تبليغاتX
مهتاب شب
سفر پنج است : اول به پای ؛دوم به دل ؛ سوم به همت ؛ چهارم به دیدار ؛ پنجم در فنای نفس .
سوخت جانم سوخت جانم سوختم

آتشی اندر درون افروختم

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و یکم شهریور 1385ساعت 0:10  توسط سعیدسعیدی  | 
دیر بازیست که جمعه ها از پس یکدگر می آیند و تو نمی آیی

ای مولای من ای مولایم وقت باز آمدن تو نزدیک نشده است

دیر زمانیست که از جرم جنایت جهان پر داد شده است

فریادها نیز به یکدیگر دیگر نمی رسند

وقت است که مولایم با آیی

پس تعجیل فرما

برای بر پایی عدل وداد تعجیل فرما

که جهانی تنها برای آمدن تو آفریده شده است

پس جان زهرایت تعجیل فرما

+ نوشته شده در  جمعه هفدهم شهریور 1385ساعت 1:55  توسط سعیدسعیدی  | 
بهترین مهتاب شب سال داره کمکم نزدیک میشه تمام طول سال

رو برای رسیدن یه اینجور شبی با مرتضی در انتظار بودیم

اما امسال مهتاب شب نیمه شعبان زیاد برام لطف نداره

با اینکه ماه به کمال خودش میرسه وبهترین مهتاب شب ساله

اما به امید مهتاب شب سال دیگه که انشالله داداشم هم باشه

دوش در دوش هم بریم به ارسها سری بزنیم

+ نوشته شده در  پنجشنبه شانزدهم شهریور 1385ساعت 23:27  توسط سعیدسعیدی  |