تبليغاتX
مهتاب شب

به گزارش خبرگزاری‌های آلمان و رویترز، تظاهرات مردم با حضور چشمگیر نیروهای انتظامی و شخصی‌پوش، در ساعت ده و نیم امشب (۳۱ خرداد) همچنان در نقاط مختلف شهر ادامه دارد. شعارهای الله‌اکبر و مرگ بر دیکتاتور نیز شنیده می‌شود.

 

گزارش‌های تایید نشده دیگر از سرایت تظاهرات به جنوب تهران حکایت دارند.

 

خبرگزاری آلمان، ساعت ۷ و ۴۵ دقیقه به وقت اروپای مرکزی (۱۰ و ۱۵ دقیقه به وقت تهران) خبر داد که در بسیاری از نقاط پایتخت تظاهرات با شعار الله اکبر و مرگ بر دیکتاتور ادامه دارد.

 

۱۵ دقیقه پس از آن، خبرگزاری رویترز از شنیده شدن صدای تیراندازی در زعفرانیه و نیاوران خبر داد. مردم در مناطق شمالی تهران نیز شعار الله اکبر و مرگ بر دیکتاتور سر می‌دهند.

 

تعداد زیادی از شاهدان عینی، در تماس با شبکه‌های خبری غرب ادعا کردند که تظاهرات امروز به مناطق جنوب شهر مثل سه راه آذری، میدان راه آهن و رباط کریم نیز سرایت کرده است.

 

گفته می‌شود که تظاهرات اعتراضی در شیراز و چند شهر دیگر نیز ادامه دارد.





نامه ای به مراجع و فقهای اسلام پیرامون شنبه سیاه

In شنبه سیاه, کودتای 22 خرداد on 2009/06/21 at 16:56

به نام خداوند شرف و جوانمردی
به نام خدایی که ما را می آفریند و در محبتش غرق می کند اما عده ای که به نام او و از کیسه ملت ارتزاق میکنند ما را از هستی و آزادی و زندگی محروم می نمایند!
به نام خدایی که خون ریخته شده 150 پیر و جوان ایرانی در روز شنبه سیاه سی ام خردادماه 1388 هجری را دید و به حال بندگان معصوم و ستمدیده اش گریست!
به نام خدایی که به ما جوانی داد تا شاد باشیم اما ولی فقیه حکومت اسلامی قلبهای ما را با بسیج و سپاهشان در سینه ساکت کردند یا با قمه یا با تیر!
به نام خدایی که حسین را بخاطر آزادی طلبی و جوانمردی و قیام جهت از بین بردن خلافت فاسد اسلامی به سرکردگی امیرالمومنین یزید امر به جهاد کرد!
به نام خدایی که دین را آفرین برای آزادگی و شرف و حق طلبی اما دارایی دینش، خرقه ی حکومت شد بر تن علما و تازیانه ای بر تن نحیف مسلمین!
جناب آقای مرجع!
سوالاتی ذهن میلیونها ایرانی را به خود مشغول داشته که میخواهیم جوابی صریح بدهید تا حساب ما و شما و خدایمان روشن شود، تا اگر شما را و اسباب جاه و حکوت ستمگرتان را برانداختیم، پروردگار پاکمان نگوید در میان آنها یکی مرد بود با صلابت با شرف از تیره مردان دین!
اما پرسشها:
1. آیا کشتن مردم بی سلاح و بی دفاع مشروع است؟
2. آیا رفتن به خانه ها و زیر رو کردن وسایل شخصی زنها و بچه ها (به هر دلیلی) همراه ضرب و شتم و ترساندن کودکان مشروع است؟
3. آیا حمله به دانشجویانی که در خوابگاههای دانشگاهی سکنی دارند، کشتن بهترین نخبگان آنان (از جمله چندین رتبه تک رقمی ارشد و دکتری)، پرتاب کردن آنها از پنجره ها، سوزاندن تنهاشان با سیگار، واداشتن آنان به سینه خیز رفتن روی شیشه های خورد شده و… مشروع است؟
4. آیا کشتن فرد بی سلاح با قمه و تبر و باتون جایز است؟
5. می توان اسرای مجروح را به زیر زمین وزارت کشور دولت اسلامی برد و مانند اسرا با آنان برخورد کرد و شکنجه داد؟
6. آیا ممانعت از دادخواهی مادران دلسوخته و پدران خوردشده از داغ فرزند مشروع است؟
7. میتوان از وسایلی مانند آمبولانس برای بردن زخمیان به دخمه ها به جای رسانید آنان به بیمارستان استفاده کرد؟
8. آیا تجاوز به هر زنی با هر عقیده ای در زندانهای حکومت اسلامی شما حلال است؟
9. آیا سکوت در برابر سپاه و بسیج و لباس شخصیها و گاردهایی که برادران و خواهران بی سلاح ما را در تظاهراتهای آرام با تفنگهای دوربین دار میزنند حرام نیست؟
10. آیا دفن کشته شدگان در مکانهای بی نام و نشان بدون اطلاع خانواده، بدون کالبدشکافی و .. جایز است؟
11. آیا انجام مصاحبه های دروغ و نسبت دادن آنها به مردم در صدا وسیمای اسلامی مشروع است؟
12. آیا مردم کشته شده را اغتشاشگر و منافق خواندن جایز است؟
13. آیا سازماندهی اراذل و اوباش در قالب گروههای ضربت و لباس شخصی برای سرکوب مردم مشروع است؟
14. آیا جانبداری ولی فقیه از یک دسته و گروه جایز است؟
15. آیا تقسیم جامعه به خودی و غیر خودی و دفاع از حمله و کشتار غیر خودیها جایز است؟
16. آیا دستگیری روزنامه نگاران، هنرکندان، دانشجویان، سیاستمداران و.. بدون هیچ دلیل محکمه پسند جایز است؟
17. آیا گرفتن اقرار زیر شکنجه های قرون وسطایی در وزارت مخوف اطلاع دولت اسلامی جایز است؟
18. آیا پرونده سازی جهت تخریب و قلع و قمع دیگر اندیشه ها جایز است؟
و….سوالهای ازین دست بسیار است؛کافیست به دفاتر محترمتان بفرمایید فهرستی از اقداماتی که موجب این سوالها میشود را تهیه کنند.
اگر پاسختان به این سوالها مثبت و کار حکومت جمهوری اسلامی را در برخورد با مردم مظلوم ایران تایید می کنید که حساب ما و شما معلوم است و حضرت امیر تکلیف علمایی چون شما را برای ما تعیین کرده اند؛
لیک اگر پاسختان به این سوالها منفیست، بفرمایید:
1. تمکین به ولی فقیهی که چنین ددمنشانی را برای حمله به مردم تهییج میکند چیست؟
2. ولی فقیه بی وجدانی که بر این شرایط صحه میگزارد و بسیجیان را برای حمله به ناموس مردم و کشتن آنها مسلح میکند محاکمه و عزلش واجب نیست؟
و سوال اخر:
من و دوستان بسیارم که در خیابانها زنان و مردان را در حال پرپر زدن و تیر خوردن می بینیم شبها خواب نداریم، نمیدانم تو به عنوان یک مرجع چه حالی داری؟
اگر هنوز ذره ای دین و شرف دارید از مردم دفاع کنید…
خدا به حساب همه خواهد رسید
بترسید از روزی که صبر خدا لبریز شود…
ایا شما توان آنرا می بینید که پاسخ خداوند مقتدر را در مورد این همه خونهای بیگناهانی که ولی فقیه منصوب شما ریخته است را بدهید!
حاشا که بتوانید! در جایی که علی بواسطه فقر یکی از مردمش، دست در آتش میکند تو کجا مجال سخن خواهی داشت!
در جایی که علی از داغ یک یهودی سر در چاه می کند و درخواست مرگش را میکند تو کجا توان کلام گفتن و توجیه خواهی داشت!
به خود آیید قبل از آنکه شمشیر خدا شما را بخود آورد…
ای علمای اسلام کاری کنید تا وقت باقیست….در پایان جملات تاریخی عیسی را به یاد شما می آورم که به فقها و شیوخ بین اسراییل فرمود:
“ای ریاکاران بدرستی که شما این میکنید تا کیسه های خود را پر کنید(انجیل برنابا – فصل سی و دوم)
“ای کاتبان و فقها! بدرستی که شما بر دوشهای دیگران بارهایی می نهید که کشیدن آن را نتوان!” (انجیل برنابا – فصل سی و دوم)
“هر شری جز این نیست که در جهان بواسطه فقها داخل شده!” (انجیل برنابا – فصل سی و دوم)یک جوان ایرانی که او هم شاید امروز و فردا به گلوله ولی فقیه منصوب شما از خاک خون آلود ایران پرکشد…



لباس شخصی های مسلح کیستند؟

مرجع یکی از عکسها http://freedomvatan.blogspot.com

این فرد لباس شخصی که سوار بر موتور ٧۵٠ سی سی  با کلت به مردم تیر اندازی میکند کیست؟

http://freedomvatan.blogspot.com/2009/06/blog-post_9080.html

این موتورها نیاز به مجوز وزارت اطلاعات دارند

این فرد نامش سید حسن میرکاظمی است

این فرد مسئول بسیج الهادی واقع در شمس آباد است

این فرد مدیر عامل کارخانه دنیای فلز است

این فرد از بانک کشاورزی در چند سال گذشته ١٧۵ میلیارد تومان وام گرفته است

 

مدرک زیر را ببینید

http://i44.tinypic.com/2i9mo0p.jpg

این لینک رو هم ببینید از مجله دنیای اقتصاد که این شخص در عکس دیده میشود اما در سال ٨۶ مدیر عامل شخص دیگری بوده است

http://www.donya-e-eqtesad.com/Default_view.asp?@=52315

چه کسی میداند این حرام زاده ناسید تا به حال چند ندا را به خون غلتانده است؟


آیت‌الله حسینعلی منتظری سه روز عزای عمومی اعلام کرده است. او مقاومت مأموران در برابر مردم را «حرام شرعی» خوانده است. اعلامیه‌ی شماره‌ی شش میرحسین موسوی نیز در مورد کشته‌شدگان وقایع اخیر است.

 

بنابر گزارش خبرگزاری‌ رویترز، آیت‌لله منتظری روزهای چهارشنبه، پنج‌شنبه و جمعه را عزای عمومی اعلام کرده است. در سایت دفتر آیت‌الله منتظری هنوز (تا غروب یکشنبه) اعلامیه‌ی مربوط به این موضوع منعکس نشده است.

 

آن‌گونه که در سایت «امروز» وابسته به "اصلاح‌طلبان" و تعدادی سایت دیگر آمده است، اعلامیه‌ی آیت‌الله منتظری در مورد کشته‌شدگان وقایع اخیر با ابراز تأسف و تسلیت آغاز می‌شود. سپس در آن می‌آید: «این‌جانب ضمن تسلیت این ضایعه و ابراز همدردی با آحاد داغدار ملت، روزهای چهارشنبه، پنجشنبه و جمعه را عزای عمومی اعلام می کنم و با حمایت قاطع خود از حرکتهای غیرخشونت بار ملت مسلمان برای دفاع از حقوق حقۀ خود در چارچوب قانون متقن اساسی جمهوری اسلامی که جمهوریت را رکن اصلی نظام می داند، هرگونه اقدامی که منجر به ضرر غیر قابل جبران به جمهوریت نظام گردد را جایز نمی‌دانم.»

 

در پایان این بیانیه‌ی کوتاه آمده است که آیت‌الله «هرگونه مقاومت در این راستا، به خصوص ضرب و شتم و کشتار ملت را مصداق بارز مخالفت با اصول اساسی اسلام مبنی بر حاکمیت ملت بر سرنوشت خود دانسته» و «حرام شرعی» اعلام می کند.


چند سوال از محضر حضرت "آیت الله" خامنه ای: ۱) آیا کسی‌ که در راه مبارزه برای آزادی و مخالفت با تقلب کشته شود، شهید محسوب می‌‌شود؟ آیا کسانی‌ که او را کشته اند، کافر و منافق و محارب با خدا نیستند؟ ۲) آیا اگر رهبر یک حکومت تقلب در آرای مردم بکند، از عدالت ساقط می‌‌شود؟ ۳) وقتی‌ رهبر یک حکومت از عدالت ساقط شود آیا می‌‌شود به او لقب "آیت الله" داد؟ ۴) وقتی‌ رهبر یک حکومت از عدالت ساقط شود، آیا تبعیت از او حرام می‌‌شود؟ ۵) آیا امام زمان از رهبری که تقلب کند، راضی‌ و خشنود خواهد بود؟! ۶) آیا رهبری که تقلب در انتخابات می‌‌کند به مثابه حاکم جبار و مستکبر تلقی‌ می‌‌شود؟ در چنین صورتی‌ آیا جهاد بر علیه حاکم جبار، وظیفه هر مسلمانی می‌‌شود؟ ۷) آیا شما چنین رهبری نیستید؟





سلام:ساعاتی پس از اعلام نتایج دهمین دوره انتخابات ر یاست جمهوری ایران، برخی از چهره های سیاسی و اجتماعی و همچنین روزنامه نگاران ایرانی که در شمار هواداران دو نامزد اصلاح طلب این انتخابات بودند، توسط نیروهای امنیتی در تهران و شهرهای مختلف ایران بازداشت شدند.

به گزارش سلام این بازداشت ها که از روز شنبه ۲۳ خرداد آغاز شده بر اساس گزارش های دریافتی از ایران همچنان ادامه دارد. برخی از گزارش ها از بازداشت های وسیع در شهرستان های ایران حکایت می کند که شماری کثیری از این افراد را دانشجویان معترض تشکیل می دهند.

اخبار مربوط به بازداشت های پس از اعلام نتایج انتخابات ایران در صورت رخداد تایید شده تازه، روزآمد خواهد شد.

فائزه هاشمی

فائزه هاشمی، از فرزندان اکبر هاشمی رفسنجانی رئیس مجلس خبرگان رهبری و رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام ایران است. خانم هاشمی مدیر مسئول روزنامه توقیف شده "زن" و از نمایندگان مجلس در دوره پنجم است. خانم هاشمی از حامیان نامزدی میرحسین موسوی است و در جریان اعتراضات مردمی نیز با حضور در جمع معترضان در خیابان، از اعتراض آنها حمایت کرده بود. وی یک روز پس از بازداشت بعد از ظهر روز یکشنبه (31 خرداد) آزاد شد.

سعید حجاریان

سعید حجاریان از اعضای دفتر مرکزی حزب جبهه مشارکت ایران اسلامی و از چهره‌های جنبش دوم خرداد و معروف به نظریه پردازان جریان اصلاحات است. آقای حجاریان در سال ۱۳۷۸ در مقابل شورای شهر تهران مورد سوء قصد نافرجام قرار گرفت اما بر اثر این سو قصد، دچار اختلالات گفتاری و در حال حاضر بدون صندلی چرخدار قادر به حرکت نیست. آقای حجاریان از موسسان وزارت اطلاعات ایران است و مدتی هم در زمان ریاست جمهوری محمد خاتمی روزنامه "صبح امروز" را منتشر کرد که در اردیبهشت ۱۳۷۹ توقیف شد.

محمد عطریانفر

محمدعطریانفر از اعضای هیات موسس و شورای مرکزی حزب کارگزاران سازندگی ایران است. آقای عطریانفر در خلال سال های ۱۳۶۸ تا ۱۳۷۲ در دوران وزارت کشوری عبدالله نوری مدیر کل سیاسی این وزارتخانه بود. او پیش از این نیز رئیس حفاظت اطلاعات نیروی انتظامی بود. تا پیش از انتخاب محمود احمدی نژاد به عنوان شهردار تهران، آقای عطریانفر سردبیر روزنامه همشهری بود که متعلق به شهرداری تهران است.

محسن امین زاده

محسن امین زاده رئیس ستاد ائتلاف اصلاح طلبان حامی میرحسین در دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری بود. آقای امین زاده از دانشجویان حامی تسخیر سفارت آمریکا در تهران بود که بعدها از موسسان جبهه مشارکت ایران اسلامی شد. او به مدت هشت سال معاون وزیر خارجه ایران در زمان ریاست جمهوری محمد خاتمی بوده است.

مصطفی تاج زاده

مصطفی تاج زاده عضو شورای مرکزی جبهه مشارکت و از اعضای سازمان مجادهدین انقلاب اسلامی است. این دو تشکل سیاسی اصلاح طلب در دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری ایران از نامزدی میر حسین موسوی حمایت می کردند. آقای تاج زاده در دولت محمد خاتمی مدتی معاون وزارت کشور ایران بود.

عبدالله رمضان زاده

عبدالله رمضان زاده، سخنگوی دولت محمد خاتمی پس از استعفای عطاالله مهاجرانی است. آقای رمضان زاده پیش از این رئیس اداره‌ طرح و برنامه‌ وزارت کشور، مدیر کل سیاسی وزارت کشور و استاندار کردستان بوده است. او اینک از اعضای شورای مرکزی جبهه مشارکت ایران اسلامی است.

محمد علی ابطحی

محمد علی ابطحی روحانی اصلاح طلب و از چهره‌های جنبش اصلاحات در ایران است. او در دولت محمد خاتمی مدتی رئیس دفتر رئیس‌جمهور بود و سپس به معاونت پارلمانی و حقوقی ریاست جمهوری ایران برگزیده شد. آقای ابطحی در این دوره از انتخابات پس از کناره گیری محمد خاتمی از نامزدی در انتخابت، از نامزدی مهدی کروبی دبیرکل حزب اعتماد ملی حمایت کرد.

بهزاد نبوی

بهزاد نبوی از اعضای سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی ایران است. او در دولت اول میر حسین موسوی، وزیر مشاور در امور اجرایی بود. آقای نبوی در دوره ششم مجلس شورای اسلامی نماینده تهران شد و از نواب ریاست این مجلس بود و صلاحیت او برای نامزدی در دوره هفتم مجلس از سوی شورای نگهبان رد شد.

محسن میردامادی

محسن میردامادی دبیرکل جبهه مشارکت ایران اسلامی است. آقای میردامادی از دانشجویان مسلمان پیرو خط امام بود که در ۱۳ آبان ۱۳۵۸ سفارت آمریکا در تهران را به اشغال درآوردند. آقای میردامادی در مجلس ششم نماینده و رئیس کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی بود، اما صلاحیت او برای انتخابات مجلس هفتم مورد تأیید شورای نگهبان قرار نگرفت.

محسن صفایی فراهانی

محسن صفایی فراهانی رئیس سابق فدراسیون فوتبال و رئیس هیات اجرایی جبهه مشارکت ایران اسلامی است. در یکی از مناظره های تلویزیونی در جریان رقابت های دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری، محمود احمدی نژاد اتهام هایی را متوجه آقای صفایی فراهانی کرده بود که به واکنش منفی و تصمیم به شکایت از سوی آقای فراهانی منجر شد.

هدایت الله آقایی

هدایت الله آقایی عضو شورای مرکزی حزب کارگزاران سازندگی ایران است که در دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری از نامزدی میرحسین موسوی حمایت می کرد.

عیسی سحرخیز

عیسی سحرخیز از چهره های فعال سیاسی و مطبوعاتی در ایران است که در دوره ریاست جمهوری محمد خاتمی مدتی مدیرکل مطبوعات داخلی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی بود.

داوود سلیمانی

داوود سلیمانی از اعضای شورای مرکزی جبهه مشارکت ایران اسلامی است. آقای سلیمانی از نمایندگان مجلس ششم بود که صلاحیت او برای شرکت در انتخابات مجلس هفتم مورد تایید شورای نگهبان قرار نگرفت.

علی تاجر نیا

عـلـی تاجرنیا از مسئولین ستاد تهران میرحسین موسوی نامزد دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری است. آقای تاجرنیا از اعضای جبهه مشارکت ایران اسلامی و از نمایندگان اصلاح طلب مردم مشهد در مجلس ششم است.

جهانبخش خانجانی

جهانبخش خانجانی سخنگوی وزارت کشور در دولت محمد خاتمی و عضو حزب کارگزاران سازندگی است. آقای خانجانی دراین دوره از انتخابات معاون تبلیغات و اطلاع رسانی ستاد استان تهران میر حسین موسوی بود.

محمد توسلی

محمد توسلی نخستین شهردار تهران بعد از انقلاب اسلامی است. او عضو شورای مرکزی و رئیس دفتر سیاسی نهضت آزادی ایران است. این نهضت آزادی از مهدی کروبی و میرحسین موسوی هر دو نامزد اصلاح طلب دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری حمایت می کرد.

احمد زید آبادی

احمد زیدآبادی روزنامه نگار و دبیرکل سازمان ادوار تحکیم است که در این دوره از انتخابات از نامزدی مهدی کروبی حمایت می کرد.

سعید لیلاز

سعید لیلاز از مدیران اقتصادی در دولت محمد خاتمی است. او از نامزدی میرحسین موسوی در انتخابات حمایت کرده است.

عبدالفتاح سلطانی

عبدالفتاح سلطانی وکیل دادگستری،عضو کانون مدافعان حقوق بشر و عضو هیات مدیره کانون وگلای دادگستری است. او وکالت چندین پرونده‌ که دارای جنبه حقوق بشری است را دارا است.

محمد قوچانی

سردبیر روزنامه اعتماد ملی ارگان حزب اعتماد ملی است که در دبیر کل آن، مهدی کروبی نامزد دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری ایران بود.

شهاب طباطبایی

شهاب طباطبایی، رئیس ستاد جوانان حامی میر حسین موسوی است.

بهمن احمدی امویی

بهمن احمدی امویی روزنامه نگار و از نویسندگان اصلاح طلب است.

ژیلا بنی یعقوب

ژیلا بنی یعقوب روزنامه نگار و از نویسندگان اصلاح طلب و از فعالان حقوق زنان است.

کیوان صمیمی

کیوان صمیمی مدیر مسئول ماهنامه نامه و از چهره های نزدیک به نیروهای ملی مذهبی است.

عبدالرضا تاجیک

فعال سیاسی و روزنامه نگار و از چهره های نزدیک به نیروهای ملی مذهبی و نهضت آزادی ایران است.

مهسا امر آبادی

مهسا امر آبادی خبرنگار روزنامه اعتماد ملی ارگان حزب اعتماد ملی به دبیرکلی مهدی کروبی است.

محمدرضا جلایی پور

محمد رضا جلایی پور مسئول و سخنگوی پویش حمایت از میر حسین موسوی و فرزند حمیدرضا جلایی پور مدیر مسئول روزنامه توقیف شده "جامعه" است.

سمیه توحید لو

سمیه توحیدلو کارشناس ارشد جامعه شناسی و فعال سیاسی و نویسنده وبلاگ بر ساحل سلامت است. خانم توحید لو از وبلاگ نویسان حامی میرحسین موسوی است.

ابراهیم یزدی

ابراهیم یزدی دبیر کل نهضت آزادی ایران و وزیر امور خارجه دولت موقت نیز در حالی که برای معالجه به بیمارستان رفته بود بازداشت شد اما بعد آزاد شد.

همچنين بايد اسامي افرادي همچون عماد بهاور،از اعضاي شاخه جوانان نهضت آزادي ايران،جواد امام از اعضاي شاخه تهران سازمان مجاهدين انقلاب،سعيد نور محمدي از اعضاي شاخه جوانان جبهه مشاركت،محسن باستاني مسئول شاخه اصفهان سازمان مجاهدين انقلاب و مهرداد بال افكن از اعضاي شاخه اصفهان سازمان مجاهدين انقلاب را به اين ليست اضافه كرد.



فائزه هاشمی آزاد شد

طبق گزارش های رسیده فائزه هاشمی دختر اکبر هاشمی رفسنجانی، رئیس مجلس خبرگان و مجمع تشخیص مصلحت نظام ایران که روز گذشته بازداشت شده بود، آزاد شده است.

حسن لاهوتی فرزند فائزه هاشمی در گفت و گو با بخش فارسی بی بی سی خبر بازداشت مادرش را تائید کرده بود.

چهار نفر دیگر از اعضای خانواده هاشمی رفسنجانی نیز که توسط نیروهای امنیتی بازداشت شده بودند، ساعاتی پیش از آزادی خانم هاشمی، آزاد شدند.

خبرگزاری های نیمه رسمی ایران گفته بودند که خانم هاشمی روز گذشته در خیابان آزادی تهران و در حین ناآرامی ها بازداشت شده بود. هیچ مرجع رسمی در باره این بازداشت اظهارنظری نکرده است.

اخیرا رسانه های حامی دولت بخشی از حملات خود را متوجه فرزندان آقای رفسنجانی کرده اند. این امر به خصوص پس از آن که محمود احمدی نژاد در مناظره تلویزیونی خود با میرحسین موسوی از فرزندان رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام نام برد، تشدید شد.

فائزه هاشمی در حین مبارزات انتخاباتی اخیر از میرحسین موسوی حمایت می کرد و در چند تجمع به نفع آقای موسوی سخن گفت.

آقای هاشمی رفسنجانی که در انتخابات دور پیشین ریاست جمهوری از محموداحمدی نژاد شکست خورد، طی چهار سال گذشته از منتقدان عملکرد او بوده است.

به دنبال اعلام نتایج انتخابات اخیر، چندین شهر ایران شاهد ناآرامی هایی بوده که بر اثر آن تا کنون دهها نفر کشته و تعداد زیادی زخمی شده اند. همچنین تعداد زیادی از فعالان سیاسی منتقد دولت طی روزهای اخیر بازداشت شده اند.

آقای هاشمی پس از انتخابات اخیر اظهارنظری نکرده و تا کنون سکوت پیشه کرده است که این خود باعث بروز شایعات و گمانه زنی های بسیاری شده است.

فائزه هاشمی در دور پنجم انتخابات مجلس شورای اسلامی دومین رای تهران را کسب کرد اما در انتخابات دور ششم که اصلاح طلبان مجلس را در کنترل خود داشتند، از راهیابی به مجلس باز ماند. او عروس آیت الله لاهوتی است که در دوران انقلاب برای مدتی فرمانده کمیته و نماینده دور اول مجلس نیز بود.

او همچنین مدیر مسئول روزنامه توقیف شده "زن" است.


از ایران گزارش شده است که امروز (یکشنبه 31 خرداد) تجمعی از معترضین به نتایج انتخابات ایران در مرکز تهران برگزار شده است.

برخی از گزارشها تعداد تجمع کنندگان را چند هزار نفر گزارش کرده اند اما بدلیل محدودیتهای رسانه ای اعمال شده در ایران از تعداد دقیق تجمع کنندگان و اینکه آیا این تجمعات به خشونت گراییده است یا خیر اطلاعی در دست نیست.

در همین حال برخی دیگر از گزارشها نیز حاکی است که تجمعات اعتراض آمیزی در تعدادی دیگر از شهرهای ایران رخ داده است که اطلاع دقیقی از چند و چون آنها نیز در دسترس نیست.

همچنین از تهران گزارش شده است که امشب نیز مانند شبهای گذشته مردم بر بام های منازل در تهران ندای الله و اکبر سر داده اند. برخی از شاهدان عینی می گویند که به نظر می رسد بانگ الله و اکبر در مقایسه با شبهای گذشته بیشتر شده است.

از سوی دیگر به نقل از مقامات نیروی انتظامی تهران گزارش شده است که امروز تهران در مقایسه با روزهای گذشته نسبتا آرامتر بوده است.

کشته های درگیریهای شنبه

پیشتر تلویزیون دولتی ایران گزارش داد که در درگیری های معترضان به نتایج انتخابات و نیروی های امنیتی عصر روز شنبه (30 خرداد) در تهران "ده نفر" کشته و "یکصد نفر" زخمی شده اند. پیش از این نیز گزارش شده بود که هشت نفر در درگیرهای یکی دو روز پس از اعلام نتایج انتخابات کشته شده اند

این در حالی است که آمار تایید نشده حاکی از کشته شدن تعداد بیشتری از معترضان است.

این درگیری ها در خیابان آزادی که قرار بود به دعوت مجمع روحانیون مبارز در آن راهپیمایی برگزار شود، رخ داده و به گزارش تلویزیون دولتی ایران "عناصر اغتشاشگر عصر روز شنبه مسیر میدان انقلاب تا آزادی را به آشوب کشیدند و مقدسات ملت را مورد تعرض قرار دادند."

بنابر این گزارش، سرتیپ احمدرضا رادان معاون فرمانده نیروی انتظامی، گفته است که نیروی انتظامی برای پراکنده کردن آشوبگران از هیچ گونه سلاح گرم استفاده نکرده است. او گفت "وجود اشرار و عناصر نفوذی گروهکهای تروریستی در داخل جمعیت و استفاده آنان از انواع سلاح گرم و سرد عامل اصلی تلفات آشوب های دیروز است."

درگیری های روز شنبه 30 خرداد در خیابان انقلاب، میدان انقلاب، خیابان آزادی، خیابان اسکندری، خیابان فرصت، صادقیه، خیابان کارگر شمالی، بلوارکشاورز، میدان ولی عصر، گیشا، ستارخان، پل حافظ، میدان توحید و نقاط دیگر گزارش شده بود.



+ نوشته شده توسط سعیدسعیدی در یکشنبه سی و یکم خرداد 1388 و ساعت 23:48 | Donbaleh Balatarin

 

بنا بر گزارش CNN، سفارت خانه های خارجی در تهران حاضر به پذیرش و درمان مجروحین هستند.پذیرش مجروحان توسط سفارتخانه های کشورهای اعلام شده در تهرانسفارت انگلستان مجروحان را می پذیرد: خیابان فردوسی - پلاک 198سفارت پرتغال مجروحان را می پذیرد: ولیعصر -خ عباس پور-خ نظامی پلاک 30سفارت نروژ مجروحان را می پذیرد: پاسداران شمالی -8تم کوهستان پلاک 412سفارت بلژیک مجروحان را می پذیرد: خ شهید فیاض بخش -خ شبدیز-کوچه بابک پلاک 3سفارت آلمان مجروحان را می پذیرد: خ استاد مطهری -خ سربداران-کوچه جهان سوز پلاک 30سفارت استرالیا مجروحان را می پذیرد: خیابان خالد اسلامبولی خیابان 23 شماره 13 تلفن 88724456
 

 
صادر نشدن مجوز برای تجمع و راهپیمایی و نیز سرکوب شدید تجمعات مسالمت آمیز  مردمی ، مردم را به خلق شیوه های جدید تر اعتراض واداشته است.

به گزارش خبرنگار "کلمه"  مشاهدات و شنیده ها از سطح شهر ها حاکی است، مردم تصمیم گرفته اند فردا دوشنبه اول تیرماه  و از ساعت 5 تا شش بعد از ظهر و به نشانه ی اعتراض و نیز همدردی با شهدای شنبه سی ام تیر ماه چراغ های اتومبیل خود را روشن کنند. 

به نظر می رسد این شیوه ی جدید اعتراض در پی ممانعت بی سابقه و برخورد شدید نیروهای نظامی و شبه نظامی با مردم باشد.

 
 
 
 
+ نوشته شده توسط سعیدسعیدی در یکشنبه سی و یکم خرداد 1388 و ساعت 22:51 | Donbaleh Balatarin


شب گذشته (31 خرداد ماه ) افراد لباس شخصی در ساعت دو بامداد وارد منزل مهندس کورش زعیم عضو شورای مرکزی جبهه ملی ایران شده و پس از تفتیش منزل وی و مصادره دو دستگاه کامپیوتر و دستنوشته ها و کتابها ، وی را بازداشت و به محل نا معلومی منتقل نمودند. هنوز خبر دقیقی از علت بازداشت و محل نگهداری وی در دست نیست.مهندس کوروش زعیم متولد 1318 از اعضای برجسته جبهه ملی ایران ،عضو شورای مرکزی میباشد .آثار متعددی از مهندس زعیم در زمینه های علمی مثل خود آموز ساختمان و تاریخی انتشار یافته است که میتوان ازکتاب" تاریخچه جبهه ملی از پیدایش تا کودتای 28 مرداد" نام برد. چندین اثر ادبی نیز توسط ایشان ترجمه شده است از جمله "آزادی و مسئولیت روشنفکران "نوشته کارل پوپر. کورش زعیم با تاسیس کانون اندیشه و سخن و با تحقیق در زمینه های اقتصادی ،کشاورزی و صنعتی به عنوان یک پژوهشگر در ایران مطرح میباشد.او بار ها توسط ماموران جمهوری اسلامی بازداشت و بازجویی شده است.

بازداشت اعضای ستاد میرحسین موسوی

خبرنامه امیرکبیر: روز گذشته تعدادی از اعضای ستاد مهندس میرحسین موسوی بازداشت شدند.

 در بین اعضای بازداشت شده ستاد میرحسین موسوی تعدادی از دانشجویان نیز وجود دارند.

 برخی از افراد بازداشت شده ستاد میرحسین موسوی عبارتند از:

 

۱- احسان باکری
۲- علی وفقی
۳- حمزه غالبی
۴- سعید نیکخواه
۵- همایی
۶- فتاحی
۷- ذاکری


صدراعظم آلمان خواستار بازشماری آرای انتخابات در ایران شد

آنگلا مرکل، صدراعظم آلمان، روز یکشنبه (۲۱ ژوئن / ۳۱ خرداد) در برلین گفت: «آلمان در کنار انسان‌هایی در ایران ایستاده است که خواستار حق خود برای آزادی بیان و اجتماعات هستند». مرکل از رهبران ایران مصرانه خواست که به مردم اجازه‌ی تظاهرات مسالمت‌آمیز بدهند و علیه تظاهرکنندگان خشونت اعمال نکنند. صدراعظم آلمان همچنین خواهان آزادی بازداشت‌شدگان و اجازه‌ی خبررسانی آزاد برای رسانه‌ها شد. مرکل افزون بر آن خواستار بازشماری آرای انتخابات ریاست جمهوری و رعایت حقوق بشر در ایران شد و گفت که ایران نیز موظف است به حقوق شهروندی احترام بگذارد.


هوای عالی یزدعلت مشارکت140درصدی!
دانشجو :بدلیل فصل بهار و مسافرت پنج شنبه و جمعه میزان مشارکت در بعضی از حوزه ها افزایش داشته است و استان مازندران را به طور مشخص نام برده اند ، خراسان جنوبی و شمالی و رضوی با همان پراکندگی جمعیتی 23 حوزه آن مشارکت بالای 95 درصد داشته اند مازندران فقط ده حوزه رای گیری با مشارکت 95 درصدی دارد حوزه کویری کرمان با داشتن مشارکت بالای 95 درصد در 9 حوزه رای گیری با استان مازنداران برابری می کند. حوزه ای مانند شهر اردبیل که که اکنون در بین شهرهای ایران بهترین آب و هوا را داشته و مناسبترین مکان برای مسافرت است فقط در یک حوزه دارای مشارکت 97 درصدی بوده است.
دانشجو رئیس ستاد انتخابات وزارت کشور که قبلا اعلام کرده بود ، انتشار لیست تفکیکی صندوقهای رای خلاف قانون است و عملی غیرقانوی بوده و وزارت کشور به انتشار آن تن نمی دهد بالاخره پس از نه روز از گذشت انتخابات ،البته بصورت ناقص اقدام به انتشار لیستی از آراءتفکیکی برخی حوزه ها نمود.

به گزارش خبرنگار "تابناک"، دانشجو که باردیگردر برنامه 45 دقیقه شبکه خبر حاضر شده بود بنظر می رسید که اینبار سعی دارد حداقل بعنوان رئیس ستاد انتخابات کشور - که بایستی ملجا و حامی آرا همه کاندیدا ها باشد - با شبه زدایی و شفافیت کامل و تشریح و تبیین وضعیت انتخاباتی ضمن آرام کردن شرایط موجود، فضایی ایجاد نماید تا شکایات کاندیداها را بی ربطی با قوانین و مقررات کشور ادعاهای آنان را کاملا بی اساس و صد در صد غیره موجهه جلوه دهد.

وی که به گزارش پايگاه اطلاع رساني وزارت كشوربرای پاسخ به برخي شبهات در خصوص فرآيند برگزاري دهمين دوره انتخابات رياست جمهوري در این برنامه حاضر شده بود در خصوص مشاركت بالاي 95 تا 100درصد در برخي از حوزه های انتخابیه گفت: در دوره‌هاي متعدد برگزاري انتخابات رياست جمهوري شاهد مشاركت بيش از صددرصد در مناطق مختلف كشورمان بوديم و اين تنها محدود به اين دوره از انتخابات نمي‌شود بطوري كه در دوره ششم مجلس شوراي اسلامي كه مشاركت حدود 54 درصد بود در 64 حوزه شاهد آراي بالاتر از 95 تا صددرصد بوديم و اين موضوع در انتخابات مجلس هشتم كه ميزان مشاركت معادل 55 درصد بود نيز در 49 حوزه حاصل شد ، اين ميزان در انتخابات رياست جمهوري نهم كه مشاركت معادل 62 درصد بود نيز در 42 حوزه رقم خورد ،بنابراین در اين دوره از انتخابات که با مشاركتي حدود 85 درصد - يعني بيش از 22 درصد نسبت به انتخابات گذشته - وجود مشاركت بالاي 95 تا صددرصد در 40 حوزه انتخابیه به نسبت دوره های قبل امری عادی است.

رئيس ستاد انتخابات كشور اما درخصوص علت وقوع اين پدیده گفت: برخي استان ها و شهرستان ها در فصل بهار و تابستان مسافرپذير هستند. و از همين روست كه برخي از شهرستان هاي استان مازندران كه معمولاً پنج شنبه و جمعه مسافراني از اقصي نقاط كشور دارد مشاركت بالاي 100 درصد را داشته باشند.

هرچند کامران دانشجو تا پیش از روی کار آمدن دولت نهم تجربه چندانی در امر برگزاری انتخابات نداشت اما انتظار می رفت پس از انتصابش به عنوان استاندار تهران و به دنبال آن معاون سیاسی وزیر کشور ،این موضوع اجتماعی- روانی انتخابات را در این مدت تجربه کرده و به این نتیجه رسیده باشند که بین انتخابات شوراها ، مجلس و ریاست جمهوری تفاوت های بسیاری وجود دارد.

اما فارغ از این موضوع در مورد این ادعای وی که فقط در 40 حوزه مشارکت بالای 95 تا صد در صدی داشته اند و دلیل آنرا مسافرپذیری برخی از استانها و شهرستانها در فصل بهار! ذکر کرده و شهرستانهای استان مازندران !!!! که معمولا در پنج شنبه و جمعه مسافرینی از اقصی نقاط کشور دارد را بعنوان شاهدی برای مدعای خود بیان کرد ه اند ،بیان نکات زیر برای روشن شدن ادعای وی ضروری است؛ نخست در مورد تعداد حوزه ها که ایشان رقم 40 را برای مشارکت آنها ذکر کرده اند آخرین آمار که توسط خود وزارت کشور انتشار یافته است رقم 125 حوزه را نشان می دهد که بین 95 تا 140 درصد مشارکت داشته اند.
و در این بین استان یزد با داشتن پنج حوزه رای گیری با آراء بالاتر از 100 درصد و وجود حوزه "تفت" با میزان مشارکت 141 درصد ، رکوردار میزان آراء اخذ شده در بین حوزه های رای گیری کل کشورمحسوب می گردد.

آقای

ارائه صحیح کلیه اطلاعات به مردم خصوصا تعداد آراء آنها، شاید در انتخابات گذشته که حساسیت در جامعه وجود نداشته است توجیح پذیر باشد اما چگونه می توان در این برهه حساس و دقت افکار عمومی با بیان این مطلب که در دوره های گذشته این موضوع انجام نشده است توجیهات غیرمنطقی انجام داد! اکنون بایستی افکار عمومی که این موضوع را زیر ذره بین برده اند اقناع نمود و این عمل فقط با دادن اطلاعات صحیح و جزیی مرتفع می گردد و این رسالتی است که ستاد انتخابات کشور بایستی عهده دار گردیده و بنحو احسن انجام دهد.
+ نوشته شده توسط سعیدسعیدی در یکشنبه سی و یکم خرداد 1388 و ساعت 15:50 | Donbaleh Balatarin






هاشمی رفسنجانی در کانون خبر و شایعه

 

فشار بر اکبر هاشمی رفسنجانی فزونی گرفته است. پنج تن از اعضای خانواده‌ی او از جمله فائزه هاشمی را دستگیر کرده‌اند. در مورد هاشمی رفسجانی و تلاش‌هایی که از طریق مجلس خبرگان رهبری پیش می‌برد، بازار شایعه داغ است.

 

شبکه‌ی "ایران"، که سایت خبری‌ای وابسته به دولت است اعلام کرده که پنج تن از اعضای خانواده اکبر هاشمی رفسنجانی که در بین آنها فائزه هاشمی نیز به چشم می‌خورد، شامگاه شنبه (۳۰ خرداد) «توسط ماموران امنیتی شناسایی و با حکم مرجع قضایی دستگیر شدند». در خبر شبکه‌ی "ایران" همچنین آمده است که دستگیرشدگان در تظاهرات خیابان آزادی شرکت داشته و عامل « تحریک و تشویق» معترضان بوده‌اند. در ادامه‌ی خبر آمده است: « گفته می‌شود یکی دیگر از فرزندان هاشمی رفسنجانی نیز روز گذشته در ناآرامی‌های میدان توحید حضور داشته که پس از شناسایی بلافاصله متواری شده است.» این خبر را تا کنون (ظهر یکشنبه) هیچ منبع دولتی دیگری تأیید نکرده است. تحقیقات ما حاکی از درستی اصل خبر دستگیری است.

پیشتر سایت‌های وابسته به دولت اعلام کرده بودند که مهدی و فائزه رفسنجانی ممنوع الخروج شده‌اند. این خبر بعدا تکذیب شد.

فشار بر اکبر هاشمی رفسنجانی

دستگیری پنج تن از اعضای خانواده‌ی هاشمی رفسنجانی جزئی از فشارهایی است که این روزها بر این روحانی پرنفوذ دستگاه قدرت وارد می‌شود. آیت‌الله سیدعلی خامنه‌ای، ولی فقیه جمهوری اسلامی، در نماز جمعه‌ی اخیر صریحا از هاشمی رفسنجانی نام برد و به وجود اختلاف میان خود و او اشاره کرد. او گفت: «در موارد متعددی با آقای هاشمی اختلاف نظر داریم، اما مردم نباید دچار توهم شوند.» آیت‌الله خامنه‌ای خود هاشمی رفسنجانی را از فساد مالی بری دانست و در مورد وابستگان او گفت که اتهام‌های آنها بایستی بررسی شوند.

در همان نماز جمعه اعلامیه‌های فراوانی علیه هاشمی رفسنجانی و خانواده‌اش در میان حاضران پخش شده است.

اعلامیه‌ی مجلس خبرگان

اکبر هاشمی رفسنجانی رئیس مجلس خبرگان است. اعلامیه‌های اخیر مجلس خبرگان امضای او را در پای خود ندارند. آخرین اعلامیه‌ی مجلس خبرگان در پشتیبانی از سخنان آیت‌الله خامنه‌ای در نماز جمعه است. این اعلامیه را دبیرخانه‌ی مجلس خبرگان صادر کرده است. در پای آن امضای محمد یزدی قرار دارد که رئیس دبیرخانه است. در این اعلامیه آمده است: «متأسفانه از آنجا که دشمن نمى‌توانست شاهد این همه پایدارى، عزت، اقتدار و همدلى باشد؛ با زمینه‌سازى‌هاى گسترده و قبلى، به وسیله عوامل دست‌نشانده‌ی خود، اغتشاشات و آشوبهایى را بوجود آورد. ولى به طور قطع حضور آگاهانه و انقلابى مردم در صحنه، پیروى از فرامین داهیانه‌ی رهبرى و نیز انعطاف پذیری و تن دادن به قانون و نظام انتخابات، آرزوهاى دشمن را به طور قطع ناکام خواهد ساخت.»

انتظارها از هاشمی رفسنجانی

هاشمی رفسنجانی پس از مرگ علی مشکینی، توانست «در رقابتی کامل با مصباح یزدی، محمد یزدی و احمد جنتی با کسب اکثریت آرا به عنوان رییس مجلس خبرگان انتخاب شود.» (آفتاب‌نیوز) از آن هنگام تا کنون دو سال گذشته است. حد نفوذ واقعی او در مجلس خبرگان را این روزها بهتر می‌توان محک زد.

شایعاتی در این باره وجود دارد که او می‌کوشد از طریق مجلس خبرگان، حرکات رهبر جمهوری اسلامی را مهار کند. از طرف دیگر، در وبگاه "رویه"، که روز یکشنبه به دنبال شکایت معاونت حقوقی ریاست‌جمهوری فعالیت خود را متوقف کرد، خبری با عنوان «جلسه فوری مجلس خبرگان» درج شده است. منبع اعلام نشده‌ی خبر موضوع احتمال استعفای هاشمی رفسنجانی از ریاست مجلس خبرگان را طرح کرده و گفته بود: «اکنون همه دشمنان داخلی و خارجی منتظرند تا ببینند هاشمی چگونه از قدرت و در اصل از انقلاب خارج می‌شود و به این گونه رهبری معظم انقلاب را تنها می‌گذارد.»

در همین وبگاه خبری نیز در مورد دیدار هاشمی رفسنجانی با بعضی مراجع درج شده بود. در این خبر آمده بود که «به نظر می‌رسد نیمی از نمایندگان مجلس خبرگان رهبری تمایل به تشکیل  "شورای رهبری" دارند.»

این گونه اخبار و شایعات بازتاب وسیعی می‌یابند. توجه ویژه به آنها نشانگر این انتظار است که هاشمی رفسنجانی به زودی واکنشی ویژه به رویدادهای اخیر نشان خواهد داد.


+ نوشته شده توسط سعیدسعیدی در یکشنبه سی و یکم خرداد 1388 و ساعت 15:8 | Donbaleh Balatarin

غیر از دو سه روز اول هفته‌ی پیش، در دیگر روزها، مشهد روزهای آرامی را گذراند. در حالی که هموطنان ما در تهران، تبریز، شیراز، کرمانشاه، بندرعباس و حتا یزد، درخیابان‌ها حضور دارند و رای‌ها خود را فریادمی‌زنند، مشهد‌ی‌ها به آرامی روزها را می‌گذرانند و جز اندکی بحث‌های دوـسه نفره یا تجمع در دانشگاه‌ها, خبری دیگر در سطح شهر نیست. می‌گویند سران ستاد موسوی دستگیرشده‌اند و مشهد رهبر ندارد. اما مردم که هستند. چرا نمی آیید، چرا برای خون‌هایی که رفته‌است، سوگواری نمی کنید، چرا؟ سکوت، خیانت است. کار به جایی رسیده که نیروی انتظامی، فارغ‌البال از مشهدی‌ها، دیگر حضور فیزیکی محسوس هم ندارد. خیلی از دوستان آرزو می‌کردند کاش در ایران بودند، من می‌گویم کاش تهران بودم در کنار خواهران و برادران‌ام. اگر هیچ نمی‌کنید لااقل در هر کوی و برزنی شمعی به یاد رفتگان روشن کنید، در میان مردم خرما توزیع‌کنید، شاید شهروندان این شهر خاموش به خود بیایند. مشهد، در تهران یک شهید داده‌است، مصطفی غنیان، یاد او را زنده کنید ... مجا رفتید مردمانی که پیش از انتخابات شهر را سبز کرده بودید، تصوایر و فیلم‌های اش را بگذارن تا به خود بیایید، شرم می کنم که بگویم مشهدی‌ام


سايت قلم هک شد

طبق اخبار دريافتی، سايت قلم، از حاميان ميرحسين موسوی هک شده است.

گفته می شود خبر مربوط به عدم حضور ميرحسين موسوی در تظاهرات ديروز که به نقل از اين سايت منتشر شده بود نيز جعلی است.



+ نوشته شده توسط سعیدسعیدی در یکشنبه سی و یکم خرداد 1388 و ساعت 14:42 | Donbaleh Balatarin


من اگر برخیزم، تو اگر برخیزی، چه کسی مُهر خموشی بزند، به ندای شرف و  آزادی

به نیروی انتظامی دستور تیر نمی دهند، چرا که از سرپیچی سربازانی می ترسند که خود در میآن جمعیت آشنایانی دارند و در میانِ محل آبرویی. پس کاشتنِ گلوله‌ی جهل و ستم بر اندامِ‌ مردمانِ این وطن بر عهده‌ی مزدورانِ بی هویتی می افتد که دین و شرف به قدرت فروخته اند.

دخترکی ندا نام، که نه سلاحی در دستانِ نرمِ خویش داشت و نه نارنجکی در جیب، طعمه‌ی گلوله‌ی اراذلی می شود که پشتشان به حمایت دستگاهِ مخوف و نظارت‌گریزِ امنیتی گرم است. او البته تنها نبود که شمارِ شهدای راهِ آزادی و آزادگی از چند ده انسان گذشته است. ستاد مهدی کروبی شهادتِ اسف‌بارِ این دخترِ میهن و باقی معترضین صلح‌طلب را به تمامی هموطنان تسلیت می گوید. به امیدِ آن روز که ستم‌پیشگان در بارگاهِ عدلِ و پیشگاهِ وجدان ملت به سزای عملِ خویش برسند و طنینِ ندای آزادی در سرتاسرِ ایران بپیچد.

در اینجا قسمت‌هایی از یادداشت‌های وبلاگ‌هایی را که به این فاجعه انسانی پرداخته اند می آوریم.


حنا: آمدم که بگویم زنده ام ولی خواهرم کشته شد... آمدم بگویم که خواهرم در دستان پدر مرد.... آمدم بگویم که خواهرم آرزوهایی بزرگ داشت...آمدم بگویم که خواهرم که کشته شد سرش به تنش می ارزید... که مثل من دوست داشت روزی موهایش را به دست باد بسپارد ..... که مثل من "فروغ" میخواند و دلش میخواست آزاد زندگی کند و برابر .... و دلش میخواست سرش را بالا بگیرد و بگوید:" ایرانیم".... و دلش میخواست  روزی عاشق مردی شود که موهای آشفته دارد ...و دلش میخواست دختری داشته باشد که گیسوانش را ببافد و برایش در گهواره لالایی بخواند....

خواهرم مرد از بس که جان ندارد.... خواهرم مرد از بس که ظلم پایانی ندارد.... خواهرم مرد از بس که زندگی را دوست داشت....  و خواهرم مرد از بس که مردم را عاشقانه دوست داشت.

خواهرم عزیزم  کاش وقت رفتن چشمانت را میبستی...آخر آخرین نگاهت جانم را میسوزاند.... خواهرکم بخواب.آخرین خوابت شیرین...

 

احمد باطبی:

تو را به جان عزیزت اینطور نگاهم نکن . نگاهت آتشم میزند . نفسم را میگیری ، خفه میشوم . نگاهم نکن . نگاهت تمام زندگی ام را به آتش میکشد عزیز .
یعنی چه ؟ خدایا یعنی چه ؟ خدایا کجایی پس ؟ چرا هر وقت نیازت داریم ناپدید میشوی؟ مگر نه اینکه میگفتی رحمان و رحیمم ، مگر نمی گفتی یار مظلومان ودشمن ستمگرانم ؟ چرا وقت نیاز نابینا میشوی ؟ 30 سال کافی نبود؟ کشتار دهه شصت کافی نبود ؟ کشتار جنگ هشت ساله کافی نبود؟ کشتار 18 تیر کافی نبود ؟ چشمت را باز کن ، اگر آزمایشی بود کردی ، اگر مصلحتی بود انجام دادی ، اگر دور اندیشی بود داشتی ، امروز میبینی به اسم تو  کشتار میکنند ، نگذار باور کنم که نماز جمعه ریاکاران را بر آسفالت خونین خیابان ، بیشتر از نگاه مظلوم این دختر دوست داری . هر وقت نیازت داشتم نبودی . من بَد . این دختر معصوم هم من بودم که راضی شدی در آغوش پدرش جان بدهد ؟ پس اگر فردا وجودت را به ناسزا کشیدم گله نکن . ...

ناشناس:
دختر به دوربین نگاه می کند. یاد معلم تاریخم می افتم که می گفت این نگاه شیریست که کمرش را شکسته اند. ولی در اون چشم معصومیت می بینم. یکی به دختر می گوید نترس. در این لحظه با وجود اینکه می بینم لینک بالاترین از مرگ می گوید برایم مضحک به نظر می رسد. نترس. اگر ترسی بود پس چرا سر بر بالشتکی از شن گذاشته ؟ پس چرا چکه های خون را می بینم. دوربین می چرخد. در درون می گویم که خدا کنه این لینک همینطوری داغ شده باشه. دخترک تلاشی نمیکنه. می دونی گلوله به قفسه سینه خورده. یکی بر سر خود می زنه. می بینم اشک وجودم را گرفته. یاد حرف خامنه ای افتادم که در مورد جانش حرف میزد. دختر حرکتی ندارد. صدایی در ‍ پس زمینه فریاد میزنه دستتو اینجا فشار بده. فکر می کنم این صدا دوره. یاد زنجیر انسانی می افتم که با شوق از تجرش تا اقسریه بود. چه قدر اون خنده ها دوره. صورت دختر تغییری می کند. چرا به نظر من این دختر وطنمه؟ چرا احساس می کنم نمی خواد چیزی بگه فقط داره نگاه می کنه. لحظه بعد احساس می کنم وجودم آتش گرفت. چرا؟ قطرات خون را که می بینم تنم می لرزه. دستهایم می لرزه. یاد یک مشت احمقی می افتم که برای حرف خامنه ای گریه کردند. کسانی که با من و دختر چهار ردیف حفاظتی فاصله دارند. صفحه تار شده. نمی دونم من گریه می کنم یا این فیلم تخیلیه/ نفسم بالا نمیاد. نمی خواهم نفس بکشم. برای چی قلب من باید بزنه ولی قلب اون نه؟ خواهرم می دونم برابری می خواستی. ولی مگر من مرد مرده بودم که تو خود را سپر گلوله کردی.؟؟ خواهر شهیدم عزت وطنم من وطن را در چشمان تو دیدم. شاید که مزدور بر روی نورت پارچه سیاهی کشید. ولی من دامانش را به آتش چشمت می سوزانم.
+ نوشته شده توسط سعیدسعیدی در یکشنبه سی و یکم خرداد 1388 و ساعت 14:33 | Donbaleh Balatarin
خبرنامه امیرکبیر: به گزارش روزنامه های محلی شهر مشهد، پیکر شهید مصطفی غنیان دانشجوی مقطع کارشناسی ارشد دانشگاه تهران که در حمله نیروهای امنیتی و نظامی به کوی دانشگاه تهران به شهادت رسید، روز شنبه سی ام خرداد ماه در مشهد تشییع شد.

 به گزارش خبرنامه امیرکبیر روزنامه های خراسان و قدس روز شنبه اعلامه های متعدد تسلیت و تعزیت این شهید را در بخش اعلامیه های اموات روزنامه چاپ نمودند.

 تشییع پیکر شهید غنیان در مشهد و شهید ناصر امیر نژاد در یاسوج در حالی انجام شده است که نیروهای مهاجم به کوی دانشگاه تهران پیکر تعدادی از شهدا را با خود به خارج از دانشگاه منتقل کردند و فرهاد رهبر رئیس انتصابی دانشگاه تهران که سابقه معاونت وزارت اطلاعات را دارد، به دروغ کشته شدن دانشجویان را تکذیب کرد.

 روز گذشته نیز انجمن دانشجویان دموکراسی خواه دانشگاه تهران با صدور بیانیه ای اعلام کرد تا زمان مشخص شدن آمرین و عاملین جنایات کوی دانشگاه به اعتراض و تحصن خود ادامه خواهد داد.

 بنابر گزارش دانشجویان، نیروهای انصار و بسیج در بامداد دوشنبه به هنگام حمله وحشیانه به کوی دانشگاه به طور کامل از سوی نیروهای انتظامی حمایت می شدند.

 نیروهای مهاجم پس از کشتار دانشجویان و تخریب ساختمان ها بیش از ۱۰۰ دانشجو را به ساختمان وزارت کشور منتقل کرده و در آنجا در حالی برای ساعت ها مورد ضرب و شتم قرار دادند که بسیاری از آنان زخمی بوده و دچار خونریزی بودند. لازم به ذکر است از سرنوشت بیش از ۳۰ دانشجوی بازداشت شده کوی دانشگاه اطلاعی در دسترس نیست.



گزارش ويژه از ايران: همه منفذها بسته شده اند!

آخرين روزنه های باقيمانده خبررسانی، مانند سايت های خبری متعلق يا نزديک به ميرحسين موسوی و مهدی کروبی تماما" قطع، فيلتر و هک شده اند. سايت قلم نيوز از صبح شنبه هک شده است. تلفن های همراه نيز در تهران مختل شده اند و امکان تماس، يا قطع و يا به سختی ممکن است. اينترنت خطوط تلفن همراه ايرانسل از ۵ روز قبل همچنان قطع است. سرويس دهنده های اينترنتی (isp) ها سرعت اينترنت را بسيار کاهش داده اند و به زير ۵۶ کيلوبايت تقليل داده اند به طوری که ارسال فايل های صوتی و تصويری گاهی ساعتی به طول می انجامد. دسترسی به سرويس های دريافت و ارسال ايميل «ياهو» و «هاتميل» و «جی ميل» که از چهار روز قبل دچار اختلال بود، از ديروز جمعه عملا" به کلی قطع شده اند. از ديروز ديگر نه می توان ايميل های دريافتی از خارج کشور را خواند و اساسا" از داخل کشور نمی توان ايميلی دريافت کرد



یزدی: نظام وظيفه ندارد موسوي را قانع كند
شورای نگهبان با برگزاری سه جلسه پنج ساعته به شکایات رسیدگی کرده و در آینده نزدیک نظر خود را اعلام می‌کند / شورای نگهبان به وظایف قانونی خود عمل می‌کند و بدعت جدیدی نمی‌گذارد.
كدخبر: ۵۲۵۳۹
تاريخ: ۳۱ خرداد ۱۳۸۸ - ۱۵:۳۳
در حالي كه شوراي نگهبان بارها اعلام كرده است در داوري‌هاي خويش درباره مسائل انتخاباتي،‌ موضعي بي‌طرف و عادلانه خواهد داشت، صبح امروز، يكي از اعضاي برجسته شوراي نگهبان در مصاحبه با خبرنگاران كه در محل دبيرخانه مجلس خبرگان رهبري انجام شد، به طور صريح عليه ميرحسين موسوي، يكي از كانديداهاي معترض به نتايج انتخابات رياست جمهوري موضع‌گيري كرد.

به گزارش ايلنا،‌ آيت‌الله محمد يزدي با تأکید بر این‌که نظام وظیفه ندارد آقای موسوی را قانع کند،‌گفت: موسوي به تدريج دارد جوهره خود را نشان مي‌دهد.
وي افزود: اکنون با شرایط حساسی در کشور روبرو هستیم و جریان‌ها آنقدر شفاف و روشن است که هر فردی اگر خودش را خالی از غرض‌های حزبی و گروهی کند و جریان‌ها را دقیق‌تر بررسی کند، می‌تواند قضاوت کند، حضور بیگانگان در کشور و وسیله و ابزار شدن برخی افراد را تشخیص دهد.
وی در ادامه با بیان این‌که یکی دیگر از فتنه‌ها و توطئه‌هایی که علیه حاکمیت نظام جمهوری اسلامی ایران طرح شده در دست اجراست، افزود: خوشبختانه رهبر معظم انقلاب، مدیران عالی‌رتبه کشور،‌ نخبگان جامعه، علما و مراجع عظام، حوزه‌های علمیه و اساتید دانشگاه، اکثر قریب به اتفاق به تشخیص درستی رسیده‌اند.
آیت‌الله یزدی با اشاره به این‌که در چنین فضایی تعداد اندکی از افرادی که هویت درستی ندارند، دست به اغتشاشات زده‌اند، اظهار داشت: این افراد در حقیقت به اسم ایجاد آشوب، فتنه و اغتشاش، قصد جان نظام را دارند.
رییس شورای عالی جامعه مدرسین حوزه علمیه قم در ادامه سخنان خود توطئه‌ها و فتنه‌های دشمنان انقلاب را خنثی شده دانست و خاطرنشان کرد: ملت هوشیار، مقتدر و آگاه ایران در دنیا کم‌نظیر هستند و با دست توانای خود و با حضور در صحنه‌های مختلف، این فتنه را خنثی خواهند کرد.
مسؤول دبیرخانه مجلس خبرگان با تأکید بر این‌که اکنون یک آزمایش جدیدی برای همه ما پیش آمده است به سخنان رهبر معظم انقلاب در خطبه تاریخی روز جمعه اشاره کرد و گفت: ملت عزیز ما سربلند از این امتحان بیرون آمد.
وی با اشاره به حضور 85 درصدی مردم پای صندوق‌های رأی اضافه کرد: در مقایسه با انتخابات‌های گذشته ریاست جمهوری بین 55 تا 60 درصد حضور داشتیم، اما در انتخابات ریاست‌جمهوری دهم حضور بی‌نظیر بود و مردم آخرین امتیاز را به دست آوردند که تاریخ این را ثبت کرده و ثبت خواهد کرد.
آیت‌الله‌ یزدی با بیان این‌که قانون اساسی و مقررات و قوانین در کشور حاکم است، خاطرنشان کرد: همه اشخاص به قانون تن دهند تا طبق قانون عمل شود.
رییس شورای عالی جامعه مدرسین حوزه علمیه قم با بیان این‌که اگر قانون پذیرفته شود هیچ مشکلی پیش نخواهد آمد، ادامه داد: با هرج و مرج ایجاد ناامنی و به تعبیر جدید مقام معظم رهبری زورآزمایی کف خیابان، کاری حل نمی‌شود، جز این‌که مردم ضرر کرده و متحمل خسارت می‌شوند.
دبیر شورای عالی حوزه، اطلاعات وزارت کشور به مردم را جامع و کامل دانست و عنوان کرد: تعدادی از نمایندگان هر یک از کاندیداها از جمله نمایندگان آقای میرحسین موسوی به اعترافات صریح که مدارک آن در شورای نگهبان موجود است، به سالم برگزار شدن انتخابات تصریح کرده‌اند.
وی با اشاره به این‌که در هر شعبه‌ای وقتی یک بسته از تعرفه‌ها باقی مانده، اعلام می‌کنند تعرفه تمام شده تا برایشان تعرفه جدید فرستاده شود، ابراز داشت: حتی یک شعبه را نمی‌توان نشان داد که یک لحظه، رأی‌گیری را به دلیل نبود تعرفه متوقف کرده باشد.
آیت‌الله یزدی فرصت شکایت در شورای نگهبان را سه روز اعلام کرد و با اشاره به این‌که شورای نگهبان ده روز فرصت دارد تا به شکایات رسیدگی کند، گفت: بررسی‌ها شروع شده و شورای نگهبان با برگزاری سه جلسه پنج ساعته به شکایات رسیدگی کرده و در آینده نزدیک نظر خود را اعلام می‌کند.
رییس شورای عالی جامعه مدرسین حوزه علمیه قم با بیان این‌که همه مردم به نظر شورای نگهبان و قانون تن خواهند داد، افزود: شورای نگهبان به وظایف قانونی خود عمل می‌کند و بدعت جدیدی نمی‌گذارد، در آینده هم انتخابات دیگری خواهد بود و شورای نگهبان وظایفی را به عهده دارد.
آيت‌الله يزدي خطاب به موسوي گفت: اگر مردم به شما رأی می‌دادند باز این حرف‌ها را می‌زدید. کسانی که می‌خواستند به شما رأی دهند، رأی دادند و کسانی هم که رأی ندادند به اختیار رأی نداده‌اند.

آیت‌الله یزدی همچنین با اشاره به این مطلب که تبلیغ در شعبات رأی ممنوع بوده است، خاطرنشان کرد: یکی از شخصیت‌های شناخته شده کشور در موقع رأی دادن به نفع آقای موسوی تبلیغ می‌کند و هرچه به او تذکر می‌دهند که خلاف قانون است، باز به کار خود ادامه می‌دهد و سپس می‌گوید اگر غیر از آقای موسوی رأی بیاورند تقلب شده است




+ نوشته شده توسط سعیدسعیدی در یکشنبه سی و یکم خرداد 1388 و ساعت 14:9 | Donbaleh Balatarin

سه بحران خونین دوران زمامداری احمدی نژاد چه نسبتی با مدیر و مدبّر بودن او دارد!؟ صرفنظر از بحران آفرینی های دکتر احمدی نژاد و حامیان وی در عرصه های اقتصادی و بین المللی در طول چهار سال زمامداری وی ،کشورمان حداقل با سه بحران خونین نیز مواجه شده است؛ اولین بحران خونین در خرداد 1385 در بعضی از شهرهای آذربایجان رخ داد که طی آن چندین نفر از شهروندان آذربایجانی کشته و مجروح شدند و تعداد زیادی از مردم بازداشت و روانه زندان شدند. (اینجا ) ،(اینجا ) ،(اینجا ) و (اینجا ) علت اصلی این بحران ناشی از درج یک مقاله توهین آمیز در روزنامه دولتی ایران و عدم واکنش مناسب و به موقع دولت نسبت به آن بود. دومین بحران در 1386 در اقلید رخ داد که با ضرب و شتم  و جرخ و دستگیری های گسترده مردم  این شهر همراه بود. علت اصلی این بحران هم معطوف به سخنرانی نسنجیده آقای احمدی نژاد مبنی بر انتزاع دهستان خسرو و شیرین از اقلید و الحاق آن به آباده بود.(اینجا ) سومین بحران خونین نیز پس از اعلام نتایج انتخابات اخیر ریاست جمهوری رخ داد که در اثر آن تعدادی از مردم بی گناه کشته و مجروح شدند ،دانشگاه و دانشجو بصورت کاملا وحشیانه ای هتک حرمت شده و مورد ضرب و شتم قرار گرفت و خانه و کاشانه و اموال مردم نیز از تعرض سبعانه لباس شخصی ها در امان نماند! (اینجا ) و (اینجا ) منشاء اصلی این بحران نیز مصاحبه و سخنرانی نسنجیده و بدور از تدبیر رئیس جمهور و شیوه برگزاری انتخابات دهم بود. با این وصف چنانچه بعضی از مسئولان بحران آفرین به این خقیقت واقف بودند که پاسخ اعتراضات مدنی مردم و ولی نعمتان آنها ،قساوت و توسل به خشونت ،باتوم ، سرنیزه و گلوله نیست و لاجرم با احترام به  اصل 27 قانون اساسی و خواست معترضین مبنی بر برگزاری اجتماعات و راه پیمائی های مسالمت آمیز ،مقدمات اعتراضات مدنی آنان را فراهم می ساختند و خواسته های قانونی معترضین را با تدبیر و درایت مورد بررسی قرار می دادند ،هیچیک از سه بحران یاد شده به خون مردم آغشته و رنگین نمی شد! بنابراین نظر به اینکه از یکسو رئیس جمهور به موجب اصل يكصد و بيست و يكم قانون اساسی  در پيشگاه قرآن كريم و در برابر ملت ايران به خداوند قادر متعال سوگند ياد مي كند كه پاسدار قانون اساسي كشور باشد و همه استعداد و صلاحيت خويش را در راه خدمت به مردم و اعتلاي كشور ،پشتيباني از حق و گسترش عدالت به کار برد و از هر گونه خودكامگي بپرهيزد و از آزادي و حرمت اشخاص و حقوقي كه قانون اساسي براي ملت شناخته است حمايت كند . و از سوی دیگر طبق اصل يكصد و پانزدهم قانون یاد شده ،احراز مدیر و مدبّر بودن و اعتقاد به مبانی جمهوری اسلامی ایران از جمله آزادی های قانونی از شرایط لازم برای ریاست جمهوری است ،در این صورت لازم است به این پرسش اساسی پاسخ داده شود که میان بحران آفرینی های مورد اشاره با مدیر و مذبر بودن رئیس قوه مجریه و مفاد سوگند نامه مذکور در دو اصل 115 و 121 چه تناسب و نسبتی وجود دارد!؟







آقایان مراجع عظام! این اولین بارست که سئوال های خویش به نزد شما می آورم. بار بعدی را پاسخ های شما تعیین خواهد کرد؛ نه فقط برای من، که تنها یکی از صدها روزنامه نگار زخم خورده و محروم از حقوق قانونی آن سرزمینم، که برای همه آنان که رابطه شان با شما، قاعدتا بی شرط و شروط نبوده و نیست ونمی تواند باشد.

سئوال ها:

1- آیا کشتن مردم بی سلاح مجاز است؟

2-آیا رفتن به خلوت خانه ها و زیر و رو کردن وسایل شخصی زنها ـ به فرض که مردان آنها جرمی مرتکب شده باشند- و ترسانیدن کودکان آنان مجاز است؟

3- آیاحمله به دانشجویانی که در خوابگاه های دانشگاهی سکنی دارند، آن هم گاه خواب، پرتاب کردن آنان از پنجره ها، سوزاندن تن  های نازک شان به سیگار، واداشتن آنان به سینه خیز رفتن روی شیشه های خرد شده... مجاز است؟

4- آیا کشتن فرد بی سلاح، با قمه و تبر مجاز است؟

5- می توان اسرای مجروح  را به زیر زمین وزارت کشور دولتی ـ حتی دولت کریمه جمهوری اسلامی ـ برد و مانند اسیران با آنان برخورد کرد؟

6- آیا ممانعت از دادخواهی مادران دل سوخته و پدران در هم شکسته از داغ فرزند، مجاز است؟

7- می توان از وسایلی مانند آمبولانس برای بردن زخمیان به دخمه ها، به جای رسانیدن آنان به بیمارستان، استفاده کرد؟

8- آیا سکوت در برابر تجاوز به زنان در زندان ها مجاز است؛ حتی اگر از مخالفان حکومت اسلامی باشند؟

9- آیا سکوت در برابر کشتن دختری جوان که دشمن، حنجره اش را نشانه گرفته، و او در ناباوری، می بیند که خون از دهانش روان است و در بهت پر پر می زند، مجاز است؟

10....

سئوال هایی از این دست بسیارست؛ کافیست به دفاتر محترم تان بفرمایید فهرستی از اقداماتی راکه موجب این سئوال ها می شود تهیه کنند.

اگر پاسخ تان به این سئوال ها مثبت است که شما را به خویش و ما را نیز؛ لیک اگر پاسخ تان به این سئوال ها منفی ست، بفرمایید:

1 ـ تمکین به کسانی که چنین شرایطی را موجب می شوند، حرام نیست؟

2 ـ ولی فقیه "جامع الشرایطی" که بر این شرایط صحه می گذارد، عزلش واجب نیست؟

و سئوال آخر:

مرجعی که جهانی چنین پلید را ببیند و بر آن صحه گذارد، یا حتی در برابر آن راه سکوت برگزیند، هنوز جای اقتدا دارد؟


+ نوشته شده توسط سعیدسعیدی در یکشنبه سی و یکم خرداد 1388 و ساعت 12:54 | Donbaleh Balatarin

http://www.life.com/image/ugc1002942/in-gallery/28782/eyewitness-from-tehrans-streets

سید محمد خاتمی پس از حوادث روز 30 خرداد با صدور بیانیه ای ضمن ابراز نگرانی از امنیتی و نظامی شدن فضای کشور تأکید کرد: بر این باورم که هنوز راه رهایی از این وضعیت آشفته بسته نیست.
متن کامل این بیانیه بدین شرح است:

بسم الله الرحمن الرحیم
حضور مردم در صحنه از دست آوردهای بزرگ انقلاب اسلامی است که باید آن را پاس داشت و راههای آن را گشاده تر کرد. این حضور شکوهمند از همه بخش ها و گروههای سنی و صنفی در ایران یک پیام روشن دارد که مردم صاحب کشور و انقلاب اند. این پیام را امروز نیز باید دریافت؛ سکوت اعتراضی و رفتار مدنی مردم در راهپیماییها هم نشانه رشد و بیداری و مسؤولیت پذیری مردم است و هم حکایتگر این واقعیت انکار ناپذیر است که مردم دارای حقوق اساسی و مشخص هستند که هر نظامی موظف به رعایت آنهاست. تبلیغات تحریک کننده و اهانت آمیز نسبت به مردم که همواره مستقل عمل کرده اند و انتساب حرکت سالم آنان به بیگانگان خود جلوه ای از اعمال سیاست های نادرست است که سبب دورتر شدن مردم از حکومت می شود.
در ایران انتخاباتی برگزار شده است و انبوهی از مردمان بزرگوار که آن حماسه حضور را آفریدند نتیجه اعلام شده را باور ندارند و به آن معترض اند. اعتماد عمومی در این زمینه لطمه دیده است و بستن راه اعتراض مدنی به روی مردم به معنی گشودن راههای خطرناکی است که خدا می داند به کدام سرانجام برسد.
باید حق مردم را پاس داشت و در عین تدبیر در برابر هرگونه تشنج و تشنج آفرینی و ناامنی (که از ساحت مردم به دور است) باید از شیوه های پرهزینه و زیانبار برای نظام و مردم از جمله مقابله نظامی و خشونت فاصله گرفت و همگان در جهت ترمیم اعتماد عمومی که پشتوانه اصلی نظام و کشور است برآییم و حرکت کنیم.
ضرب و جرح و ارعاب که نمونه تأسف آور آن را در روز شنبه شاهد بودیم و موجی از دستگیری از زنان و مردان و نخبگان سیاسی و فرهنگی کشور از اولین ساعات اعلام نتایج تاکنون و ممانعت از اجتماعات آرام و باوقار مردم که از نشانه های فرهنگ بالای هموطنان است، مشکلات را افزون می کند.
فرصت ها به سرعت می گذرد و به تهدید تبدیل می شود، در حالی که بر این باورم که هنوز راه رهایی از این وضعیت آشفته بسته نیست و نیازی به امنیتی کردن و نظامی کردن فضا ندارد.
ارجاع امر به مرجع یا مراجعی که باید حافظ حقوق مردم و مجری انتخابات سالم و آزاد و ناظر بر آن باشند، ولی خود مورد انتقاد و شکایت اند راه حل مسأله نیست.
در بازگشایی این گره چرا نگاهی به روش و سیرت حضرت امام (ره) نداریم که در موارد مشابه بوده است و می تواند و باید مورد تأسی و اهتمام قرار گیرد.
تعیین هیأتی عادل، کاردان، بیطرف و شجاع که به ویژه مورد اعتماد معترضان هم باشد و پذیرش داوری منصفانه آن هیأت راهی برای عبور از این مرحله و گامی مثبت در جهت تقویت نظام و بازسازی اعتماد عمومی و نیز نشانه تصمیم گیری خطیر و گره گشا در هنگامه های حساس به نفع مردم و در جهت آرمانهای انقلاب است.
آزادی سریع دستگیر شدگان و زندانیهایی که موجب نگرانی عمیق خانواده های آنان و بسیاری از مردم شده است و نیز بازکردن راههای ارتباطی و اطلاع رسانی که متأسفانه همه را بسته اند می تواند فضای جامعه را تلطیف کند.
از سوی دیگر اعتراض و انتقاد به شیوه مدنی و به دور از هرگونه ناآرامی را که حق مسلم مردم است باید همگان پاس داریم.
نفی خشونت و تغییر فضاسازی کین توزانه و دشمن آفرین و مبتنی بر تهمت و افترا به فضای جدید مبتنی بر حقیقت، به محبت و دوستی و تعامل با یکدیگر نیز باید سرلوحه عمل قرار گیرد.
در این صورت است که هر هزینه ای که پرداخت شود نظام با همه ارزشهایش مصون و محفوظ خواهد ماند.
مردم حضور دارند و همچنان در انتظارند، این حضور را باید محترم شمرد.
ان ارید الا الاصلاح ما استطعت و ما توفیقی الا بالله * علیه توکلت و الیه انی

سید محمد خاتمی 31 خرداد 1388



بیانیه احمد قابل درباره وقایع اخیر

«کودتای ۲۳ خرداد ۱۳۸۸، از نگاه من»

احمد قابل

به نام خداوند رحمان و رحیم

ایران در این روز و شب‌های تاریخی، در برابر «کودتای رهبری و برخی فرماندهان سپاه پاسداران و حامیان دولت فاسد و دروغگو» با تمام وجود ایستاده است. کودتایی به سبک «نظامیان ترکیه» بر علیه رأی و گرایش دموکراتیک و آزادی‌خواهانه‌ی مردم. کودتایی که در پی نادیده‌گرفتن «حق حاکمیت ملت» بوده و هست، آن‌هم ملتی که صرفا در چارچوب «قانون اساسی جمهوری اسلامی» حقوق قانونی و مشروع خویش را مطالبه می‌کند و هنوز هم خود را ملتزم به قانونی می‌داند که رهبری و باند کودتاچی او، هرگز به آن ملتزم نبوده و پی‌درپی آن را نادیده گرفته و این پیمان و میثاق ملی را نقض کرده‌اند.
در روزهای پایانی فروردین ١٣٨٧ در بیانیه‌ای آشکار، رهبری کشور و باند حامی او را با ذکر دلایل گوناگون، به «براندازی نظام» متهم کردم و اکنون همه‌ی کسانی که کودتای فعلی بر علیه حق قانونی و خواست آنان انجام گرفته، بر صحت آن اتهامات و «مجرم بودن متهمان» گواهی می‌دهند.

در بطلان نتایج اعلام‌شده، تردیدی نمی‌توان کرد. چرا که همه‌ی شواهد و قرائن از «عزم پیشین کودتاچیان» برای معرفی احمدی‌نژاد به عنوان رئیس جمهور، حکایت می‌کند. عمده‌ترین این شواهد عبارت‌اند از؛

1- در تاریخ ٢٠ خرداد(2 روز پیش از رأی گیری) رئیس دفتر سیاسی سپاه پاسداران در مصاحبه با هفته‌نامه‌ی «صبح صادق» ارگان رسمی سپاه پاسداران، ضمن متهم کردن هواداران میرحسین موسوی به «تلاش برای راه انداختن یک انقلاب مخملی» رسما تهدید کرده بود که؛ «سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، انقلاب مخملی در ایران را در نطفه خفه خواهد کرد».

پیش از آن هم برخی چهره‌های بانفوذ جناح راست از «محال بودن برگشت اصلاح‌طلبان به قدرت و عدم اجازه از سوی جناح متبوع‌شان برای چنین اتفاقی» سخن گفته بودند.

2- در نیمه‌شب ٢٢ خرداد، برخی خبرگزاری‌ها و روزنامه‌های وابسته به کودتاچیان از پیروزی نامزد خود با میزان رأی‌های که هنوز شمارش نشده و فردای آن روز رسما اعلام گردید، خبر داده بودند. حتی برخی از آنان از دو روز قبل نیز همین درصد آراء را منتشر کرده بودند.

شخص احمدی‌نژاد نیز یک‌هفته قبل از پایان تبلیغات در جمع اعضای ستاد خود گفته بود: «من پیروز قطعی هستم و تعجب می‌کنم که دیگران چرا خودشان را بیهوده معطل می‌کنند».

آن روزها این سخنان و موضع‌گیری‌ها را حمل بر «جنگ روانی» می‌کردند ولی اکنون معلوم می‌شود که «با کشف و شهود از عالم غیب خبر داده اند!!».

3- اعلام نظر ناگهانی و شتاب‌زده‌ی آقای خامنه‌ای در مورد انتخابات ریاست جمهوری در ساعت 10 صبح 23 خرداد و «تایید صحت آن و تشکر از امانت‌داری مجریان و ناظران، و تبریک به فرد منتخب و اعلام جشن پیروزی» و در حقیقت، اعلام «پایان قطعی پروژه‌ی انتخابات با پیروزی حامیان خویش» قبل از اعلام نتیجه‌ی نهایی از سوی وزارت کشور و پایان مهلت رسیدگی به شکایات توسط شورای نگهبان و تأیید صحت انتخابات از سوی این نهاد(که طبق قانون اساسی، تنها نهاد قانونی صاحب صلاحیت برای اظهار‌نظر قطعی در مورد انتخابات است)، نشانگر عزم پیشین رهبری برای معرفی «چوپان دروغگو» به عنوان «رئیس جمهور منصوب رهبری» است.

این اقدام رهبری، مصداقی برای سخن رئیس دفتر سیاسی سپاه پاسداران در مورد «در نطفه خفه کردن انقلاب سبز و مخملی طرفداران میرحسین موسوی» بود. ایشان با «تعجیل در اعلام نتایج و بستن پرونده‌ی انتخابات» می‌خواست خود و حامیانش را از شر «رئیس جمهوری اصلاح‌طلب» و «انقلاب سبز» وی، راحت کند و چهارسال را آسوده سپری کند.

البته ایشان و بسیاری از دوستان آقای موسوی هم فکر نمی‌کردند که میرحسین، تا این اندازه مقاومت کند. تصور همگان این بود که در برابر مواضع رهبری، ایشان نیز مثل آقای محسن رضائی، کوتاه‌آمده و تمکین خواهد کرد.

4- طبق اقرار و اعتراف شخص آقای خامنه‌ای، در این دوره، بیش از 10 میلیون نفر از مردمی که در انتخابات گوناگون گذشته شرکت نمی‌کردند نیز به میدان آمدند.

تردیدی نیست که این افراد، کسانی بودند که در طول سال‌های گذشته، به‌خاطر «مخالفت با سیاست‌های مسئولان کشور و نتیجه بخش ندانستن حضور خود برای تغییر وضع موجود» از شرکت در رأی‌گیری‌ها، پرهیز می‌کردند و اکنون که به میدان آمده بودند، برای «تغییر اوضاع» بوده است و نه «ادامه‌ی وضع موجود». اما عملا این رأی به نفع احمدی نژاد «مصادره» شده است و رأی او را به میزان «بیش از 10 میلیون رای افزون بر تعداد آرائی که آخرین نظرسنجی‌های علمی نشان می‌داد» اعلام کرده‌اند. گویی این جمع تازه‌ به‌ میدان‌ آمده، عاشق احمدی‌نژاد بوده‌اند و برای زدن «مشت محکم به دهان مخالفان وی» به میدان آمده‌اند!!

5- در کنار دروغ آشکار 24 میلیون رأی احمدی نژاد (و فقط معادل نیمی از آن برای آقای موسوی)، یکی از آشکارترین دروغ‌های انتخاباتی این دوره در مورد رأی آقای کروبی است که هر انسان آگاهی را آزار می‌دهد.

کینه‌ی آقای خامنه‌ای از شعار «تغییر» آقای کروبی و وجود برخی چهره‌های سرشناس پیرامون ایشان و برنامه‌های مختلفی که ارائه کرده بود و لزوم پاسخ احمدی‌نژاد به «خط و نشان کشیدن اقای کروبی در دوسال پیش برای وی در انتخابات بعدی ریاست جمهوری»(که اکنون زمانش رسیده بود) انگیزه‌های کافی برای «نشان‌دادن اثر کینه و انتقام، در اعلام نتیجه‌ی آراء او» را فراهم ساخته بود.

کینه‌ی حاکمیت کودتایی از کروبی، دلایلی چون صراحت او در «اعتراض به؛ قتل زهرا بنی یعقوب، نظارت استصوابی و رد صلاحیت‌ها، در برنامه‌ی تبلیغی تلویزیونی» و امثال آن را نیز داشته است.

6- افزایش 10برابری صندوق‌های سیار، که عملا دور از چشم ناظرین نامزدها، امکان همه‌گونه تقلب را فراهم می‌کرد و بی‌اعتنایی به اعتراض نامزدها نسبت به این افزایش غیر منطقی، یکی دیگر از شواهد این ماجرا است.

7- نداشتن ناظر در بسیاری از صندوق‌ها از سوی نامزد‌ها، به‌خاطر کارشکنی‌های وزارت کشور و فرمانداری‌ها، امکان جابجایی آراء را فراهم ساخته بود و کسی باور نمی‌کند که دولتی که پیش چشم مردم دروغ می‌گوید و فسق علنی انجام می‌دهد و آمار را وارونه جلوه می‌دهد، از جابجایی آراء و وارونه کردن آمار رأی مردم، پروایی داشته باشد.

8- راه‌ندادن ناظرین نامزدها در بسیاری از موارد و مراحل مربوط به «آماده کردن صندوق‌ها، رأی گیری و شمارش»و خصوصا در «اتاق تجمیع آراء» و بیرون‌کردن کارکنان رسمی وزارت کشور و شمارش غیرمتعارف آراء این‌دوره، زمینه‌ی دستبرد به آراء مردم را فراهم کرده بود. این رفتار غیرقانونی، اعتماد به نتایج رسمی را مخدوش می‌کند.

9- این دولت پیش از این و در «رأی گیری برای مجلس هشتم» نیز صحنه‌های آشکاری از تقلب را رقم زده بود. مثلا؛ یکی از حامیان دوره‌ی پیش احمدی‌نژاد (که فعلا منتقد او است) رسما در مصاحبه‌اش اعلام کرده بود که «من با خانواده‌ام در یکی از شعب رأی گیری، حاضر شده و رأی داده‌ایم ولی با کمال تعجب، در همان صندوق، رأی مرا "صفر" اعلام کرده‌اند». این داستان مشابه همان چیزی است که برای مرحوم «مدرس» در دوره‌ی رضاخان اتفاق افتاده بود.

وقتی چنین وقاحتی در تقلب رأی مردم از این مجریان و ناظران به‌ثبت رسیده است و فردی از اردوگاه خود آنان به آن اعتراف می‌کند، خیانت آنان در امانت آراء مردم، قطعی و مسبوق به سابقه است. بنا بر این، شهادت آنان به صحت انتخابات، از نوع «شهادت فاسق» و شرعا و عقلا غیر قابل اعتماد است.

10- گزارش‌های فراوانی از نیروهای مردمی حاضر در صحنه‌ها‌ی مختلف انتخاباتی در مورد «رأی گیری از افراد زیر 18 سال و بدون ثبت در شناسنامه» یا «جابجایی آرائ میر حسین موسوی و کروبی و رضائی به نفع احمدی نژاد» به ستادهای نامزدهای مغبون، رسیده است که موجبات اعتراضات آنان را طی بیانیه‌ها و اعتراضات کتبی به مراجع قانونی، فراهم کرده است.

سابقه‌ی «خیانت در امانت آراء ملت» به ضمیمه‌ی این گزارشات متکی بر تخلفات رسمی، شواهد معتبری برای عدم اعتماد به نتیجه‌ی اعلام شده به صورت رسمی را فراهم کرده است.

11- آقای خامنه‌ای و باند کودتاچی وی، اگر خواهان حقیقت بودند، از طرح «کمیته‌ی صیانت از آراء مردم» استقبال می‌کردند. آن‌ها نه تنها استقبال نکردند که طراحان را به «اهانت به نظام و همراهی با دشمنان» متهم کردند تا زمینه‌ی کودتای خود را فراهم کنند.

در فرهنگ عمومی این کشور این سخن حکیمانه را همه پذیرفته‌اند که؛ «آن را که حساب، پاک است، از محاسبه چه باک است» (حتی آقای خامنه‌ای در پاسخ یکی از یاران قدیمی خود در قضیه‌ی پول گرفتن از شهرام جزایری، به همین مطلب اشاره کرده بود). اکنون نیز با همین منطق، می‌توان پرسید که چرا از «نظارت مردم» نگران می‌شوند و آن را مخالف منافع خود می‌پندارند؟ آیا قصد خیانتی داشته و دارند که از نظارت دیگران بر خویش، این‌گونه می‌هراسند و همه را متهم به همراهی با دشمن می‌کنند؟

بازداشت‌های گسترده‌ی سیاسیون و حتی فعالان ستادهای نامزدهای اصلاح‌طلب و قطع ارتباطات تلفنی و رسانه‌های مربوط به مخالفان کودتا، چهره‌ی عریان «کودتای 23 خرداد 1388» را نمایان ساخت. سرکوب شدید تجمعات مردمی در روز 23 خرداد و حضور گسترده‌ی نیروهای مسلح و تشدید فوق‌العاده‌ی فضای امنیتی، تمامی اجزاء پازل این کودتا را درکنارهم قرار داد تا در برابر اقدام غیرقانونی کودتاچیان، هیچ مقاومتی نشود.

12- در موارد مختلف انتخابات مجلس و ریاست جمهوری، سال‌ها است که از «لزوم نظارت بین‌المللی» دفاع کرده‌ام. دلایل قانونی و عقلی برای این مطلب وجود دارد؛

یکم؛ دولت ایران در زمان رهبری آقای خامنه‌ای، عضویت در کنفرانس بین‌المجالس را پذیرفته است و آن را به رسمیت شناخته است.

دوم؛ طبق مصوبات این کنفرانس، انتخابات ریاست جمهوری و انتخابات مجلس کشورهای عضو، باید با نظارت بین‌المللی انجام گیرد.

سوم؛ ایران تاکنون چندبار به عنوان «ناظر» در انتخابات چند کشور حضور داشته و با پذیرش حضور خود به عنوان ناظر، روند اعمال نظارت بین‌المللی بر انتخابات کشورها را عملا تأیید کرده و به رسمیت شناخته است.

چهارم؛ دولت و حکومتی که عملا روند «نظارت بین‌المللی» را پذیرفته، نمی‌تواند از نظارت بین‌المللی بر انتخابات خود، جلوگیری کند. این حقی «دو سویه» است و هیچ کشوری مجاز نیست که فقط یک سویه‌ی آن را بپذیرد و سویه‌ی دیگر را انکار کند.

اکنون باید پرسید که؛ «چرا حاکمان فعلی ایران و حامیان آن‌ها، با طرح «نظارت بین‌المللی بر انتخابات ایران» رنگ از چهره‌شان می‌پرد و برای فرار از پاسخ‌گویی، بدون هیچ منطقی، به جوّ‌سازی پرداخته و رگ‌های گردن‌شان بیرون می‌زند و با پرخاش و هتاکی، خواستاران نظارت بین‌المللی را به انواع تهمت‌هایی که تنها شایسته‌ی خودشان است، متهم می‌کنند؟!!

کودتای 23 خرداد 1388 علیه ملت ایران و تصمیم قاطع او به «ریاست جمهوری میر حسین موسوی» نشان می‌دهد که علت‌العلل تمام آن مخالفت‌ها، مقاصد سوء کودتاگرانه بر علیه حق حاکمیت ملت بوده و هیچ دلیل دیگری نداشته و ندارد.

13- آقای خامنه‌ای در دیدارش با اعضای ستادهای نامزدها در تاریخ 26 خردادماه 1388 ادعا می‌کرد که؛ «همه‌ی کسانی که در انتخابات شرکت کرده‌اند، چه رئیس جمهور منتخب!! و چه دیگران که رای اقلیت را دارند، همه از نظر نظام، مردم ایران هستند و برای نظام فرقی ندارند. همه محترم‌اند و موافق و مدافع نظام جمهوری اسلامی‌اند!!».

گویی هیچ‌کس نمی‌پرسد که چرا طرف اقلیت(به ادعای ایشان) در تمام دوران رهبری ایشان از امکانات صداوسیما محروم‌اند و طرف مقابل تمام امکانات را به مصادره‌ی خود درآورده است.

ایشان از «لزوم توجه در سخنان به‌گونه‌ای که تحریک‌کننده نباشد» سخن گفت. کیست که نداند که بیشترین اهانت‌ها و تهمت‌های ناروا را شخص ایشان بر علیه همان اقلیت ادعایی در طول این سالیان، بر زبان رانده و منتشر کرده است.

ایشان به‌گونه‌ای سخن می‌گفت که گویا هیچ اتهامی متوجه خود وی نیست!! تمامی اقدامات اخیر در سایه‌ی حمایت‌های آشکار ایشان از باند کودتاچی، رقم‌خورده است.

14- ایشان از «لزوم موضع‌گیزی شفاف در برابر خشونت‌طلبان و اغتشاش‌گران و مهاجمان به اموال عمومی و خصوصی و جنایت‌کاران» سخن گفتند. کاش یادی از «شهیدان 25 و 26 خرداد» نیز می‌کردند و لااقل اظهار تأسف می‌کردند.

آیا ایشان از جنایات «کوی دانشگاه» و خیابان آزادی، و شهرهای اصفهان و شیراز، و شهادت مردم غیر مسلح، که به دست نیروهای رسمی و مهاجمان مسلح تحت‌الحمایه‌ی آن‌ها انجام گرفته، صریحا موضع‌گیری می‌کردند تا متهم به رضایت به آنان جنایات نمی‌شدند.

آیا از جنایاتی که آقای اعلمی در محدوده‌ی محل سکونتش گزارش کرده است و یا حمله به مجتمع مسکونی سبحان که هردو مورد از سوی نیروهایی که مسلح بوده‌اند به انجام رسیده و نیروی انتظامی هم متعرض آنان نشده است، بی‌خبر هستند؟!! آیا شکستن شیشه‌های آپارتمان‌ها و اتومبیل‌های ساکنان و تهدید و فحاشی‌های آنان به‌خاطر تکبیر‌گویی ساکنان، از نظر ایشان جرم است یا خیر؟ آیا از عکس‌های منتشره در مورد هجوم نیروهای رسمی ضدشورش به منازل شخصی و ضرب و شتم مردم و مجروح ساختن آنان و صدمه زدن به اتومبیل‌های پارک شده در کوچه‌ها بی‌خبرند؟!!

آیا از وحشی‌گری‌های مهاجمان به کوی دانشگاه تهران اطلاعی ندارند؟!! آیا عکس‌های اتاق‌ها و ورودی‌ ساختمان‌های کوی را مشاهده نکرده‌اند؟!!

آیا تکرار این موارد ناشی از «عدم پی‌گیری جنایت قبلی در کوی دانشگاه» نبوده و نیست؟!! آیا اشک ریختن چند سال قبل، کفاف آن‌همه جنایت را داد؟ و آیا امروز هم سکوت ایشان در برابر جنایاتی که مهاجمان تحت‌الحمایة مرتکب می‌شوند، توجیه شرعی و قانونی دارد؟!! مگر ایشان «فرمانده کل قوا» نیست؟ و هزاران پرسش دیگر که متأسفانه هیچ پاسخی نداشته و ندارد.

آنانی که در برابر شهادت مظلومانه‌ی «زهرا بنی‌یعقوب، ابراهیم لطف اللهی و ...» در زندان‌ها و بازداشتگاه های رسمی حکومتی سکوت کرده‌اند و آن را از «کشیده شدن خلخال از پای یک یهودیه» کمتر ارزیابی می‌کنند، امروز ثمره‌ی آن همه جنایت و «امضای آن‌ها با سکوت» را برداشت می‌کنند.

15- ظاهرا ایشان هیچ شرمی از آن‌همه اظهار وحدت و همبستگی در حضور افرادی که صمیمی‌ترین دوستان و همکاران‌ ستادهاشان را در زندان می‌دیدند، نداشت و به‌گونه‌ای نصیحت می‌کرد که انگار همه آزادند و هیچ اتفاقی نیافتاده است!! کجای آن ادعا‌ها با دستگیری گسترده‌ی سیاسیون همخوانی دارد؟!! آیا یک‌بار اقدام به کشتن «سعید حجاریان» برای نیروهای کودتاچی کفایت نمی‌کرد که «جسم تکیده‌ی او» را نیز بر‌نمی‌تابند و بازداشت می‌کنند؟!! جدا شرم اور است.

مگر جرم انان چیزی جز دفاع آرام و منطقی از حقوق قانونی خود و مردم بوده است؟ مگر راهپیمایی و اجتماعات و اعتراضات منطقی و غیر خشونت‌بار، طبق قانون اساسی کشور، آزاد نیست؟ کدام اصلاح‌طلبی را سراغ دارید که رویکردهای خشونت‌بار را تأیید کرده باشد؟!!

منطق «چماق و هویج» دیرزمانی است که از ارزش تهی‌شده و جز خنده‌ی تمسخر، بر لب نمی‌آورد. بهتر است که فکری برای سامان‌دهی کشور بر اساس قوانین رسمی و منطبق با حق حاکمیت ملت بکنند و زبان تهدید و روش استبدادی را کنار گذارند.

عامل اصلی ناهنجاری‌ها در کشور، قانون‌گریزی مسئولان برتر کشور است و اگر همه به قانون تمکین کنند، هنجارها برمی‌گردد و حقوق همگان تامین می‌شود.

16- اکنون و پس از این تجربه‌ی با ارزش ملت ایران، و پس از عزم جدی ملت برای دفاع از حق حاکمیت خویش که اوج آن را در راهپیمایی کم‌نظیر آنان در زیر سایه‌ی «تهدیدهای وزارت کشور، لباس شخصی‌های مسلح، نیروهای رسمی ضد شورش، دادستانی کل و تبلیغات و تهدیدهای وسیع صدا و سیمای حکومتی بر علیه شرکت کنندگان» در روز دوشنبه‌ی سبز 25 خرداد 1388 خورشیدی، مشاهده شد، باید همه‌ی مردمی که رأی آنان به تاراج کودتاچیان رفته است، هشیار باشند و از همراهی و حتی بی‌تفاوتی در برابر کسانی که از دست‌یازیدن به رفتارهای خوشونت‌بار و صدمه‌زدن به آموال عمومی و خصوصی پرهیز نمی‌کنند، شدیدا پرهیز کنند(که پرهیز می‌کنند) و با حفظ متانت در برخوردها و بهره‌گیری از حقوق قانونی خود، تا می‌توانند، مدارک قطعی هجوم نیروهای کودتاچی به اموال مردم را در اختیار ستادهای رئیس‌جمهور منتخب ملت ایران که آقای میر حسین موسوی است، قرار دهند و یا آن را به رسانه‌های عمومی برسانند و اگر امکان انتشار آن را دارند، خود اقدام به انتشار آن کنند.

پرهیز از انتشار اخبار ناصحیح و دقت در انتشار اخبار صحیح و تلاش و کوشش پیگیر برای آگاه کردن مردم از ظلم و ستمی که بر آحاد ملت می‌رود، با استفاده از تمامی امکانات متعارف و منطقی، وظیفه‌ی عقلی و شرعی همه‌ است.

17- تجدید انتخابات ریاست جمهوری اخیر، تنها با چنین سازوکاری به حاکمیت ملت، منتهی می‌شود. گوش به اتهامات بیهوده‌ی کودتاچیان و حامیان آن‌ها نسپریم که دائما با اتهام واهی «تسلیم در برابر بیگانگان» مردم را به تسلیم مطلق در برابر زیاده‌خواهی‌های خود و در حقیقت به «بردگی خویش» فرا می‌خوانند.

هرگز و از هیچ‌فرد حقیقی یا حقوقی نباید پذیرفت که از این پس در ایران، انتخاباتی بدون نظارت بین المللی را به ملت ایران تحمیل کند. دلایل کافی برای بی‌اعتمادی به حاکمانی که بارها آزموده‌اند، به فراوانی وجود دارند و منطقی و معقول نیست که مجددا در دامی بیافنند که بارها افتاده‌اند.

در پایان، یادآوری چند نکته را ضروری می‌دانم؛

1- کودتاچیان بدانند که ریختن خون فرزندان ملت، که خود به «حماسه‌آفرینی آنان و کسب عزت برای ایران و جمهوری اسلامی، در انتخابات اخیر» اقرار کرده‌اند، جز ننگ و نفرت و عذاب الهی در دنیا و آخرت را برای آنان درپی نخواهد داشت. پس از خدا بترسند و خون فرزندان ملت را نریزند، که در منطق شریعت محمدی(ص) ریختن خون یک نفر به‌ناحق، همچون کشتار تمامی آدمیان است.

آیا از «شرکت کنندگان در انتخاباتی که کودتاچیان نیز به آن افتخار کرده‌ و می‌کنند» با «خشونت‌ورزی و سلب حقوق قانونی» تشکر می‌کنند؟!!

ملت ایران کشته‌شدگان وقایع اخیر در کوی دانشگاه و خیابان‌ها را به عنوان «شهیدان حاکمیت ملت» می‌شناسد و قدردان خون‌های پاک آنان خواهد بود. حاکمیت نیز شرعا نسبت به این خون‌ها ضامن است.

2- نیروهای مسلح و امنیتی، که کودتاگران به اتکای قدرت سلاح آنان، به این خیانت بزرگ دست زده‌اند، از اعمال خشونت بر علیه مردم خود بپرهیزند. حتی اگر از خدا و نظارت مطلق او و ثبت و ضبط رفتار خود در نامه‌ی عمل‌شان برای حسابرسی دقیق روز جزا، پروا نمی‌کنند، به‌یاد‌آورند که مأموران حکومت پهلوی در روزهای درگیری‌های خیابانی و تظاهرات مردم، چه عاقبتی پیدا کردند.

آن روز نه امکانات تصویر برداری کنونی وجود داشت تا جنایات مختلف را ثبت و ضبط کند و نه امکان اطلاع رسانی وسیع امروز در اختیار بود. باید متوجه باشند که همه‌ی خشونت‌های آنان از سوی مردم، تصویر برداری می‌شود و فردا از چنگ عدالت نمی‌توانند بگریزند. پس برای دنیای خویش هم که شده، از جرم و جنایت بپرهیزند و خود را فدایی ملت، بدانند.

3- روزی هشدار داده شد که؛ شعار «ارتش فدای رهبر» و یا اصرار بر تکرار «جانم فدای رهبر» در مراسم نظامی و انتظامی، از سوی پرسنل نیروهای مسلح، روزی آنان را در برابر ملت قرار خواهد داد و یا این قابلیت را دارد که چنین مصافی را تدارک ببیند. امروز و پس از بی‌توجهی نیروهای سیاسی به آن هشدار، شاهد این تقابل و رویارویی هستیم.

این تجربه، برای همه باید درس عبرتی باشد تا به «ریشه‌کنی فرهنگ جان نثاری برای مستأجران قدرت» منجر شود و تنها ملت و کشور را به عنوان صاحبان حقیقی قدرت، شایسته‌ی جان نثاری، معرفی کند. خصوصا باید فرزندان ملت در نیروهای مسلح را هشیار کند که هرگز خود را جان‌نثار رهبر و مستأجران قدرت قرار ندهند و تنها خود را فدایی ملت بدانند و برای حفاظت از حقوق آنان قدم بردارند.

4- شعار «الله اکبر» شعار اصلی همه‌ی مردم است و کودتاچیان نمی‌توانند به‌دروغ، مخالفان خود را به بی‌دینی متهم کنند، ولی نباید از شعار محوری «حق حاکمیت ملت» لحظه‌ای غفلت شود. مقاومت ملت در قضیه‌ی اخیر و با استفاده از راهکارهای قانونی، هیچ چیز جز «دموکراسی و آزادی بیان و آزادی انتخاب» را هدف قرار‌نداده است. مبادا به‌خاطر خوش‌آمد این و آن، از شعار و هدف محوری این اقدام ملی، غفلت شود.

5- عالمان دین و شریعت، وجهه‌ی خود را از «حق‌طلبی» و «دفاع از حق» به‌دست آورده‌اند و شایسته است که آبروی خود را در این جهت مصرف کنند. مبادا تسلیم کودتاچیان شوند و نتایج غیرواقعی اعلام شده را تأیید کنند. اعتبار آنان در گرو همراهی با کسانی است که از «دروغ، فریب، خدعه، کینه‌توزی، پیمان‌شکنی، خیانت در امانت و...» پرهیز می‌کنند و قدرت را «طعمه» نمی‌شمارند و تنها «منافع ملت» را می‌خواهند. راست گفت رسول خدا(ص) که فرمود: «لاتنظروا الی کثرة صلاتهم و صومهم ... و لکن انظروا الی صدق الحدیث و اداء الأمانة=به زیادی نماز و روزه‌ی آنان نگاه نکنید (و آن را ملاک ارزیابی قرار ندهید) ولی به صداقت و امانت‌داری آنان نگاه کنید(و آن را ملاک ارزیابی قرار دهید)».

6- آقای خامنه‌ای تا کنون به خیرخواهی خیرخواهان هیچ توجهی نکرده است. امروز او در جایگاهی قرار گرفته است که دوستان سابق خود را نیز دربرابر خود قرار داده است. آقایان؛ هاشمی رفسنجانی، ناطق نوری، میرحسین موسوی و ... کسانی هستند که تا دیروز مورد اعتماد بوده و با حکم وی،عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام بوده‌اند. امروز چه شده است که همه‌ی این‌ها فدای احمدی‌نژاد و چند چهره‌ی سپاهی می‌شوند؟ آیا قدرت تفویض شده در قانون اساسی به رهبری نظام، ایشان را قانع نمی‌کند که نهادهای انتخابی را نیز با حربه‌ی غیرمنطقی «نظارت استصوابی» می‌خواهد به مجموعه‌ی اقتدار خویش بیافزاید؟ چرا به حد خود قانع نیست و سخن امیرمؤمنان را آویزه‌ی گوش خود نمی‌سازد که؛ «رحم الله إمرءا عرف قدره و لم یتعد طوره=خدا رحمت کند کسی را که اندازه‌ی خویش نگه‌دارد و از آن تجاوز نکند». آیا تردیدی وجود دارد که توصیه‌ی علوی(ع) برای ایشان از توصیه‌های سپاهی و مصباحی و احمدی‌نژادی بهتر است؟!!

7- در ورای اهانت‌های بی‌وقفه‌ی کودتاچیان به آقای هاشمی رفسنجانی و حامیان وی، دست پنهان کسانی دیده می‌شود که برای «رهبری آینده» می‌خواهند موانع را از سر راه خود بردارند. ادعاهای دروغین «مبارزه با فساد اقتصادی» و یا مبارزه با «رانت‌خواری» تنها پوششی برای پنهان نگه‌داشتن آن مقاصد شوم است.

آن‌ها می‌دانند که در هردو صورت اقدام به حذف آقای خامنه‌ای یا اتفاق طبیعی برای ایشان، تازه با مانعی به نام «هاشمی رفسنجانی» مواجه می‌شوند که هنوز در بین خبرگان، از مقبولیت برخوردار است. مقبولیتی بیش از مقبولیت آقای خامنه‌ای در خبرگان سال 1368 و این مانع را پیش از حذف آقای خامنه‌ای یا اتفاق طبیعی برای وی، باید از سر راه خود بردارند.

من هیچ علاقه‌ای به آقای رفسنجانی نداشته و ندارم و اساسا به لحاظ شخصی، به ایشان در قامت یک مسئول سیاسی، اعتماد نکرده و نمی‌کنم و علی‌رغم تبری جستن از ظلم و ستمی که به ایشان از جانب کودتاچیان می‌شود (وحتی ملتزم بودن به دفاع از حقوق شهروندی و شرعی ایشان، همچون سایر شهروندان ایران زمین) ولی این اتفاقات را، کیفر دنیایی رفتار نامشروع سیاسی ایشان و همدستی طولانی وی با آقای خامنه‌ای، در ظلم و ستم می‌دانم.

گرچه ایشان گفته‌اند که؛ «منتظری نظام نخواهند شد!!» ولی باید بدانند که اولا؛ «بدخواهان در دستگاه‌های؛ دولتی، قضائی، اطلاعات سپاه و دفتر رهبری» مصاف و درگیری بین آیة الله خمینی و آیة الله منتظری را پدید آوردند و امروزه نیز همان افراد در همان ارگان‌ها، این پدیده را تکرار کرده‌اند. ثانیا؛ هردو طرف ماجرا در بسیاری از جهات معنوی و بسیاری از عملکردهای سیاسی در هردو صحنه‌ی پیشین و امروزین، متفاوت‌اند و قیاس آنان «مع الفارق» است. ثالثا؛ ... شرح آن هجران و آن خون جگر// این زمان بگذار تا وقت دگر!! رابعا؛ آن اتفاق را چه مثبت ارزیابی کنید و چه منفی، اکنون گرفتار نتایج همان ماجرا هستید و هستیم. پس می‌توان از نتایج و بهره‌ها، به مثبت بودن یا منفی بودن آن واقعه پی‌برد.

8- به گمان من، این واقعه، جز با بازگشت کودتاچیان به قانون و «بسنده‌کردن به محدوده‌های قانونی خود» و «پذیرش بی‌چون و چرای حق حاکمیت ملت» پایان نمی‌پذیرد. حتی اگر با سرکوب شدید و کشتن و دستگیری آحاد ملت از سوی کودتاچیان مواجه شود. ملت ایران چیزی برای ازدست‌دادن ندارد. آبرو، منافع، عزت و شرف او مدت‌های مدیدی است که مورد تاراج ستم قرار گرفته و هرروزه شاهد به‌خاک افتادن سروقدی از عزیزان خود است. خواسته‌ی آنان چیزی جز «توقف ظلم و ستم و بازگشت به قانون و تن دادن به حق حاکمیت ملت نیست».

طبیعی است که هیچ‌گونه رفتار غیرقانونی و خصوصا خشونت ‌بار، مورد تأیید ملت صلح ‌جو و اصلاح‌طلب ایران نیست. البته در برابر تجاوز و تعدی و خشونت‌ورزی کودتاچیان نیز باید اعتراض کنند و هرگز سکوت نکنند. تجربه‌ی این ملت نیز تنها از مصاف «گل و گلوله» حکایت می‌کند و مطمئنا از جانب ملت، تنها «گل» عرضه می‌شود. بهتر است که مسئولان کشور از کودتاچیان بخواهند که قدری شرم و حیا داشته باشند و رفتار مسالمت آمیز را با تحریک جوانان و هجوم ناجوانمردانه به مردم، به خشونت نکشانند، چرا که بیشترین ضرر و خسارت را حاکمیت خواهد برد.

مصاف نابرابر ظالم و مظلوم، حتی اگر با شکست ظاهری مظلوم همراه شود، چیزی جز ننگ ابدی برای ستمگران را به ارمغان نمی‌آورد. اصرار بر این روند منحط و نابرابر، باید متوقف شود.

خدایا به حاکمان این ملت، حیاء و عفت و شعور عنایت کن که از زیاده خواهی دست بردارند و به جایگاه قانونی خود برگردند و حق حاکمیت ملت را با تمام لوازم آن بپذیرند و بیش از این چهره‌ی دین تو و شریعت محمد مصطفی(ص) و رویکرد علی‌بن ابی‌طالب(ع) را ملکوک نکنند.

خدایا به ملت ما علم و آگاهی و توفیق بهره‌گیری کامل از خرد خود و خردمندان عالم را عنایت کن تا بیش از این زیر بار ستم و استبداد نمانند و عزت، امنیت، عدالت، رفاه، تندرستی و شادی و نشاط را در ادامه‌ی زندگی فردی و اجتماعی خود تجربه کنند و هرگز از این نعمت ها جدا نشوند.

خدایا چنان کن سر انجام کار//تو خوشنود باشی و ما رستگار

احمدقابل
27 خرداد 1388

خراسان/فریمان
+ نوشته شده توسط سعیدسعیدی در یکشنبه سی و یکم خرداد 1388 و ساعت 12:32 | Donbaleh Balatarin


رژيم ايران درمقابله با تغيير

هنگامي که يک رژيم مجموعه ای از مشروعيت، حمايت مردمی و برقراری نظم بدون لزوم استفاده از زور را که مشخصۀ تمام حکومت های موفق است، از دست می دهد، به دست آوردن مجدد آنها بی نهايت مشکل خواهد بود. اين درسی بود که شاه سی سال پيش با از دست دادن قدرت به دیگران  آموخت. او تلاش کرد سازش کند، توضيح بدهد، حتی از خشونت استفاده کند و البته مشاوران و دوستانش را نيز قربانی کند. او خيلی زود به تاريخ پيوست و پس از مرگ وی، گوئی دولتش هرگز وجود نداشته است.

بحران امروز جمهوری اسلامی از درس های سقوط شاه پیروی می کند اما در پايان جاده طولانی تری نسبت به آنچه شاه به سرعت طی کرد، سرنوشت مشابهی برای روحانيونی پیش بینی می شود، روحانيونی که بر اتحاد و انسجام خود  پافشاری کرده اند. آنها هميشه ادعا کرده اند که حيات سياسی ايران نتيجه توافقات گسترده آنان بوده ؛ توافقاتی که بر محور اصول شکل گرفته. اغلب ايرانی ها لااقل در مواقعی اين ادعا را پذيرفته اند. دوره هائی از کشمکش نيز وجود داشته که در پی آن، تلاش برای به پاسخگوئی رژيم در برابر درخواست های مردمی به وقوع پيوسته است. اگر آيت الله علی خامنه ای رهبر عالی ايران درنظر داشت کشور را پاسخگو و انعطاف پذير نشان دهد، بايد از زبان خشنی که در نماز جمعه ديروز استفاده کرد، خودداری می کرد.

او بايد از امکان بررسی مجدد نتايج انتخابات سخن می گفت. نبايد معترضان را تهديد می کرد. نبايد به قدرت های خارجی حمله می کرد. خلاصه اينکه بايد با اين حقيقت روبرو می شد که مشکل او اين است که خيل عظيم ايرانی ها اطمينان خاطر او راجع به صحت نتايج آرا را نمی پذيرد. اگر روزگاری چنين قدرتی را داشته، اکنون ديگر ندارد. آنها او را دروغگو می پندارند.   

او تنها چهرۀ ای در نظام نيست که اعتبارش مخدوش شده است. احمدی نژاد روز جمعه در حالی در خط اول حاضران نماز جمعه نشسته بود که شبيه يک معلم بود، معلمی که کنترل کلاسش را از دست داده و به قدرت استادش متوسل شده تا از او پشتيبانی کند. احمدی نژاد هر چه که باشد، برخلاف نظر رهبر جمهوری اسلامی، رئيس جمهور تمام ايرانی ها نيست. اين مرد یک چهره سیاسی کوچک و پیروزی اش نتيجه يک سازش  است. با اين حال، موقعيت احمدی نژاد و خامنه ای کمتر از موقعيت ميرحسين موسوی حائز اهميت است. اکنون موسوی و پشتيبانان وی با آزمونی از قصد و نيت روبرو هستند. آيا او با اين گفته خامنه ای که تمام رقبای رئيس جمهوری «بخشی از نظام» هستند تن می دهد؟ گفته ای که آنها را به پرهيز از روياروئی وا می دارد. يا اينکه موسوی خصوصاً بر درخواست خود مبنی بر وقوع تقلب در انتخابات پافشاری خواهد کرد؟ واضح است که اگر او شيوه آسانتر را انتخاب کند، پس از برقراری توازن مجدد ميان جناح های داخل رژيم، از پاداش برخوردار خواهد شد. اما کسانی که به موسوی رأی داده اند، دستيابی به چنين پاداش بی ارزشی راضیشان نمی کند. آنها خواستار ايجاد تغييرات بزرگتری هستند.

اگر خامنه ای همچنان موسوی را به عقب نشستن وادار کند، حاکميت رژيم را بسيار جدی تر از وضعيت فعلی تحت الشعاع قرار خواهد داد. درآنصورت آشکار خواهد شد که معيارهای باصطلاح دموکراتيک با ماشين قدرت رژيم ایران هيچ تناسب و ارتباطی ندارد و حتی چهره ای نظير موسوی که با مؤلفه های انقلابی معرفی می شود، اجازۀ فعاليت را پیدا نمی کند.

جمهوری اسلامی  يک بار در گذشته، اصلاح طلب ديگری را نيز به سازش وادار کرده بود. در آن زمان، محمد خاتمی که به رياست جمهوری رسيد اما فاقد قدرتی نیافت، متوجه شد سياست های وی در تمامی جوانب با سد نيروهای محافظه کار روبرو شده است. اکنون اين اتفاق، بار ديگر در حال روی دادن است.  ايرانی ها مايل به وقوع انقلابی ديگر نيستند. آنها مايل اند نظام موجودشان  پاسخگويی شفاف و کارآ شود. مگر چند بار به سر چاهی می توان رفت که ثابت شده آبی در آن نیست.

منبع: گاردين- 20 ژوئن



لغو کنسرت تابستان استاد شجریان در تهران و شیراز

شرکت فرهنگی - هنری دل‌آواز با انتشار اطلاعیه‌ای از لغو کنسرت تابستان استاد شجریان در تهران و شیراز خبر داد. در این اطلاعیه آمده است: استاد محمدرضا شجریان و گروه شهناز، برنامه‌ای برای تابستان ۸۸ اجرا نخواهند کرد. متن اطلاعیه‌ی شرکت دل‌آواز را در ادامه می‌خوانید:

در پی تماس‌های مکرر علاقمندان بدین وسیله به اطلاع می رساند استاد محمدرضا شجریان و گروه شهناز در تابستان ۱۳۸۸ در داخل کشور هیچ برنامه یا کنسرتی نخواهند داشت. اطلاعات بیشتر در مورد کنسرتهای اروپایی گروه شهناز به‌زودی در سایت دل‌آواز منتشر خواهد شد.

به‌گزارش شجریانی‌ها، کنسرت تابستانی استاد محمدرضا شجریان و گروه شهناز قرار بود اواخر تیرماه در تهران و شیراز برگزار شود.



مصاحبه محسن مخملباف با روزنامه گاردين

به من مسئوليت داده شده است که به دنيا بگويم در ايران چه اتفاقی دارد می افتد. ستاد آقای ميرحسين موسوی، کسی که مردم ايران می خواهند او رئيس جمهورشان باشد، از من خواسته اند که اين کار را انجام دهم. آنها از من خواسته اند که بگويم که چطور ستادهای آقای موسوی توسط افراد لباس شخصی مورد تهاجم و تخريب قرار گرفت. از من خواسته اند که بگويم چطور فرماندهان نظامی به او دستور داده اند که بايد ساکت بماند. از من خواسته اند که به مردم بگويم در خيابان ها باشند، چرا که سيستم اطلاع رسانی مختل شده.
مردم خواهان رای گيری دوباره هستند. چرا که فراتر از يک تقلب اتفاق افتاده است. اين نقطه حساس در تاريخ ماست. در ۳۰ سال گذشته از انقلاب سال ۱۹۷۹ ما ۸۰ درصد ديکتاتوری و فقط ۲۰ درصد دمکراسی داشته ايم. ما ديکتاتوری داريم، چرا که يک نفر مسئوليت ايران را بر عهده دارد و آن يک نفر رهبر است. که اول خمينی و در حال حاضر خامنه ای است. او ارتش، روحانيت، سيستم قضايی، مديا و همچنين پول نفت را تحت کنترل دارد.





فعاليت سايت رویه متوقف شد
فعاليت سايت رویه تا اطلاع ثانوي متوقف شد. با شكايت معاونت حقوقي رياست‌جمهوري پرونده‌اي براي مدير سايت رویه در دادسراي كاركنان و رسانه! مطرح رسيدگي است و با دستور بازپرس رسيدگي‌كننده به پرونده، فعاليت سايت رویه متوقف شد.

اتهام عجیب ایرنا به امام خمینی(ره)!

خبرگزاری دولت، امام خمینی(ره) را متهم به تایید انتخابات مملو از تقلب کرد!

در این انتخابات که آقای محتشمی - وزیر کشور - مجری انتخابات بود گزارش های فراوانی مبنی بر تخلف در صندوق های رای وجود داشت. شورای نگهبان از تایید انتخابات خودداری کرد و به بازشماری برخی صندوق ها پرداخت که در موارد زیادی تخلف مجریان محرز شد.دولت آقای موسوی با مراجعه به رهبر انقلاب خواستار مداخله ایشان در انتخابات و استفاده از حکم ولایی جهت تایید انتخابات شد.با توجه به "شرایط حساس کشور" در نهایت امام راحل ره با صدور حکمی خواستار پایان یافتن بازشماری آرا شده و پرونده رسیدگی قانون شورای نگهبان به تخلفات انتخاباتی مختومه شد. به دنبال حکم حضرت امام(ره) آیت الله صافی گلپایگانی دبیر وقت شورای نگهبان که امروز از مراجع تقلید هستند، از مقام خود استعفا داده و به قم مراجعت نمودند.

به گزارش شیعه آنلاین به نقل از تابناک، ایرنا نوشت: در انتخابات سومین دوره مجلس شورای اسلامی جناح حامی دولت مهندس موسوی با سوار شدن بر موج تبلیغاتی بر محور دو تایی "اسلام ناب - اسلام آمریکایی" که به طور کلی توسط حضرت امام ره بیان شده بود جمع کثیری از روحانیون باسابقه انقلاب را به داشتن "اسلام آمریکایی" متهم کردند تا بتوانند فهرست مجمع روحانیون مبارز تازه تاسیس را بجای فهرست جامعه روحانیت مبارز به مجلس بفرستند.





نامه سرگشاده يك حقوقدان برجسته خطاب به مير حسين موسوي
آقاي موسوي! شما مباشر يا معاون در ارتكاب جرائم و آشوب‌هاي جاري در كشور هستيد

خبرگزاري فارس: يك حقوقدان برجسته خطاب به موسوي نوشت: شما در بسياري از موارد مباشر يا معاون در ارتكاب آشوب ها و جرائمي هستيد كه در اين مدت در شهرهاي مختلف كشور، بخصوص شهر تهران به وقوع پيوسته است.


به گزارش خبرگزاري فارس، متن اين نامه به شرح ذيل است:
بسم الله الرحمن الرحيم
"مصاديق بارز جرائم ميرحسين موسوي "
"الفتنة اشدّ من القتل " (سوره بقره آيه 191)
جناب آقاي مهندس ميرحسين موسوي - كانديداي محترم رياست جمهوري
با سلام و احترام؛
خلق حماسه شكوهمند و كم‌نظير 22 خرداد 88 بدون شك از مقدرات الهي و الطاف رحماني خداوند تبارك و تعالي است كه بر ملت ايران نازل گرديد و با هدايتهاي داهيانه مقام معظم رهبري - دام‌ظله‌ العالي - به دست ملت غيور و فهيم ايران اسلامي به وقوع پيوست و همچون برگ زريني در تاريخ پرافتخار انقلاب اسلامي مي‌درخشد. حماسه‌اي كه بيش از پيش بر عظمت و قدر و منزلت ملت در نزد جهانيان افزود و مايه مباهات دوستان انقلاب اسلامي و مسلمين و مستضعفين جهان شد و دشمنان قسم خورده را بيش از هميشه مأيوس و درمانده كرد.
شكي نيست كه شما نيز با شركت خود به عنوان كانديداي رياست جمهوري در اين انتخابات، سهم قابل ملاحظه‌اي در خلق اين حماسه عظيم‌ داشته‌ايد؛ لكن متأسفانه اعمال، گفتار و مواضع شما و دوستانتان بعد از انتخابات و به خصوص اصرار و پافشاري غيرقانوني شما در اعتراض به اعلام اوليه نتايج انتخابات از طريق كانالهاي غير حقوقي برخلاف قوانين مصرح موضوعه كشور و از راه تحريض و تحريك هوادارانتان به برپايي تظاهرات و اعتراضهاي خياباني، خسارات جبران‌ناپذير و هزينه‌هاي سنگين را بر كشور تحميل نمود كه جبران آن به سادگي و به زودي ممكن نبوده و شايد غير ممكن باشد.
اين حوادث خسارات سنگين مادي و معنوي به بار آورد كه بدون شك مقصر و عامل اصلي آنها شما هستيد. خساراتي چون: ايجاد بدبيني در كسر عظيمي از مردم به صداقت نظام اسلامي و خدشه وارد نمودن به وجاهت انقلاب اسلامي در نزد جهانيان، تألمات روحي قاطبه مردم و مؤمنين، تلخ نمودن كام ملت پس از شيريني شركت در انتخابات و ايجاد ترس و دلهره و ناامني در بسياري از مردم كشور كه اين اقدامات غيرقانوني موجبات فعاليت گروهي از محارب و مفاسد را نيز فراهم گردانيد تا دست تطاول به سوي بيت‌‌المال و اموال عمومي و خصوصي دراز نموده و با به آتش كشيدن و غارت اماكن و اموال عمومي و خصوصي و سرقت از آنها به مدت يك هفته، كشور را ناامن نمايند تا بدانجا كه عده‌اي از مردم عزيز كشور را نيز به قتل رسانده و مجروح نمايند.
شما خواسته‌ يا ناخواسته، در بسياري از موارد مباشر يا معاون در ارتكاب جرائمي هستيد كه در اين مدت در شهرهاي مختلف كشور، بخصوص شهر تهران به وقوع پيوسته است. گرچه خسارات معنوي كه اعمال و رفتار و گفتار شما براي كشور به بار آورده قابل جبران نمي‌باشد. اما اعمال شما طبق قانون مجازات اسلامي جرم بوده و توسط دستگاه قضايي قابل پيگيري است كه خوبست شما كه مدعي قانون‌گرايي هستيد به آنها توجه نماييد.
اهم اين جرايم عبارتند از:
1- مباشرت در برهم زدن امنيت كشور موضوع ماده 498 قانون مجازات اسلامي
حركات غيرقانوني شما كه با دادن اطلاعيه از هواداران خود مي‌خواهيد با نماد خاص و به صورت غيرقانوني و بدون كسب مجوز از مقامات ذي‌صلاح، به خيابانها بريزند و خود نيز با حضور در اين مجامع موجبات تحريك و تشويق بيشتر قانون‌شكنان را فراهم مي‌نماييد از مصاديق بارز برهم زدن امنيت كشور موضوع ماده 498 قانون مجازات اسلامي است. مطابق اين ماده: "هركس با هر مرامي، دسته، جمعيت يا شعبه، جمعيتي بيش از دو نفر در داخل يا خارج از كشور تحت هر اسم يا عنوان تشكيل دهد يا اداره نمايد كه هدف آن برهم زدن امنيت كشور باشد و محارب شناخته نشود به حبس از 2 تا 10 سال محكوم مي‌شود. "
2- مباشرت در اجتماع و تباهي در ارتكاب جرائم
مطابق ماده 610 قانون مجازات اسلامي "هرگاه دو نفر يا بيشتر اجتماع و تباني نمايند كه جرايمي بر ضد امنيت داخلي يا خارجي كشور مرتكب شوند يا وسايل ارتكاب آن را فراهم نمايند در صورتي كه عنوان محارب بر آنان صادق نباشد به 2 تا 5 سال حبس محكوم خواهند شد. "
3- مباشرت در افتراء و توهين و هتك حرمت اشخاص
شما در موارد متعدد و با استفاده از الفاظي چون‌ "شعبده‌بازي دست‌اندركاران انتخابات و صداوسيما "، "صحنه‌آرايي خطرناك "، "متصديان بي‌امانت "، "توجيه‌گريان دروغگو "، "متقلبان "، "خائن به آراي مردم "، "برنامه‌ريزي پشت پرده براي دستكاري در انتخابات " و.... در اطلاعيه‌هايتان، اقدام به هتك حرمت مقامات مسئول در انتخابات، موضوع مواد 609، 697 و 698 قانون مجازات اسلامي نموده‌ايد. مطابق ماده 609 قانون مجازات اسلامي "هركس با توجه به سمت، يكي از رؤساي سه قوه يا معاونان رئيس جمهور يا وزرا يا يكي از نمايندگان مجلس شوراي اسلامي يا نمايندگان مجلس خبرگان يا اعضاي شوراي نگهبان يا قضات يا اعضاي ديوان محاسبات يا كاركنان وزارتخانه‌ها و مؤسسات و شركتهاي دولتي و شهرداريها در حال انجام وظيفه يا به سبب آن توهين نمايد به 3 تا 6 ماه حبس و يا تا 74 ضربه شلاق و يا 50 هزار تا يك ميليون ريال جزاي نقدي محكوم مي‌شود. "
مطابق ماده 697 قانون مجازات اسلامي "هركس به وسيله اوراق چاپي يا خطي يا به وسيله درج در روزنامه و جرايد يا نطق در مجامع يا به هر وسيله ديگر، به كسي امري را صريحاً نسبت دهد يا آنها را منتشر نمايد كه مطابق قانون آن امر جرم محسوب مي‌شود و نتواند صحت آن اسناد را ثابت نمايد جز در مواردي كه موجب حد است به يك ماه تا يك سال حبس و تا 74 ضربه شلاق يا يكي از آنها حسب مورد محكوم خواهد شد. "
ماده 698 قانون مجازات اسلامي: "هركس به قصد اضرار به غير يا تشويق اذهان عمومي يا مقامات رسمي به وسيله نامه يا شكواييه يا مراسلات يا عرايض يا گزارش يا توزيع هرگونه اوراق چاپي يا خطي با امضا يا بدون امضا اكاذيبي را اظهار نمايد يا با همان مقاصد اعمالي را برخلاف حقيقت رأساً به عنوان نقل قول به شخص حقيقي يا حقوقي يا مقامات رسمي تصريحاً يا تلويحاً نسبت دهد اعم از اينكه از طريق مزبور به نحوي از انحاء ضرر مادي يا معنوي به غير وارد شود يا نه علاوه بر اعاده حيثيت در صورت امكان، بايد به حبس از 2 ماه تا 2 سال و يا شلاق تا 74 ضربه محكوم شود. "
4- مباشرت و معاونت در تبليغ عليه نظام جمهوري اسلامي ايران
شما با برپايي تظاهرات غير قانوني و ايراد سخنان خلاف واقع عليه نظام و ايراد اتهامات متعدد و در بيانيه‌هاي خويش مانند "طرح بازي بزرگ توسط مقامات "، "حاكميت دروغ و استبداد "، "روند پرمخاطره "، "تخلفات و كارشكني‌هاي متعدد و نارسايي‌هاي گسترده "، "تزلزل اركان نظام "، وجود "توجيه‌گران دروغگو " در نيروهاي مؤثر نظام، "برخوردهاي غيرقانوني و خشونت‌بار با منتقدان " منجر به مصدوميت و شهادت هموطنان، "اقدامات وحشيانه در كشتار مردم "، "برخوردهاي سبعانه " و "حمله به بانكها و ادارات و اموال مردم توسط اصحاب "، "تقلب و دروغ براي تكميل طرح خود " هم مباشرت در تبليغ عليه نظام اسلامي مي‌نمايد و هم با فراهم آوردن خوراك تبليغاتي براي شبكه‌هاي خبري رسانه‌هاي خارجي و دشمنان نظام آنان را در ارتكاب اين جرم معاونت مي‌نماييد.
مطابق ماده 500 قانون مجازات اسلامي "هركس عليه نظام جمهوري اسلامي ايران يا به نفع گروهها و سازمانهاي مخالف نظام به هر نحو فعاليت تبليغي نمايد به حبس از 3 ماه تا يكسال محكوم خواهد شد. " و طبق بند 3 ماده 43 ذيل قانون "هركس عالماً عامداً وقوع جرم را تسهيل كند " معاون جرم محسوب مي‌شود.
5- مباشرت و معاونت در اخلال نظم و آسايش و آرامش عمومي و ممانعت از كسب و كار
با توجه به اينكه تجمعات شما بدون مجوز قانوني بوده و موجب اخلال در نظم و كسب و كار مردم مي‌گردد از مصاديق بارز ماده 618 قانون مجازات اسلامي مي‌باشد كه مطابق آن "هر کس با هياهو و جنجال و حركات غير متعارف يا تعرض به افراد موجب اخلال نظم و آسايش و آرامش عمومي گردد يا مردم را از كسب و كار باز دارد به حبس از 3 ماه تا يكسال و تا 74 ضربه شلاق محكوم خواهد شد " و مطابق ماده 620 همين قانون اگر به صورت دسته جمعي واقع شود مرتكب به حداكثر مجازات مقرر محكوم خواهد شد.
6- معاونت در محاربه و افساد في‌الارض
مطابق ماده 183 قانون مجازات اسلامي "هر کس كه براي ايجاد رعب و هراس و سلب آزادي و امنيت مردم دست به اسلحه ببرد، محارب و مفسد في‌الارض مي‌باشد " و طبق تبصره 3 اين ماده "ميان سلاح سرد و سلاح گرم فرقي نيست. "
هم‌چنين مطابق ماده 187 همين قانون "هر فرد يا گروهي كه طرح براندازي حكومت اسلامي را بريزد و براي اين منظور اسلحه و مواد منفجره تهيه كند و نيز كساني كه با آگاهي و اختيار امكانات مالي مؤثر يا وسايل و اسباب كار و سلاح در اختيار آنها بگذارند محارب و مفسد في‌الارض مي‌باشند " و نيز مطابق ماده 687 قانون فوق‌الذكر "هر کس در وسايل و تأسيسات مورد استفاده عمومي از قبيل شبكه‌هاي آب و فاضلاب، برق، نفت، گاز، پست و تلگراف و تلفن و مراكز فركانس و مايكرووير (مخابرات) و راديو تلويزيون و متعلقات مربوط به آنها اعم از سد و كانال و انشعاب لوله‌كشي و نيروگاههاي برق و خطوط انتقال نيرو و مخابرات (كابلهاي هوايي يا زميني يا نوري) و دستگاههاي توليد و توزيع و انتقال آنها كه به هزينه يا سرمايه دولت يا با سرمايه مشترك دولت و بخش غيردولتي يا توسط بخش خصوصي براي استفاده عمومي ايجاد شده و همچنين در علايم راهنمايي و رانندگي و ساير علائمي كه به منظور حفظ جان اشخاص يا تأمين تأسيسات فوق يا شوارع و جاده) نصب شده است، مرتكب تخريب يا ايجاد حريق يا از كار انداختن يا هر نوع خرابكاري ديگر شود بدون آنكه منظور او اخلال در نظم و امنيت عمومي باشد به حبس از 3 تا 10 سال محكوم خواهد شد. "
كه بنا بر تبصره يك همين ماده "در صورتي كه اعمال مذكور به منظور اخلاق در نظم و امنيت جامعه و مقابله با حكومت اسلامي باشد مجازات محارب را خواهد داشت "
از آنجا كه تمامي جرائم فوق‌ به وقوع پيوسته است لذا جنابعالي نيز كه با اصرار و تأثيرات متعدد مبني بر پيگيري اعتراض خود از طرق غيرقانوني و با آگاهي از عواقب كار و عمل غير قانوني خود وقوع اين جرائم را تسهيل نموده‌ايد،‌معاون در جرائم مذكور محسوب مي‌شويد.
7- معاونت در اخلال در نظم جامعه و ايجاد خوف موضوع تبصره‌هاي مولد 203 و 208 قانون مجازات اسلامي
8- معاونت در منازعه موضوع ماده 615 قانون مجازات اسلامي
9- معاونت در احراق و تخريب و اتلاف اموال موضوع مواد 675 الي 671 قانون مجازات اسلامي
ممكن است ايراد شود كه براي تحقق معاونت در جرم "وحدت قصد " با مباشر جرم ضرورت دارد كه بايد اشاره نماييم كه تكرار يك عمل توسط جنابعالي، با وجود اطلاع‌ از امكان بروز حوادث مجرمانه، و نيز اعلام شما مبني براينكه حاضريد همه گونه هزينه‌اي را بپردازيد مي‌تواند قرينه‌‌اي بر قاصد بودن شما باشد.
در پايان، اميدوارم با اندكي تأمل و تجديدنظر در رفتارهاي خويش كه شايد خسارت آن كمتر از 8 سال جنگ تحميلي عراق و استكبار جهاني عليه كشورمان نباشد، دوباره به آغوش نظام اسلامي بازگشته و به جبران اشتباهات خويش بپردازيد كه پيامبر اكرم (ص) فرمودند: "حاسبوا قبل ان تحاسبوا "
انتهاي پيام/


+ نوشته شده توسط سعیدسعیدی در یکشنبه سی و یکم خرداد 1388 و ساعت 11:35 | Donbaleh Balatarin