از دیدن اون همه عظمت کلی شگفت زده شده بود شب هم رفتیم حرم
فردا رابرت مشهد رو به قصد سرخس ترک میکنه امید وارم موفق باشه ![]()
راستی سر قبر مهدی اخوان ثالث هم رفتیم
از یک گالری فرش نفیس هم دیدن کردیم
کلی لذت بخش بود امروز
فقط همین رو میتونم بگم
لطفا برای دیدن عکسها روی ادامه مطلب کلیک کنید
به این اندازه عذاب نکشیدم اونم روی دوچرخه !!!!!!!!!!!!
محمد تاجران بر طبق منوال همیشه سر از خواب بیدار شدن با خودشم چونه میزنه
ساعت ۶ طبق قراری که با رابرت داشتیم از خونه آقا رضا بیرون اومدیم
رفتیم هتل رابرت دم در هتل منتظر ما بود آقای صالح آبادی هم حاضر بود اونجا
همون صالح آبادی معروف که با دوچرخه به ۵۰کشور دنیا تنهایی سفر کرده
بعد از اینکه کلی مخ ما رو ریخت توی فرغون
به راه افتادیم
درست ساعت ۶:۳۰ رو نشون میداد![]()
بعد از خروج از نیشابور رابرت رو متقاعد کردیم بریم دیدن خیام
آدم جالبی بود تنها عشقش جاده بود
میگیتوی فرانسه جاده خیلی خیلی کمه![]()
این رو میگم به این دلیل که تنها از این شهر به اون شهر این رابرت قصه ما میره
به جاهای دیدنی شهر اصلا سر نمیزنه
حتی دوربین عکاسی هم همراهش نبود![]()
خلاصه مسیر مشهد نیشابور ما بارها بارها در بدترین شرایط آب هوایی به ۴:۳۰ساعت
طی میکردیم
که چشمتون روز بد نبینه یا به غول داداش مرتضی خدا به سر گرگ بیابون هم نیاره![]()
این مسیر تبدیل شد به ۱۲ ساعت فیکس
مگه به مشهد میرسیدیم میگی جاده کش اومده بود
تمام مسیر رو به باد
رابرت هم که نمیدونم میترسید بیاد ایتالیایی عوض کنه یا اینکه یاد نداشت
درست ۸:۴۰ روی دوچرخه بودیم تا رسیدیم مشهد
البته یه موقع نگویین که یه جا میگه ۱۲ ساعت یه جا میگه ۸:۴۰ پسره قند خونش افتاده پایین
نمیدونه چی داره میگه
نه کل مسیر با استراختهای جناب رابرت لاکپشت شد ۱۲ ساعت
که از این دوازده ساعت کذایی ۸:۴۰ ساعت رکاب زدیم
بالاخره رسیدیم مشهد منم یه حال درست درمون به این جناب رابرت البته دادم اسمش
رفت روی تنه دوچرخه ام نوشتم اونم به جمع افرادی که توی جاده توست من کشته شده
پیوست![]()
حالا از اینها بگذریم تمام مسیر یه طرف اومدن خونه هم یه طرف
رابرت که با محمد رفت خونه ممحمد من موندم حوض ام که دیگه کاریش نمیشد کرد
بعد از یک ساعت تلاش دیگه تازه خونمون از دور نمایان شد نمی دونید چقدر از برگشتن به خونه
خوشحال بودم اما این خوشحالی دیری نپایید چون تازه یادم اومد باید ۴ طبقه برم بالا هنوز![]()
الانم که در خدمت شما هستم این آپ رو به این خاطر گذاشتم که فقط بدونید من هنوز زنده ام
و متاسفانه هنوز تریلی من رو توی جاده له نکرده
یه تعداد عکس هم گرفتم که مبتونید توی ادامه مطلب این عکسها رو نگاه کنید تا بقیه عکسها رو هم
جمع و جور کنم باید ببخشید زیاد خوب در نیومده چون دوربین عکاسی که امروز باهاش کار کردم
و این عکسها توست اون گرفته شده مالی نبود
اما ناراحت نباشید ۲تا دوربین دیگه هم همراه ما بود
برخلف رابرت من عقده دوربین عکاسی دارم![]()
یکی از دوربینها توی ساک محمد تاجران موند ویکی دیگه هم هنوز فیلمش تموم نشده
البته باید بگم محمد جان استاد منه توی عکاسی![]()
به غیر از مشکلی که پنجه های دوچرخه من پیدا کرد مشکل دیگه ای نداشتیم
با دوست فرانسویمون هم ملاقات کردیم بر خلاف تصور من یه پیرمرد بود![]()
فردا قراره به مشهد باز گردیم
راجب به سفرمون به شیراز براتون کلی حرف دارم
نمی دونم چرا هر چقدر برای اجرای یه برنامه
برنامه ریزی و تلاش میکنم اون برنامه بهتر خراب میشه![]()