تبليغاتX
مهتاب شب

 

 

گروه کشی  فدراسيون همبستگی کشورهای اسلامی  در مورد نام خليج پارس

و سکوت حکومت ايران

 

مردم گرامی ايران، در سراسر جهان

         خبری ناخوش به دست ما رسيده است که ضرورت دارد توجه بلافاصله ی شما را به آن جلب کنيم.

همانطور که می دانيد، مدتی است اعلام شده که بزودی «بازی‌های کشورهای اسلامی» ـ که نوعی «المپيک اسلامی» محسوب می شود ـ در تهران انجام گرفته و ايران ميزبان ورزشکاران کشورهای اسلامی خواهد بود.

بنا بر گزارش های رسيده از ايران، روز گذشته، و در اين ارتباط، آقای بشير طرابلس، رییس، و آقای محمد صلاح قذردر، دببرکل فدراسيون همبستگی «کشورهای اسلامی» (آی.اس.اس.اف) که به اتفاق همراهان خود، به منظور بررسی مقدمات اجرای اين مسابقات به تهران رفته، در ديدار خود با معاون رئيس جمهور و  رييس سازمان تربيت بدنی کشور، پيامی را از جانب کشورهای عربی تسليم اين مقامات کرده که طی آن به  مقامات ورزشی ايران اطلاع داده است: «کشورهای عربی مشترکاً خواستار آن شده اند که در همه ی بروشورها، تصاویر و نقشه‏ها و پوسترها و همچنین مدال‏های اين بازی‌ها نام خليج پارس بصورت «خليج» و  يا «خليج عربی» ذکر شود.»

آقای بشير طرابلس، در مقابل اعتراض مقامات ورزشی ايرانی با لحنی تهديدآميز به آنها گفته است که در صورت گرفتن تصميم برای به ‌کارگیری نام خلیج‏ پارس، کشورهای عربی در بازی‌های تهران شرکت نخواهند کرد و به اين ترتيب انجام اين مسابقات بين الملل اسلامی منتفی خواهد بود.

بنظر می رسد که اين «گرو کشی» علنی کشورهای عربی (که اکثريت کشورهای اسلامی را تشکيل می دهند) مقامات حکومت اسلامی را بکلی غافلگير کرده و به همين دليل، پس از جلسه ی روز گذشته و ابلاغ اين پيام تحقير آميز، هيچ يک از مقامات حکومت اسلامی تا کنون کمترين اشاره ای به خواست فدراسيون کشورهای اسلامی نداشته و در اين مورد سکوت کرده اند.

البته، و خوشبختانه، خبرهای رسيده از ايران حاکی است که خواست تحکم آميز فدراسيون کشورهای مزبور ورزشکاران ما را به شدت رنجيده و آن ها مصمم شده اند در هيچ مسابقه ای با اين شرط شرکت نکنند.

بهر حال، اکنون پرسش آن است که واکنش دولت ايران چه خواهد بود. آيا تن به اين خفت بزرگ داده و نام خليج پارس را قربانی حفظ روابط خود  با «کشورهای اسلامی» خواهد کرد و يا خواهد کوشيد اين خواست غير قانونی و غير منطقی را پاسخی درخور دهد؟

بايد توجه داشت که دولت های عربی کاملا  از اشتياق مقامات جمهوری اسلامی برای داشتن جایی در ميان خود آگاهند و برای مقاصد خود در مورد تصاحب ميراث های فرهنگی، تاريخی و طبيعی ايران به خصوص خليج فارس، از در جديدی وارد شده و دست به گروکشی و باج خواهی زده و حکومت اسلامی را بر سر دو راهی مهمی قرار داده اند و تصميم ها و رفتارهای اين حکومت در آينده نشان خواهد داد که رهبران فعلی کشور تا کجا آماده اند منافع و دارایی های مردم  ايران را قربانی خواست های خود کنند.

کميته ی بين المللی نجات پاسارگاد، وظيفه ی خود می داند که در اين لحظات حساس توجه مردم شريف ايران را به اين مسئله ی سرنوشت ساز جلب کرده و خاطرنشان سازد که اينک بزنگاه مهمی در فرا راه کشورمان قرار دارد که در آن مالکيت، حيثيت و هويت تاريخی کشور و مردمان آن در خطر قرار گرفته است و لازم است نسبت به آن صدای اعتراض خود را بلند کرد.

دولت ايران اکنون بايد نشان دهد که در اين گروکشی تا کجا پيش می رود و ملت ايران نيز بايد عزم خود را در حفظ ميراث ها و دارایی های خود بيش از موارد ديگر آشکار سازد.

از سوی کميته بين المللی نجات پاسارگاد

شکوه ميرزادگي

28 آوريل 2009

+ نوشته شده توسط سعیدسعیدی در چهارشنبه نهم اردیبهشت 1388 و ساعت 4:50 | Donbaleh Balatarin
 

 

 

محمد صالحی زاده يکی از همراهان کميته نجات پاسارگاد در پی ديداری از سد سيوند و افراد مطلع  امروز به ما گزارش داد که به احتمال بسيار زياد «سد سيوند تعطيل می شود»

او نوشته که: پس  از گذشت 2 سال از شروع کار سد سیوند با همه ی تلاش های پيمان کارهای سد روشن شده که آب گیری اين سد نا موفق بوده است . صالحی زاده  اضافه می کند که يکی از متخصصين در آن منطقه که نخواسته نامش فاش شود می گويد: «وجود آب های زیرزمینی که از زیر سد می گذرد آب گیری اين سد را غیر ممکن ساخته. در اين مدت حتی با تزریق سیمان به درون آن موفق به مسدود کردن راه های گريز آب نشده اند و آب جلوی سد  به زمين فرو می رود»

صالحی زاده می افزايد که: به همين دليل ناظران در اين منطقه معتقدند که با وجود اين مشکلات و بی بهره بودن اين سد زمزمه هایی جدی از تعطیل شدن همیشگی آن به گوش می رسد . بايد توجه داشت که کارشناسان و همکاران کمیته نجات پاسارگاد، و متخصصينی ديگر در ايران بارها بروز انواع مشکلات و ناکارآمدی های این سد را متذکر شده بودند. هم اکنون نشانه های روشن اين پی آمدها را می شود در  بالا آمدن رطوبت در دشت پاسارگاد ، نابودی محیط زیست آن منطقه ، درختان و گونه های مختلف گیاهی، خشک شدن دریاچه ی بختگان ، مرگ و میر پرندگان و دیگر آبزیان در این دریاچه به روشنی ديد. با اين حال تعطيل اين سد ممکن است اين امکان را بوجود آورد که از ضايعات بيشتر جلوگيری کرد.

www.savepasargad.com

+ نوشته شده توسط سعیدسعیدی در شنبه پنجم اردیبهشت 1388 و ساعت 1:17 | Donbaleh Balatarin