تبليغاتX
مهتاب شب
سفر پنج است : اول به پای ؛دوم به دل ؛ سوم به همت ؛ چهارم به دیدار ؛ پنجم در فنای نفس .

 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و نهم آذر 1386ساعت 16:39  توسط سعیدسعیدی  | 
 

عالیجناب مدیرکل سازمان آموزشی، دانشی و فرهنگی سازمان ملل متحد (یونسکو)

 پاریس، فرانسه

موضوع: پیشنهاد اصلاحات در یونسکو

آقای عزيز:

همانگونه که اساسنامه یونسکو اظهار میدارد، راست است که جنگ در ذهن آدمیان آغاز می شود و اینکه نادانی از زندگی و آیین های یکدیگر، بدگمانی و بی اعتمادی ایجاد میکند که در بسیاری موارد در طول تاریخ سبب جنگ شده است. ولی، پیشگفتار اساسنامه سازمان  به این راستی نمی پردازد که همان نادانی گاهی سبب تحمیل فلسفه و باورهای یک گروه بر دیگران می شود. در جنگها، میراثهای فرهنگی بطور تصادفی یا در مصاف شکست دادن دشمن آسیب می بینند، در حالیکه، در جنگ های فرهنگی، برای نابود کردن هویت یک فرهنگ، نمادهای تاریخ و فرهنگ یک ملت به نابودی کشانده می شوند. جنگ فرهنگی یک جنگ بی صداست که بشری را آسیب نمی زند، بلکه بشریت را آسیب میزند؛ کسی را نمی کُشد بلکه هویت ملتی را که صدها سال درساختن آن کوشیده اند نابود میسازد.

برای نمونه می توان به نابودسازی کتابخانه ها و نمادهای فرهنگی و تاریخی ایرانیان در طی سده هفتم  و هشتم میلادی به دست تازیان اشغالگر، نابودسازی غیرضروری تاسیسات و دستاوردهای فرهنگی و تاریخی در مسیر تهاجم قبیله های مغول و هون، و در سده کنونی، نابودسازی بی دلیل تندیس بودا و بسیاری نمادهای فرهنگی افغانستان به دست طالبان، و نابودسازی سیستماتیک میراث کهن فرهنگی و تاریخی ایرانیان به دست جمهوری اسلامی در ایران اشاره کرد.

یونسکو، بر پایه مقررات کنونی نمایندگی و ابزار اجرایی قانونی خود، نمی تواند بطور موثر مسئولیت خود را در نگهبانی از میراث های فرهنگی و تاریخی بشریت اعمال نماید، به ویژه که بخش بزرگی از جهان هنوز توسط حکومت های خودکامه که نمایندگان راستین ملت هایشان نیستند اداره می شوند. در حالیکه، ارزشمند ترین میراث بشری در چنین مناطقی قرار دارند، یونسکو هرگز نخواهد توانست مسئولیت خود را به نتیجه برساند، مگر اصلاحاتی برای قدرتمند کردن آن سازمان، مانند آنچه در اینجا پیشنهاد شده در آن انجام گیرد.

در طی کنفرانس حقوق بین الملل تهران که در روز 24 ژوئن 2007 (سوم تیر 1386)، تشکیل شده بود، مواردی برای اصلاح ساختار به بحث گذاشته شد تا برای بررسی به یونسکو تقدیم شود. اندیشه این پیشنهادها این است که یونسکو باید در انجام مسئولیت های خود پیشگام و پیشران و نسبت به خواستهای ملت ها حساسیت بیشتری داشته باشد تا نسبت به خواستهای دولتها. ما دیگر نباید شاهد نابودسازی نمادهای فرهنگی یک رژیم توسط رژیم بعدی، یک دوران غیرمذهبی توسط یک رژیم مذهبی و یک کشور اشغال شده توسط اشغالگران باشیم. همه میراث های فرهنگی و تاریخی بایستی گرامی باشند و نگهبانی شوند، زیرا آنها روند پیشرفت و دستاوردهای نوع بشر را نمایش می دهند و به همه بشریت تعلق دارند.

پیشنهادهای ما برای اصلاحات در یونسکو عبارتند از: (مطالب زیرخط دار پیشنهاد است)

فصل 2: عضویت

ماده 7. هر ملت عضو می تواند یک نماینده دائمی در سازمان انتخاب کند. نماینده دائمی بایستی که در یک انتخابات آزاد توسط ملت خود برای یک دوره محدود که از چهارسال بیشتر نباشد برگزیده شده شود.

ماده 8. نماینده دائمی ملت عضو بایستی که مدارک یا استوارنامه خود را که توسط نماینده یونسکو ساکن در کشور متبوعش تایید شده باشد، به مدیرکل سازمان تسلیم کند و از همان روز به انجام مسئولیت های خود مشغول شود.

فصل 4: کنفرانس همگانی

ماده 9 (آ). کنفرانس همگانی بایستی که هر سال یک بار ... 

کمیته حقوقی:

ما پیشنهاد می کنیم که یک کمیته حقوقی زیر نظر مدیرکل در سازمان تشکیل شود. مسئولیت کمیته حقوقی تضمین پیروی از مقررات نگهداری و نگهبانی میراث های فرهنگی و تاریخی، دریافت و رسیدگی به شکایت های تخلف از این مقررات و گزارش های نابودسازی سهوی یا عمدی میراث ها و جابجایی و دادوستد غیرقانونی نمادها و اشیاء فرهنگی یا تاریخی است.

ضمانت اجرا:

کمیته حقوقی بایستی این قدرت را داشته باشد که موارد تخلف را به به هیئت اجرایی سازمان برای برخورد مناسب ارجاع دهد. برخورد هیئت اجرایی سازمان می تواند بصورت هشدار یا بیانیه باشد. موارد بسیار جدی نابودسازی عمدی یا سیستماتیک را می توان به شورای امنیت یا به دیوان کیفری بین المللی ارجاع داد.

هرچند همه پیشنهادهای بالا نیازمند بررسی و شور بیشتر برای پذیرا و عملی کردن آنها می باشد، ولی ما باور داریم زمان آن فرارسیده تا برای جنایت های فرهنگی که به تمدن بشری مربوط می شود اهمیت کمتری از جنایت هایی که به جان انسان ها مربوط می شود قایل نشد.

با گرامیداشت،

بنیاد میراث پاسارگاد

پژوهش و تدوین: کورش زعیم

اندیشه سازی:

محمدعلی دادخواه و شکوه میرزادگی                                                                            

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و پنجم آذر 1386ساعت 2:53  توسط سعیدسعیدی  | 
 

در همایش بزرگداشت مولوی در اصفهان تاکید شد :

حق ایرانی بودن و فارسی زبان بودن مولوی

 را نباید از نظر دور داشت

همایش دوروزه گرامیداشت هشتصدمین سال تولد مولانا با همکاری انجمن مثنوی پژوهان ایران ، دانشگاه اصفهان و دانشگاه صنعتی اصفهان در روز های 20 و 21 آذر ماه برگزار شد.

در بخشی از پیام دکتر محمد توکل دبیر کل کمسیون ملی یونسکو خطاب به این همایش آمده بود : مولانا شاعر ، عارف و متفکر ایرانی و نماینده شایسته فرهنگ بزرگ ایران کهنسال است که حوزه نفوذ تمدن آن یک امپراتوری فرهنگی را ایجاد کرده است و به طور قطع جهانیان بیش از هر کشور دیگر از ما انتظار دارند که در تبین ، تشریح و معرفی افکار مولانا گام برداریم.

علی عربیان دبیر انجمن مثنوی پژهان ایران نیز در گفت و گو با خبرنگار ما ضمن انتقاد به نحوه برگزاری فستیوال قونیه در سال مولانا گفت : به اعتقاد من مولانا یک شخصیت جهانی است و متعلق به همه مردم جهان با هر زبان است ، اما حق ایرانی بودن  و فارسی زبان بودن مولوی را نباید از نظر دور داشت چون ممکن است معانی بسیار ژرفی که در پیام مولانا هست نادیده گرفته شود و این تحریف ، نارسایی در فهم آثار مولوی را به وجود می آورد.

دکتر محمد علی اسلامی ندوشن  نیز در بخشی از سخنان خود گفت : مولوی متعلق به تمدن ایران است ، یک ایرانی است به تمام معنا و هیچ حرفی در این نیست و بقیه مطالب سیاسی و گذراست.

وی عمده ترین مباحث فکری مولوی را عشق ، آزمندی ، اضداد ، جسم و روح ، و مرگ دانست که با تمثیل های بسیار ساده و زمینی در مثنوی مطرح می شود تا  برای مردم قابل فهم شود.

این استاد دانشگاه تهران اشعار مثنوی را " بیان حال به زبان کوچه و بازار " ، " زبر" ، " ارتجالی " و " فی البدیهه"  دانست که بدون تصنع گفته شده و در آن کلام و بیان فدای فکر می شود .ولی در ادامه یاد آور شد :  " اما یک شیرینی فوق العاده ای دارد که مخصوص مولاناست و جذب وجود انسان می شود و ما را تا حد از خود بی خود شدن جلو می برد."

دکتر اسلامی ندوشن " استخدام کلمات " در غزلیات مولانا  را به گونه ای دانست که می توان آن را " کلام پرّان " نامید و در این مورد افزود : غزلیات مولانا مثل هزاران پروانه رنگارنگ است که در هوا می پرند و به هم آمیخته می شوند و کنه معنا را به وجود می آورند و یک عالمی را مجسم می کنند که هم هست و هم نیست.

وی در بخشی دیگر از سخنان خود گفت : مهم ترین محور فکری مولانا عشق است و مولانا یکی از ستون های عشق پرور است.  وی ، عشق از دیدگاه مولوی را راهنما و نیروی حیاتی دانست که حرکت ایجاد می کند و انسان را به جلو می راند چون همه تحرکات انسان منشاء عشق دارد که نهایتا به طرف بی مرگی می رود.

دكتر ناصر مهدوی  ، استاد دانشگاه تهران نیز در سخنان خود درباره نياز انسان معاصر به پیام مولانا گفت : تفاوت مولانا با انسان هاي ديگر اين است كه وي از زندان درون خود رها شده است.  از بزرگترين درد هاي انسان امروز , درد تنهايي است و اين در دنياي امروز كه  پيوندهاي بين آدميان به هم خورده ، مورد توجه است . مولوي به شدت آدم تنهايي است ولي محكم ايستاده چون خدا را در كنار خود مي بيند و اين ترس و لرز ، تنها بودن را از انسان دور مي كند. همان گونه كه حافظ در اين باب مي گويد : " يار با ماست چه حاجت كه زيادت طلبيم" . مولوي به اساسي ترين نيازهاي انسان امروز پاسخ هاي بسيار درخور ، جدي ، صريح و جالبي داده است . به خصوص در قبال مرگ و غروب زندگي انسان كه با نگاه و انديشيدن به طلوع آن را به آدمی مي شناساند.

دکتر شیرین بیانی ، دکتر مهدی دهباشی ، دکتر میرباقری ، دکتر مهدوی ، دکتر علی سربندی و علی عربیان نیز از دیگر سخنرانان این همایش بودند که در سخنان خود به موضوعاتی همچون عشق در  اندیشه مولانا ، مشرب عرفانی مولانا ، خاستگاه مولانا و روانشناسی پویایی و شادی از دیدگاه مولانا پرداختند

کميته بين المللی نجات پاسارگاد

www.svaepasargad.com

+ نوشته شده در  شنبه بیست و چهارم آذر 1386ساعت 14:36  توسط سعیدسعیدی  |