تبليغاتX
مهتاب شب
 

اعلام موجوديت بنياد جهانی ميراث پاسارگاد  

بنياد جهاني ميراث پاسارگاد

از آنجايي که تجربه  ها و پژوهش های علمی نشان می دهد که دست آوردهای تاريخی، و فرهنگی هر سرزمين می توانند در ساختن روحيه و اعتماد به نقس هر ملت نقشی اساسی داشته باشند،

از آنجا که گنجينه های تاريخی و فرهنگی تنها ارزش ملی ندارند و دارای اهميتی انکار ناپذير در تحول مدنيت کل بشريت هستند،

و از آنجا که، به دليل عملکرد سازمان های مسئول در ايران، ميراث فرهنگی و تاريخی ملی و جهانی ما در وضعيت بسيار بدی قرار دارد و  همه ما به صورتی روزمره شاهد بی توجهی ها و حتی ويران گری های  عمدی بسياری از مسئولان امور حفظ ميراث فرهنگیی و تاريخي در سراسر ايرانزمين بوده ايم،

ما، به عنوان بخشی از دوستداران ميراث فرهنگی ايران، احساس می کنيم که اگر، در کوتاه مدت، قادر نيستيم تا عمليات نيروهای ويرانگر در داخل ايران را متوقف کنيم، اما می توانيم با فعاليت های گوناگون خود موسساتی را که بر اساس قوانين بين المللی موظف به حفظ اين آثار هستند در جريان بگذاريم.

ما می توانيم با مردمان فرهنگ دوست جهان از اين بيدادی که بر فرهنگ و تاريخ يک ملت می رود مکرر سخن بگوييم، می توانيم خبرهاي تاريخ زدايي را که از چشم و گوش مردمان سرزمين مان دور نگاهداشته می شود با سند و مدرک در اختيارشان  بگذاريم، می توانيم با انجام پژوهش هایي به دور از غرض های تعصب آلود پنجره های تازه ای را برای تماشای منظره ی فرهنگ و تاريخ خودمان بگشايم، می توانيم  به صورتی پي گير و مدام حضور سازنده و پر اهميت اين فرهنگ را خاطر نشان سازيم، و هشدار دهندگانی دايمی باشيم برای برای حفظ يا نجات اين آثار.

بر اساس اين نکات است که اکنون، در اين راستا، بنيادی فرهنگی را بصورت رسمی و قانونی به ثبت رسانده ايم که نام آن را، به احترام ياد جاويدان کورش بزرگ، پدر حقوق بشر،  «بنياد ميراث پاسارگاد»Pasargad Heritage Foundation  گذاشته ايم.  اين بنياد، موسسه ای غير انتفاعی، غير سياسی و غير مذهبی است که به وسيله ی افرادی داوطلب و بدون دريافت دستمزد از سراسر جهان اداره خواهد شد؛ افرادی که عشق و باور به اهميت  حفظ گنجينه های فرهنگی و تاريخی ايرانزمين پايه های تلاش آن ها را می سازد.

  

ما، اعضای هیات امنای بنياد ميراث پاسارگاد به اين وسيله اعلام موجوديت و شروع کار اين موسسه جهانی را اعلام کرده و از اين پس  تمام توان خود را در راه حفظ و نگاهبانی از تاريخ و فرهنگ ملی و جهانی ايرانزمين در سراسر جهان به کار خواهيم برد. اولين جلسه انتخابات اين بنياد در تاريخ سپتامبر 2007 انجام می شود و بخش های مختلف آن آماده پذيرش همراهان تازه خواهد بود.

لطفا اگر به حفظ تاريخ و فرهنگ ملی و بشری ايرانزمين و بهره وری از اثرات آن در پيشرفت فرهنگی جامعه ما، و جوامع بشری و ارتباط متمدنانه ما با دنيای امروز باور داريد با ما تماس گرفته و در اين کوشش شرافتمندانه همراه و همگام ما شويد. درهای بخش های مختلف بنياد ميراث پاسارگاد بروی شما هميشه گشوده است.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط سعیدسعیدی در دوشنبه بیست و نهم مرداد 1386 و ساعت 20:54 | Donbaleh Balatarin
 

هولوکاست فلامينگوها   




 

اگه هولوکاست کلیمی ها و سوزوندن انسانها در کوره های آشویتز در زمان جنگ جهانی دوم دروغه و هیچ سندیت و قطعیتی نداره، ولی آیا می تونید بگین نسل کشی هزاران فلامینگو در دریاچه - سابق - بختگان هم که همین امروز در نقطه ای نه چندان دور افتاده همین مملکت داره اتفاق می افته و این همه عکس و گزارش ازش وجود داره هم دروغه؟

گزارش مژگان جمشیدی از نسل کشی فلامینگوهای بی دفاع به دست ما ملت از خدا بی خبر که اتفاقا فکر می کنیم محبوب ترین ملت نزد خدائیم.

کجائید آقای دری نجف آبادی؟

ماندانا

مطلب سپهر سلیمی درباره همین فاجعه

+ نوشته شده توسط سعیدسعیدی در چهارشنبه بیست و چهارم مرداد 1386 و ساعت 21:36 | Donbaleh Balatarin
 
ديروز ديگه از زمين و زمان خسته شده بودم اگر نميرفتم كوه احتمال داشت به همين زودي
 
 باز بهم بریزم به همين دليل رفتم كوه جاي شما خالي بعد از گذر از يك دره كه حدودا با
 
ماشين 4 ساعت طول كشيد رسيدم به قول خودمون به پاي كار كه قله شيرباد بود
 
 از دور كوه داشت دوباره صدا ميكرد كه زمان زمان شروعي مجدد است از دور دست
 
به خوبي بوي ارسها و گونها را ميفهميدم مست شده بودم از اين همه زيبايي
 
به فراموشي كامل سپرده بودم تمام روزگاران را كه چند ساعت پيش تركشان گفته بودم
 
 تنها چند نام در ذهنم در حال گردش بود دوستان خوبي كه در همه حال تلاششان
 
بر حفظ و بازسازي اين همه زيبايي است دوستان همرزمي كه در تمام لحظات
 
 تيز بينانه همچون سلطان آسمان ايران عقاب و تيز هوشانه همچون سلطان دشتهاي
 
 سرزمين پارس یوز ایرانی در پي حفظ و حراست از طبيعت اين كيان بكر هستند 
 
شروع به صعود كردم هنوز لختي نگذشته بود كه باز روحم پر گشود به كشتارهاي
 
اخير و چقدر ما انسانهاي ناسپاسي هستيم
 
نميدانم چند نفر بودند اما انسانهاي بيمروتي بودند به حتم
 
نمي دانم در چه انديشه اي بودند اما ميدانم به محيط زيست نمي انديشند به حتم
 
نمي دانم خود را چه ميندانيدند اما من آنها را شكارچي نمينامم به قطع
 
از اینکه گاه گاهی خود را شکارچی مینامم سخت افسرده و متنفر شدم
 
گرازي در خون غلطيده بود ماده گرازي كه هنوز ميشد فهميد كه توله دارد
 
اين به خود نام نهاده شكارچي ساعاتي قبل او را با تيز جفا مضروب كرده بودند در حالي
 
كه هنوز ميشد صداي زوزه خفيفي از او را شنيد دو پا ويكي از دستهاي حيوان را
 
جدا كرده بودند و حيوان نيمه جان را رها كرده و رفته بودند 
 
حال همه ما سنگسار را محكوم ميكنيم اعدام را نوعي توحش ميدانيم
 
خودمان را انسانهايي فهميده و متمدن ميدانيم انسانهايي كه وام دار بيش از
 
 7000سال سال تمدن پارسي است
 
حال نميدانم نمیدانم بر ما چه گذشته است كه اينگونه گشته ايم
 
دوستي از شكستن پاي اردكي غمگين و نالان ميشود و هميشه جوياي حال او
 
و دوستاني قطع ميكنند دست و پاي ماده گرازي را در حالي كه هنوز جان در تن دارد
 
و هر گاه كه آب مينوشند و نماز ميخوانند لعن و نفرين ميكنند شمر را كه بريد دست
 
از جنازه امام حسين (ع)
 
اين است ايمان ما
 
اين است انسانيت ما
+ نوشته شده توسط سعیدسعیدی در سه شنبه شانزدهم مرداد 1386 و ساعت 20:44 | Donbaleh Balatarin