تبليغاتX
مهتاب شب
سفر پنج است : اول به پای ؛دوم به دل ؛ سوم به همت ؛ چهارم به دیدار ؛ پنجم در فنای نفس .
 

از ساعت چهار صبح توي فرودگاه مشهد گيرافتادم تمام پروازها كنسل شده نمي دونم

اين چه وقت برف اومدن بود هر وقت از قبل برنامه ريزي ميكنم درمورد يك كار مي دونم

 كه اون كار بالاخره خراب ميشه الان درست ۱۶:۳۰ ساعت است كه توي سالن فرودگاه

 نشستم تا حالا توي عمرم به اين اندازه مداوم تلويزيون نگاه نكردم

ديگه دارم كم كم ديونه ميشم نمي دونم چكار بايد بكنم

 تنها فردا رو فرصت دارم كه بتونم ويزا و پاسپورتم را بگيرم خيلي بهم ريخته شدم

 نمي دونم چكار بايد بكنم اگر نتونم تا فردا خودم رو به تهران برسونم

 اما نه اصلا دوست ندارم به اون اگر فكر كنم

 الان به تنها چيزي كه دوست دارم فكر كنم درختهاي ارس منطقه دهبار است زير اين

برف سنگين خيلي زيبا بايد شده باشند مثل عروسهايي كه لباس سفيد زيبايي

برتن كرده اند


                    در ستايش يك زوج عاشق ؛ نسيم و جعفر!

                                       

+ نوشته شده در  دوشنبه هفتم اسفند 1385ساعت 20:30  توسط سعیدسعیدی  | 
 

برای روز چهارشنبه به مقصد کراچی بلیط گرفتم اما هنوز نتونستم

ویزای پاکستان رو به دست بیارم یه خورده مشکل در تمدید گذرنامه ام

ایجاد شده

کم کم دارم با بچه ها خداحافظی میکنم امیدوارم که بتونم تا روز

سه شنبه ویزا بگیرم اگر نه به پرواز نمی تونم برسم و باید زمینی برم

پاکستان درست یک سال شدکه مرتضی رفته و خبری ازش نیست

امیدوارم بتونم لااقل با دست پر اینبار از این سفر برگردم


پیوست :

                  کاشت درخت در واراناسی (سفرنامه سبز )

         تقديم به پروانه عزيز

         تقديم به پروانه عزيز

ما که آمدیم خیلی کسان را پشت سر گذاشتیم که آرزوی کنده شدن از آن بیابان را داشتند ولی پایشان بسته بود .ما هنوز به همه آنها می اندیشیم و چون شکوفه و بارانی ندیدیم که سلامشان را برسانیم حسرت بارانی شدن و گل دادن کویر خودمان را در دل داریم و سودایش در سر می پروریم تا روزی از همان راهی که آمدیم باز گردیم و در زلف گیسوان همان گونهای آشنا بپیچیم

باتشكر از دوست مهربانم پروانه عزيز كه اين متن زيبا رو براي من ارسال كردند

 حمايت قاطعانه‌ي معاون سازمان جنگل‌ها و مراتع از عدم آبگيري سد سيوند!

                  به اميد خشك ماندن هميشگي درياچه‌ي سد سيوند


لطف دوستان به من :

با تشكر فراوان از جناب درويش به اميد برچيده شدن هر چه زودتر دكلها در توس و

تخريب هر چه زودتر سد سيوند

به كجا چنين شتابان ؟ گون از نسيم پرسيدبا تشكر فراوان از دوست عزيزم پروانه مهربان

+ نوشته شده در  شنبه پنجم اسفند 1385ساعت 13:46  توسط سعیدسعیدی  | 
 

         


پيوست :

                  سفر نامه سبز محمد تاجران به نپال رسيد

  وقتي كه وزير نيرو از كوره درمي‌رود! سد را به هر قيمتي افتتاح خواهد كرد ... مگر مي‌شود از ميلياردها تومان سرمايه‌اي را كه صرف ساختن آن شده، صرفنظر كرد؟ وي حتا با خشمي آشكار اين را هم گفت: «آنهايي كه الآن سينه‌چاك ميراث فرهنگي و عاشق تاريخ ايران شده‌اند، تا حالا كجا بودند؟ هيچكس مثل من عاشق و مدافع و نگران سرمايه‌هاي تاريخي كشور نيست!»

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه سوم اسفند 1385ساعت 21:52  توسط سعیدسعیدی  | 
          

         

 

         تقديم به جناب درويش

ما که آمدیم خیلی کسان را پشت سر گذاشتیم که آرزوی کنده شدن از آن بیابان را داشتند ولی پایشان بسته بود .ما هنوز به همه آنها می اندیشیم و چون شکوفه و بارانی ندیدیم که سلامشان را برسانیم حسرت بارانی شدن و گل دادن کویر خودمان را در دل داریم و سودایش در سر می پروریم تا روزی از همان راهی که آمدیم باز گردیم و در زلف گیسوان همان گونهای آشنا بپیچیم

باتشكر از دوست مهربانم پروانه عزيز كه اين متن زيبا رو براي من ارسال كردند


پيوست :

                               در مناظره‌ي راديويي سيوند چه گذشت؟!

                        به اميد خشك ماندن هميشگي درياچه‌ي سد سيوند

+ نوشته شده در  سه شنبه یکم اسفند 1385ساعت 12:20  توسط سعیدسعیدی  |