بزرگ را دارد.» رئیس هیات امنای دانشگاه آزاد به عضویت این دانشگاه در اتحادیه دانشگاه‌های جهان اسلام اشاره کرد و افزود: «ما می‌توانیم با دعوت از دانشمندان اسلامی هم ایران را بیشتر و بهتر به جهان اسلام بشناسانیم». دانشگاه آزاد اسلامی در سال ۶۱ با پیشنهاد هاشمی‌رفسنجانی و موافقت و کمک یک میلیون تومانی امام‌خمینی به عنوان یک دانشگاه غیردولتی تاسیس شد. دولت نهم در چهار سال گذشته تلاش‌های زیادی برای تسلط بر این دانشگاه انجام داده است


پاسخ مجید انصاری به محمد یزدی

هاشمی‌رفسنجانی همواره فراتر از جریانات محدود سیاسی در صحنه‌های مختلف ظاهر شده‌ و بحث منافع مردم، انقلاب اسلامی، خط امام (ره) و نظام همیشه برایش در اولویت بوده است.به گزارش آفتاب، این عضو ارشد مجمع روحانیون مبارز با اظهار این مطلب و اعتقاد به این که هاشمی در خطبه‌های نمازجمعه این هفته تهران، سخنانی بسیار راهگشا، منصفانه و دلسوزانه ارایه کرد افزود: «اگر حقیقتا افرادی گوش شنوا داشته باشند و بدون غرض و مرض بخواهند به تحلیل مسائل بپردازند و عمل کنند صحبت‌های ایشان می‌تواند مبنای رفتار وحدت‌بخشی در جهت حفظ منافع کشور، نظام و مردم باشد».

وی با اشاره به تاکید هاشمی رفسنجانی بر آزادی زندانیان، دلجویی از آسیب‌دیدگان، حرکت در مدار قانون و ایجاد فضای گفت‌وگوی دوستانه در صدا و سیما برای رفع تردیدها گفت: «اگر به مجموعه این پیشنهادات عمل شود قطعا به تحکیم وحدت در جامعه خواهد انجامید».

این فعال سیاسی با ابراز تاسف از سخنان روز گذشته آیت الله یزدی در مورد سخنان رییس خبرگان رهبری، صبحت‌های وی را منصفانه ندانست و گفت: «البته آقای یزدی در گذشته هم نسبت به آقای هاشمی بی‌مهری‌ها و تند‌روی‌هایی داشته است. جای تعجب است فردی مثل آقای یزدی در جایگاه عضو شورای نگهبان که اقتضا و جایگاه این شورا بی‌طرفی در حوادث سیاسی به ویژه انتخابات است و هم به عنوان رییس شورای مدیریت حوزه علمیه قم که جایگاه معنوی فراتر از جریانات سیاسی دارد و باید همه جامعه و کشور و علاقمندان به دین و روحانیت را پوشش داشته باشد چرا نوعا اظهار نظرهای تند یک سویه جناحی انجام می‌دهد»!؟

انصاری با اعتقاد به اینکه در انتخابات ریاست جمهوری، آقای یزدی بر خلاف اقتضای جایگاهش به عنوان عضو شورای نگهبان و بر خلاف قانون از احمدی نژاد اعلام حمایت کرد اظهار داشت: «ایشان با فشار زیاد جامعه مدرسین را هم پشت سرآقای احمدی نژاد قرار داد و از این رهگذر هم به جایگاه شورای نگهبان و هم به شورای مدیریت حوزه، لطمه وارد کرد».

این عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام اظهارات یزدی در خصوص آیت الله هاشمی رفسنجانی را تیشه به ریشه انقلاب و به یاران امام زدن دانست و گفت: «سخنان ایشان در حقیقت مصداق بر سر شاخ نشستن و بن بریدن است. آیت الله یزدی حتی بر فضای عمومی حوزه و دیدگاه علما و برخی مراجع هم توجه نکردند چرا که بسیاری از علما و مراجع از آنچه در جریان انتخابات گذشت و تخریب‌هایی که نسبت به آیت الله هاشمی در جریان انتخابات انجام شد و باز هم انجام می‌شود نگران و ناراحتنند و بر این اساس خوب بود که آقای یزدی به دیدگاه مراجع، علما توجه بیشتری داشتند».


جمهوریت نظام در سن سی سالگی ناکام از دنیا رفت

چهل روز گذشت

چهل روز از ترانه شادی و آواز آزادی ایران گذشت. چهل روز از سروری که سوگ شد و سرودی که فریاد، گذشت. چهل روز از بزرگترین دزدی قرن، از تاراج آخرین آرمانهای یک انقلاب و از سرقت رای یک ملت گذشت.


تیغ آفتاب چو امروز سر زند، چهل روز از بریدن شاهرگ مردمسالاری در سرداب وزارت کشور خواهد گذشت. کودتای ضدملی 22 خرداد در حالی چهل روزه شد که فریاد الله اکبر خواب را از چشمان کودتاگران ربوده؛ تورانیانی که بیشه را خالی از شیران پنداشتند و دست به خون سیاوشان آلودند.


در گذر حوادث و زیر و زبر روزگار است که گوهر آدمیان آشکار می‌شود. در آنچه گذشت و می‌گذرد، پرده‌ها فرو افتاد و نهان‌ها نمایان شد. روس‌پرستی و چین‌دوستی آنان که فریاد استقلال‌شان گوش فلک می‌درید، هویدا شد. میهن‌پرستی و دینداری جوانانی که بر آنان محتسب‌وار گشت ارشاد گماشته بودند، به رغم خفاشان چون خورشید درخشید. راست افراطی که خود را خط‌کش عالم امکان می‌خواند و راست میانه که به امید غنیمت، نام و لگام به افراطیان داد تا نان خورد و کام گیرد، هر دو نشان دادند که فریاد اناالحق‌شان از کدام باده قدرت برمی‌خیزد. در این قیامت تبلی‌السرائر، مردم و دولت، عالم و عامی، چپ و راست، محافظه‌کار و اصلاح‌طلب هر یک خواسته و ناخواسته کنه پنهان وجودشان را به نمایش گذاشتند. چه بسیار سواران که به سوراخ خزیدند و چه بسیار سیزده‌سالگان که سینه سپر داشتند. چه بسیار سرداران که سر در برف فرو کردند و چه بسیار خفتگان که چشم به بیداری گشودند. امروز که محک تجربه به میان آمده، دیگر جای هیچ ملاحظه‌کاری و مصلحت‌اندیشی نمانده.


به هنگام خروش مردم ایران به رهبری امام خمینی، آخوندهای درباری خاموشی گزیدند و آخوندهای سرکاری برای اسباب‌جویی به وسایل الشیعه رو آوردند و با غواصی در بحارالانوار در به در دنبال احادیث تقیه می‌گشتند تا بر سکوت ترس‌خورده‌شان لباس شرع محمد بپوشانند. گویی امروز نیز گروهی از روحانیان به همان ریسمان پوسیده آویخته‌اند تا زحمت طرفداری از حق پایمال شده مسلمین را به خود ندهند!


سرباز یک عمر حقوق می‌گیرد تا یک روز مبادا برای کشورش بجنگد. عالمان اسلام هم عمری علم می‌آموزند تا آن روز که کعب‌الاحبارها "بافته‌های خود را سخن خدا" خواندند، راست را بگویند و حق را پاس دارند. در کشاکش جنگ نیلوفر و داس چه نشسته‌اند؟! کدام تقوا در نبرد ریا و حقیقت، رای به تقیه می‌دهد؟! آنان که در رد دوچرخه‌سواری زنان و ورزشگاه رفتن بانوان فتوا می‌دادند، امروز کجا هستند؟! آنان که دیروز برای چند مقاله تحصن می‌کردند و کفن می‌پوشیدند، گلگون کفنان امروز را نمی‌بینند که خاموش‌اند؟! روزگاری افتخار روحانیت شیعه، مردمداری‌اش بود و استقلالش از حکومت‌های عادل و ظالم. روزگاری روحانیان بر خود می‌بالیدند که پای هیچ قرارداد استعماری‌ای را امضا نکرده‌اند. آیا امروز از خوف لیاخوف‌ها بر طومار ظلم، مهر تایید می‌زنند؟ سران روحانیت سر سودا به کدام چاه جمکران فرو برده‌اند که صدای هل من ناصر خلقی را می‌شنوند و ساکت‌اند؟ علمشان را از کدام حوزه گرفته‌اند که از ذره‌ای عمل عاجزند؟


خبرت هست که از هرچه در او چیزی بود
خبرت هست کزین زیر و زبر شوم غزان

در همه ایران امروز نمانده ست اثر؟
نیست یک پی ز خراسان که نشد زیر و زبر؟


آقایان! شمایی که ردای خود را لباس پیغمبر می‌شمارید، نمی‌دانید که فرمود "آن که شبی را به روز رساند و به کار مسلمانان نپردازد مسلمان نیست"؟ 1400 سال شیعه بر خود بالیده که خروج بر حاکم جائر مسلمان نه تنها حرام نیست، بلکه واجب است. 1400 سال مسلمانان بر امیرالمومنین نازیده‌اند که به رغم نوپایی و لرزانی حکومتش، بنده‌ی مصلحت نشد و حتی یک روز استانداری معاویه را تحمل نکرد تا شریک ظلم او نشود. شما که خود را وارث علی می‌خوانید، چگونه برای جان و آبروی خود چوب حراج بر مرده ریگ آن گوهر دردانه می‌زنید؟!

ای بزرگانی که تاکنون خاموش مانده‌اید، گرچه سکوت بهتر از همراهی با ستم است، اما سکوت نشانه‌ی رضا هم می‌تواند باشد! شما عالم کدام اسلامید که مسلمانان را می‌کشند و دم برنمی‌آورید؟! شمایی که به مشایی اعتراض کردید که چرا دم از دوستی با اسراییل می‌زند، وقتی در پایتخت ایران اسراییل‌وار بر نمازگزاران جمعه آتش گشودند، چرا ساکت ماندید؟! شما بر کدام سنت‌اید؛ رسم شریح قاضی یا راه شهید اول شمس‌الدین محمد عاملی؟! شما کدام کتاب خوانید؛ وصیت‌نامه‌ی پطرکبیر و اسراییلیات طبری یا قرآن محمد و نهج‌البلاغه‌ی علی؟! شما از کدام تبارید؛ قاضی شارح یا شیخ حسن جوری؟! شما شاگرد کعب‌الاحبار هستید یا میرزای نایینی و آخوند خراسانی؟!


بر مسلمانان زاع نوع کنند استسخاف
هست در روم و ختا امن مسلمانان را

که مسلمان نکند صد یک از آن با کافر
نیست یک ذره سلامت به مسلمانی در


وقتی به نام اسلام مسلمانان را تکفیر می‌کنند و در برابر مردم بی‌دفاع دست به اسلحه می‌برند، آن که فتوا دهد در صف عبدالله بن وهب و شریح قاضی ایستاده و آن که خاموش ماند و بر تحریف چشم بندد، در کنار ابوموسی اشعری نشسته. تا شما چه برگزینید، اما روا نباشد خون‌ریز را حمایت!


آنان که بخشی از کتاب خدا را پنهان دارند و به بهایی ناچیزش می‌فروشند، در درون جز آتش نیندوزند و به روز رستاخیز هیچ بهره‌ای از سخن و پالایش خدا نبرند. هدایت فروختند و گمراهی خریدند. آمرزش دادند و عذاب ستاندند. پادافره پردردی بکشند، شگفتا که پروایی ندارند و بر آتش دلیرند!


ایرانیان این روزها چون عمار یاسر، صحابی بزرگ آن سحاب رحمت، تلخی تازیانه‌ی پسر چلپاسه را بر گرده خود می‌چشند و تفسیر تحریف آمیز قرآن را از زبان یهودی زادگان نومسلمان می‌شنوند؛ دریغا! قرآنی که سلمان فارسی‌ها با آیه آیه‌اش سجده عشق رفته‌اند، امروز به دست کعب‌الاحبارهای ریز و درشتی افتاده که دیروز در برابر دژخیمان شاه و ارتش صدام موش در سوراخ بودند و امروز پیش روی ملت ایران سگ هار. خفاش‌وار می‌گویند "گذشته از امروز جداست و پیشینه را بهره‌ای در این پیشگاه نیست!" چگونه است که تا دیروز خانواده‌ی شهدا عزیز بودند، اما اکنون وابسته به بیگانه‌اند؟! چگونه است تا دیروز ملت ایران پرشور بود و حماسه‌آفرین و شهیدپرور و امروز فریب‌خورده است و اغتشاشگر و خس و خاشاک؟! چگونه است که اگر از آنان باشد، سابقه‌ی انقلابی‌اش معیار است و اگر مخالفتشان کند، طلحه می‌شود و زبیر؟


خدایا چگونه چنین بی‌محابا بر طبل خودپرستی می‌کوبند؟! شگفتا از خودمحوری کسانی که چون بر تخت نشینند، پهلو به پهلوی سلیمان نبی زنند و چون از قدرت دور افتند، خود را در تنهایی همچون امیرمومنان خوانند! درود بی‌پایان خداوند بیکران بر علی که فرمود: آدمیان را با حق سنجند، نه حق را با آدمیان!


شگفتا از آنان که میزان را وضع حال افراد دانند و همواره از طلحه و زبیر نام می‌آورند و نمی‌دانند پیامبر خدا یاری نیز به نام ابوذر داشت که پس از مرگ پیامبر به جرم مخالفت با اسلام تبعید شد! قرآن فقط "لا اله" نیست "الا الله" اش را هم بخوانند! یادشان رفته که آن راستگوترین مرد زیر آسمان، آن پابرهنه عاشق محمد، به سزای مخالفت با خلیفه‌ی محمد در برهوت ربذه درگذشت. یادشان رفته که علی، آن پدر خاک و آن پیشتاز اسلام، را در مسجد پیامبر کت بستند و پیش چشم فرزندان خردسالش به جرم مخالفت با اسلام بر او شمشیر کشیدند. یادشان رفته شریح قاضی فتوا به کفر حسین داد و فرمان قتل او با شمشیر جدش. آنان که چنین کردند، همگی ملاک را وضع حال افراد می‌دانستند، وضع حالی که البته معیارش "خس" بود نه حق. که "حق سنگین است و گوارا، و باطل سبک اما در کام چون سنگ خارا".


امید که نرمی حق بر سختی دل غلبه کند؛ چه "آن که سخن حقش گران آید باطل را گران‌بارتر یابد!" بود که "دل‌ها سخت‌تر از سنگ" نشده باشند که "گاه از سنگستان جویباران شکافد". مگر محمد مصطفی نفرمود: "الناس آل الله"؟ چگونه است که فرزندان مردم، آری این فرزندان خاندان خدا را، به جرم جنگ با خدا می‌کُشند و در بند می‌کِشند؟ آنان که همه را چون زبیر می‌پندارند، از یاد برده اند که او از شرم شیر خدا از میدان جنگ گریخت و بر او شمشیر نکشید؟ چگونه است که اینان بر خاندان خدا تیغ تیز می‌کشند؟! دغل‌کارانه به مهدی موعود، به آن امام زنده و همای رحمت بال بگشوده، نامه می‌نویسند و زمامداری کریه خود را دولت کریمه می‌خوانند. خوب است آنان که خواب حمایت خسروی و عنایات مهدوی را می‌بینند، اندکی چشم بگشایند تا جامه‌ی آتشین دجال را بر تن خویش بینند.


ای بسا کس را که صورت راه زد
قصد صورت کرد و بر الله زد!


ای علمای اسلام! ای کفن پوشان دیروز! ای کسانی که نام بسیج، این "لشگر مخلص خدا"، را بر خود نهاده‌اید! امروز باید فریاد وا اسلام سردهید که تیغ به دست زنگی مست افتاده و بنی‌عباس به نام بنی‌هاشم و به کام بنی‌امیه سکه زده! اینان که امروز دشنام می‌شنوند، کتک می‌خورند، کشته می‌شوند، پیکرشان را پس ندهند، دور از چشم مردم خاکشان کنند و بر گورشان بتون بریزند، مگر کیستند جز مردمان ایران؟! مگر کیستند جز فرزندان این مرز و بوم که روزی به شما اعتماد کردند که قاتق نانشان باشید و حال قاتل جانشان شده‌اید؟! اینان، آری همینان که از بیداد شما دادخواهی به آسمان می‌برند و هر شب خدای را به بزرگی بیکرانش می‌خوانند، خواهران و برادرشان شما هستند، نه معلمان روسی و مشاوران چینی و دوستان اسراییلی امثال مشایی!


ناگهان آسمان غباری شد! اشک! سرفه! خفه! لگد! زنجیر!
تو به ایمان خود عمل کردی! که به دشمن دمی امان ندهی

من ولی دوست! من ولی مشتاق!‌ من فقط معترض! فقط دلگیر ...
کاش می‌شد خودم، خودت باشیم ! گوش بر حرف این و آن ندهی!

این طبیعی است که حکومت‌ها، حافظ اقتدارشان باشند ...
ولی ای کاش دست سربازت ، پرچم صاحب‌الزمان ندهی!


دریغ که کودتاگران دیری است دین به دنیا فروخته‌اند و پروای آتش الهی ندارند تا "از ستم بر کسی که پناهی جز خدا ندارد بترسند". اما ایرانیان اهل کوفه نیستند که با کشتن مسلم بن عقیل بهراسند و با مهمان خود نیز بجنگند! گرفتیم که رییس‌جمهور منتخب، میرحسین موسوی را کشتید، کروبی دلیر را به خاموشی کشاندید، هاشمی مدبر را برانداختید و خاتمی دلسوز را به سازش نشاندید؛ با خون سیاوش چه خواهید کرد؟! اگر تفرعن و تغافل و تکاثر لختی اجازه داد از سر تفرج سر به خیابانی بزنید و ببینید کز خون جوانان وطن لاله دمیده! آنان که امروز لیاخوف‌وار مردم را به توپ می‌بندند، آیا حساب ستارخان‌ها و باقرخان‌ها را کرده‌اند؟! خداوند چه راست فرمود که :


نه دلشان سخن حق را دریابد، نه دیدگانشان دیدن تواند و نه گوششان شنیدن یارد. این دوپایان در غفلت غنوده از چهارپایان نیز گمراه‌ترند!


کوره‌ی برافروخته‌ی آزمون بزرگ امروز، تحقق معنای همان شعار دیروز است: "اگر تقلب شود، ایران قیامت شود!" آری قیامت شد و پرده ها فرو افتاد، هم عیارها نمایان شدند و هم عیّارها. معلوم شد اصلاح‌طلبان چند مرده حلاج‌اند و طالب مردم‌اند یا قدرت، و آشکار شد اصول‌گرایان به اصل راستی و درستی قائل‌اند یا گرا به عجوزه‌ی هزار داماد دنیا می‌دهند. هم درستی شرکت در انتخابات عیان شد و هم نادرستی تحریم. هم صحت آن انتقادها بر بی‌تدبیری و بی‌ارادگی دولت هشتم آشکار شد و هم خطا بودن تخطئه‌ی هاشمی. هم درستی تفکیک میان راست افراطی و محافظه‌کاران میانه‌رویی چون قالیباف و ناطق نوری ثابت شد و هم خیمه‌شب‌بازی جنگ‌های زرگری کسانی چون باهنر و توکلی با احمدی‌نژاد بر همگان معلوم شد. بر خلاف تبلیغات بیشتر سخنگویان اصول‌گرایی، رقابت مدنی در سپهر سیاسی نزاع حق و باطل نیست. اما اگر قرار بر قیاس حق و باطل باشد، بی‌گمان پیشکسوتان انقلاب و کهنه سربازان دلیر جنگ به جایگاه حق سزاوارترند تا تازه به دوران رسیدگان نوکیسه کودتاچی. با بر هم زدن ناجوانمردانه‌ی بازی مردمسالارانه‌ی انتخابات و خس و خاشاک خواندن ایرانیان از سوی رییس دولت نهم، طوفانی به پا شد که سپهر سیاست‌ورزی ایران را به میدان جنگ آزادی و استبداد بدل ساخت.


ای شریعتمداران و روحانیان! ای سکولارها و دگراندیشان! ای اصلاح‌طلبان و اصول‌گرایان! ای روشنفکران و سنت‌گرایان! امروز ایران و ایرانی در خطر است و جای هیچ جانبداری جناحی و سکوت مصلحتی نمانده؛ چرا که مصلحتی بالاتر از حقیقت نیست. نه فتوای دین به زر و زور و تزویرفروختگان مرده را زنده می کند و نه انتقام‌کشی‌های کینه در دل انباشتگان. نه حمله آمریکا و اسراییل به کودتاگران مشروعیت می‌بخشد و نه پشتیبانی روسیه و چین.


ای ایرانیان! مصلحت‌اندیشی‌های منفعت‌طلبانه‌ی دیروز و حب و بغض‌های شخصی و جناحی را به کناری بنهید. شکاف آزادی و استبداد چنان بزرگ است که کسی را یارای پای نگه داشتن در هر دو سوی آن نیست. امروز روز دیگر سرخ و آبی نیست. یارکشی عمومی است برای تیم ملی که به مصاف استبداد سیاه در داخل می‌رود و به جنگ باج دهی به روسیه و چین و امارات و عراق در خارج. دست در دست هم نهیم و تن به بیداد ندهیم. سر مارهای ضحاک را باید به سنگ کوفت و کین سیاوش را از افراسیاب و سودابه این هر دو باید ستاند. هر نفر یک رسانه بود و هر تن یک ستاد. آری هر ایرانی یک کاوه است، هر ایرانی یک کیخسرو است!

فریدون فرخ فرشته نبود
به داد و دهش یافت این نیکوی

ز مشک و ز عنبر سرشته نبود
تو داد و دهش فریدون تویی


خبر ویژه: گاف‌های خبری فارس و ایرنا برای جلوگیری از رسوایی احمدی‌نژاد در مشهد

در حالی که شاهدان عینی خبر از استقبال سرد از احمدی‌نژاد در مشهد می‌دهند، سایت‌های خبری اصولگرایی چون فارس و ایرنا، با انتشار عکس‌های قدیمی سفرهای استانی احمدی‌نژاد، سعی کردند این حقیقت تلخ را انکار و مخفی کنند.


با این حساب، اگر این عکس‌ها را واقعی فرض کنیم، از آنجا که به نوشته‌ی خبرگزاری فارس مسیر نیم ساعته‌ی فرودگاه تا حرم را در دو ساعت طی کرده، لابد باید علت تاخیر آقای رئیس دولت را نیز تعویض مکرر لباس (آن‌طور که عکس‌های خبرگزاری اصولگرا نشان می‌دهد) بدانیم!


عکس‌های زیر، گاف بزرگ خبرگزاری وابسته به جناح دولتی را فاش می‌کنند:

 


برادر زهرا رهنورد از یک ماه پیش بازداشت شده است

بیش از یک ماه قبل، برادر زهرا رهنورد دستگیر شد. اما میرحسین و همسرش در اقدامی یکسره اخلاقی، این موضوع را به هیچ کس خبر ندادند تا آنکه در نهایت امروز روزنامه جوان از این واقعیت پرده برداشت و ناخواسته سندی دیگر را دال بر صداقت و سلامت موسوی فاش کرد.
به گزارش «موج سبز آزادی» شاپور کاظمی، برادر زهرا رهنورد (زهره کاظمی) چند روز پس از کودتای انتخاباتی، بازداشت شد. اما خانواده میرحسین موسوی این خبر را منتشر نکردند تا مبادا تلقی شخصی از موضع‌گیری‌های موسوی به نفع بازداشت شدگان پیش بیاید یا کسی از خانواده دیگر بازداشت شدگان فکر کند که موسوی بیش از دیگران به فکر نزدیکان خود است و یا ....
دیروز که خانواده بازداشت شدگان در دارالزهرا جمع شده بودند تا با موسوی و رهنورد درد دل کنند، وقتی بی‌تابی‌های برخی مادران و همسران افراد بازداشت شده از حد گذشت، رهنورد برای تسکین آنها از این راز یک ماهه پرده برداشت و از بازداشت برادرش خبر داد و گفت که او به خوبی رنج خانواده‌های بازداشت شدگان را می‌فهمد.
با این حال رهنورد باز هم به این خانواده‌ها تاکید داشت که این موضوع پیش خود نگه دارند و جایی مطرح نکنند؛ تا آنکه امروز روزنامه جوان در ادامه‌ی لجن‌پراکنی‌های این مدت پس از کودتا، این بار پست رهبری اغتشاشات! را به برادر همسر موسوی تحویل داد.
این روزنامه وابسته به سپاه پاسداران با اشاره به یادداشت یک نماینده مدعی اصولگرایی، نوشت:
الياس نادران، نماينده مردم تهران با نوشتن يادداشتى، برخى از ناگفته هاى آشوب هاى اخير تهران را افشا كرد.
وى در بخشى از اين يادداشت كه خطاب به هاشمى رفسنجانى نگاشته شده است فردى را معرفى كرده و گفته كه «اين فرد برادر همسر يكى از سردمداران آشوب بوده و مديريت بخشى از اغتشاشات را به عهده داشته است.
وى كه از ۱۰ سال پيش با خانمى داراى سابقه همكارى با گروهك منافقين ارتباط داشته، در خانه تيمى دستگير شده و اعتراف كرده است كه سفرهاى متعدد به آمريكا داشته و بخشى از آشوب ها را مديريت كرده است.» پيگيرى هاى خبرنگار «جوان» بيانگر آن است كه فردى كه در يادداشت الياس نادران به وى اشاره شده، شخصى به نام شاپور كاظمى، برادر همسر ميرحسين موسوى است. وى از بدهكاران سيستم بانكى كشور مى باشد.

حال باید همگان قضاوت کنند که ادب و اخلاق موسوی کجا و رفتار و گفتار مدعیان اصولگرایی و حامیان کودتای انتخاباتی کجا!


30تير :ايران در آستانه‌ی وضعيتی انقلابی قرار دارد

صدای آلمان : آلان پوزنر، روزنامه‌نگار انگليسی-آلماني، جامعه ايران را در آستانه وضعيت انقلابی مي‌داند. او اعتراض‌های مردمی و جنگ قدرتی را که ميان جناح‌های مختلف روحانيان در ايران اتفاق افتاده، به ,رنج در آستانه مرگ, نظام تعبير مي‌کند.

آلان پوزنِر، روزنامه‌نگار، تحليلی از اوضاع کنونی ايران در پايگاه اينترنتی نشريه‌ی "دي‌وِلت" ارائه کرده است. به نوشته‌ی او، بر اساس تعريف کلاسيک وضعيت انقلابی توسط لنين، زمانی سخن از وضعيت انقلابی به ميان مي‌آيد که فرمانبرداران تمايلی به ادامه‌ی وضع موجود ندارند و فرمانروايان نيز نمي‌توانند به رويه‌ی گذشته ادامه بدهند. به اعتقاد نويسنده، وضعيت کنونی ايران نشان مي‌دهد که اين کشور نيز به سوی چنين وضعيتی پيش مي‌رود.

بحران مشروعيت

بسياری از ايرانيان با حضور در خيابان‌ها نشان دادند که حاکميت حاکمان خود را نمي‌پذيرند. اکنون شکاف‌های عميقی در بدنه‌ی حکومت دينی آشکار شده است. به تحليل پوزنر، علی اکبر هاشمی رفسنجاني، رئيس جمهوری سابق ايران و همراه مبارزاتی آيت‌الله خميني، رهبر انقلاب ايران، در خطبه‌های نماز جمعه‌ی خود، مشروعيت نظام کنونی را زير سؤال برد.

وی به نقل از رفسنجانی به بي‌اعتمادی ميان مردم و حاکميت اشاره مي‌کند و اين‌ که هاشمی خواهان آزادی دستگيرشدگان ناآرامي‌ها، آزادی خبررسانی و - غير مستقيم اما واضح - بازبينی يا تجديد انتخابات شده است. راه برون‌رفت ديگری از ,بحرانی, که ,نظام را تهديد مي‌کند, وجود ندارد. به نوشته‌ی اين تحليلگر، لحظه‌ی کنونی يک "لحظه‌ی گورباچوفی" است.

نقش تعيين‌کننده‌ی داخل

به اعتقاد پوزنر، در حال حاضر، هاشمی رفسنجانی و ميرحسين موسوی خصومت چندانی با جمهوری اسلامی ندارند؛ جمهوری اسلامي‌ای که با "جمهوريت" و "اسلاميت" تقريبا همان اندازه‌ای ارتباط دارد که "جمهوري‌های خلق" اروپای شرقی با "خلق" و "جمهوريت".

او از سويی اين دو را چندان دوستدار صلح نمي‌داند. به نوشته‌ی اين تحليل‌گر، موسوی از کسانی بود که جنگ عراق و ايران را ادامه مي‌داد و هاشمی نيز همان کسی است که مي‌گفت: يک بمب اتمی کوچک بر سر اسرائيل ,همه چيز را پايان خواهد داد,، در حالي‌که حمله‌ی تلافي‌جويانه‌ی اسرائيل به دنيای اسلام، ,تنها خسارت وارد مي‌کند,؛ به همين دليل ,غير منطقی نيست که چنين احتمالاتی را نيز در نظر بگيريم,. به اعتقاد نويسنده اما گورباچف هم فرزند سيستم سياسی روسيه بود.

پوزنر مي‌افزايد، همانند تمام انقلاب‌های ديگر، رابطه‌ی نيروهای درون ايران نقش تعيين‌کننده را ايفا مي‌کند و جريان‌های خارجی تأثير مختصری بر خروجی اختلاف‌ها دارند. به اعتقاد او، عامل اصلی در ايران، ترکيب جمعيت است؛ جمعيتی جوان و شهری که به آيت‌الله خميني، پدر جمهوری اسلامي، هيچ دلبستگي‌ای ندارد و با اينترنت و تويتر و ديگر رسانه‌های دنيای مجازي، در پی دموکراتيزه‌کردن فضاست.

تأثير تحولات خارجی

به عقيده‌ی اين نويسنده، اما همچون تمام جنبش‌های ديگر، نقش تحولات خارجی در روحيه‌بخشيدن به نيروهای مخالف نظام مؤثر است. با حمله‌ی آمريکا به عراق در زمان جورج بوش، دشمن اصلی حاکميت ايران سرنگون شد. رئيس‌جمهور جديد کشور همسايه، اکنون يک شيعه است و مهم‌ترين روحانيان شيعه‌ی عراقي، جدايی دين از سياست را تبليغ مي‌کنند، زيرا معتقدند سياست دين را فاسد مي‌کند.

از سوی ديگر، باراک اوباما، جانشين بوش، در پيام نوروزی خود، پيشنهاد شراکتی استراتژيک را به مردم ايران داد و اين افق را ترسيم کرد که ايراني‌ها در برنامه‌ی اتمی خود، فرصت خواهند داشت وجهه‌ی خود را حفظ کنند. اوباما در نشست سران گروه ۸ در ايتاليا، به حاکميت ايران تا ماه سپتامبر فرصت داد تا به پيشنهاد او پاسخ دهند.

بدين ترتيب پايه‌های حکومت دينی محافظه‌کارانی که تلاش مي‌کنند نجات‌دادني‌ها را نجات دهند، فرو مي‌ريزد. آنانی نيز که به ,آخر زمان, فکر مي‌کنند، سقوط خواهند کرد، همانانی ‌که تمام تلاش خود را به کار مي‌بندند تا به بمب اتم دست پيدا کنند و مشکلات سياست داخلی و خارجی خود را با حمله‌ای آخر زمانی حل کنند، حمله‌ای بشارت‌دهنده‌ی ,ظهور,.

به توصيه‌ی نويسنده، غرب نبايد با عجله بر روی به اصطلاح ,واقع‌گراها, شرط‌بندی کند. همان‌گونه که به‌عنوان مثال در اروپای شرقی مشاهده شد، گاهی بازگشت به انقلاب، واقع‌بينانه‌تر است، چيزی که از لنين مي‌توان آموخت.


+ نوشته شده توسط سعیدسعیدی در سه شنبه سی ام تیر 1388 و ساعت 20:56 | Donbaleh Balatarin

 

میرحسین موسوی از زمان تظاهرات گسترده‌ای که در حمایت از او برگزار شد تا چند هفته پیش که از میزان اعتراضات کاسته شد، عملا در خانه خود در تهران محبوس است. اما بازی‌های سیاسی هنوز به پایان نرسیده است. او به‌رغم دستور آیت‌الله خامنه‌ای مبنی بر پذیرش شکست در برابر محمود احمدی‌نژاد و همکاری در جهت فرونشاندن اعتراضات - که به هر حال میزان آن کاهش یافته و کم‌رنگ‌تر شده - همچنان از اطاعت از فرامین رهبر ایران سر باز می‌زند. این هفته، آقای موسوی با وجود آن‌که برای مدتی کوتاه از میزان فعالیت و حضور خود در عرصه عمومی کاسته بود، نشان داد که همچنان مصمم است (و به گفته خودش "قدم در راه بی‌بازگشت" گذاشته است). در واقع او ممکن است در حال خروج از پوسته خود باشد و بدین ترتیب باز هم خود را به گرداب اعتراضات عمومی پیوند بزند.

دو عامل مهم وجود دارد که هنوز به نفع وی عمل می‌کنند: عامل اول شکاف ایجاد شده در نهاد روحانیت و عامل دوم وبلاگستان است؛ جایی که ایرانی‌ها حضور چشمگیری در آن دارند و از حیث حضور در این فضا، گوی سبقت را از بسیاری از کشورهای دنیا ربوده‌اند. آقای موسوی در وب‌سایت شخصی خود نیز مجددا خواستار تجدید انتخابات شده است. به اعتقاد وی بازداشت‌شدگان حوادث اخیر باید آزاد شده و قانون انتخابات هم اصلاح شود؛ انحصار دولت بر صدا و سیما نیز باید شکسته شود. او این ایدئولوژی را "موج سوم" نام نهاده است.

این وب‌سایت به رنگ سبز روشن آراسته شده؛ رنگی که مخالفان دولت با خرسندی آن را پذیرفته‌اند و با جدیت به کارش گرفته‌اند. در صحفه اصلی وب‌سایت تصویر آقای موسوی را با چهره‌ای بشاش می‌توان دید که شانه به شانه محمد خاتمی - رئیس‌جمهور اصلاح‌طلب سابق و از مخالفان کنونی احمدی‌نژاد - ایستاده است. شعار این سایت،‌ تغییر و پیشرفت است و در آن از زهرا رهنورد، همسر متهور و پیش‌روی آقای موسوی، که نخستین زن ایرانی است که به ریاست دانشگاه رسید، هم اخباری منتشر می‌شود. در جریان رقابت‌های انتخاباتی او پا به پای همسر خود در محافل عمومی و در میان مردم حاضر می‌شد.

آقای موسوی در فیس‌بوک هم حضور دارد و از طریق آن مردم را در جریان فعالیت‌هایش قرار می‌دهد. هفته اخیر، او در یکی از یادداشت‌های خود اعلام کرد که در نمازجمعه‌ای که به امامت یکی از مهم‌ترین مخالفان احمدی‌نژاد، اکبر هاشمی رفسنجانی - که خود نیز دو دوره رئیس‌جمهور ایران بود - برگزار می‌شود، شرکت خواهد کرد؛ او شاید به‌عنوان یکی از قدرتمندترین منتقدان ساختار سیاسی حاکم ظاهر شده است. عکس‌هایی در فیس‌بوک منتشر شد که نشان می‌دهد آقای موسوی و همسرش به دیدار خانواده سهراب اعرابی رفته‌اند؛ جوانی که در تظاهرات کشته شد و به یکی از سمبل‌های اعتراضات اخیر بدل شده است. مقامات ایران در ابتدا از تحویل جنازه وی به خانواده‌اش خودداری کرده بودند.

میرحسین موسوی که روزی یکی از هدایت‌کنندگان اصلی جریان در انقلاب اسلامی سال ۱۹۷۹ علیه شاه بود، اکنون توسط دانشجویان پیشروی معترض و روحانیون ناراضی، به پیش رانده شده و ممکن است در چنین شرایطی مواضعی اتخاذ کند که حتی از آنچه خودش در زمانی که وارد رقابت‌های انتخاباتی شد مد نظر داشت، رادیکال‌تر باشد. اما تخلفات انتخاباتی و خشونت‌های متعاقب آن، وی را به این جهت سوق داده و مصمم‌ترش کرده است.

امواج خشم و نارضایتی که سراسر ایران را فرا گرفته، به‌خصوص در میان جوانان ایران و زنان این کشور، محدود و منحصر به طبقه متوسط شمال تهران و حومه آن نیست. این هفته، علیرضا بهشتی، از مشاوران ارشد آقای موسوی و فرزند یکی از روحانیون مشهور ایرانی گفت که ممکن است آقایان موسوی و هاشمی یک جبهه جدید سیاسی تشکیل دهند.

عامل دیگری که موجب ایستادگی آقای موسوی بر سر مواضعش شده، آشفتگی فزاینده در میان سطوح بالای روحانیونی است که تا پیش از این فقط رژیم اسلامی را مورد تایید قرار می‌دادند و از آن حمایت می‌کردند. اگرچه آنها تا کنون مستقیما آقای خامنه‌ای و حلقه محافظه‌کاران تندروی پیرامونش را مورد انتقاد قرار نداده‌اند، اما برخی از علمای برجسته تشکیلات شیعی، به خاطر سوء مدیریت در انتخابات و نحوه برخورد با رویدادهای متعاقب آن، علنا به مقامات کشور اعتراض کرده‌ و مستقیما یا به‌طور ضمنی از آقای موسوی حمایت کرده‌اند.

آیت‌الله العظمی عبدالکریم موسوی اردبیلی، نخستین روحانی برجسته‌ای بود که با خطاب قرار دادن شورای نگهبان - نهاد نیرومندی که وظیفه نظارت بر انتخابات را بر عهده دارد - گفت که "این حق مردم است که صدایشان شنیده شود." آیت‌الله اسدالله بیات زنجانی هم از جمله مراجع معترضی است که در توصیف اعتراضات مردمی گفت "این حق قانونی مردم و تنها راه آنان برای طرح مطالباتشان در برابر حاکمان" است.

آیت‌الله یوسف صانعی هم که از دیرباز از مراجع اصلاح‌طلب و ناراضی محسوب می‌شود و زمانی ریاست شورای نگهبان را هم بر عهده داشت، گفت که "پایمال کردن" حقوق مردم به هیچ وجه قابل توجیه نیست و اعترافات تظاهرکنندگان و بازداشت‌شدگان هیچ‌گونه ارزش حقوقی ندارد، چون بر کسی پوشیده نیست که این اعترافات تحت فشارهای غیرقانونی از آنان گرفته شده است. آیت‌الله حسینعلی منتظری هم از دیگر روحانیون معترضی است که از مدت‌ها پیش - از زمانی که به عنوان جانشین آیت‌الله روح‌الله خمینی مطرح شد، اما به ناگاه به حاشیه رانده شد - با مقامات ایران اختلاف داشت. آقای منتظری هم اخیرا به حمایت از آقای موسوی و اصلاح‌طلبان برخاسته و گفته است که ممانعت از صدور مجوز برای تجمعات صلح‌آمیز می‌تواند منجر به "از بین بردن پایه‌های وجودی دولت" شود.

چنین حمایتی از جانب مراجع - که به طور کلی تعدادشان معدود است - قاعدتا باید از یک سو موجب تقویت روحیه آقای موسوی و از سوی دیگر باعث متزلزل شدن موقعیت آقای خامنه‌ای و نوچه‌اش، احمدی‌نژاد شده باشد. با این وجود، آقای موسوی پیش از ورود به رقابت‌های انتخاباتی این دوره، دو دهه از عرصه سیاسی دور بود. قریب به دو دهه پیش بود که او بر سر بعضی موضوعات حکومتی با آقای خامنه‌ای اختلافات اساسی داشت. در طول این بیست سال، نقاشی و معماری مشغولیت او بود. او هم‌زمان ریاست فرهنگستان هنر ایران را هم بر عهده داشت، اما به هیچ وجه وارد مقولات سیاسی نمی‌شد.

حالا او در موقعیتی قرار گرفته که ایستادگی بر سر مواضعش، شهامت زیادی می‌طلبد. او در وب‌سایت خود اعلام کرد که مقامات ایران با اعمال "فشارهایی" از او می‌خواهند که از ادامه این روند صرف‌نظر کند و تسلیم شود. صدها تن از مخالفان همچنان در زندان به سر می‌برند. گزارش‌های اخیر حاکی از اعدام ۱۳ یا ۱۴ نفر از اعضای گروه جندالله در جنوب شرقی ایران (زاهدان) است. مقامات ایرانی در اقدامی عجیب این گروه را متهم به ارتباط با القاعده و غرب کرده‌اند. شاید این یکی از راه‌های مورد نظر آنان برای هشدار دادن به معترضان و مخالفان است تا به آنها بفهماند که رژیم می‌تواند از این هم بی‌رحم‌تر باشد.

ترجمه از انگلیسی:احسان نوروزی

 
به نام خداوند جان و خرد
دعوت جبهه ملی ایران به گردهمایی برای گرامیداشت شهدای سی ام تیر و تمامی شهیدان راه آزادی ایران " ای مردم، من به جرات می گویم که استقلال ایران از دست رفته بود، ولی شما با رشادت خود آن را نگهداشتید ... ای کاش مرده بودم و ملت ایران را این طور عزادار نمی دیدم ... " دکتر محمد مصدق سی ام تیرماه 1331

پنجاه و هفت سال پیش، که جنبش نوپای ملی ایران به رهبری دکتر محمد مصدق، بر آن بود ، تا در عرصه سیاست داخلی آزادی انتخابات و مطبوعات و استقرار حاکمیت ملی بر اساس قانون اساسی مشروطه را به منصه ظهور رساند و در پهنه سیاست خارجی، موازنه منفی و ملی شدن صنعت نفت را برای ملت ایران به ارمغان آورد، مانعی عمده بر سر راه بود، و آن اینکه، استبداد وقت می خواست تا با رویکردی انحصارگرایانه، قدرت مطلق را در دست داشته باشد و با تحریف و نقض قانون اساسی مشروطه که ثمره جان و اندیشه کوشندگان راستین راه آزادی بود، ابزار کارایی و مجال عملکرد دولت قانونی را محدود سازد، که استعفای اعتراض آمیز دکتر مصدق و جنبش اعتراض مدنی پس از، آن پیش بینی ها و معادله های تصاحب قدرت و تسلط بر قوه مجریه را بر هم ریخت .

ولت منتصب به دربار، در آغاز کوشید تا با تکیه بر نیروی قهریه تفنگ و سرنیزه، و ایراد خطابه های تهدیدآمیز و عوامفریب، مشروعیتی میان تهی را برای خویش فراهم آورد، غافل از آن که روح جمعی و خودآگاهی ملی، وجدان ملتی را به خروش آورد که ارزش های از جان گرانبهاتر خود، آزادی و منافع ملی را در خطر می دید . حضور صلح آمیز و اعتراض مدنی ایشان را حاکمیت استبدادی برنتابید و به خشونت و ددمنشی دست یازید و خون شمار زیادی از فرزندان پاک نهاد این مرز و بوم را بر سنگفرش های میدان بهارستان روان ساخت، اما در عزم راسخ ملت ایران خللی وارد نگردید و استبداد مطلقه را به عقب نشینی و تمکین وادار ساخت که به خواست مردم گردن نهد .

خون آن شهیدان سرفراز، زمان و مکان را درنوردیده است و در شریانهای تاریخ این کهن بوم بر ساری و جاری است . خون هایی که نهال های برومند دیگری را آبیاری ساخت و فرزندان سربلند دیگری را در سایه سار آنها پرورید، که حماسه های جاودانه دیگری را رقم زنند . حماسه 16 آذرماه 1332 ،حماسه نهضت مقاومت ملی، هشت سال دفاع میهنی، هجدهم تیرماه 1378 و ... تا حماسه های خونبار و سترگ خردادماه و تیرماه هشتادوهشت که هر یک چامه ای سرشار از افتخار و اندوه است .

اکنون ماییم و میراث آن جان باختگان آرمانخواه، که جهانی دیگر و ایرانی آزاد و آباد را می خواستند رقم زنند و در این امید جان گرامی به نثار آوردند. به یاد ایشان، به یاد شهیدان سی ام تیرماه، به یاد شهیدان راه آزادی و مردمسالاری و منافع ملی، و با درود به شهیدان پویش و خیزش آگاهانه و مدنی خرداد و تیرماه هشتادوهشت، گردهم می آییم و با نثار گل و ادای احترام بر مزار متبرکشان در ابن بابویه، نام و یاد و راهشان را گرامی میداریم .

آن عاشقان سرزه که با شب نزیستند
رفتند و شهر خفته ندانست کیستند
فریادشان تموج شط حیاط بود
چون آذرخش در سخن خویش زیستند
مرغان پرگشوده توفان که روز مرگ
دریا و موج و صخره برایشان گریستند


زمان : سه شنبه سی ام تیرماه - ساعت 17
مکان و محل حركت : میدان هفت تیر جنب مسجد امام جواد

منبع : پیام دانشجو

+ نوشته شده توسط سعیدسعیدی در دوشنبه بیست و نهم تیر 1388 و ساعت 22:14 | Donbaleh Balatarin